spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
قيمت‌ آرزوي‌ تو... چاپ پست الكترونيكي
۲۷ مرداد ۱۳۸۲
اسماعيل شفيعي سروستاني


 دوست‌ عزيز موعودي‌!
 بدون‌ مقدمه‌ اجازه‌ مي‌خواهم‌ بپرسم‌: آيا هيچ‌ به‌ محك‌ و معياري‌ كه‌ بشود با آن‌ حد و اندازة‌ آدمها و ارزش‌ و جايگاهشان‌ را تشخيص‌ داد فكر كرده‌اي‌؟ در واقع‌ مي‌خواهم‌ بپرسم‌ بزرگي‌ آدمها را با چي‌ مي‌شود سنجيد؟


 شايد بگويي‌ هر كس‌ بزرگي‌ را در چيزي‌ مي‌بينيد داشتن‌ مال‌ و منال‌، بزرگي‌ ميز و صندلي‌، قدرت‌ و يا چيزهاي‌ ديگري‌ از همين‌ قبيل‌. اگر اينطور باشد بزرگترين‌ مردم‌ كساني‌ چون‌ چنگيزخان‌ مغول‌، هيتلر و يهودي‌ سرگرداني‌ است‌ كه‌ به‌ پولهاي‌ بادآورده‌ از نزول‌ و رباخواريش‌ مي‌نازد.


 پيش‌ خودمان‌ بماند؛ بسياري‌ از ما مردم‌ بي‌آنكه‌ بدانيم‌ و يا بخواهيم‌ در آرزوي‌ روزي‌ هستيم‌ كه‌ بر صندلي‌ رباخوارترين‌ها و خونريزترين‌ها تكيه‌ بزنيم‌ و متأسفانه‌ در هواي‌ آن‌ روز نيز زندگي‌ مي‌كنيم‌ و مقدماتش‌ را فراهم‌ مي‌سازيم‌.


 قبل‌ از اينكه‌ تكليف‌ اين‌ سؤال‌ و جوابش‌ را معلوم‌ كنيم‌ اجازه‌ بده‌ بپرسم‌: هيچ‌ به‌ قيمت‌ آدمها فكر كردي‌؟ شايد بگويي‌ كه‌ مگر آدمها هم‌ قيمت‌ دارند؟


 بله‌، هر كس‌ قيمتي‌ داره‌. قيمت‌ را هم‌ خودش‌ تعيين‌ مي‌كند و اين‌ قيمت‌ را هم‌ با توجه‌ به‌ شناختي‌ كه‌ از خودش‌ داره‌ تعيين‌ مي‌كند؛ چيزي‌ كه‌ اگر بر زبان‌ نياورد هم‌ مي‌شود فهميد چون‌ اعمال‌ و كردارش‌ داد مي‌زند.
 بعضي‌ها قيمتشان‌ يك‌ سلام‌ و عليك‌ است‌ و پول‌ يك‌ چاي‌ و نوشابه‌.


 بعضي‌ها براي‌ خودشان‌ قيمت‌ بالاتري‌ قائلند و با آن‌ راحت‌ خريداري‌ مي‌شوند. پنجاه‌، صد يا پانصد هزار تومان‌ و گاهي‌ از اين‌ بالاتر 10 يا 50 ميليون‌ تومان‌.


 بزرگي‌ هر كس‌ به‌ اندازة‌ آرزوي‌ اوست‌. و قيمتي‌ هم‌ كه‌ مي‌شود پرداخت‌ و او را خريد به‌ اندازة‌ ارزش‌ و قيمت‌ آن‌ آرزوست‌.


 در ميان‌ ميلياردها آدمي‌ كه‌ تا امروز پا به‌ روي‌ خاك‌ گذاشتند و رفتند و يا همين‌ها كه‌ دور و بر ما زندگي‌ مي‌كنند مردان‌ و زناني‌ را مي‌شود اسم‌ برد كه‌ به‌ اين‌ راحتي‌ نمي‌شود آنها را خريد و ازشان‌ خدمتكاري‌ مطيع‌ ساخت‌. اصلاً كمتر كسي‌ اين‌ توان‌ را دارد كه‌ قيمت‌ آنها را بپردازد تا چه‌ رسد به‌ اينكه‌ آنها را مثل‌ بنده‌ و چاكري‌ در اختيارداشته‌ باشد.


 در بين‌ ما خيلي‌ها ظاهراً طالب‌ بهشتند امّا گاهي‌ با خرمايي‌ هم‌ خريده‌ مي‌شوند. در واقع‌ بهشت‌ آرزوي‌ آنها نيست‌. خرما و اعتبار دنيايي‌ و امثال‌ اينها آرزوي‌ اصلي‌ آنها است‌ و بهشت‌ لقلقة‌ زبانشان‌. و گرنه‌ كسي‌ كه‌ آرزوي‌ بهشت‌ داشته‌ باشد با چيزي‌ كمتر از بهشت‌ خريداري‌ نمي‌شود.


