|
استراتژي برگشت لولـه اسلحه |
|
|
|
۰۵ اسفند ۱۳۸۵ |
|
اسماعيل شفيعي سروستاني  اين روزها به هر مجلس، محفل، سايت و روزنامه سرك بكشي، به نوعي از احتمال تحريم بزرگ و حملة متحدين غربي به ايران و نتايج و پيامدهاي آن سخن ميشنوي. رفت و آمدهاي پيدرپي سياستمداران به اقصا نقاط عالم، مانورهاي نظامي و آزمايش سلاح هاي موشكي و غيره نيز از احتمال حمله خبر ميدهند . حمله به ايران به خاطر مقاومت در برابر تماميت خواهي دلتاي شوم آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي. حمله به خاطر رويكرد به نيروي زاينده و حياتبخش دين و دينداري و بالاخره حمله به ايران به خاطر تلاش و مجاهده، در طريق علم و دانش.
السلام علي المهدي(عج)
اين روزها به هر مجلس، محفل، سايت و روزنامه سرك بكشي، به نوعي از احتمال تحريم بزرگ و حمله متحدين غربي به ايران و نتايج و پيامدهاي آن سخن ميشنوي.
رفت و آمدهاي پيدرپي سياستمداران به اقصا نقاط عالم، مانورهاي نظامي و آزمايش سلاح هاي موشكي و غيره نيز از احتمال حمله خبر ميدهند . حمله به ايران به خاطر مقاومت در برابر تماميت خواهي دلتاي شوم آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي. حمله به خاطر رويكرد به نيروي زاينده و حياتبخش دين و دينداري و بالاخره حمله به ايران به خاطر تلاش و مجاهده، در طريق علم و دانش.
بيپرده از آنجا كه مسلمانان تحت هدايت و عنايت آسماني، سه عنصر اصلي تشكيل دهنده «مثلث كمال» يعني: دينداري، علمورزي، و مقاومت و پايداري را در جغرافياي شيعه خانه حضرت صاحبالزمان(عج) شناسايي و در مسير كسب مدارج و مراتب آن سير و سفر ميكنند، مستحق هجوم فرض شدهاند.
سير در مراتب اين مثلث، در خود و با خود «انكار غرب» و «احياي شرق» را داراست؛ همانكه از قرنها پيش، مردان صاحبنام، نظريهپرداز و معماران اصلي تمدن غربي آن را شناسايي كرده بودند و با آگاهي تمام از رشد و نضج آن در شرق اسلامي جلوگيري ميكردند.
نميبايست از نظر دور داشت كه به آن قول استاد مرحوم، حقيقت شرق «وحي آسماني» است.
اين سه عنصر در سير اكمالي و به شرط مراقبت، «موجد» تمدن جديد است.
در همين جا متذكر اين معنا ميشوم كه دستيابي به آگاهي همه جانبه و پيراسته از شائبهها درباره هر يك از سهعنصر ذكر شده و پيوند بنيادين و همه جانبه آنها در قالب يك استراتژي نيازمند صبوري است.
غربيان در خاطره خود سابقه شكلگيري و نتايج «مثلث كمال» در سرزمينهاي اسلامي و از جمله «شكوفايي اندلس» را دارند و به خوبي پيامدهاي احياي آن را ميشناسند و از همين رو با تما م قوا در برابر رشد و ارتقاي تدريجي آن در ايران ايستادگي ميكنند و از آن در هراسند.
شايد بتوان «نشانه رفتن جوانان» به قصد تصرف جان آنان را اساس و روح دو حادثه و ماجرا شناسايي كرد. ماجراي اول تصرف اندلس و دومي رويارويي در عصر حاضر است. در هر دو ماجرا، غرب مسيحي با حيلهاي و حربهاي ثابت وارد كارزار شده است.
«بسط فساد و انحراف» در ميان جامعه جوان مسلمان به منزله مقدّمه تصرف قلعه و برج و باروي سرزمينهاي اسلامي است.
تنها در اين ماجرا و به شرط كارگر افتادن حيله خصم است كه جماعتي جوان از ميان سرزمينهاي مسلماننشين در وضعي ميان خواب و بيداري درهاي قلعهها را بر روي خصم ميگشايند و آنها را تسليم خصم ميسازند.
