|
يادگارهاى موعود -مسجد امام حسن مجتبى ع |
|
|
|
۳۰ دي ۱۳۸۳ |
|
صفحه 3 از 3 ايشان پرسيد: شما چطور شد كه به فكر وقف كتاب به مسجد افتاديد؟ گفتم: همينطورى، نذر داشتم. در جواب گفت: نه، همينطورى نمىشود و بايد علت اين كار را به من بگوييد. عرض كردم: حاجآقا! پشت تلفن نمىشود. حداقل اجازه بدهيد جايى خدمت برسيم تا مفصلاً با هم صحبت كنيم. آن گاه جناب آقاى حبيبيان گفت: شب جمعه آينده من در منزل منتظر شما هستم. سپس نشانى منزلشان را به من دادند. مجدداً برگشتم تهران كتابها را شمارهگذارى كردم. بعد از آماده شدن، آنها را به ترتيب در كارتن چيدم. شب جمعه كه شد با ماشين يكى از دوستان آمديم قم و رفتيم منزل حاج يداللَّه. پس از احوالپرسى و پذيرايى مختصر، حاجيداللَّه مرا به اتاق ديگر صدا كرد و وقتى به خدمتشان رسيدم خطاب به من گفت: اگر علت وقف كتاب به مسجد را به من نگويى من كتابها را قبول نمىكنم. از من انكار، از ايشان اصرار تا اين كه بالاخره در حالى كه بغض گلويم را گرفته بود گفتم: يك چنين جريانى پيش آمد ولى من متأسفانه آقا را نشناختم. حاجىيداللَّه پس از توضيحاتى كه من دادم حرفى نزدند كتابها را همانجا تحويل داديم. مقرر شد فردا برويم مسجد. وقتى به مسجد رسيديم هنوز خيلى ناقص بود. من دو ركعت نماز امام زمان(ع) كه مخصوص به جا و زمان خاص نيست در آنجا به جاى آوردم. آن وقت بههمراه حاجيداللَّه در محوطه مسجد گشتى زديم. حاجىيداللَّه طبق توضيحاتى كه شب گذشته از زبان مولايمان حضرت صاحبالامر(ع) داده بودم درباره بخشهاى مختلف مسجد سؤالاتى را مىكردند. از من پرسيد: حسينيه كجاست؟ من هم همان محلى را كه مولايم امامزمان(ع) به من نشان داده بودند به او نشان دادم. سپس محل محراب و كتابخانه و محل دستشوييها و... را يكىيكى به ايشان نشان دادم. ايشان حرفهاى مرا تصديق كردند و فرمود: درست است. با كمال تعجب ديدم حاج يداللَّه در موقع بناى مسجد همه اين محلها را در جاى مخصوص به خود ساختهاند. با ديدن اين وضع باز گريه امان از من گرفت و بىاختيار در طول بازديد از قسمتهاى مختلف مسجد اشك مىريختم. وقتى موقع عصر به تهران آمدم باز خدمت مرحوم حاجشيخ (جواد خراسانى) رسيدم و جريان چگونگى بنا مسجد را به ايشان عرض كردم. ايشان فرمودند: خدا خيرت بدهد تو به عهد خودت وفا كردى آفرين بر تو...
انگيزه و چگونگى بناى مسجد امام حسن مجتبى(ع) بناى مسجد امام حسن مجتبى(ع) در 17 ربيعالاول 1392ق. شروع و در سال 1406ق. به پايان رسيد. درباره انگيزه ساختن اين مسجد از مرحوم حاجيداللَّه حبيبيان چنين نقل شده است: در يكى از سفرهاى حج در مدينه به قبرستان بقيع مشرف گشتم. از ديدن وضع نامناسب آنجا و غربت و مظلوميت ائمه بقيع(ع)2 بهويژه قبر حضرت حسن مجتبى(ع) بسيار متأثر شدم و در همان حال با خداى خود عهد كردم وقتى به قم برگشتم مسجدى به نام امام حسن مجتبى(ع) بنا نمايم. پس از آمدن به قم به اين عهد خود عمل كردم و طى مراسمى با حضور شخصيتهاى مذهبى كلنگ بناى مسجد را حضرت آيةاللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى به زمين زدند. نقل مىكنند مرحوم حاج شيخ مرتضى حائرى يك روز خطاب به مرحوم حاجيداللَّه رجبيان گفته بودند: جناب آقاى رجبيان! برو خدا را شكر كن كه اينجا به دست تو مسجد شد. اگر تو هم اينجا را نمىساختى بالاخره يك روزى اينجا مسجد مىشد. ولى تقديرالهى و عنايت امام زمان(ع) اين بود كه اينجا بهوسيله شما تأسيس شود...
پىنوشتها: 1 . مرحوم عسكرى در تهران جلسهاى داشتند كه جوانها را جمع مىكردند و به آنها قرآن و احكام مىآموختند. ايشان از اين طريق بسيارى از جوانان را كه اصلا اهل نماز و قرآن نبودند به راه صحيح راهنمايى و به نحو شايستهاى تربيت كردند. 2 . قبرستان بقيع محل دفن شخصيتهاى بسيار بزرگى است كه در رأس آنها چهار تن از امامان شيعه؛ يعنى امامحسن مجتبى(ع)، امام زينالعابدين(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) قرار دارند. اين قبرستان قبل از سال 1344ق. آباد بوده است. حتى مرقد شريف ائمه شيعه(ع) داراى گنبد و بارگاه با شكوهى بوده است كه بعد از تسلط وهابيت در سرزمين حجاز اين قبرستان رو به ويرانى نهاد.
موعود شماره 41
|