|
۱۷ اسفند ۱۳۸۵ |
|
اشاره: نيمه شعبان كه ميرسد به ياد مولا و آقايمان، در و ديوار شهر را نور باران ميكنيم و چون هميشه ظهور او را انتظار ميكشيم تا به چراغان وجودمان بيايد. نيمه شعبان كه ميرسد گلاب محمدي را دست به دست ميچرخانيم. عطر عليگونة آن را ميبوييم و نُقل فاطمي آن را دانه به دانه ميچشيم، و چه طعمي! نيمه شعبان كه ميرسد دست و دلمان به جستجوي بهترينهاست تا ادبي بهشتي را به جا آوريم و هديهاي شايسته پيشكش امام، عليهالسلام، نماييم. آري ميلاد و هديه همراه يكديگرند و مشتاقان موعود كه دلواپس اِجابت سبز ايشانند برايمان هديههاشان را نوشتهاند. با هم نظري بر سليقة زيباي اين منتظران مياندازيم: من بعد از هر نماز زيارت عاشورا را ميخوانم، هديهاي كوچك براي امام زمان، عليهالسلام، و سلامتي ايشان. من تنها هديهاي كه ميتوانم به ايشان بدهم، اعمال صالح و كارهاي نيك است تا شادشان كنم. اگر امام، عليهالسلام، حاضر باشند، بهترين هديه، دادن جانم در ركاب ايشان است. يك شاخه گل؛ با محبت تمام. دعا براي ظهور نزديكتر امام زمان، عليهالسلام، صد صلوات به ايشان تقديم ميكنم. براي ايشان يك بيت شعر ميخوانم: تنها به ياد او بودن و فكر ظهور او بودن، بهترين هديه است. يك شال سبز كه لابهلاي آن پر از گلهاي معطر است. سعي ميكنم آن طور كه ميخواهند باشم. هديه من به امام، عليهالسلام، اين است كه پيرو آن امام غايب باشم. حفظ پاكي و نماز خواندن. براي سلامتي امام روزه ميگيرم. ذكر آياتي از قرآن. راه شهدا را پيش ميگيرم، تا قلب امام، عليهالسلام، را خشنود سازم. هديه من به امام، عليهالسلام، يك سبد پاكي، صداقت، نجابت، دوستي و محبت نسبت به اوست. امام، عليهالسلام، يك آسمان صداقت ميخواهد و يك كوله بار يكرنگي، هر كه اينها را تهيه كند بهترين هديه را به ايشان داده. بر دستان و پاهاي ايشان بوسه ميزنم. يك عبا كه بر دوش مباركشان بيندازند و قامت نماز ببندند تا به امامت ايشان به نماز بايستيم. دو ركعت نماز و اعمال شايسته در آن روز. مقداري پول براي مستمندان. صلوات براي تعجيل ظهور ايشان. من ميخواهم با خريدن چند بسته نقل و شيريني و توزيع آن به صورت صلواتي، به امام هديه بدهم. نامش را با خطي زيبا مينويسم كه زيباترين هديه است. همه جا را چراغاني ميكنم. دعاي توسل براي آن حضرت ميخوانم. به آقا، عليهالسلام، ميگويم كه ميخواهم خاك كف پاي ايشان باشم. البته اگر لياقت داشته باشم. جز دست بوسي ايشان واقعاً نميدانم چطور عشقم را به او ثابت كنم. به او ميگويم كه چشمانمان مشتاق ديدارش است. دوست دارم مدتي به ايشان بنگرم و يك شعر زيبا در وصفشان بسرايم. خانه دلم را به او هديه ميكنم. زيباترين دسته گل دنيا را ميسازم و به او ميدهم. يك آسمان ارادت به پايش ميريزم. چه هديهاي نثار تو كنم كه لايق تو باشد، وقتي كه خود لايق نيستم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
«عجّل علي ظهورك يا صاحبالزمان»
ماهنامه موعود شماره 67
|