|
۱۸ فروردين ۱۳۸۶ |
|
سهيلا صلاحي اصفهاني فكر ميكنم تو هم به اندازه من، او را دوست داشته باشي اگر برايت بگويم كه: دنيايش تنگ و كوچك و بسته نيست. روزنامهها را ميخواند. اخبار را با دقت پيگيري ميكند. احزاب و گروهها را ميشناسد. در مقابل مسائلي كه در دنيا اتفاق ميافتد بيتفاوت نيست و عكسالعمل مناسب نشان ميدهد.
قرآن خواندنش ترك نميشود، هم ميخواند و هم عمل ميكند. كميل شبهاي جمعه را فراموش نميكند. ندبههاي صبح جمعه و سمات عصر را به موقع ميخواند. عهدهايش را بر سر سجاده صبح محكم ميكند. ذكرهاي روزانهاش را اول وقت ميگويد. و خلوتهايش را با عاشورا پر ميكند.
ورزش ميكند اما جوانمردي و رادي براي او از قهرماني مهمتر است. به سلامتي و تندرستي بها ميدهد. به اندازه ميخورد. به اندازه ميخوابد. و به اندازه تحرك دارد.
خودش را مهياي جهاد ميكند. تلاش مينمايد تا آمادگيهاي نظامي و رزمي را كسب كند. سلاحهاي روزگار خود را ميشناسد و كاركردن با آنها را ميداند.
به بزرگترها احترام ميگذارد. به پدر و مادرش نيكي ميكند. حقوق همسايهها را رعايت ميكند. در جمعهاي فاميلي حاضر ميشود. سراغ دوستانش را ميگيرد و ارتباطش را با آنها حفظ ميكند. هرگز حرمت معلمهايش را نميشكند. ادامه دارد...
ماهنامه موعود شماره 73 |