spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
دو همزاد معنوي در معرفت مهدوي چاپ پست الكترونيكي
۰۵ فروردين ۱۳۸۶
عبدالحسن تركي (شهركرد)

اشاره:

در اين مقاله دو كتاب كمال الدين و تمام النعمة شيخ صدوق و مكيال المكارم علامه‌ سيد محمد تقي اصفهاني و مؤلفان آن‌ها معرفي شده‌اند.
اين دو كتاب در حوزة مهدويت دوقلوهاي همزادي را تشكيل مي‌دهند كه هر كس بخواهد آگاهي‌هايي در اين موضوع داشته باشد ناچار بايد اين دو كتاب را ببيند.
به مناسبت معرفي كتاب‌ها و مؤلفانشان تشرفاتي از صاحبان آن‌ها نيز آورده شده. اصلي‌ترين وجه اشتراك اين دو كتاب در اين است كه هر دو به فرمان امام عصر(ع) تأليف شده‌اند.

در ميان آثاري كه در حوزة مهدويت و شناخت و معرفت آخرين حجت خدا، حضرت بقيةالله(ع) تا كنون تأليف شده دو كتاب بيش از ساير آثار مورد اعتنا بوده و به عبارتي درخشش و تابش ديگري دارد؛ يكي كتاب كمال الدين و تمام‌النعمة عالِم بزرگوار، شيخ صدوق(ره) از متقدمان و پيشينيان و ديگري كتاب مكيال‌المكارم في فوائد الدعاء اللقائم(ع) اثر آيت‌الله شهيد سيد محمد تقي موسوي اصفهاني معروف به «فقيه احمدآبادي» از متأخران و معاصران. جالب آن كه هر دو كتاب به امر مقدس و فرمان مبارك امام عصر(ع) تأليف شده‌اند و اين درخشش و تابش خيره‌كننده را بايد در همين نكته جستجو كرد. ترديدي نيست كه رمز و راز عنايت به اين دو كتاب و اين دو همزاد معنوي گذشته از جامعيت و استحكام مطالب و شيوه‌هاي بديع در تأليف آن دو، در اين نكته است كه هر دو مؤلف با پاكي و پارسايي و اخلاص و صفاي باطن در پي فرمان امام خود به پا خاسته‌اند و در پي جلب رضايت او همة تلاش و توان خود را به كار بسته‌اند و آثاري چنين با بركت و مبارك براي دوستداران و منتظران حضرتش به يادگار گذاشته‌اند ـ خداي سبحان هر دو را پاداش نيكو دهد ـ .
ما در اين مقاله نخست به معرفي كوتاهي از مؤلفان اين دو كتاب پرداخته و آن‌گاه انگيزه تأليف اين آثار را از زبان آنان ـ كه در رؤياهايي راستين به حضور حجت الله في الأرضين(ع) شرفياب شده‌اند ـ مي‌آوريم و سرّ دلبران را از زبان خود ايشان نه از زبان ديگران به استماع مي‌نشينيم.


شيخ صدوق (م 381ق.)

«صدوق» ـ به معناي بسيار راستگو ـ از بزرگ‌ترين شخصيت‌هاي جهان اسلام و از برجسته‌ترين چهره‌هاي درخشان دانش و دانايي و فضيلت و پارسايي است. در عظمت و جلالت قدر وي همين بس كه او با دعاي امام زمان(ع) به دنيا آمد و حضرتش او را «فقيه»، «خير» و «مبارك» لقب داد. شيخ بزرگوار خود بارها با خوشحالي و افتخار از اين موضوع ياد مي‌كرد و مي‌فرمود: «يعني من به دعاي حضرت صاحب الامر(ع) به دنيا آمدم.»

