|
۱۵ اسفند ۱۳۸۵ |
از دوران كودكي پرتحرك و علاقهمند به كار و فعاليت بود حتي زماني كه نزد حليمه بود روزي از او پرسيد كه برادرانم به كجا ميروند؟ حليمه پاسخ داد گوسفندان را به چراگاه ميبرند. فرمود من هم از امروز با آنها خواهم رفت. در هفت سالگي او را ديدند كه خاك كلوخ رادر دامن ريخته و در خانهسازي عبدالله بن جدعان به او كمك ميكند. در طول زندگي ديده نشد روزي را به بطالت بگذراند كارهاي شخصي خود و اموري كه مربوط به خانه بود شخصاً انجام ميداد و در مقام نيايش عرض ميكرد: خدايا از بيكارگي و تنبلي و زبوني به تو پناه ميبرم. و مسلمانان را به كار كردن تحريض نموده، ميفرمود: خدا كارگر امين را دوست ميدارد، عبادت هفتاد جزء دارد و بهترين آنها كسب حلال است.» ميفرمود: من كان في امر دنياه كَسلاً فهُو في اَمر اخِرَته اَكسل. كسي كه در امور دنيايش كسل و بيحال باشد، در امور آخرتش كسلتر خواهد بود. و فرمود: معلون من القي كلّه علي الناس. هر كس بيكار بگردد و خرج خود را به دوش مردم بيندازد ملعون است. روزي پيامبر، صلي الله عليه وآله، به مردي برخورد كه نيرو و قدرتش موجب شگفتي آن حضرت گرديد. رسول اكرم از شغل و حرفهاش سؤال كرد و چون جواب منفي شنيد، فرمود: سَقَط مِن عَيني. از چشم من افتاد. يكي از اصحاب خيلي فقير شده بود با مشورت و پيشنهاد همسرش تصميم رگفت كه وضع مالي خود را براي رسول اكرم، صلّي الله عليه وآله، شرح دهد و كمكي بگيرد. با همين نيت رفت، ولي قبل از آنكه حاجت خود را بگويد رسول اكرم، صلّي الله عليه و آله، اين جلمه را فرمود: كسي كه از ما چيزي بخواهد به او ميدهيم اما اگر كسي بينيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نكند، خداوند او را بينياز ميكند. آن روز ديگر چيزي به آن حضرت نگفت و تقاضايي نكرد. به خانه آمد ولي به علت چيرگي فقر بعد از آن دوبار ديگر هم مراجعه كرد ولي باز هم از حضرت همان جمله را نشيد، بدون طرح نياز خود به خانه برگشت ولي اين بار با خودش فكر كرد كه از من چه كاري ساخته است؟ به نظرش رسيد كه اين قدر از او ساخته هست كه برود به صحرا و هيزمي جمع كند و بفروشد. تيشهاي عاريه كرد و به صحرا رفت، هيزمي جمع كرد و رفروخت و بدين وسيله نه تنها مايحتاج خويش را فراهم ساخت بلكه كمكم صاحب سرمايه و ثروتي هم شد. روزي رسول اكرم، صلّ الله عليه و آله، به او رسيدند و تبسم كنان فرمودند: نگفتم، هر كس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك ميكنيم، ولي اگر بينيازي بورزد خداوند او را بينياز ميكند. ميفرمود: اينكه يكي از شما ريسمان خويش برگيرد و به كوه برود و هيزم فراهم آورد و بفروشد و از درآمد خود بخورد و صدقه دهد. براي او بهتر است از اينكه از مردم چيزي بخواهد. جمعي از اصحاب آن حضرت وقتي اين آيه را شنيدند كه: و مَن يَتَّقِ الله يَجعَل له مَخرَجاً و يَرزُقه من حيث لا يحتسب.1 كسي كه تقوا و پرهيزكاري پيشه كند خدا دري بروي او ميگشايد و روزي او را از جايي كه گمان نداشته باشد ميرساند. دست از كار و كوشش برداشتند و در به روي خود بستند و به عبادت پرداختند و با خود گفتند ديگر احتياجي به كسب و كار نداريم. رسول اكرم، صلّي الله عليه و آله، از عمل آنها اطلاع يافت و به احضار آنان فرمان داد. چون حاضر شدند فرمود: چرا از كار و كوشش دست كشيدهايد. و تنها به عبادت اكتفا كردهايد؟ گفتند: خداوند ضامن شده روزي ما را بدهد ما هم از كار صرفنظر كرديم و به عبادت پرداختيم. پيامبر، صلّيالله عليه و آله، آنها را سرزنش كرد و فرمود: هر كس چنين روشي در پيش گيرد و از فعاليت و كار، شانه خالي كند دعايش مستجاب نخواهد شد. بر شما لازم است كار كنيد و روزي خود را در ساية تلاش و كوشش با استعداد از ذات لايزال خداوند به دستآوريد. در جاي ديگر فرمود: اِنّ اَطيبَ ما اَكّل الرَّجُلُ مِن كَسنبه. پاكيزهترين غذايي كه انسان ميخورد غذايي است كه با كار و كوشش خود به دستآورده باشد. پيامبر اسلام همه تلاشها و فعاليتهاي مشروعي را كه هر كس بخاطر تأمين زندگي و رفع احتياجات خود انجام ميدهد عبادت دانسته و از آن به جهاد تعبير ميفرمودند. روزي با اصحاب نشسته بودند، جوان توانا و نيرومندي را ديدند كه اول صبح به كار و كوشش مشغول شده است. اصحاب گفتند اين جوان شايسته مدح و تمجيد بود اگر جواني و نيرومندي خود را در راه خدا به كار ميانداخت. رسول اكرم، صلّيالله عليه و آله، فرمود: اين سخن را نگوييد اگر اين جوان براي معاش خود كار ميكند كه در زندگي محتاج ديگران نباشد و از مردم مستغني گردد. او با اين عمل در راه خدا قدم برميدارد، همچنين اگر كار ميكند به نفع والدين ضعيف يا كودكان ناتوان كه زندگي آنان را تأمين كند و از مردن بينيازشان سازد باز هم به راه خدا ميرود، ولي اگر كار ميكند تا با درآمد خود به تهيدستان مباهات نمايد و بر ثروت و دارايي خود بيفزايد او به راه شيطان رفته و از صراط حق منحرف شده است. پيغمبر اكرم افراد زحمتكش و كارگر را مورد مهر و عنايت مخصوص خود قرار ميدادند. تشويق و احترامي كه تاريخ در هيچ رهبري از رهبران عالم سراغ ندارد. چنانكه انس بن مالك ميگويد: موقعي كه رسول اكرم، صلّي الله عليه و آله، از جنگ تبوك مراجعت ميفرمود: سعد انصاري به استقبال آمد، حضرت با او احوالپرسي كرد و دست سعد را زبر و خشن ديد فرمود: چه صدمهاي و آسيبي به دستت رسيده است؟ عرض كرد: يا رسول الله من با طناب و بيل كار ميكنم و درآمد آن را خرج زندگي خانوادهام مينمايم. رسول اكرم، صلّي الله عليه و آله، دست او را بوسيد و فرمود: اين دستي است كه آتش با آن تماس پيدا نميكند. 2 بنابراين مشاهده ميشود كه «كار» در تعاليم عاليه پيشواي بزرگوار اسلام صرفاً يك وظيفه از روي ناچاري نيست بلكه اگر نياز مالي هم نباشد باز كار از نظر سازندگي انسان مفيد و لازم بوده، در شكوفا ساختن انواع استعدادها و تواناييهاي بالقوه او بسيار مؤثر و مهم است. رسول خدا، صلّي الله عليه و آله، لحظهاي از عمر شريف خود را بيهود نميگذرانيد. وقتي بعد از انجام وظايف خطير روزانه به خانه برميگشت وقت خود را به سه قسمت تقسيم ميفرمود: 1ـ قسمتي را به عبادت خدا ميپرداخت. 2ـ قسمتي را به خانواده اختصاص ميداد. 3ـ سهمي را براي استراحت و كار شخصي خود در نظر ميگرفت. البته باز از اين قسمت، بخشي صرف خواص صحابه و ديگر مردم ميشد.
پينوشتها: 1ـ سوره طلاق، آيه 2. 2ـ اسدالغابه، ج2، ص 269.
ماهنامه موعود شماره 66 |