|
۱۷ اسفند ۱۳۸۵ |
|
سيد اسماعلي ليلابي
سؤالاتم زياد و كاسهي صبرم لبريز شده بود. به هر دري ميزدم و به دنبال پاسخ ميگشتم. خيلي حرفها ميشنيدم اما در هيچ لفظي معناي آرامبخش پيدا نميشد. سرانجام كلماتي آهنگين و شيرين به همهي سؤالاتم پاسخ داد. ديگر اين كلمات به شميم حقيقت عطرآگين بود و پاسخدهنده و گوينده و آرامشدهنده كسي نبود جز گل سرسبد عالم هستي «حضرت مهدي(ع)»، و اينك سؤالات من و پاسخ چراغ روشن حقيقت كه از روايتها و حديثهاي آن حضرت گرفته شده است:
اي سرور خوبان! از حقيقت سخن بگوييد و بفرماييد كه حقيقت را در كجا بجوييم؟ حقيقت با ما و در ماست و كسي جز ما چنين ادعايي نميتواند داشته باشد مگر اين كه دروغگو، گمراه و فريبكار باشد. عدهاي دم از مسلماني ميزنند، اما وجود شما را انكار ميكنند، نظر شما در اين باره چيست؟ همانا! بين خداوند عزّوجل1 و هيچ كس، خويشاوندي نيست و هر كس مرا منكر شود از من نيست و راه او راهي است كه پسر نوح رفت! به اين شبهه2 كه [امام غايب چه فايده دارد؟] شما پاسخ بفرماييد؟ نوع بهرهبرداري از وجود من در زمان غيبت همانند بهرهگيري از خورشيد است در هنگامي كه ابر آن را پنهان كرده باشد. اگر ممكن است، با توجه به اينكه اشخاصي تاريخ ظهور را پيشگويي ميكنند، بفرماييد واقعة ظهور كي اتفاق ميافتد؟ هنگام ظهور را خدا ميداند و بس. و هر كس براي ظهور وقت تعيين كند دروغگو است. اي طاووس بهشتيان بفرماييد يك مسلمان امروزي بايد رفتارش را چگونه تنظيم كند تا از قافلهي حقيقت عقب نماند؟ بايد هر يك از شما طوري رفتار كنيد كه به دوستي ما نزديك شويد و از كاري كه موجب خشم و نفرت ما ميشود دوري نمايد. ما سعي ميكنيم آنچه فرمودهايد عمل كنيم، ولي مسئلههاي جديد و به وجود ميآيند و حال آنكه از امامت ظاهري شما محروم هستيم، پس چه بايد كرد تا رستگار شد؟ در پيشآمدهايي كه واقع ميشود به روايتكنندگان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجت من بر شما هستند... اي بقيةالله3! چه توصيهاي براي ما داريد تا عمل كنيم؟ براي تعجيل4 در فرج زياد دعا كنيد كه فرج، گشايش (امورِ) شما نيز هست. التماس دعا داريم، فراموشمان نفرماييد، كه ما بال و پرشكستهگانيم. بدانيد كه ما مراعات حال شما را ميكنيم و هيچگاه فراموشتان نميكنيم.
پينوشتها: 1. عزّوجل: عزيز و بزرگ است. 2. شبهه: سؤالي كه از روي شك و ترديد و احتمال مطرح شده است. 3. بقيةالله: ذخيرة خداوند. 4. تعجيل: شتاب.
ماهنامه موعود شماره 68 |