spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
بعثت، انتظار و ظهور چاپ پست الكترونيكي
۱۵ اسفند ۱۳۸۵

گفت‌وگو با دكتر محمد سپهري


اشاره:
دكتر محمد سپهري، محقق، نويسنده، مترجم و استاد دانشگاه در رشته تاريخ اسلام است. ايشان تا كنون كتاب‌هاي ارزشمندي از نويسنده بزرگ جهان تشيع، علامه سيد جعفر مرتضي عاملي و برخي ديگر از نويسندگان اسلامي را به زبان فارسي ترجمه كرده‌اند كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به: امام علي(ع) و خوارج، اهل بيت(ع) در آية تطهير و انقلاب زمينه‌سازان حكومت مهدي(ع) اشاره كرد.
جديدترين اثر اين محقق، ترجمة كتاب گرانسنگ الصحيح من سيرة النبي الاعظم(ص) تأليف علامه مرتضي عاملي است كه با نام سيرت جاودانه دو جلد آن تا كنون به بازار نشر عرضه شده است. به مناسبت عيد مبعث رسول خدا(ص)، موعود مناسب ديد كه دربارة اين رخداد الهي و رابطة آن با روز ظهور و همچنين موضوع انتظار آخرين وصي پيامبر اعظم(ص) كه به انجام رسانندة رسالت جهاني‌اش مي‌باشد، گفت‌وگويي ترتيب دهد كه حاصل آن به حضور گرامي شما خوانندگان عزيز تقديم مي‌گردد، باشد كه مقبول نظرتان واقع شود.

 واقعة بعثت را چگونه توصيف مي‌كنيد. آيا بعثت يك واقعه اجتماعي بوده يا فرهنگي و يا...؟
 بعثت پيامبر اكرم(ص) را بايد در حقيقت در تداوم نهضت انبيا بررسي كرد و فراتر است از اينكه بخواهيم آن را يك واقعه خاص اجتماعي يا نهضت فرهنگي يا سياسي، اقتصادي ببينيم بلكه در حقيقت بايد فلسفه نبوت را در درون آن جست‌وجو كنيم كه همان هدايت انسان‌ها، تكامل بشريت، و راه‌نمودن انسان‌ها براي رسيدن به نقطة كمال است كه در حقيقت فلسفة خلقت و آفرينش انسان هم همين است.
پيامبر اكرم(ص) با توجه به آنكه بيش از شش قرن از ظهور پيامبر صاحب شريعت قبلي ـ حضرت عيسي(ع) ـ گذشته بود و جهان چشم انتظار يك منجي بود تا از آن وضعي كه داشت رهايي پيدا كند، يك نهضت همه جانبه‌اي را با بعثت خود فراهم آوردند. بنابراين شايد محدود كردن آن در يك واقعه، محدود كردن فلسفه نبوت و پيامبري باشد. و درست آن است كه وقتي عقيده داريم، رسالت پيغمبر(ص) و شريعت اسلام آخرين و كامل‌ترين نسخه الهي براي سامان دادن زندگي دنياي بشري به منظور كسب سعادت اخروي است، بايد بعثت آن گرامي را اوج تحول همه‌جانبه نهضت پيامبران بدانيم و از بخشي‌نگري و محدودسازي آن به حوزه يا حوزه‌هاي خاص به شدت دوري كنيم.
بنده معتقدم بعثت رسول اكرم(ص) در حقيقت نقطه آغاز و سنگ نخست بناي تمدن عظيم دين اسلام براي كمال بخشيدن به بشريت در جست‌وجوي معنويت است؛ بشريتي كه از مبادي كمال فاصله گرفته بود و در عمق جان تشنة خود، در پي نجات و رهايي از منجلاب انحرافات و دنيازدگي‌ها بود.