داستان ولادت

داستان تولد او، داستاني شيرين و دلنشين است كه نشان از عنايت و توجه ويژة آن حضرت به ايشان از آغاز تولد است.
پدر شيخ ـ علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي ـ از بزرگ‌ترين فقيهان و عالمان روزگار خويش بود. جلالت شأن و بلنداي مقام و رفعت منزلت وي تا بدان پايه بود كه امام حسن عسكري(ع) طي نامه‌اي او را با اوصاف و القابي چون «شيخ»، «فقيه» و «معتمد خويش» خطاب قرار داده و توفيقات او را براي كسب رضاي پروردگار درخواست كرده بود. جايي كه امام معصوم(ع)، كسي را بستايد، جايي براي ستايش و تمجيد ديگران باقي نمي‌ماند.1
او سنين بالاي پنجاه را سپري مي‌كرد و هنوز فرزندي نداشت لذا به همين منظور و به جهت استجابت دعاي خويش به امام عصر(ع) متوسل مي‌شود واز آن حضرت مي‌خواهد كه براي او دعا كند؛ به همين خاطر نامه‌اي به امام زمان(ع) نوشته و توسط فردي امين به نام محمد بن علي اسود، آن را به دست حسين بن روح (سومين نائب خاص حضرت در عصر غيبت صغري) مي‌رساند و از او مي‌خواهد كه آن نوشته را به محضر آن حضرت برساند.
محمد بن علي اسود (سفير امين) مي‌گويد: «من پيغام و نامة علي بن حسين بن بابويه قمي را به نماينده خاص آن حضرت رسانيدم و وي پس از سه روز خبر آورد كه آن حضرت براي ايشان دعا كرد و فرمود: «به زودي خداوند به او فرزندي مبارك عطا مي‌كند كه سرچشمة منفعت‌ها و خير و بركت خواهد شد.»
اكنون باقي داستان را از زبان خود شيخ صدوق كه آن را در كتاب كمال‌الدين و تمام النعمة در باب توقيعات آورده، مي‌شنويم:
محمد بن علي اسود ـ رسانندة نامه ـ مي‌گفت: پس از درگذشت محمد بن عثمان (دومين نائب خاص امام عصر(ع)، پدرت از من خواست تا از حسين بن روح (سومين نائب خاص) بخواهم تا مولاي ما صاحب‌الزمان(ع) از خداي تعالي بخواهد كه فرزند پسري به وي ارزاني كند. مي‌گويد از او خواستم و او نيز امام را از آرزوي من آگاه كرد. حسين بن روح پس از سه روز به من خبر داد كه امام(ع)‌براي او دعا كرده و فرمود:‌ «به زودي فرزند مباركي براي او متولد خواهد شد... و براي او بعد از او نيز فرزنداني خواهد بود»
محمد بن علي اسود مي‌گفت: «من از فرصت استفاده كرده و براي خود نيز همين درخواست را كردم» اما امام(ع) اجابت نكرده و فرمود: «راهي براي آن نيست»
و همين طور كه امام فرموده بود، اتفاق افتاد. تو متولد شدي اما براي من فرزندي به دنيا نيامد.
شيخ صدوق(ره) در ادامة داستان تولد خود مي‌گويد:
بارها اتفاق مي‌افتاد كه محمد بن علي اسود مرا در مسير مكتب مي‌ديد و اشتياق فراوان مرا در يادگيري كتاب‌هاي علمي و حفظ آن‌ها مي‌ديد و مي‌گفت: «اين اشتياق تو در طلب دانش عجيب نيست، زيرا تو به دعاي امام عصر(ع) متولد شده‌اي.»2

