|
۰۶ فروردين ۱۳۸۶ |
|
اينجا همان سرزمين موعود توست. قطعهاي از بهشت كه به زمين پيوند خورده است. از مركبت پايين بيا! رحل اقامت بيفكن! اين خاك ميخواهد اعجاز عطش را تماشا كند؛ قرنهاست در انتظار حضور توست. ميخواهد در عطر نفسهايت متبرك شود. اين خاك مهر سجود عالمي خواهد شد. از مركبت پايين بيا! رحل اقامت بيفكن! خيمههاي بيكسيات را برپا كن! به كودكانت مشق عطش بياموز! اين خاك از خون تو آبرو خواهد گرفت. خون سرخت در شريان عزّت و آزادگي انسان تا ابد جاري خواهد ماند. سينهات را به پهناي تمام دردهاي عالم وسعت دادهاند. تو امروز حماسيترين مثنوي تاريخ را با تكههاي پيكرت خواهي سرود. در بيت بيت شعر تو حقيقتي جاري است كه راز ماندگاري مثنويات خواهد شد. قافيههاي شعرت چشمهاي عبّاس است، قامت رعناي اكبر، حنجر نازك اصغر. قافيههاي شعرت، تمام وزن سپاه دشمن را به هم ميريزد. «هل من ناصر» غريبانهات تمام دشت را به آتش ميكشد. ذوالجناح از درد به خود ميپيچد. حجم هوا سنگين است هر چه قدر چشم ميدود سياهي است، نيزههاي آخته، شمشيرهاي برهنه، روبهان پليد، گرگهاي درنده، و مردي كه سينهاش به اندازة تمام زخمهاي نامردي بيانتهاست. سينة صدچاك او تمام تيرهايتان را برخواهد تافت، با تمام سپاه نيرنگ خود به پيش بياييد! به نام دين و به نام آيين محمد(ص) كلام رسول خدا(ص) هنوز در حافظة تاريخ مانده است: «احبّ الله من احب حسيناً» «هر كس حسين(ع) را دوست بدارد خداوند دوستش دارد».
ماهنامه موعود شماره 72
|