 تجليات و آثار واقعة بعثت را در كداميك از عرصه‌هاي فوق مي‌توان مشاهده كرد؟
 با بعثت پيامبر اكرم(ص) يك تمدن متكاملي بنا نهاده شد كه آثارش را الآن هم مي‌بينيم و مطابق اعتقادات ما اين تمدن تا قيامت تداوم خواهد داشت؛ از اين رو اين تمدن همة زمينه‌ها را پوشش مي‌دهد يعني تجليات فرهنگي عقيدتي، اقتصادي، سياسي و حتي نظامي، دفاعي و امنيتي دارد. و به طور خلاصه يعني همة آنچه را كه جامعه و بشريت براي رسيدن به كمال نهايي و لقاي مبدأ متعال بدان نياز داشته پيامبر(ص) آورده است و اين موضوع همة عرصه‌هاي زندگي بشري را پوشش مي‌دهد.
به عبارت ديگر، هر آنچه براي رسيدن به هدف و فلسفه آفرينش مورد نياز است و در فلسفه وحي و نبوت و ارسال رسل و انزال كتب آسماني جاي مي‌گيرد، در برنامه رسالت قرار داشت چنان كه در آيات قرآن هم بدان اشاره شده است:
ولا رطب و لايابس إلّا في كتاب مبين1.  هيچ دانه‌اي در تاريكي‌هاي زمين، و هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در كتابي روشن [ثبت] است.
رسول اكرم(ص) خاتم پيامبران است و شريعت اسلامي، پايان‌بخش اديان الهي و نسخة نهايي و كاملي كه براساس آن، بشريت راه كامل را خواهد پيمود و به مبدأ هستي و سعادت جاوداني نايل خواهد آمد. لذا مي‌بايست همة عرصه‌هاي زندگي بشر را پوشش دهد و او را از حيرت و سرگرداني به جادة هدايت رهنمون شود. از اين رو تجليات بعثت رسول اكرم(ص) فراگير است.

 شرايط عمومي جهان در عصر بعثت؛ به ويژه در امپراتوري‌هاي حاكم در آن دوران چگونه بود؟
 از ظهور حضرت عيسي(ع) تا بعثت پيامبر(ص) ششصد و اندي سال مي‌گذشت و شرايط جهانِ تحت سيطرة دو امپراتوري ساساني و روم و نيز پايگاه نهضت پيامبر(ص) ـ يعني شبه جزيره عربستان ـ و بعضي نقاط مثل شرق دور و مناطق آفريقا شرايط ناگواري بود. نقاط مسكوني آن زمان يا تحت سيطرة اين دو امپراتوري بودند و يا تحت تأثير فكري، ديني و سياسي آنها. رومي‌ها پايبند به ديانت حضرت عيسي مسيح و ايرانيان ظاهراً معتقد به آيين زرتشتي؛ اما هر دو امپراتوري از مبادي خود فاصله گرفته بودند و از مباني عقيدتي خويش دور شده بودند. در ايران روحانيون كه بايد پناه مردم باشند، به دستگاه‌هاي اداري به گونه‌اي سيطره داشتند كه اصلاً مردم را درك نمي‌كردند و از نظر ديني هم در امپراتوري ايران وضع به هم پاشيده‌اي را ملاحظه مي‌كنيم؛ به گونه‌اي كه برخي به درستي عقيده دارند كه اگر پيامبر اكرم(ص) ظهور نمي‌كرد و اعراب مسلمان آيين اسلام را به ايران نمي‌آوردند، ايرانيان پادشاهي ساساني به مسيحيت مي‌پيوستند. چنان كه نهضت‌هاي اصلاحي نيز در آيين اوستايي و به نام زرتشتي‌گري صورت گرفت اما موفقيت‌هاي چنداني عايدشان نشد. بنابراين، واقعاً خلأ دين در ايران عصر بعثت احساس مي‌شد.
در امپراتوري روم نيز وضع به همين منوال بود. آنها هم از آيين مسيح فاصله گرفته بودند و كتابشان تحريف شده و تنها پوسته‌اي خالي از آن مانده بود. مخصوصاً درگيري‌ها و جنگ‌هايي كه مردم را خسته كرده بود. ظلم و ستم بيداد مي‌كرد. ماليات‌هاي سنگين و طاقت‌فرسايي كه با عنوان‌هاي مختلف از توده مردم گرفته مي‌شد، در هر دو جهان زرتشتي و مسيحي فشارهاي مضاعفي را به مردم وارد مي‌كرد و آنان اميد داشتند كه روزي از اين وضعيت فلاكت‌بار نجات يابند و موعودشان هرچه زودتر ظهور كند.
عربستان هم كه خانة كعبه در آن بود و از اساس پايگاه توحيد و آيين حنيف به شمار مي‌آمد، در گذر روزگاران متمادي دست‌خوش تحولات ناروايي شده و مردمان خداپرست و موحد آن سامان به جاي پرستش خداي يكتا، به عبادت بت‌هاي ساختة دست خود روي آورده بودند. چنان كه انواع و اقسام بت‌هاي فردي، خانوادگي و قبيله‌اي درميانشان پرستش مي‌شد. زنده به گور كردن فرزندان، قتل و غارتگري و خشونت و قساوت چونان يك امر عادي در سراسر زندگي مردم عرب سنگيني مي‌كرد. اصولاً اين روزگار را «عصر جاهلي» ناميده‌اند چون مظاهر غيرعقلاني و خلاف خردورزي در زندگي فردي و اجتماعي آنان حاكم بود و اعمال و رفتارشان نه تنها توجيه عقلي نداشت بلكه با مبادي عقلاني در تضاد كامل و تمام‌عيار بود.

