|
نيم نگاهي به انتظار در آينه روايات |
|
|
|
۰۵ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 4 اشاره : روايات بسياري وارد شده كه با انتظار ،نصرت و ياري امام (ع) حاصل مي شود ، از جمله در «نورالابصار» از حضرت صادق (عليه السلام)روايت شده است كه فرمود : «هر كس از شما بميرد در حالي كه انتظار ظهور حضرت قائم (ع)را داشته باشد ، مانند كسي است كه با آن حضرت و در خيمه ايشان باشد . آنگاه اندكي ساكت شد و سپس فرمود : مانند كسي است كه در ركاب او جهاد كند.
پس از آن فرمود: نه ، والله ، بلكه مانند كسي است كه در ركاب رسول اكرم (صل الله عليه و اله) شهيد شده باشد .»1 و نيز روايت ديگري در «نورالابصار » از ابي حمزه نقل شده كه گفت : به حضرت صادق (صل الله عليه و اله) عرض كردم : فدايت شوم ، پيرو ناتوان شده ام ،و اجلم نزديك شده است و ميترسم پيش از وقوع امر فرج شما بميرم . «فرمود : اي ابا حمزه !هر كس كه ايمان داشته باشد و گفتار ما را تصديق كند ، و منتظر فرج ما باشد ، مانند كسي است كه در زير پرچم حضرت قائم (عليه السلام) شهيد شده باشد ، بلكه ثواب كسي را دارد كه در ركاب حضرت رسول (صل الله عليه و اله) شهيد شده باشد .»2
و در روايت ديگري از آن حضرت نقل شده كه فرمود: « هر كدام از شما كه در حال انتظار فرج از دنيا رود، حق تعالي از بسياري از شهيدان بدر و احد افضل است .»3
و از اين روايات استفاده مي شود كه : خداوند به واسطة انتظار ،اجر و ثواب مجاهدين و شهداي در ركاب حضرت قائم (عليه السلام)را مرحمت مي فرمايد ، و منتظرين فرج را در زمره ياوران ايشان محشور مي فرمايد .
و در فصل سوم در بيان معناي انتظار روشن مي شود كه هر گاه حقيقت انتظار در كسي حاصل شود ، با همان انتظارش در حقيقت نصرت و ياري امام (عليه السلام) نموده است .
ذكر رواياتي در ساير فضيلت هاي انتظار
در اين جابه برخي ديگر از فضائل انتظار ، و بيان وجوب انتظار و آن كه انتظار از لوازم حقيقية ايمان، و از شرايط قبولي اعمال و عبادات است مي پردازيم .
در «نورالابصار» از تفسير «برهان » از مسعده روايت شده كه گفت:
« در محضر مبارك حضرت صادق (عليه السلام)بودم كه پيرمرد قد خميده اي وارد شد، در حالي كه به عصاي خود تكيه كرده بود ، پس سلام كرد، و حضرت جواب سلامش را دادند .
آن گاه عرض كرد: يا بن رسول الله !دست خود را بدهيد ببوسم؟
آن گاه دست حضرت را بوسيد ، و سپس شروع كرد به گريه كردن .
حضرت فرمودند اي پيرمرد !چرا گريه مي كني ؟
عرض كرد:فدايت شوم . صد سال است كه عمرم در انتظار قائم شما سپري گشته ، هر ماه جديدي كه مي آيد مي گويم : در اين ماه ظاهر مي شود . و هر سالي كه تازه مي شود مي گويم :در اين سال واقع مي شود ، اكنون پير و ناتوان شده ام و اجلم فرا رسيده ، و هنوز به مراد دل خود نرسيده ام ، و فرج شما را نديده ام ،چرا گريه نكنم و حال آن كه بعضي از شما را در اطراف زمين پراكنده و بعضي را به ظلم دين كشته مي بينم .
پس حضرت صادق (عليه السلام) گريان شدند و فرمودند:«اي پيرمرد !اگر زنده ماندي تا زماني كه ببيني قائم ما را ، مقام رفيع و بسيار والائي خواهي داشت ، و اگر پيش از ظهور آن حضرت در انتظار او از دنيا رفتي ، پس در روز قيامت در زمرةآل محمد(صل الله عليه و اله) محشور خواهي شد.
