|
دوازده پیامد حمله به ایران |
|
|
|
۲۶ بهمن ۱۳۸۵ |
|
ژنرال يتزاک رابين رهبر اسبق اسرائيل با جنگ اول خليج فارس در 1991 مخالفت کرد و هشدار داد که هيچ کس زمان آغاز جنگ و اين که به چه چيزي منجر خواهد شد را نميداند. در حاليکه بوش و نومحافظه کاران ظاهرا طرحي را براي حمله به ايران آغاز کردهاند، ما بايد درباره پيامدهاي احتمالي آن بينديشيم. اکثر آمريکاييها معتقدند که جرج بوش متاثر از حقايق نيست بلکه به جاي آن متاثر از ايدئولوژي خود است. ظاهراً وي در خصوص ماترک و ميراث خود ميانديشد و تصور ميکند که تاريخ ثابت خواهد کرد که وي درست گفته است. آنچه بيش از همه نگران کننده است اعتقادات مذهبي بوش به خصوص قرائت روزانه مبلغ اسکاتلندي وي «اسوالد چامبرز» است که استدلال ميکند اگر طرحها و حوادثي دچار اشتباه و خطا شدهاند به اين معناست که خداوند، معتقدان خود را مي آزمايد نه اين که استراتژي بايد تغيير کند. اين امر همچنين ممکن است نفرت بوش نسبت به ديپلماسي را تبيين کند. جدا از همه اينها که گفته شد، خدا با شيطان مذاکره نميکند. گزارشهاي مختلف بيان ميدارند که ايران براي توليد بمب هستهاي سالها فاصله دارد. طي کمتر از چند سال دولت ايران ميتواند به آساني تغيير کند يا موضع خود را تعديل و اصلاح نمايد. اما در عين حال زمان براي بوش در حال سپري شدن است (البته نه براي آمريکا). مقاله اي که توسط «فيل گيلاردي» افسر سابق سازمان سيا در خصوص ايران منتشر شده بود بيان ميدارد که بوش ممکن است قبل از بازنشستگي بلر به ايران حمله کند. طرح جنگي بوش ظاهرا شامل يک جنگ چند هفتهاي براي از کار انداختن تاسيسات هستهاي و صنايع نظامي ايران است.
ظاهراً هر وقت که آمريکا انتظار داشته دشمنان آن بر اساس قوانين آمريکا عمل کنند شکست خورده است. آنچه در ذيل مي آيد پيامدهايي است که ما بايد انتظار داشته باشيم از حمله آمريکا ناشي خواهد شد: 1- ايران تنگه هرمز را خواهد بست. اين کشور داراي تجهيزات ضد هوايي بسيار پيشرفته روسي و همچنين موشکهاي ضد کشتي است که از اوکراين و چين خريداري کرده و همچنين خود نيز موشکهاي ديگري را توليد کرده است. مينهاي ضد کشتي ممکن است به خوبي درآبها مستقر شده باشند، به گونهاي که از ساحل آماده انفجار باشند. راهبرد آمريکا انهدام همه مواضع موشکهاي ضد کشتي و موشکهاي کوچک و قايقهاي مين گذاري شده است که در طول سواحل ايران مستقر هستند. روشن است که يک حمله ناگهاني آمريکا ممکن است نتواند جنگ افزارهاي ايران را هدف گيري کند يا اين که سيستم ضد موشک نيروي دريايي آمريکا ممکن است براي دفاع از همه کشتيها در خليج فارس درست عمل نکنند. احتمالاً ايران تلاش خواهد کرد به منظور ايجاد وحشت و دلهره گسترده در خصوص نفت، به جاي هدف گرفتن کشتيهاي نيروي دريايي آمريکا، کشتيها را غرق کند. حتي چنين تهديدي ميتواند منجر به افزايش قيمتها گردد. اگر چنين خطري بوقوع بپيوندد نگرانيهاي بزرگي براي آمريکا و تمام جهان ايجاد خواهد کرد. 2- جنگ به سرعت از کنترل خارج خواهد شد. طرحهاي آمريکا براي انهدام زيربناي نظامي و ضد هوايي به آساني ميتواند به انهدام تاسيسات و امکانات مربوط به ارسال کالا و نفت گسترش يابد. اين امر ميتواند منجر به قطع طولاني مدت ارسال ميليونها بشکه نفت گردد. اگر بوش يا چني خود را بيصلاحيت و بيکفايت نشان دهند يک چيز قابل تصور است و آن اين که اين امر طرحي از سوي دوستان آنها در نفت تگزاس جهت افزايش قيمت نفت تا استراتوسفر( بالاترين حد ممکن) است. جيم کرامر در 30 ژوئن گفته بود که جنگ، قيمت نفت آمريکا را به سرعت به بشکه اي 500 دلار مي رساند. خطر بزرگتر اين است که ايران عليه تاسيسات نفت بدون حفاظ کويت، عربستان سعودي و کشورهاي حاشيه خليج فارس مقابله به مثل کند. ايران همچنين به قطر هشدار داد که اگر به آمريکا اجازه حمله به ايران بدهد تاسيسات گازي عظيم آن هدف قرار خواهند گرفت. واشنگتن اعلام کرد که موشکهاي پاتريوت را براي دفاع از متحدان خود خواهد فرستاد اما هيچ تضميني وجود ندارد که همه اينها درست باشد. جدا از همه اينها، تنها يک موشک ايراني(يا يک حمله زميني از سوي شيعياني که با ايران احساس همدردي ميکنند) براي تکميل اين روند نياز است. همچنين دولت بوش انتشار نتايج آزمايش برنامه ضدموشکي آمريکا را پنهان کرده است. اين امر به سهولت مي تواند بي کفايتي و انحراف و فساد آنها را لاپوشاني کند. ما اکنون دريافتهايم (مچگيري کردهايم) که برخي از بزرگترين پيمانکاران ما کشتيهايي را براي حفاظت از ساحل طراحي کردهاند که حتي آماده و مناسب سفر دريايي نيستند. 3- اگر نفت به سرعت جريان نيابد، رفاه و رونق همه جهان در معرض خطر قرار خواهد گرفت. چنين شوک شديدي به اقتصاد جهان سبب کسري تامين منابع مالي آمريکا و افزايش سريع و آشکار نرخ منافع آن کشور خواهد شد. اين امر پيامدها و عواقب شديدي براي کل اقتصاد آمريکا و هزينههاي دولت خواهد داشت. هرگونه فشار و محدوديت واقعي بر اقتصاد چين منجر به سقوط قيمتهاي اجناس و کالاها در سراسر جهان خواهد شد که اثرات آني در قدرت خريد کشورهاي جهان سوم مي گذارد. 4- شهروندان و تجار آمريکايي در همه کشورها زير تهديد شبه نظاميان ايراني و ساير مسلمانان خواهند بود. جنگ، دشمنان تروريست(!) ما را به سرعت افزايش خواهد داد. مقامات دولت آمريکا استدلال کردهاند که بوسيله نبرد در خاورميانه ما از حملات تروريستي در آمريکا اجتناب و دوري خواهيم کرد. اين شيوه معمول جنگ آمريکاست. برآوردهاي منطقي بيان ميدارند که شمار تروريستها به گونهاي محدود شده است. اما اگر ما دشمنان بيشتري را ايجاد نماييم در اين صورت ما خطر تلافي و انتقام را در آمريکا افزايش خواهيم داد.