 همان‌طور كه فرموديد، بعثت پيامبر خاتم(ص) پس از يك فترت 600 ساله رخ داد. آيا مي‌توان آثاري از انتظار ظهور پيامبر خاتم(ص) را در عصر بعثت مشاهده كرد؟
 آثار آن را مي‌توان از اينجا ديد كه وقتي پيامبر(ص) از دنيا رفتند، تمامي عربستان را تحت نفوذ خود داشتند. البته براي رسيدن به اين نقطه مراحلي را در دوره‌هاي بسيار كوتاه مكه و مدينه طي كردند. آنچه كه در دورة مكه نازل شده مباحث عقيده و فرهنگ است و در حوزة مبدأ و معاد جاي مي‌گيرد و بعد از آن كه در يثرب حكومت تشكيل مي‌دهند، همة مباحث تحت پوشش قرار مي‌گيرد. به عبارت ديگر دورة سيزده سالة مكه، دورة سازندگي فردي و تصحيح عقايد و افكار پيروان است، كه نگاهي به آيات و سوره‌هاي مكي قرآن، اين واقعيت را اثبات مي‌كند.
در مقابل، دورة مدني، دورة تشكيل حكومت و تصحيح روابط همه‌جانبه اجتماعي در عرصه‌هاي مختلف زندگي است.
اين تجلي مختصري است از تمدني كه آن حضرت با بعثت خود پايه‌گذاري كرد.

 جلوه‌هاي اين انتظار را قبل از ظهور پيامبر(ص) چطور مي‌توان رصد كرد؟
 ما معتقديم كه همه پيامبران به رسالت حضرت بشارت داده‌اند و اين بشارت در تورات و انجيل هم آمده بوده است. از لحاظ تاريخي مواردي هست كه نشان مي‌دهد معتقدان آيين‌هاي آسماني، منتظر پيامبري بودند كه انسان را به آيين توحيدي هدايت كند. دلخوشي يهودي‌هاي ساكن يثرب در برخورد با مخالفت‌هاي اعراب يثرب اين بود كه به كمك پيامبري كه به زودي در سرزمين عربستان ظهور خواهد كرد، از اعراب بت‌پرست و مشرك به سختي انتقام خواهند گرفت. چون آنها مشرك، و يهودي‌ها [به خيال خودشان] موحد بودند.
يهودي‌ها همواره در درگيري‌هايشان گوشزد مي‌كردند ما منتظر پيامبري هستيم كه به زودي ظهور مي‌كند و ما به كمك او از شما انتقام خواهيم گرفت هرچند كه بعد از ظهور آن پيامبر اين عرب‌ها بودند كه به وسيله او از آنها انتقام گرفتند.
در روايات تاريخي آمده كه در دورة شعب‌ابي‌طالب دو نفر به نام‌هاي اسعدبن زراره و ذكوان بن عبدالقيس از قبيلة اوس به مكه مي‌روند تا از مردم قريش بر ضد خزرج كمك بگيرند. سران قريش به درخواست اوسي‌ها پاسخ منفي مي‌دهند زيرا اين روزها با مشكل سختي روبه‌رو هستند و آن ادعاي «محمد(ص)» است كه خود را پيغمبر خدا مي‌داند و گروهي از جوانان و بردگان قريش به آيين او گرويده‌اند. آنان او و مردم يثرب را از نزديك شدن به پيغمبر اكرم(ص) برحذر داشتند تا مبادا فريب سخنان و كلمات سحرآميز او را بخورند، اما اسعدبن زراره مرد خردمندي بود و با يادآوري گفته‌هاي يهوديان يثرب، احتمال داد كه اين مرد همان پيامبري باشد كه قوم يهود در انتظار اويند.
حدس وي كاملاً درست بود. اسعد و همراهش در مسجدالحرام به حضور پيامبر رسيد و هر دو مسلمان شدند. بنابراين معتقدم كه اسلام يثربي‌ها در دورة شعب ابي‌طالب و بين سال‌هاي هفتم تا دهم بعثت بوده است. ملاحظه مي‌كنيد كه علاوه بر عقيدة پيروان اديان پيشين مبني بر ظهور پيامبر آخرالزمان، روايات تاريخي هم اين انتظار را در ميان اقوامي چون يهوديان به صراحت تأييد مي‌كند.