رؤياي راستين در تأليف كتاب كمال الدين

كمال الدين و تمام النعمة جامع‌ترين و كامل‌ترين كتابي است كه پيرامون اثبات وجود امام زمان(ع) و غيبت طولاني ايشان از نظر عقلي و نقلي نگاشته شده است. در اين كتاب از آيات قرآني و روايات معصومين(ع) و تاريخ انبيا به شيوه‌اي بديع استفاده شده و طول عمر آن حضرت(ع) با برهان‌هاي عقلي و استدلال‌هاي نقلي با استناد به روايات معتبر اثبات شده و به اشكالات و شبهات، پاسخ‌هاي لازم و كافي داده شده است.
اعتبار و ارزش اين كتاب، گذشته از جامعيت و استحكام مطالب، به خاطر نزديكي زمان تأليف آن با آغاز غيبت حضرت مهدي(ع) است؛ زيرا اين كتاب در سال 352 ه‍. .ق. يعني زماني كه هنوز سن مبارك آن حضرت به يك‌صد سال نرسيده بود، تأليف شده است و نكتة دوم آن كه اين كتاب ـ چنانكه مؤلف در مقدمة آن آورده ـ به امر ولي‌عصر(ع) صورت تأليف پذيرفته است.
شيخ بزرگوار در مقدمة كتاب انگيزة نگارش آن را چنين ذكر مي‌كند:
چون آرزويم در زيارت علي بن موسي الرضا(ع) برآورده شد و به نيشابور برگشتم و در آن جا اقامت گزيدم متوجه شدم بسياري از شيعيان در امر غيبت حيرانند و دربارة قائم(ع) در اشتباه هستند. از راهِ راست برگشته و به رأي و قياس روي آورده‌اند.
پس با ياري از اخبار وارده از پيامبر اكرم(ص) و امامان مكرم(ع) تمام تلاش خود را در ارشاد ايشان به كار بستم تا آنان را به راهِ راست و صراط و صواب هدايت كنم. تا اينكه شيخي بزرگوار از دانشمندان قم ـ‌كه اهل فضل و دانش بود ـ از «بخارا» بر ما وارد شد و من از ديرزماني شيفتة ديدار و آرزومند ملاقاتِ او بودم؛ زيرا او شخصي ديندار و راست‌كردار بود ـ و او شيخ نجم‌الدين ابو سعيد محمد بن حسن بن محمد بن احمد قمي بود ـ و پدر من از جد او روايت مي‌كرد و دانش و عمل و پارسايي و عبادت او را مي‌ستود.
روزي در اثناي گفت‌وگو، سخني از يكي از فيلسوفان و منطقيان بزرگ بخارا نقل كرد كه آن سخن، او را دربارة حضرت مهدي(ع) حيران و سرگردان كرده و وي را به خاطر درازاي غيبت به شك و ترديد انداخته بود.
من در [پاسخ] فصولي چند دربارة اثبات وجود آن حضرت يادآور شده و اخباري از پيامبر اكرم(ص) و پيشوايان دين(ع) دربارة غيبت آن حضرت روايت كردم كه او بدان اخبار و سخنان آرامش از دست رفتة خود را بازيافت و شك و شبهه از وجودش برطرف گرديد و سخنان و احاديث صحيح را به گوش قبول و تسليم پذيرفت و در پايان از من خواست كه در موضوع غيبت كتابي برايش تأليف كنم. من نيز خواهش او را پذيرفتم و به او وعده دادم چنانچه خداوند زمينة بازگشت مرا به وطن خود ـ شهر ري ـ فراهم كند به خواستة او اقدام نمايم و آرزوي او را عملي سازم. در اين ميان شبي دربارة خانواده و فرزندان و برادران و نعمت‌هايي كه در شهر ري بازگزارده بودم، انديشه مي‌كردم، كه ناگاه خواب مرا در ربود، در خواب ديدم گويي درمكه هستم و گرد خانة خدا طواف مي‌كنم. در دور هفتم به «حجرالاسود» رسيدم و آن را اسطلام كرده و مي‌بوسم و اين دعا را مي‌خوانم: يعني: «اين امانت من است كه آن را ادا مي‌كنم و پيمان من است كه آن را تعهد مي‌كنم تا تو به وفاي عهد من شهادت دهي».
در اين هنگام مولاي خود حضرت قائم(ع) را ديدم كه بر در خانة خدا ايستاده است. من دلباخته و پريشان‌خاطر به او نزديك شدم. آن حضرت به چهرة من نگريست و راز درونم را دانست. بر او سلام كردم و او پاسخم را داد. آن‌گاه فرمود: «چرا دربارة غيبت كتابي تأليف نمي‌كني تا اندوهت را برطرف سازد؟»
عرض كردم: «اي پسر رسول خدا! پيش‌تر رساله‌هايي دربارة غيبت تأليف كرده‌ام». فرمود: «نه به آن سبك و روش». اكنون تو را امر مي‌كنم كه دربارة غيبت كتابي تأليف كني و غيبت پيامبران را در آن بازگويي.»
سپس آن حضرت رفت و من بيدار شدم و تا سپيده به دعا و گريه و درد دل كردن و شكوه نمودن پرداختم و چون صبح شد تأليف اين كتاب را آغاز كردم تا امر ولي و حجت خدا(ع) را انجام داده باشم...3