«مفاسد اخلاقي و انحراف مذهبي» با سرعت هر چه تمامتر چنان جانها را متصرف ميشوند كه ديگر هيچ دستي ياراي فشار آوردن بر ماشه اسلحه را نخواهد داشت.
«مفاسد اخلاقي و انحراف مذهبي» لوله هر سلاحي را به سوي صفوف سپاهيان خودي برميگرداند.
اگرچه طيّ دهه اوّل و دوم انقلاب اسلامي به انحاء مختلف شاهد جريانهاي مهاجم فرهنگي بودهايم و صورتهاي مختلف عملي آن را مشاهده كردهايم، امّا، در دهه سوم واقعهاي جديد سر برآورده است.
در آن دو دهه، مهاجمان، استراتژي «ناتوان ساختن دست هاي» جوانان مسلمان را دنبال ميكردند امّا، در دهه سوم كه اينك بيش از هفت سال از آن ميگذرد، «برگرداندن لوله اسلحه» جوانان مسلمان به سوي مسلمانان به عنوان «استراتژي مهاجمان» قابل شناسايي است.
در اين مرحله هدف دشمن اجراي چهار طرح : 1. رويارو ساختن جوانان شيعه و سني 2. احياء فرقهها و نحلههاي مسكوت و نيمهجان. 3. ايجاد فرقههاي جديد و مدرن 4. كشاندن جوانان مسلمان به دام كليساهاي تبشيري و بالاخره تضعيف و به خواري كشاندن جوامع مسلمين است.
حذف هر يك از اضلاع مثلث كمال يعني: دينداري،
علم ورزي و مقاومت، به منزله قبول نقصان و در نتيجه بي اثر و يا كم اثر شدن تلاش امتي است كه سير و سفر در مسير كمال را آغاز كرده است.
نميبايست فراموش كرد كه در تماميت جغرافياي شرق از حاشيه درياي مديترانه تا منتهااليه شرق چين تنها ايران است كه به دليل باور ولايي، از ايجاد سازمان «اجتماعي سياسي» براي محقق ساختن وجوه آفاقي و انفسي دين سخن ميگويد و آن را لازمه دينداري ميشناسد و درست به همين خاطر هم در ذات خود نوعي رويارويي با عناصر و عوامل كفر و شرك و نفاق در نظر و عمل را ميپرورد.
آگاهي غرب از:
1. سابقه شكلگيري و اتحاد اين سه عنصر (دين و علم و عمل مجاهدانه) در ميان سرزمين اسلامي؛
2. لزوم پيوستگي اين عناصر براي وقوع يك اتفاق متفاوت و اثرگذار؛
3. استعداد موجود در شيعه خانه اهل بيت (ع) ، ايران با جمعيتي جوان.
باعث بوده تا همواره با طراحي و برنامهريزي جدي و همه جانبه در صدد جلوگيري از به ثمر رسيدن نهال «دينداري و علم ورزي و عمل مجاهدانه» در اين سرزمين باشند چنان كه قرنهاست كه درباره آن هزينه ميكنند. بيشك خشكاندن ريشه اين نهال و بيثمر ساختن آن متضمن نشانه رفتن «جوانان سرزمين اسلامي» به قصد گرفتن «جان آنها» است.
اين، « استراتژي» اصلي غرب مهاجم و طاغي است. همان كه هماره دربارهاش غفلت شده است.
شايد لازم باشد بار ديگر آنچه در «اندلس» در جريان مبارزه غرب مسيحي با مسلمانان براي تصرف اندلس گذشت بازخواني شود.
در دوره جديد ديگر بار ماجراي حيله و حمله غرب براي تصرف اندلس تكرار ميشود.
متأسفانه تاكنون به خاطر غفلت دستگاههاي فرهنگي مسئول:
1. وجوه اين استراتژي شناسايي نشده است؛
2. «طرح و برنامههاي اجرايي» كشف و تشريح و تبيين نگرديده؛
3. ابزار و آلات و عوامل مجري طرح در ميان سرزمينهاي مسلماننشين و از جمله ايران شناسايي نشده؛
4. برآورد دقيقي از نحوه عمل و نتايج عملكردهاي آن عوامل وجود ندارد؛
5. راههاي مقابله، خنثيسازي، ترميم ضايعات، و مسدود ساختن مجاري و منافذ و جبران خسارات جستوجو نشده است
اجازه ميخواهم عرض كنم، «حمله آغاز شده و دامن گسترده» است. پيش از آن كه حتي يك گلوله شليك شود.