 از زبان نبي ختمي‌مرتبت(ص) نقل شده كه هيچ پيامبري به اندازه من اذيت نشد. مهم‌ترين چيزي كه در شرايط عصر جاهليت ايشان را آزار مي‌داد چه بود؟
 پيش از آنكه پيامبر(ص) به رسالت مبعوث شوند و مردم قريش را دعوت كنند از لحاظ اجتماعي پايگاه ويژه‌اي داشتند. سران قريش از وقتي كه پايگاه اشرافي خود را در خطر ديدند، با پيامبر(ص) به مخالفت برخاستند و از هر جهتي ـ چه جسمي و چه رواني ـ به ايشان آزار رساندند. به گونه‌اي كه سه سال اول دعوت بسيار مشكل بود و حضرت مي‌توانست به سراغ همه برود تا اينكه مأمور شد دعوت خود را از خانواده شروع كند و بعد دعوت علني را عرضه كرد. در همة مراحل، اگرچه از هر لحاظ با پيامبر آشنا بودند ولي برخوردهاي خشن كردند. پيامبر كه در كوچه‌ها راه مي‌رفتند دورشان را مي‌گرفتند و هياهو مي‌كردند. اگر كسي سراغ پيامبر مي‌آمد با او برخورد مي‌كردند، و ياران پيامبر و خود آن حضرت را هم شكنجه دادند به گونه‌اي كه وقتي در نماز بودند شكمبة شتر را سر پيامبر(ص) خالي مي‌كردند و يا گاهي به گردنشان طناب مي‌انداختند. البته بعضي از اين موارد جاي تحقيق دارد چونكه بني‌هاشم سرور قريش بود اما به هر حال پيامبر به شدت تحت فشار بودند، البته خود آن حضرت تحت شكنجه ظاهري نبود و بيشتر كساني كه دعوت ايشان را پذيرفته بودند در فشار بودند به حدي كه گاه زير شكنجه جان مي‌دادند. تا اينكه بحث مهاجرت به حبشه مطرح شد.
البته اين بحث جاي تحقيق دارد كه آيا هدف پيامبر، حفظ جان آن عدة معدود بوده است، من فكر مي‌كنم مسئله بايد فراتر از اينها باشد يعني پيامبر با توجه به برخوردهاي خشني كه از سوي سران قريش با دعوت انجام مي‌شد احساس خطر مي‌كردند كه مبادا اصل دعوت از بين برود. از اين رو، مهاجران را فرستادند كه لااقل عده‌اي باشند كه پيام آن حضرت(ص) را به جهانيان برسانند. پس از آن پيامبر به طائف مي‌روند و در آنجا ياري پيدا نمي‌كنند و در نهايت براي اينكه مكه ظرفيت پذيرش دعوت را نداشت، براي ادامة دعوت به يثرب و آن هم به طور پنهاني هجرت مي‌كنند. اين وقايع هم حكايت از آزار شديد پيامبر دارد. انواع اتهامات از قبيل شاعري، جادوگري، جنون به ايشان زده شد و بعد هم كه پيامبر در مدينه حكومتي تشكيل دادند، تا سال 21 بعثت، همواره با آن حضرت در جنگ بودند. بارها لشكركشي كردند و ياران پيامبر(ص) را كشتند و از هر وسيله‌اي براي اين منظور استفاده كردند. اين است كه پيامبر مي‌فرمايند نسبت به پيامبران ديگر خيلي اذيت شدم. پيامبر  اكرم(ص) براي اين مردم سعادت دنيا و آخرت را آورده بود اما آنان به جاي استقبال و پذيرش، راه دشمني و عناد را پيش گرفتند و آن گرامي را وادار به جلاي وطن كردند. مگر نه اين است كه حتي در نهايت تصميم گرفتند او را بكشند؟! چرا شبانه و به صورت پنهاني، براي پيوستن به يارانش كه به يثرب هجرت كرده بودند،‌ فرار كرد؟! از 23 سال رسالت پيغمبر(ص)، 21سال آن در مخالفت و جنگ و نبرد، و كشت و كشتار ياران حضرت گذشت! اگر اين آزار و اذيت‌هاي قريش نبود، دعوت پيغمبر(ص) در طول حيات آن حضرت توسعه پيدا مي‌كرد و سرزمين‌هاي ديگر را در بر مي‌گرفت اما همين دشمني قومش مانع بزرگي بود.