آيت‌الله شهيد سيد محمد تقي موسوي اصفهاني

مرحوم آيت‌الله سيد محمد تقي موسوي اصفهاني معروف به «فقيه احمدآبادي» در سال 1301 ق.) در اصفهان در خانواده‌اي اهل علم و فضيلت كه نسل‌اندرنسل از عالمان دين بودند به دنيا آمد و در سال 1348 ق. در سن 47 سالگي به توطئة يكي از سران فرقة ضالة بهاييت با خوراندن زهر كين به شهادت رسيد.
در دوران عمر كوتاه اما پربركتش حدود هفده جلد كتاب و رساله نگاشت كه از ميان آنها چهار جلد پيرامون حضرت مهدي(ع) و غيبت و انتظار و وظايف منتظران مي‌باشد.
فقيه احمدآبادي در ده سالگي بر نصاب الصبيان شرح نوشت و در پانزده سالگي كتاب ايضاح الشبهات را نگاشت و در بيست و پنج سالگي كتاب ابواب الجنات في آداب الجمعات را تأليف كرد و سرانجام در سن سي سالگي به فرمان امام عصر(ع) اثر ارزشمند خود را درباره آن حضرت(ع) و وظايف منتظران و دعا براي آن وجود شريف آغاز كرد و تا پايان عمر به تحقيق و تأليف و تكميل آن اهتمام و اشتغال داشت.
دربارة كيفيت شهادت آن سيد بزرگوار در كتاب نگاهي به زندگاني جهانگيرخان قشقايي به نقل از شهداي روحانيت در يكصد سال اخير چنين آورده شده است:
سيد شهيد در ماه رمضان المبارك 1348 ق. به علت كسالت، در بيمارستان انگليسي‌ها بستري شدند و در آن جا تحت عمل جراحي قرار گرفتند شب 25 ماه مبارك، متصدي بيمارستان كه از سران فرقة ضالة بهاييت بود و «سر الله خان» نام داشت، همة بستگان و اطرافيان آن مرحوم را از اتاق بيرون كرده و سمي را كه در استكان داشته به ايشان مي‌خوراند، اطرافيان و دامادهايشان در آن لحظة آخر از [پشت در اتاق] مي‌شنوند كه آن سيد بزرگوار پيوسته صدا مي‌زده: حبيبي يا حسين! از داماد ايشان «مرحوم حضرت آيت‌الله سيد مرتضي موحد ابطحي» منقول است كه «سيد شهيد در حالي كه در بيمارستان بستري بودند، مي‌فرمودند: «بناست حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) تشريف بياورند.»4
همچنين فرزند ايشان سيد محمد موسوي اصفهاني ـ در مقدمة كتاب نور الأبصار در اين باره آورده‌اند:
او ستاره‌اي درخشنده بود كه با طلوع خود دل‌ها را مجذوب خويش نمود، ولي افسوس كه زود غروب نمود و سرانجام با توطئة دشمنان دين و نوشيدن زهر كين به وسيلة يكي از اعضاي فرقة ضالة [بهاييت] به شهادت رسيد و در ماه مهماني پروردگار به ضيافت الهي نائل گشت.5
نگاهي كوتاه و گذرا بر زندگاني اين دلباخته و شيفتة حضرت بقيةالله و قضاياي تشرفات ايشان ـ كه ما به سه مورد آن در اين مقاله اشاره مي‌كنيم ـ آدمي را به خوبي به اين نكته واقف مي‌سازد كه آن سيد شهيد و علامة فقيد مورد عنايت و كرامت حضرات معصومين(ع) به ويژه حضرت مهدي(ع) بوده و آن بزرگوار توجهي مخصوص به آن مرحوم داشته و وي نيز ارتباطي وثيق و اتصالي عميق با ساحت مقدس مهدوي(ع) داشته است.

