spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
نقطه ته خط چاپ پست الكترونيكي
۰۶ فروردين ۱۳۸۶

3. شهر رنگ و بوي ديگري گرفته است. گويي وارد يك دنياي ديگري شده‌اي. همه چيز تغيير كرده است. نوع زندگي مردم از يك اتفاق مهم حكايت مي‌كند. همة آن‌هايي كه سلام كردن را فراموش كرده بودند و به سرعت از كنار هم مي‌گذشتند، تا از زندگي عقب نمانند، حالا زندگي عادي خود را فراموش كرده‌اند. سعي مي‌كنند آرام و سلانه ‌سلانه راه بروند. به جاي سرعت و شتاب در چهره‌شان آرامش و اندوه نشسته است. هر كسي نداند و اين مردم را نشاسند، نمي‌فهمد اين شور و حال و ماتم مردم براي چيست. چرا لبخند به لبان كسي نمي‌نشيند؟ چرا هيچ كس اول شب به خانة خود نمي‌رود؟ چرا مردم با چشمان سرخ شده، و سينه‌هاي تب‌دارشان، فريادشان به آسمان بلند است؟ بايد به آنها گفت: «محرم شده است».
ـ يا حسين
پرچم‌هاي عزا در خانه‌اي برپا شده است. همه ماتم زده‌اند. همه سياهپوش شده‌اند.شايد كساني كه اين مردم را نمي‌شناسند، نفهمند كه اين همه دسته، و مجالس سخنراني و حسينيه براي كسي كه سال‌ها قبل، يعني دقيقاً 1366 سال قبل كشته شده است، چه معنايي دارد و شيعه در اين عزاداري‌ها به دنبال چه چيزي مي‌گردد؟و شايد درك نكند كه «حسين همه چيز اين مردم است».مدّاحي با صداي غم آلودش مي‌خواند «تموم زندگيم مال حسينه».
4. راستش را بخواهي، ميان اين همه ارادت و اخلاص، كم مي‌آوري. طوري به سينه‌ها ضربه مي‌زنند كه گويي قفسه‌ي سينه‌شان در حال شكستن است. به شكلي زنجير به شانه‌هايشان فرود مي‌آورند، كه صداي اين برخورد دلت را به لرزه در مي‌آورد. فريادي از حنجره‌هاي خسته‌شان بيرون مي‌دهند كه همه‌ي صدايي كه در نفس ذخيره كرده‌اند، تمام مي‌شود:
ـ يا ابوالفضل
ندايي كه نژاد و مليّت، و حتّي دين نمي‌شناسد. يك مسيحي در صف نذري ايستاده است، تا حاجت برآورده نشده‌اش را با نام او برآورده كند و با اعتقاد كامل مي‌گويد: «من بارها از نام حضرت عباس(ع) حاجت گرفته‌ام».
و تو خجالت مي‌كشي كه او چقدر پيش حضرت عباس(ع) آبرو دارد و تو كه خانه‌زادي، و ادعاهايت گوش عالم را كر مي‌كند، چه آبرويي به هم زده‌اي؟
بايد اين آبروي از دست رفته را دوباره، به دست آورد.
5. سلام بر حسين(ع)
اين ذكري است كه بين دل‌ها پيوند برقرار كرده است. دست‌ها با قلب آشنا مي‌شود. باران گرمي روي گونه‌ها نشسته است. تعارف كردن رسم هر روز مردم مي‌شود. همه‌ي كساني كه ديروز، در همه چيز از هم سبقت مي‌گرفتند و اصلاً جلو زدن براي شان نوعي زرنگي و پيروزي به حساب مي‌آمد، امروز «بفرما» مي‌گويند. آب دست مردم تشنه مي‌دهند. شربت تعارف مي‌كنند و پشت سرش مي‌گويند: «سلام بر حسين، يادت نره».
دسته‌ها انتظار را تجربه مي‌كنند. به احترام عزاداران حسيني مي‌ايستند و صداي خود را قطع مي‌كنند تا صداي دسته‌ي روبرو را كه صداي خودشان هم است، در عمق جانشان نفوذ كند. من و تو ندارد. همه يك چيز مي‌خواهند.در يك محلّه هر دسته‌اي خود مي‌داند كه براي عرض تسليت و ادب وارد خانه‌هاي ديگر اهل بيت(ع) شوند و سلام دهند.اين كلاس درسي است كه استادش حضرت حسين(ع) است. نوعي آموزش حضوري در ميدان خودسازي است. هر كسي آرزو مي‌كند، يك بهره‌اي به ديگران برساند. عطش تشنگي مردم را برطرف كند. لقمه‌اي غذا به عاشقان حضرت برساند، كفش‌هاي زائران حسين(ع) را جفت كند. قضا را با عطر صلوات خوشبو كند. يا حتّي بر تن رنجور عزاداران گلاب بپاشد. طبلي بكوبد، سنجي بزند و خلاصه هر كس خود را شاگرد مكتب حسين(ع) و خادم اين درگاه مي‌داند.
6. « اگردين نداريد، پس آزاد مرد باشيد»
اين درس اول و آخر اين مدرسه است. و تو فكر مي‌كني چرا در اين مدرسه تنها يك نفر آزادگي را تجربه كرد و جماعت زيادي در صف كفر و شرك ماندند. بايد دليلش را در همان كربلا پيدا كرد:
ـ «شما شكم‌هايتان از حرام پر شده است و حرف حق در گوشتان فرو نمي‌رود».و مي‌ترسي كه نكند تو هم از سفره‌هاي دشمن استفاده كرده باشي و لقمه‌هاي آنها را چشيده باشي.چقدر دوست داري جاي حرّ بن يزيد رياحي باشي و از زبان مولايت حسين(ع)، توبه كردن را بياموزي. آغوش رحمت خداوند را تجربه كني و مژده‌ي پذيرفته شدن را در نفس‌هاي گرم مولايت با عمق وجود بچشي و اين حرارت تو را تا مرز شهادت ببرد.
7. اللهم لك الحمد حمدالشاكرين
با اشك چشمانت وضو مي‌گيري و سر به سجده مي‌گذاري و به خاطر نعمت وجود اهل بيت خدا را سپاس مي‌گويي و روز دهم را با اين طنين اين جمله به پايان مي‌رساني كه «من براي اصلاح دين، و امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم».
اين آغاز راهي براي تو و همة آنهايي است كه ادعاي حسيني بودن دارند. اين گوي و اين ميدان، كه در اين ميدان مولايت حضرت امام زمان(عج) هم همين وظيفه را بر عهده دارد و بانك صدايش در عالم پيچيده است كه كيست مرا در احياي دين جدّم ياري كند؟ كيست كه در قصاص قاتلان مادرم و انتقام خون مظلومان كربلا به من كمك كند؟
به اميد آن روز. يا حق.






ماهنامه موعود شماره 72

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.