 قيمت‌ بهشت‌ را هم‌ كسي‌ نمي‌تواند تعيين‌ كند و بپردازد تا چه‌ رسد به‌ اينكه‌ اين‌ مردان‌ يا زنان‌ را چاكر خودش‌ بسازد.
 شايد كساني‌ پيدا بشوند كه‌ آرزويي‌ بزرگتر از اين‌ داشته‌ باشند مثلاً خود خدا را طالب‌ باشند و حتي‌ با قيمت‌ سنگيني‌ مثل‌ قيمت‌ همة‌ بهشت‌ هم‌ راضي‌ نباشند و بقول‌ حافظ‌:
 از در خويش‌ خدايا به‌ بهشتم‌ نفرست‌ كه‌ سر كوي‌ تو از كون‌ و مكان‌ ما را بس‌


 و يا:
 ما را نه‌ سر دوزخ‌ و نه‌ حرص‌ بهشت‌ است‌ بردار ز رخ‌ پرده‌ كه‌ مشتاق‌ نگاهيم‌
 هر چه‌ از عمر زمين‌ گذشته‌ قيمت‌ آدمها هم‌ كمتر شده‌، اطراف‌ زمين‌ مملو از مردان‌ و زناني‌ است‌ كه‌ همة‌ خدا، همة‌ بهشت‌، همة‌ پاكي‌، همة‌ عزّت‌ و همة‌ بزرگي‌ را فداي‌ يك‌ صندلي‌، يك‌ مدرك‌ دانشگاهي‌ و حتي‌ نزديكي‌ به‌ مقامات‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ مي‌كنند. آنوقت‌ است‌ كه‌ وقتي‌ آدمي‌ نگاه‌ به‌ پشت‌ سر مي‌كند، در ميانة‌ همة‌ تاريخ‌ و همة‌ ادوار مردي‌ مثل‌ حسين‌، عليه‌السلام‌، را مي‌بيند كه‌ همة‌ مال‌، همة‌ خانه‌ و خانواده‌، همة‌ زندگي‌ و همه‌ و همة‌ آنچه‌ را كه‌ بشود تصور كرد فداي‌ حقيقت‌ و خدا مي‌كند؛ در مي‌يابد كه‌ او براي‌ خودش‌ قيمتي‌ و در دل‌ آرزويي‌ دارد كه‌ اگر تمامي‌ دنيا و ثروتها و تمامي‌ آخرت‌ و بهشتهايش‌ را هم‌ بدهي‌ نمي‌تواني‌ او را بخري‌، حسين‌ قيمتي‌ به‌ بزرگي‌ همة‌ حقيقت‌ دارد. از همينجاست‌ كه‌ مي‌شود فهميد وقتي‌ مي‌گفت‌. «هيهات‌ منّا الذّلة‌» يعني‌ چي‌. گويا حسين‌ قبول‌ قيمتي‌ غير از خدا را براي‌ خودش‌ ذلت‌ مي‌داند. در حالي‌ كه‌ ما بندگان‌ كوچك‌ گاهي‌ جواب‌ خوش‌خدمتي‌ به‌ يك‌ فرد صاحب‌مقام‌ را هم‌ براي‌ خودمان‌ عزت‌ مي‌دانيم‌.


 هيچ‌ شده‌ در منزل‌ يكي‌ از دوستان‌ يا آشنايانتان‌ كه‌ با آب‌ و تاب‌ از شما تعريف‌ و تمجيد مي‌كند ميهمان‌ باشيد و ناگهان‌ استكان‌ چاي‌ يا ليوان‌ شربت‌ از دستتان‌ رها شود؟ چهرة‌ درهم‌ پيچيده‌ و خشمگين‌ دوستتان‌ در اينوقت‌ ديدني‌ است‌. مي‌تواني‌ بفهمي‌ كه‌ پيش‌ او چقدر مي‌ارزي‌.


 به‌ دوستي‌ گفتم‌: «كسي‌ كه‌ شما را در مالش‌ شريك‌ نمي‌كند در جانتان‌ شريك‌ نسازيد».
 شايد اين‌ خط‌كش‌ ساده‌اي‌ براي‌ شما هم‌ باشد. دار و ندارمان‌ را به‌ چه‌ بهايي‌ مي‌دهيم‌؟
 به‌ خوش‌آمد و لبخند چه‌ كسي‌؟ كسي‌ يا كساني‌ كه‌ حتي‌ ما را در مالشان‌ هم‌ شريك‌ نمي‌كنند، تا چه‌ رسد در جان‌.
 همه‌ عزّت‌ و بزرگي‌ و حتي‌ فلاح‌ و رستگاري‌ را با چه‌ كسي‌ تقسيم‌ مي‌كنيد؟
 اينهمه‌ را تنها در وقتي‌ مي‌توان‌ درك‌ كرد كه‌ ميدان‌ امتحان‌ و آزمايش‌ فراهم‌ شده‌ باشد.