 كدام ويژگي‌هاي پيامبر(ص) موجب شد كه آن حضرت در برابر شرايط غيرقابل تحمل عرب جاهلي نظير خشونت، قساوت قلب، تعصب جاهلي،‌تفاخر و... تاب بياورد و مسئوليت خود را به خوبي ادا كند؟
 شخصيت پيامبر(ص) را مي‌توان از آيات قرآن درك كرد و علاوه بر آن از روايات تاريخي مي‌توان دريافت كه آن حضرت در برخورد با مردمان عرب از چه خصلت‌هاي والا و برتري برخوردار بوده است. مطابق دستور قرآن، پيامبر اكرم(ص) الگوي تمام‌عيار بشريت براي رسيدن به كمال مطلوب است.
«لقد كان لكم في رسول الله اُسوة حسنه لمن كان يرجوا الله واليوم الآخر2. قطعاً براي شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقي نيكوست، براي آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مي‌كند.
در آيات قرآن، اخلاق آن حضرت چنين توصيف شده است:
إنّك لعلي خلق عظيم3.
و راستي كه تو را خوبي والاست.
يا در جاي ديگر مي‌فرمايد:
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظّاً غليظ القلب لانفضّوا من حولك، فاعف عنهم و استغفرلهم...4.
پس به [بركت] رحمت الهي، با آنان نرمخو [و پرمهر] شدي، و اگر تندخو و سخت‌دل بودي قطعاً از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند، پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه.
خداوند كريم به رسول خدا(ص) شرح صدر عطا كرده تا كج‌رفتاري‌ها و ناهمواري‌هاي كرداري مخاطبان و حتي پيروان خود را تحمل كند:
الم نشرح لك صدرك...5.
آيا براي تو سينه‌ات را نگشاده‌ايم؟
پيامبر(ص) توانست از مردم عرب كه به لحاظ شرايط جغرافيايي عربستان و روحيه بدوي و بيابان‌گردي، انسان‌هايي خشن و قسي‌القلب بودند، انسان‌هايي تربيت كنند كه وقتي در يك جنگ شخصي براي مجروحان آب آورد، اولي گفت به دومي بده، دومي هم گفت به سومي بده و سومي هم گفت به اولي بده؛ تا اينكه همه لب تشنه شهيد شدند. وانگهي پيغمبر(ص) در ميان همين مردمان به دنيا آمده بود و از تبار آنان بود و در ميانشان پرورش يافت و بزرگ شد تا اينكه از سوي خداوند به رسالت مبعوث گرديد. از اين رو با روحيات، اخلاق، عقايد و آداب و رسوم و رفتار، و صفات و خصلت‌هاي زشت و زيباي اين قوم به خوبي آشنايي داشت و چون مأموريت داشت تا همين انسان‌هاي بداخلاق، خشن، بدوي و غيرقابل تحمل را به جاده هدايت و منزل سعادت رهنمون شود و دست آنان را بگيرد و از چشمه‌سار رحمت الهي سيراب نمايد، هر گونه خشونتي را در اين راه تحمل كرد و از جمع آنان، مؤمناني را تربيت كرد كه براي هميشه تاريخ الگو و مثال‌زدني خواهند بود.
در همين مسير، چند بار (حداقل دوبار) آنان را با هم برادر كرد. چنان كه حتي گمان بردند كه همچون برادران حقيقي از همديگر ارث مي‌برند.
دعوت پيامبر(ص) دعوت به فطرت بود و اين افراد خشن و جاهل بالاخره انسان بودندو اگر كسي در مسير خلقت گام برمي‌داشت و مباحث فطري را مي‌دانست، مي‌توانست آنها را به راه مستقيم هدايت كند و پيامبران بوده‌اندكه چنين توانايي داشته‌اند.
علاوه بر اينكه دعوت و آيين پيامبر(ص) بر مبناي فطرت بود، ايشان شخصيت برجسته‌اي داشت. به عنوان نمونه همان‌طور كه ابوسفيان را مي‌بخشد و در فتح مكه خانه وي را محل امن قرار مي‌دهد، و حتي در غزوه حنين، بخش زيادي از غنايم را به عنوان «تأليف قلوب» به او و مكيان مي‌دهد، وحشي را هم كه عموي دلاورش را ناجوانمردانه شهيد و مُثله كرده بود، وقتي به او پناه آورد، بخشيد و البته به او فرمود كه خود را از ديد حضرت پنهان دارد تا مبادا مصيبت ناگوار حمزه تداعي شود. در كجاي تاريخ اين همه بزرگواري، كرامت، گذشت، فداكاري و در يك كلام، جميع خصلت‌هاي پسنديده را با هم در يك نفر مي‌توان ديد. اگر نتيجه چيزي جز اين بود، مي‌بايست در آن ترديد كرد.

