|
۳۰ دي ۱۳۸۳ |
طى شماره هاى اخير، مجموعه مطالبى درباره »مسيحيت
صهيونيستى« و مباحث مرتبط با آن تقديم خوانندگان عزيز و محترم موعود شد. شايد طرح
موضوعاتى از اين دست مغاير با موضوع و سياست اصلى نشريه يعنى طرح مباحث »مهدوى«
به نظر مى رسد، اما پوشيده نيست كه گفت وگو از »موعود اديان« و »منجى آخرالزمان« در
زمره تعهدآورترين موضوعات جارى در ميان مناسبات ماست. طبيعت چندوجهى اين امر مقدس،
توجه به ساحتهاى مختلف و وجوه گوناگون معرفتى آن را ضرورى مى سازد؛ چنانكه از بيان
كم و كيف مناسبات اجتماعى، اقتصادى و سياسى مسلمين و همه آنچه كه موجب تقويت يا
تضعيف آنان مى شود نمى توان غفلت كرد.
مهدويت موضوع انتزاعى، ويژه ايام خلوت گزينى و بى وضع در برابر همه آنچه كه فرهنگ و
كيان شيعيان را به مخاطره مى اندازد نيست و به عكس، به دليل انتساب آن به مقام
عظماى ولايت حضرت صاحب الامر(ع) به عنوان حجت خدا، موعود منتظر، هادى و مهدى
آخرالزمان همواره مسلمين و به ويژه شيعيان را به هوشيارى و مراقبت و توجه به وقايع
جارى دعوت مى كند تا ساحت اين فرهنگ اصيل و جغرافياى كشورهاى اسلامى و شيعى همواره
مصون از كيد دشمنان و در امان از انحرافهاى عقيدتى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى آنهم
در دوره پر فتنه و بلاى آخرالزمان باشد.
گفت وگو از »غيبت صغرى«، »نواب اربعه«، »فلسفه انتظار« و مباحثى از اين دست براى
آنان كه مى خواهند به حقيقت در زمره منتظران با معرفت، مراقبان مهياى حضور در
پيشگاه حضرت حجت(ع) و رزمندگان مهياى شهادت در ركاب ايشان باشند كافى نيست.
شناخت »حق و باطل زمان« به همراه تنومندى جسم و جان در اين عصر مى تواند انسان
مسلمان را به مجاهدى عارف در طريق آمادگى و انتظار بدل سازد.
و اما بعد!
در پاسخ به سؤال برخى دوستان كه طرح مباحثى پيرامون »مسيحيت صهيونيستى« برايشان
سؤال برانگيز شده بود عرض مى كنيم كه:
1. »مسيحيت صهيونيستى« جريانى »فرهنگى، سياسى« است كه با تكيه بر آموزه هاى توراتى،
تمايلات سياسى صهيونيستى و امكانات نظامى آمريكا سعى در كسب سلطه كامل بر جغرافياى
فرهنگى و خاكى مسلمين (از نيل تا فرات) دارد.
2. اين جريان موضوع زمينه سازى ظهور مقدس را بهانه حضور در خاورميانه، حمايت از
اسرائيل، تسلط بر عراق و... ساخته است.
3. اين جريان »ظهور حضرت عيسى(ع)« را مشروط به تشكيل اسرائيل بزرگ، انهدام
بيت المقدس، بناى هيكل سليمان و بالاخره واقعه »آرماگدون« مى شناسند و حذف عوامل
مزاحم تحقق اين استراتژى، مقابله با مسلمين و روحيه جهادى شيعيان، سلطه كامل بر
ايران اسلامى و قتل عام مخالفان سلطه صهيونيسم بر سرزمينهاى اسلامى را مقدمه لازم
به شمار مى آورد.
4. رسانه هاى غربى، به ويژه سينماى هاليوود طى سه دهه اخير سعى در القاء آموزه هاى
آخرالزمانى توراتى از طريق فيلمهاى سينمايى و بازيهاى كامپيوترى و... به مردم غرب و
زمينه سازى ذهنى براى آنها داشته و چهره منفور، غير واقعى و ظالمانه اى از مسلمين،
جهادگران مسلمان شيعى و فرهنگ ولايى ارائه كرده اند. همچنين سازندگان اين فيلمها
سعى در ايجاد انفعال و تأثيرپذيرى در روحيه جوانان مسلمان داشته و تلاش مى كند
آموزه هاى مذهبى و دينى آنها به ويژه باور مهدوى و موعودى را خرافه، اساطيرى و
موهوم جلوه دهند.
5. غرب در دهه هاى آخر قرن بيستم (به ويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى) دريافت كه
ايده »مهدوى« و فرهنگ ولايى اصيل كه توسط شيعيان مطرح مى شود از استعداد بالقوه و
شگرفى براى تهديد فرهنگ و تمدن الحادى و سياست استكبارى غرب برخوردار است و به
عنوان طرحى جايگزين »فرهنگ ليبراليستى« مى تواند جاذب عموم مردم سرخورده جهان امروز
شود؛ از اينرو مخدوش ساختن چهره اين فرهنگ، القاء اين معنا كه آينده از آن فرهنگ
ليبراليستى است و بيهوده جلوه دادن هرگونه تلاش براى تغيير وضع موجود در دستوركار
گردانندگان نظام سلطه در بخشهاى فرهنگى و سياسى غربى قرار گرفته است.