مكيال‌المكارم

مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم(ع) بنا بر آنچه كه سيد محمدعلي روضاتي در مقدمة كتاب درباره آن نگاشته‌اند: «كتابي است ارزنده، ابتكاري و مهم. مؤلف بسياري از مطالب مربوط به عقيدة مهدويت و موضوع حضرت حجت(ع) را تحت عنوان «دعا براي آن حضرت و تضرع به درگاه الهي براي حفظ وجود شريف امام عصر(ع) از ناملايمات و آفات» مورد بررسي قرار داده است».
اين كتاب مشتمل بر بحث‌هاي مختلف و بسيار با اهميت در زمينه‌هاي فقه، حديث، كلام، رجال، تفسير و حتي فلسفه و ادبيات است كه با اسلوبي بديع و سبكي جالب و نتيجه‌گيري‌هايي درست همراه مي‌باشد.
در اين كتاب با دلايل عقلي و نقلي ثابت شده كه دعا براي امام عصر(ع) از مهم‌ترين وسائل براي رسيدن به مراحل عالي كمال و نيل به درجات برجستة معنوي است و آثار دنيوي بسياري را نيز در پي دارد.
اين اثر به شهادت صاحب نظران، از نظر جامعيت و ژرف‌انديشي و بهره‌گيري از علوم عقلي و نقلي و استنباطات دقيق و اجتهادات عميق از آيات و روايات بي‌نظير بوده و به خوبي مي‌توان دست عنايت مولا كه مؤلف را هدايت و دلالت مي‌كند، ديد.
آيت‌الله صافي گلپايگاني (ازمراجع عظام تقليد) دربارة اين كتاب مي‌نويسد:
اين كتاب گوياي حوصلة فراوان مؤلف و گستردگي تحقيق و تفكر و تلاش اوست و در موضوع خود بي‌نظير است و جز اين كتاب، در موضوع مهدويت و آداب دعاي بر حضرت مهدي(ع) و فوايد آن، كتابي سراغ ندارم.6
داستان تأليف كتاب
مؤلف بنا به آنچه كه در مقدمة كتاب آورده، انگيزه تأليف كتاب را چنين مي‌نويسد:
ما نمي‌توانيم حقوق آن حضرت را ادا نماييم و شكر وجود و فيوضاتش را آن طور كه شايسته است به جاي آوريم. [پس] بر ما واجب است آن تعداد از اداي حقوق آن حضرت را كه از دستمان ساخته است انجام دهيم، و بهترين امور در زمان غيبت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا كردن براي تعجيل فرج او، و اهتمام به آنچه ماية خشنودي آن جناب و مقرب شدن در آستان او است. و من در باب هشتم كتاب ابواب الجنّات في آداب الجمعات هشتاد و چند فايده، از فوائد دنيوي و اخروي دعا كردن براي فرج آن حضرت(ع) را ذكر كرده بودم اما بعد به فكر افتادم كه كتاب جداگانه‌اي در اين باره بنگارم كه آن فوايد را در برگيرد، و به سبك جالبي آن را به رشتة تحرير درآوردم. اما حوادث زمان و رويدادهاي دوران و ناراحتي‌هاي بي‌امان، مانع از انجام اينكار مي‌شد، تا اين كه كسي را در خواب ديدم كه با قلم و سخن نتوان او را توصيف نمود؛ يعني مولا و حبيب دل شكسته‌ام و امامي كه در انتظارش هستيم او را به خواب ديدم كه با بياني روح‌انگيز چنين فرمود: «اين كتاب را بنويس و عربي هم بنويس و نام او را مكيال‌المكارم في فوائد الدعاء للقائم(ع) بگذار!»
همچون تشنه‌اي از خواب بيدار، و در پي اطاعت فرمانش شدم ولي توفيق ياريم نكرد، تا اين كه در سال گذشته 1330 ق. به مكة معظمه سفر كردم و چون در آن جا بيماري وبا شيوع يافت، با خداوند عزّوجلّ عهد بستم كه هر گاه مرا از گرفتاري‌ها نجات دهد و بازگشتم را به وطن آسان گرداند تأليف كتاب را شروع نمايم. پس خداوند بر من منت نهاد و مرا به سلامت به وطن بازگرداند، پس به تأليف كتاب اقدام نمودم تا به عهدي كه با خداوند بسته بودم، عمل كرده باشم...7
مرحوم مؤلف به مناسبت‌هايي در كتاب به دو مورد ديگر از تشرفات خود به محضر امام زمان(ع) و سبب اتصال زمين و آسمان اشاره كرده كه آن را براي روشني چشم شيعيان و شيفتگان و منتظرانش مي‌آوريم:

