spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
آخرين شاهد چاپ پست الكترونيكي
۳۰ دي ۱۳۸۳


سهيلا صلاحى اصفهانى


روزگار داستانهايى دارد در فراز و فرودهايش كه سخت شگفت زده ات مى كند و حسى غريب را در تو پديد مى آورد.
حسى غريب، اما نزديك.
حسى از جنس خواستن و دل بستن، دوست داشتن و عشق ورزيدن.
حسى از گونه باور و يقين!
چگونه مى توان تكرارى اين چنين را ديد و باور نياورد؟!
دو مرد كه هر يك، هم خودند و هم ديگرى!
دو مرد كه سرنوشتشان به هم گره مى خورد تا تاريخى ديگر را بياغازند.
رنج يتيمى، محمد را به خانه على مى كشاند،
و درد فقر، على را به دستان تواناى محمد مى سپارد،
محمد دامان فاطمه، مادر على، را مى بويد،
و على پيراهن خديجه، همسر محمد را.
گل لبخند محمد، بهار خانه على است،
و تبسم شيرين على، همه لذت صحن و سراى محمد.
كلام خدا، جان محمد را مى لرزاند،
و سخن محمد، دل على را از جا مى كند.
قدمهاى سست كه محمد را وا مى نهند، دست محكم على به ياريش برمى خيزد، و دست على كه بسته مى شود، تنها قدمهاى محمد است كه او را آرام مى كند.
زخمهاى جسم محمد، روح على را مى آزارد،
و خستگى تن على بر شانه هاى محمد سنگينى مى كند.
بستر خالى محمد را، ارادت على پر مى كند،
و دل دريايى على را، لطف محمد فرامى گيرد.
تنهايى محمد، با همراهى على جمع مى شود،
و سكوت على، با نام محمد معنا مى يابد.
سيادت سپاه محمد، به حضور گرم على است،
و بودن على، بهانه اى است براى هم نفس شدن با محمد.
شمشير على بالا كه مى رود؛ جبرئيل در گوش محمد آواى »لافتى إلاّ على« سر مى دهد، و توان على متجلى كه مى شود؛ زبان محمد به حمد خدا گشوده مى گردد.
در سفر آسمانى محمد - آنگاه كه فرشته بزرگ خدا تاب رفتن با او را نمى آورد - على به استقبالش مى آيد،
و در سفرهاى دور و نزديك على نيز، ديدگان محمد، مهربان ترين منتظران اويند.
عجبا كه اين دو مرد، شيفته يك زن اند،
و او كسى جز فاطمه نيست.
فاطمه، دختر محمد است و همسر على.
فاطمه، جارى كوثر است در وجود محمد.
فاطمه، شيرينى زمزم است به كام على.
موقف حج محمد، سعى على است.
و صفاى مشعر على، عرفات محمد.
محمد خودف خود علم است،
محمد عينف عين عشق است،
محمد حقف حق عرفان است،
و على نيز علم است و عشق است و عرفان.
و اين همه يكرنگى را، غدير، اين پايگاه پر بركت همه تاريخ، با صد زبان در جاى جاى هستى، بلند بلند فرياد مى كند »او آخرين شاهد عادل صميميت اين دواست وقتى دستهاشان چون سرنوشتشان به هم گره مى خورد«.


 




موعود شماره چهل و یک



 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.