6. متمسك شدن به موضوع »قريب الوقوع بودن ظهور حضرت مسيح(ع)« براى محتوم جلوه دادن
سلطه يهوديت و مسيحيت بر كل جهان در هيأت حكومت جهانى، حكايت از طرحى زيركانه،
مفحرّف و سلطه جويانه دارد كه عدم بازشناسى صبغه فرهنگى و سياسى آن و همچنين مخفى
ماندن زواياى اين امر براى مخاطبان مسلمان موجب بروز انحراف فرهنگى جوانان و
تأثيرپذيرى آنها از آموزه هاى منحرف غرب مسيحى و يهودى خواهد شد.
7. غرب دريافته است كه ايده مهدويت به صورت اصيل (چنانكه نزد شيعيان است) مى تواند
كيان فرهنگى و مدنى غرب را با چالش جدى و بنيان كن روبرو كند. چنانكه در يك قرن
گذشته انگلستان بإ؛ ّّخ فرقه سازى در ميان مسلمين (بهائيت، بابيت، شيخيه و...) سعى
در ايجاد تفرقه و انحراف ميان شيعيان و پيروان ساير مذاهب كرده است.
كنفرانس دهه هشتاد »تل آويو« و حضور جمعى از شيعه شناسان در آن كنفرانس روح حركتهاى
اصلاح طلبانه مسلمين را براى غرب و يهوديت صهيونيستى آشكار ساخت. در آن نشست اعلام
شد كه »نهضت سرخ عاشورا و باور سبز مهدوى« دو عامل مهم و تعيين كننده در حركتهاى
اصلاح طلبانه شيعيان است.
مقابله با حاق فرهنگ اصلاح طلبانه (فرهنگ ولايى شيعه) و عوامل مبلغ آن (كانون
مبلغان ايرانى آن) مهم ترين استراتژى غرب براى حفظ نظام سلطه خود در سرزمينهاى شرق
اسلامى و ساير بلاد است.
8. طى چهارصد سال اخير غرب تماميت وَلايت (مهر و دوستى) و وفلايت (حكمرانى و خلافت)
را به خود معطوف ساخته و هر جريانى جز آن را سركوب كرده است. غرب دريافته كه توجه،
مهرورزى، دوستى و توسل مستضعفان به حجت حىّ خداوند و آمادگى پذيرش ولايت و ظهور
حضرتش به معنى به صدا درآمدن زنگ مرگ تمام عيار فرهنگ و تمدن استكبارى است.
به زعم آنان ارائه چهره اى ناپسند از »موعود مقدس« و معرفى مسلمين و شيعيان به
عنوان وحشت آفرينان تروريست مى تواند راه خلاصى از بن بست و بحران فراگير قرن جديد
باشد.
مسيحيت صهيونيستى با توسل و تمسك به اين حيله و با استفاده از همه قوا سعى در حفظ
قدرت غرب و استمرار حاكميتش بر سرتاسر جهان دارد. به طورى كه از اولين سالهاى
پيروزى انقلاب اسلامى شاهد ورود فيلمهايى چون »نوسترآداموس« و صدها فيلم ديگر از
اين دست بوديم كه سعى در مخدوش ساختن چهره مقدس منجى آخرالزمان و موعود مسلمانان
كرده است.
بازشناسى اين جريان محرّف، نقد و رد عملكرد تبليغاتى، سياسى و نظامى آن در جهان و
به ويژه سرزمينهاى اسلامى مقدمه اى است براى مصونيت بخشيدن به جوانان، بيدارى
گردانندگان و حاكمان سرزمينهاى اسلامى و متذكر شدن محققان و مبلغان براى نقد و
مقابله جدى فرهنگى با اين خطر بزرگ.
و بالاخره، تمامى شيعيان و به ويژه جوانان فرهيخته ناگزير به هوشيارى و كسب آگاهى
كامل از همه آنچه كه در حوزه هاى مخلتف معرفتى و فرهنگى مى گذرد هستند و تنها توسعه
دريافتها و مطالعه جدى و فراگير مى تواند آنان را در رويارويى با آنچه كه كيان تفكر
و فرهنگ اسلامى را به مخاطره مى اندازد يارى دهد. فراموش نكنيم كه دشمن با مراقبت
تمام و با تأسيس مراكز عمده مطالعاتى، همه حركتهاى مسلمانان و شيعيان طالب فرهنگ
جهادى و ولايى را پيگيرى مى كند و با جديت تمام به شناسايى عكس العملهاى آنان در
برابر تصميمات و اعمال غرب استكبارى مى پردازد.
موعود شماره چهل
|