تشرف اول

«در يكي از سال‌هاي گذشته، قرض‌هايم بسيار و احوالم سخت شد در اين حال ماه رمضان هم فرا رسيد، پس به آن جناب توجه كردم و در سحرگاه يكي از شب‌ها حاجتم را بر آن حضرت عرضه داشتم، وقتي نماز صبح را در مسجد به جا آوردم، به منزل برگشتم و خوابيدم.
در خواب به ديدار آن جناب شرفياب گشتم، آن حضرت به زبان فارسي به من فرمودند: «قدري بايد صبر كني، تا از مال خاصِ دوستان خود بگيريم و به تو برسانيم.
وقتي از خواب بيدار شدم فضا را معطر يافته و غم و اندوه از من دور شده بود، چند ماهي نگذشته بود كه از متدينان براي من وجوهي آورد كه به وسيله آن قرض‌هايم را ادا كردم و به من گفت: «اين از سهم امام(ع) است».8

تشرف دوم

سيد شهيد و علامة فقيد در جلد اول مكيال المكارم تشرفي ديگر را اين چنين روايت مي‌كند: «شبي در خواب ديدم امام عصر(ع) به همراه يكي از پيامبران بني اسرائيل به خانه‌اي كه در آن ساكن هستم، وارد شدند و به اتاق من كه رو به قبله است تشريف آورده، و به بنده فرمودند كه مصائب مولاي شهيدمان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را بخوانم.
[من هم] امر مطاعش را امتثال كردم و آن حضرت روبه‌روي من به حالت استماع نشست.
چون ذكر مصيبت را به پايان بردم، ابتدا به طرف كربلا به زيارت سيد الشهداء(ع) پرداختم و آنگاه به سمت طوس، زيارت حضرت ابوالحسن امام رضا(ع) را خواندم و سرانجام رو به سوي حضرتش زيارت مولايم حضرت حجت(ع) را به جا آوردم.
چون زيارت‌ها را به پايان رسانيدم و آن حضرت خواستند كه تشريف ببرند، آن پيامبر بني‌اسرائيل ـ كه همراه ايشان بود ـ از سوي آن جناب وجهي را به من داد كه مبلغ آن را ندانستم و بعد از نظر من پنهان شدند.
فرداي آن شب، يكي از علماي بزرگوار را ديدار كردم و او به من مبلغ قابل توجهي داد كه همچون باران بهاري پربركت بود. پس با خود گفتم: «اين تأويل خوابي است كه پيشتر ديدم.»
پس از اين خواب، آن قدر بركت‌هاي باطني و علوم كامل پنهاني و معارف ايماني و الطاف رباني به من عنايت شد كه زبان خامه از بيان آن ناتوان است.9
سخن را با درود بر روان آن دلباختة مهدي(ع) و سفارشي از او در كتاب مكيال المكارم به پايان مي‌بريم:
اي برادران من، بر شما باد كه در اطاعت و خدمت آن جناب سعي و كوشش كنيد و آن نعمت بزرگ و موهبت سترگ را سپاسگزاري نماييد و ياد آن حضرت را با طولاني شدن مدت آن فراموش نكنيد...10.

پي‌نوشت‌ها:

1. شوشتري، قاضي نورالله، مجالس المومنين، ج1، ص453.
2. موسوي اصفهاني، سيد محمدتقي، كمال‌الدين و تمام‌النعمه، ترجمه منصور پهلوان، نشر دارالحديث، ج2، باب 45 ص270.
3. موسوي اصفهاني، همان، ج1، ص7-4.
4. زندگاني جهانگيرخان قشقايي، ص183-181، به نقل از: شهداي روحانيت در يكصد سال اخير، ج2، ص64-57.
5. نورالابصار، ص12-10.
6. به نقل: از زندگاني جهانگيرخان قشقايي، ص180.
7. موسوي اصفهاني، همان، ج1، ص50-48، ترجمه حائري قزويني چاپ نگين.
8. موسوي اصفهاني، همان، ج2، ص387، همچنين ج1، ص225.
9. موسوي اصفهاني، همان، ج1،ص494-493.
10. موسوي اصفهاني، همان، ج2، ص322.





ماهنامه موعود شماره 69

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.