 مهم‌ترين عواملي كه موجب پيروزي نسبتاً سريع پيامبر(ص) در جزيرةالعرب شد، چه بود؟
 دو عامل را مي‌توان مؤثر دانست: شخصيت پيامبر(ص) و روش‌هايي كه حضرت براي ابلاغ دعوت پيمود.
دعوت پيامبر(ص) دعوتي الهي بود. آيين اسلام آييني توحيدي و فطري است و پيام دعوت با خلقت بشر هماهنگي دارد. شخصيت پيامبر(ص) افراد را جذب مي‌كرد. روش‌هايي را هم كه ايشان در پيش گرفت، كاري و مؤثر بودند. حضرت ابتدا از مباحث فردي شروع كرد و اعتقادات مردم را درست نمود و پس از آن كم‌كم روابط اجتماعي ـ سياسي را با مشقات و زحماتي اصلاح كرد.
اصولاً ابلاغ دعوت تدريجي و بر حسب روحية مخاطبان و شرايط زمان و مكان انجام شده است. شايد فلسفة آيات «ناسخ و منسوخ» نيز همين باشد كه براي هدايت انسان‌ها، سياست گام به گام و تدريجي بهتر نتيجه مي‌دهد. البته چنين نبوده كه پيغمبر(ص) با تلاوت آيات الهي و دعوت مردمان به اهداف خود دست يافته باشد بلكه مشقت‌هاي فراواني را در اين راه متحمل شد و حداقل 21 سال از 23 سال عصر رسالت خود را به درگيري قريش و مخالفت‌هاي بي‌امان و پي‌درپي آنان گذراند و ساليان دراز براي حفظ مؤمنان و پيروان خود، رنج برد و دفاع كرد و شماري از بهترين ياران خويش را از دست داد.

 پيامبر اعظم(ص) از همان ابتداي بعثت، دين خود را ديني جهاني مطرح كرد. چه شواهدي بر اين مدعا مي‌توان ارائه كرد؟
 دو بحث در اينجا مطرح است: يكي آيات قرآن كه حضرت از همان اول مي‌گويد: «يا أيها الناس» «ال» در واژه الناس «ال» جنس است و به گفته عالمان زبان عربي، افادة عموم و استغراق مي‌كند: يعني همة مردم، در هر جاي كره زمين و در هر عصري از روزگاران متمادي كه هستند و نه فقط في‌المثل مردم مكه يا مردم جزيرةالعرب يا در جاي ديگر مي‌فرمايد:
كافّةً للناس بشيراً و نذيرا6ً.
پيغمبر براي همه انسان‌ها، بشارت‌دهنده به خوبي‌ها و بيم‌دهنده از بدي‌ها است.
و به مكان، زمان، نژاد و اقوام خاصي اختصاص ندارد؛ همگاني است نه قومي و سرزميني.
بحث ديگري كه مي‌توان در روايات تاريخي به دنبال آن بود و خيلي هم مشهور است، نامه‌هاي پيامبر به حكومت‌هاي آن زمان است؛ به نحوي كه هيچ نقطة شناخته‌شده‌اي در زمين ـ چه كوچك و چه بزرگ ـ نبود مگر آنكه حضرت براي حاكم و پادشاه آنجا نامه نوشت و آن حاكم و مردمان تحت امرش را به اسلام دعوت كرد و حتي اخطار فرمود كه اگر ايمان نياوري، گناه مردمان آن منطقه بر عهده تو است. اگر دعوت پيغمبر(ص) جهاني نبود، مسلماً چنين نامه‌هايي نامفهوم مي‌نمود و لازم نبود ياران خود را در شرايط آن روزگار براي انجام رسالتي خارج از مأموريت خويش، به زحمت و حتي جانشان را به خطر اندازد.