و آن ها ما هستيم كه امر به تمسك به ما نمو ده ،در آن جا كه فرمود:
« اني مخلف فيكم الثقلين ، فتمسكوا بهما لن تضلوا ، كتاب الله و عترتي اهل بيتي »
من در ميان شما دو گوهر گرانبها را بر جاي مي گذارم ، پس به آن دو تمسك كنيد كه هيچ گاه گمراه نشويد : كتاب خدا و عترت يعني خاندانم .»
اما زين العابدين (عليه السلام) به ابي خالد كابلي فرمود:
« ثم تتمد الغيبه بولي الله عشر(عليه السلام) من اوصيا ء رسول الله (صل الله عليه و اله) و الائمه بعده . يا ابا خالد!ان اهل زمان غيبته القائلون بامامته ، المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان ، لان الله – تعالي ذكره ـ اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغيبه عندهم بمنزله المشاهده ،وجعلهم في ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي رسول الله (صل الله عليه و اله) بالسيف ، اولئك المخلصون حقا ،و شيعتنا صدقا ،والدعاه الي دين الله سرا و جهرا .»
و قال :« انتظار الفرج من اعظم الفرج »4
« سپس غائب ماندن ولي خدا كه دوازدهمين جانشين رسول خدا (صل الله عليه و اله) و امامان بعد از او مي باشد طولاني خواهد گشت .
اي ابو خالد ،همانا اهل زمان غيبت او كه امامتش را باور دارند ،ومنتظر ظهور او هستند از مردم همةزمانها بهترند ، زيرا كه خداوند تبارك و تعالي آن چنان عقل و شعور و معرفت به آن ها عنايت فرموده كه غيبت نزدآنان مانند حضور و مشاهده است ،و آنان رادر آن زمان به منزلة كساني قرار داده كه در پيشگاه رسول خدا (صل الله عليه و اله) با شمشير جهاد كرده اند ،آنان حقا مخلص هستند ، و راستي كه شيعيان ما هستند ، ودعوت كنندگان به دين خداي عزوجل در پنهان و آشكار مي باشند .»
و فرمود :« انتظار فرج خود از بزرگترين فرجها است .»
درروايت ديگري ابي بصير گويد : روزي امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمودند :
«آيا شما را خبر ندهم به چيزي كه خداوند جزبه آن عملي رااز بندگان قبول نمي كند ؟ گفتم :بلي .
فرمود: شهادت به وحدانيت و يكتائي خداوند و رسالت پيامبر اكرم و اقرار به آن چه امر فرموده ، ودوستي مابيزاري از دشمنان ما ، و تسليم بودن در برابر ما و داشتن ورع و اجتهاد و اطمينان،وانتظار كشيدن براي قيام قائم (عليه السلام) .
آن گاه فرمود : به درستي كه براي ما دولتي است كه خداوند آن را هر وقت كه بخواهد ظاهر مي گرداند.
سپس فرمود: هر كس دوست دارد كه از اصحاب قائم (عليه السلام)باشد پس هر آينه بايد انتظار كشد ،و با ورع و محاسن اخلاق عمل كند در حالي كه انتظار دارد ، پس اگر بميرد و قائم پس از او خروج كند از براي او اجر كسي است كه آن حضرت را درك كرده است . پس كوشش كنيد و انتظار بكشيد ، گوارا باد براي شما اي گروهي كه مورد لطف و رحمت خداهستيد .»5
در «كافي» است كه ابي جارود به امام محمد باقر (عليه السلام) عرضه داشت:
«يابن رسول الله ؛ هل تعرف مودتي لكم و انقطاعي اليكم و موالاتي اياكم ؟ قال : فقال : نعم .
قلت: فاني اسئلك مسئله تجيبني فيهافاني مكفوف البصر ، قليل المشي و لا يستطيع زيارتكم كل حين .
قال : هات حاجتك.
قلت : اخبرني بدينك الذي تدين الله عزوجل به : انت و اهل بيتك لادين الله عزوجل به .
قال: ان كنت اقصرت الخطبه قد اعظمت المسئله ، والله لاعطينك ديني و دين آبائي الذي ندين الله و عزوجل به شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدارسول الله (صل الله عليه و اله) و الاقرار بما جاء من عند الله و الولايه لولينا و البرائه من عدونا ،و التسليم لامرنا ،و انتظار قائمنا، و الاجتهاد و الورع .»6
|