|
نيم نگاهي به انتظار در آينه روايات |
|
|
|
۰۵ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 4 «اي فرزند رسول خدا! آيا مودت و دلبستگي و پيروي مرا نسبت به خودتان قبول داريد ؟
فرمود :آري
عرضه داشتم : من از شمامطلبي را مي پرسم و مي خواهم به من پاسخ دهيد ، زيرا كه چشم من نابينااست و كمتر راه مي روم و نميتوانم هر وقت بخواهم به ديدار شما بيايم .
فرمود : خواسته ات را بازگوي!
عرض كردم: ديني كه تو و خاندان شما خداي عزوجل رابا آن دينداري ميكنيد برايم بيان فرما تا خداوند را با آن دينداري كنم؟
حضرت فرمود: گرچه سوال را كوتاه كردي ولي مطلب مهمي پرسيدي ، به خدا قسم ، ديني را كه من و پدرانم خداوند را با آن دينداري مي كنيم برايت مي گويم :
گواهي دادن به اين كه هيچ معبود حقيقي جز خداوند نيست ، و اين كه محمد (صل الله عليه و اله) پيامبر خدااست ، و اقرار به آن چه از طرف خداوند آورده ، ودوستي با دوستان ما و بيزاري از دشمنان ما ، وتسليم بودن به امر ما ، وانتظار قائم ما ، وتلاش و پرهيزكاري مي باشد .»
و هم چنين در اخبار بسياري تصريح شده است كه : انتظار فرج از فضل عبادات نزد خداوند عزوجل است.7
معناي انتظار ، شرايط و آثار و علائم آن
حقيقت انتظار بر حسب مفهوم لفظي آن ضد ياس است ، و مراداز انتظار چيزي ، آن است كه يقين به وقوع آن داشته و چشم به راه آن باشد ، واميدوار به زمان وقوعش باشد .
كيفيت انتظار فرج حضرت حجت (عليه السلام) در هر زماني چه قبل از زمان غيبت و چه در حال غيبت ، بر دو قسم است :
قسم اول : انتظار قلبي . قسم دوم: انتظار بدني .
قسم اول : انتظار قلبي . انتظار قلبي داراي درجات سه گانه است :
- درجه اول :آن كه يقين داشته باشد ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و آن وعدهالهي است كه تخلفي در آن نيست ، و هر قدر هم در تحقق آن تاخير شود، مايوس و نااميد نگردد و منكر اصل آن نشود.
- درجه دوم :آن ظهور را موقت به وقت خاصي نداند كه قبل از آن مايوس از وقوع آن شود.
- درجه سوم : آن كه بر حسب آن چه در روايت است كه :
«توقعوا الفرج صباحا و مساء اً».8 «هر صبح و شام منتظر فرج باشيد».
و آن چه در وارد است كه: «ياتي بغته كالشهاب الئاقب»9
«او هم چون شهاب فروزاني ناگهان خواهد آمد » و در فقره اي از دعا است :
«انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا »10 و امثال اين ها ، پس در هر حال و هر زماني منتظر باشيد ،يعني اميد وقوع آن را داشته باشيد .
- درجة اول انتظار اين درجه واجب است و حقيقت ايمان به آن بستگي دارد ، ونبود آن در باطن امر موجب كفروضلالت مي شود، اگر چه به حسب ظاهر محكوم به احكام اسلام باشد ، و براي هميشه در آتش با كفار خواهد بود ،چون انكار امر امامت است ، هر چند در ظاهر اقرار به توحيد و رسالت دارد ، ودليل بر آن ازآيات و اخبار بسيار زياد است ، چنانكه به بعضي ازآن اشاره شد.
و آن چه از آيات وروايات بعد از ملاحظه وعده هاي الهيه كه در بعضي از آيات قرآن11 داده شده ،استفاده مي شوداين است كه بر حسب دليل عقلي ونقلي ،كساني كه شايستگي خلافت و وراثت نبويه و ولايت الهيه را دارند ، منحصرند به دوازده وجود مقدس كه حسب و نسب و اسم و وصف و شخص آن ها از جهت پدري و مادري ، در اخبار متواتر ذكر شده است، و بعد از ملاحظه آن كه آن وعده هاي الهيه تا كنون ـ برآن وجهي كه درآن آيات وآن اخبار است ـ هرگز در هيچ زماني نسبت به هيچ كدام ازآن دوازده نفر و درحق غير آن ها وقوع نيافته ، و دين الهي در كل عالم بر همةدين ها غلبه پيدا نكرده كه جميع مردم به آن معترف شده باشند ، و به ملاحظة آن كه امامان معصوم عليهم السلام همگي تا كنون مظلوم واقع شده و ضعيف شمرده شده اند و تمكين و استخلاف و وراثت آن ها در زمين با نبود خوف و ترس براي هيچ يك تحقق نيافته ،پس بايد انتظار تحقق آن وعده هاي الهي رابه وجود حضرت مهدي (عليه السلام) و نيز براي پدران بزرگوارش بعد از رجعت ايشان به اين دنيا ،چنانچه در اخبار متواتره بر آن تصريح شده، داشته باشد .
و بعد از تامل منصفانه و بدون تعصب و عناد در اين آيات اخبار ، واضح و روشن مي شود كه انكار و شبهه در امر ظهور و فرج حضرت مهدي ونيز در رجعت پدران گراميش (عليه السلام) ، انكار و تشكيك در آيات قرآني و ادله قطعي نقلي است ، و حقيقت كفر و ضلال جز همان انكار امر حق يا تشكيك در آن بعد از وضوح نيست .
|