5- اين حمله، آمريکا را در مظان ترديد بيشتر و تنفر در جهان اسلام قرار خواهد داد. زبيگنيو برژينسکي يکي از مشاوران سابق امنيت ملي آمريکا به کنگره گفت که جنگ عراق يک فاجعه بود و احتمالا منجر به هدايت و درگيري با ايران و جهان اسلام در مقياس وسيع شده است. 6- اين جنگ منجربه افزايش قدرت روسيه در برابر اروپا خواهد شد و سبب ميگردد که به تامين نفت از سوي روسيه بيشتر وابسته گردند. البته اکثر اروپاييان فکر ميکنند که واشنتگتن بزرگترين تهديد براي صلح جهان است. جنگ، متحدان آمريکا را در تنگناي شديد قرار خواهد داد. 7- ما از اثرات سلاحهايي که روسيه و چين به ايران فروختهاند مطلع نيستيم. اين خطر بزرگي است که آنها ممکن است اثرات قوي و شديدي داشته باشند. 8- ما ممکن است يک ناو هواپيمابر را از دست بدهيم. طرح بوش ممکن است ايران را تحريک کند که با قرا دادن کشتيهاي خود در تنگه خليج فارس، اول حمله کند. بوش ممکن است فکر کند که بعد از چنين حملهاي حمايت همه آمريکاييها را براي مقابله به مثل عليه ايران خواهد داشت. درک اين مسئله دشوار است که آيا چنين تفکر در سر بوش يا چني هست يا خير؟ اما ما ميدانيم که آنها ناآگاه و نادان هستند. 9- نيروهاي آمريکايي در عراق در برابر جنگ مدرني که از جانب ايران عرضه ميشود - به عنوان مثال، تاثير جنگ افزارهاي ضد تانک نظير آنچه که بوسيله حزب الله براي منهدم کردن دهها تانک اسرائيلي به کار رفت، بسيار آسيبپذيرند. انتقال تجهيزات مورد نظر آمريکا از کويت موضوعي است که از اصل حمله بسيار مهمتر است.حمله موشکي مداوم از سوي ايران به منطقه سبز در بغداد يا دوحه ميتواند آمريکاييهاي زيادي را به کام مرگ بکشاند. 10- اين جنگ نفوذ عظيم مذهبي را در واشنگتن کاهش ميدهد. بنيادگرايان مسيحي محور اصلي حمايت براي تداوم جنگ و ناآراميها در خاورميانه هستند. قدرت آنها سرانجام نتيجه معکوس خواهد داد و آنهم هنگامي است که آمريکاييها از رهبراني که ادعا ميکنند با خدا رابطه مستقيم دارند بياعتماد گردند. هيجان بنيادگرايان مسيحي براي جنگ، بي رحمي و سنگدلي نسبت به مرگ خارجيان، نگراني و ناداني از جهان خارج و حمايت بي دريغ از اقدامات پليس دولتي خارج از واشنگتن، آنها را در ميان بسياري از آمريکاييها بي اعتبار کرده است. دامن زدن آنها به جنگ ديگر، ضربه نهايي به آنها خواهد بود. 11- اين مصيبتها و فجايع براي آمريکا قدرت لابي اسرائيل به ويژه آيپک را تحليل برده و به چالش ميکشاند. دست کم اين مسئله نگراني عمده نويسندگان روزنامههاي مهم يهود ميباشد. 12- در نهايت، برپايي جنگي ديگر، ممکن است آخرين ميخ در تابوت جمهوريخواهان براي يک نسل باشد. اين حزب ترک خورده و شکسته است. حزب جمهوريخواه ممکن است به «حزب پدر» تبديل شده باشد که زماني تصور ميشد پيشنهادات لازم را براي سياست خارجي فراهم ميسازد. اما همانطور که جيمز پينکرتون ميگويد: اگر پدر اين ماشين آهن پاره و قراضه را حفظ کرده است، پس ممکن است دليلي براي تغيير آن وجود داشته باشد.
جان باسیل یوتلی، counterpunch، ترجمه: سايت ايران 1404 |