 بر اساس آنچه در روايات آمده، حضرت مهدي(ع) شبيه‌ترين مردم به رسول خدا(ص) هستند. اگر بخواهيم ميان جاهليت اولي كه پيامبر خاتم(ص) در آن انقلاب خود را آغاز كرد و جاهليت مدرن كه امام مهدي(ع) انقلاب خويش را در آن آغاز مي‌كند، مقايسه‌اي كنيم، به نظر شما كدام ويژگي‌هاي مشترك خاتم پيامبران و خاتم اوصيا(ع) مي‌تواند در اين دو عصر جاهلي بيش از همه كارساز باشد؟
 آن حضرت پيامبر خاتم است اما راه پيامبري و نهضت آن بسته نشده بلكه خط پيامبري در امامت امتداد پيدا مي‌كند تا اينكه به امام عصر(ع) مي‌رسد كه ما معتقد هستيم با فراهم شدن شرايط، ظهور مي‌كند و انسان‌ها را نجات مي‌دهد.
در روايات آمده وقتي امام زمان(ع) ظهور مي‌كنند بسياري از مشركان باورشان نمي‌شود كه ايشان حضرت مهدي(ع) هستند و مي‌گويند كه ايشان شريعت جديدي آورده‌اند. اين طور نيست، بلكه ايشان همان شريعت پيغمبر را احيا مي كند اما آن‌قدر انسان‌ها از شريعت الهي فاصله گرفته‌اند كه حتي متشرعان هم فكر مي‌كنند شريعت جديدي است.
مردماني كه در روزگار قبل از ظهور هستند آنقدر از شريعت آسماني فاصله گرفته‌اند و در عين حالي كه از لحاظ عقلي رشد كرده‌اند اما كارهايشان خلاف عقل است و از علمشان عليه بشريت استفاده مي‌كنند؛ مانند امروزكه انسان به وضعيتي رسيده كه عين جاهليت است و سيرش هم به سوي تباهي است و از همين رو كاروان بشري نياز دارد فردي بيايد و آن را از اين منجلاب نجات دهد و به راه بياورد. بنابراين وقتي ما نهضت خاتم الاوصيا(ع) را با خاتم‌الانبيا(ص) مقايسه مي‌كنيم مي‌بينيم كه از چند جهت با هم شباهت دارند:
ويژگي‌ شخصيتي حضرت مهدي(ع) كه مي‌تواند جاهليت مدرن را اصلاح نمايد، عدالت‌گستري است و اين‌كه فرزند پيامبر است و در مكتب انبيا، بزرگ شده. حضرت مهدي(ع) همان ويژگي‌هاي پيامبر را در برابر جاهليت دارد. برخورد ايشان متناسب با شرايط اجتماعي روز است. وقتي پيامبر(ص) مي‌آيد با يك انسان بدوي سروكار دارد در حالي كه حضرت مهدي(ع) با يك انسان فوق‌العاده متمدن و مترقي با ابزار علم سركار دارد و براي هدايت اين انسان به راه راست بايد با زبان خود و اندوختة ذهني خود برخورد كند اما برنامه همان برنامه است، هدف و تعاليم همان هدف و تعاليم است اما اين انسان انسان 1400 سال پيش نيست. طبيعي است كه براي برخورد با اين روش‌ها و ابزارهاي زمان پيامبر كافي نباشد.

 با تشكر از اينكه قبول زحمت نموده و در اين گفت‌وگو شركت كرديد.
 من هم از شما سپاسگزارم. اميدوارم انتظارات شما را برآورده باشم و از حسن نظر مسئولان مجله تشكر مي‌كنم.

پي‌نوشت‌ها:
1. سورة انعام (6)، آية 59.
2. سورة احزاب (33)، آية 21.
3. سورة قلم (68)، آية 4.
4. سورة آل عمران (3)، آية 159.
5. سورة انشراح (94)، آية 1.
6. سورة سبأ (34)، آية 28.



ماهنامه موعود شماره 66
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.