 كاش‌ مي‌دانستيم‌ كه‌ همه‌ چيز را به‌ قيمت‌ بايد خريد تا احساس‌ خسران‌ امانمان‌ را نبرد. كاش‌ قيمت‌ حيات‌، قيمت‌ عزّت‌، قيمت‌ بهشت‌ و حتي‌ قيمت‌ خدا را مي‌دانستيم‌. آنوقت‌ مي‌فهميديم‌ اينهمه‌ زيبايي‌ و خير و سرمايه‌ را از اول‌ روز تا پايان‌ شب‌ به‌ چه‌ بهاء اندكي‌ و حقيري‌ از دست‌ مي‌دهيم‌.


 كاش‌ آرزويي‌ بزرگ‌، دردي‌ بزرگ‌ دلمان‌ را پر مي‌كرد آنوقت‌ درمي‌يافتيم‌ كه‌ حداقل‌ بهاي‌ حيات‌ و عمر، ماندن‌ در عرصة‌ تاريخ‌ است‌. مثل‌ همة‌ مردان‌مردي‌ كه‌ ماندند. به‌ گونه‌اي‌ كه‌ هيچ‌ چيز نمي‌تواند اسم‌ و رسمشان‌ را از صفحة‌ روزگار محو كند.


 آنوقت‌ درمي‌يافتيم‌ كه‌ چرا از اينهمه‌ مرد و زن‌ كه‌ در گورستانهاي‌ بزرگ‌ و فراخي‌ به‌ پهناي‌ زمين‌ خفته‌اند تعدادي‌ انگشت‌شمار مانده‌اند.


 راستي‌ من‌ و تو چقدر مي‌ارزيم‌؟


 بهتره‌ كه‌ به‌ آرزوهامان‌ نگاه‌ كنيم‌ تا همه‌ چيز معلوم‌ مي‌شود...
 امّا بعد!


 به‌ خواست‌ خدا و به‌ نام‌ امام‌ عصر، عليه‌السلام‌، شماره‌ جديد موعود جوان‌ را در سال‌ 80 تقديم‌ كرديم‌.
 از اين‌ به‌ بعد سعي‌ داريم‌ در هر شماره‌ يك‌ ويژه‌نامه‌ 16 صفحه‌اي‌ داشته‌ باشيم‌ دربارة‌ يكي‌ از موضوعات‌ يا مناسبتهاي‌ مذهبي‌؛ ويژه‌نامة‌ اين‌ شماره‌ تقديم‌ به‌ حسين‌ بن‌ علي‌، عليه‌السلام‌، شده‌ است‌.
 اين‌ ويژه‌نامه‌ها بيشتر جنبة‌ ادبي‌ دارد و در آن‌ از اشعار و داستانهاي‌ نويسندگان‌ معتبر استفاده‌ خواهيم‌ كرد. حتماً براي‌ ما بنويسيد كه‌ چه‌ موضوعاتي‌ را بيشتر مي‌پسنديد. مثلاً، شايد بخش‌ ضميمه‌ يك‌ شماره‌ ويژه‌ امام‌ رضا، عليه‌السلام‌، باشد، يك‌ شماره‌ دربارة‌ انتفاضه‌، يك‌ شماره‌ دربارة‌ عمّار ياسر و...


 يك‌ فرم‌ نظرخواهي‌ مفصل‌ هم‌ آماده‌ كرده‌ و همراه‌ شماره‌ قبل‌ براي‌ مشتركان‌ گرامي‌ كه‌ ياران‌ جدّي‌تر موعود جوان‌ هستند فرستاديم‌ و منتظر پاسخها هستيم‌ تا شايد بتوانيم‌ تغييرات‌ مطلوبي‌ در مجله‌ ايجاد كنيم‌.
 راستي‌ يك‌ گله‌ هم‌ دارم‌. از شما دوست‌ موعودي‌!


 اگر تا به‌ امروزه‌ بخاطر نام‌ زيباترين‌ و بزرگترين‌ مرد روي‌ زمين‌ تنها يكنفر را مشترك‌ مجله‌ موعود جوان‌ كرده‌ بودي‌ دوستان‌ موعودي‌ چند برابر شده‌ بودند. معلوم‌ مي‌شود كه‌ همة‌ خوبي‌ را براي‌ خودت‌ مي‌خواهي‌. با خودت‌ عهد كن‌ كه‌ حداقل‌ تا رسيدن‌ نيمة‌ شعبان‌ دوازده‌ نفر را از ميان‌ دوستان‌ و خويشان‌ وارد خانوادة‌ موعود كرده‌ باشي‌ و در نيمة‌ شعبان‌ همگي‌ بدور هم‌ حلقه‌ دوستي‌ و مهر حضرت‌ را تشكيل‌ بدهيد.


 پس‌ امسال‌ را با اين‌ نيت‌ شروع‌ كن‌ كه‌ يك‌ حلقة‌ دوستي‌ به‌ نام‌ آن‌ عزيز تشكيل‌ دهي‌. 12 نفر يا 24 نفر؟
 عزّت‌ زياد
 قربان‌ شما ـ سردبير



موعود جوان‌ شماره‌ پانزدهم‌
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.