|
۰۵ فروردين ۱۳۸۶ |
|
سهيلا صلاحي اصفهاني
آن قدر شانههاي زخميام هم رنگ درد است كه د يگر رنج تخته سنگهايي را كه روي سينهام نهادهايد احساس نميكنم. حتي مشعلهاي سرخ شما نيز ديگر اثري ندارد. بسوزانيد مرا! تكه تكهام كنيد! بياييد و تن خاكي مرا، كه جز پوست و استخواني از آن نمانده، بر ناهمواري زمين ميخكوب كنيد! محال است بتوانيد به آرزوي پليدتان برسيد! محال است غير از آن چه گفتهام سخن ديگري از من بشنويد! من راستي را فرياد ميكنم. بدانيد كه « او» ما را به شكيبايي و بردباري فرمان داده است. «او» فرمود كه جايگاه ما بهشت است. و چه بهتر از اين كه فداكاري ما وسيلة نجات ديگران گردد و از بردگي و ظلم رهايي يابند. بدانيد كه نام نيك ما در هر دو جهان باقي خواهد ماند. *** گمان ميكنيد صداي تازيانههايي را كه بر پيكر عزيز جانم، نورِ ديدهام، تنها پسرم، فرود ميآوريد نميشنوم؟ گمان ميكنيد آسان است به جاي صوت دلنشين مناجات او، ضجههايش را تاب بياورم؟ به خدا سوگند كه چنين نيست! اما آتش دلم را با كلام و وعدة «او» خاموش ميكنم كه همان كلام و وعدة خداست. آري! آن چه خدا و پيامبر گفتهاند، صحيح است و صادق. *** مرگ براي ما شيرينتر و گرانبها تر است از سلامتياي كه به بهاي بيحرمتي به «او» و تبري جستن از دين «وي» باشد. هزار بار ديگر كه مرا منع كنيد باز همان را خواهم گفت: اشهد ان لا اله الّا الله اشهد انّ محمداً رسول الله. *** من، همسرم و فرزندمان شنيديم كه «او» برايمان دعا كرد كه: خدايا آل ياسر را بيامرز. و فرمود: من آنچه از عهدهام ساخته بود، كردم. حزن و اندوه «او» از ديدن وضعيت ما كمتر از تأثير آهن گداختهاي كه بدنهايمان را با آن داغ ميكنيد، نيست. آخر «او» پيامبر خداست. محمد(ص) ميگويد: تفاوتي ميان سياه و سپيد نيست. غني و فقير نزد خدا يكسانند. مردم در نظر او مانند دانههاي شانه برابرند همة فرزند آدماند و آفريده شده از خاك. برتري در شهرت و مقام و مال نيست. هر كه تقوايش بيشتر« گراميتر» تو نيز اگر شنيدهبودي كه «او» دربارة عمار چه ميگفت، مباهات ميكردي بر اين شهادت و بر اين كه فرزندي همچون عمار از آن تو باشد. پيامبر فرمود: دستهاي ياغي او را به شهادت ميرسانند. عمار يك پارچه ايمان است. هر كس با عمار دشمني كند مثل اين است كه با خدا دشمني كرده است و هر كسي بغض او را در دل نگاه دارد مانند آن است كه بغض و كينه خدا را در دل نهفته است . «او» عمار را طيب و پاك ناميد و او را يكي از چهارتني دانست كه بهشت مشتاق ديدارش است. آري! ياران محمد(ص) اين گونهاند. *** من، سميه؛ كنيزي آزاد شدهام كه خدا بر من منت گذاشت و موهبت آزادي بزرگتري را در پناه اسلام ارزانيام كرد. برايم سعادتي بزرگ است كه نخستين زن شهيد در راه خدا و پيامبر باشم. *** پينوشت: بيانات پيامبر(ص) دربارة عمار، برگرفته از كتاب عمار ياسر تاليف صدرالدين شرف الدين، ترجمة سيد غلامرضا سعيدي است .
ماهنامه موعود شماره 69
|