چنان كه ذكر شد در «استراتژي برگرداندن لوله تفنگ» حدّاقل چهار طرح نهفته است كه هم زمان با هم اين طرحها به اجرا در آمده و هر كدام جرياني وسيع را ايجاد كردهاند.
گفتوگو از هر يك از اين چهار طرح فرصتي مبسوط را ميطلبد.
طيّ دهه سوم انقلاب مجريان طرح چهارم در اقصا نقاط كشورهاي اسلامي و از جمله ايران فعاليتهاي گستردهاي را آغاز كردهاند. مجموعه آثار و منشورات مبلّغان تبشيري انجيلي در قالب لوحهاي فشرده، كتب و جزوات به زبانها و لهجههاي مختلف كردي، عربي، لري، مازندراني، گيلكي در تيراژي وسيع در ميان جوانان منتشر و توزيع شده است. اقداماتي نظير:
1. سر دادن شعار: «پس از مسيحي كردن قاره آفريقا اينك نوبت آسياست» كه از سوي واتيكان به عنوان طرح و برنامه قرن 21 شناسايي شده؛
2. اهتمام كليساي انجيلي براي گسترش فعاليتهاي تبشيري از طريق كليساهاي تلويزيوني و ماهوارهاي؛
3. گسيل مبلّغان انجيلي به سرزمينهاي اسلامي و شبه قاره هند؛
4. ورود آقاي كسينجر، استراتژيست صهيونيستي به جمع مشاوران پاپ بنديكت شانزدهم؛
5. رخنه مبلّغان صاحب نام انجيلي در كاخ سفيد تا مرز رهبري سياسي و نظامي هيأت حاكمه امريكا و آبياري دانه جنگ آخرالزماني آرمگدون در جان و قلب رئيس جمهور آمريكا و ... پرده از سناريو و طرحي شيطاني برميدارد. آن هم در آستانه فروپاشي تمام عيار تمدن الحادي غربي در مقابل «فرهنگ ديني و اسلامي».
جاي تعجب ندارد اگر در سايه امنيت و حسن ظنّ جاري در ايران، مبلّغان تبشيري آثار و محصولات فرهنگي خود را رايگان چون نقل و نبات در سطح شهر بپراكنند و در شهرهاي تهران ، شيراز ، كرج ، قم و ... جوانان مسلمان را شمع مجلس تبشيري خود بسازند و از اشعار «محبت و عشق» گلولهاي براي جانهاي جوان بسازند.
به زعم آنان، نتيجه اجراي اين طرح، شكلگيري جريان «مقاومت از درون» يا همان «برگشت لوله اسلحه» به سوي خود است.
در اين باره وظيفهاي سترگ به دوش حوزههاي علميه است. براي پاسخگويي به شبهات، تربيت خطبا و مبلغيني مسلّح به دانش روز و آگاه از منابع و اهواء فرقهها و نحلهها؛
وظيفهاي مهم بر دوش دستگاههاي رسمي و سازمانهاي فرهنگي و تبليغي است؛ براي جذب جوانان، تشكيل مجامع و جلسات نقد و گفتوگو، نشر آموزههاي حقيقي با ادوات و ادبيات روز، حمايت از خطبا، محققان ، مؤسسات فعال مردمي و شناسايي شبهات؛
وظيفهاي بر دوش خانوادههاست تا در كنار همتي كه مصروف نان و خورش جوانان خود ميسازند جايي براي دينداري، صلاح و فساد خُلقي و خَلقي و حراست آنان باز كنند..
وظيفهاي بر دوش تكتك مردان و زناني است كه در موقعيتها صاحب مسؤوليتند و مايل نيستند سرزمين اسلامي، جوانان و شيعهخانه اهلبيت نشان تير مرگبار «احياگران جنگهاي صليبي» شوند.
بي گمان بررسي عملكرد سازمان هاي فرهنگي رسمي كشوروتعريف وظايف جديد براي آن ها مقدمه اي است براي ورود در اين عرصه جديد كه جان جوانان را نشانه گرفته است.
والسلامعليمناتبع الهدي
سردبير موعود، شماره 73 |