|
... اندر حسرت فهم درست! |
|
|
|
۲۵ مرداد ۱۳۸۲ |
اسماعيل شفيعي سروستاني
نيمه شعبان و جشن ميلاد امسال هم گذشت. امّا، بسيار متفاوت با سالهاي قبل. اين تفاوت را از وجوه مختلف ميتوان ارزيابي كرد. امّا اين تفاوت بيش و پيش از همه در گستردگي مراسم و برگزاري مجالس سور و چراغاني و تزئين خيابانها و كوچههاي شهر بود. در ميان همة ايام سور و سوگ از قديمالايام جشن ميلاد امام عصر، عليهالسلام، و ايام تاسوعا و عاشورا در ميان مردم اين ديار از رنگ و بوي خاصي برخوردار بوده است. در اين روزهاست كه مردم خودجوش وارد ميدان ميشوند و نياز به صدور هيچ بخشنامه و تعريف و تمجيدي ندارند و در حقيقت پيوند خاصي ميان اين دو واقعه است كه بررسي و طرح آن خود نيازمند مقالهاي است مستقل. گسترده شدن بحرانهاي طبيعي، اجتماعي، اخلاقي و سياسي در سراسر جهان از سويي (چنانكه در سلسله مباحث مربوط به استراتژي انتظار آمد) و شروع تاريخ جديد در عرصه هستي به نام خدا و دين از سوي ديگر، مردم را هر زمان بيشتر از قبل متوجه دين و بخصوص رهبران ديني و موعود آخرالزمان مينمايد. بروز اين تمايل طبيعي قلبي در ميان عموم مردم را ميتوان از طريق توجه آنان به اعياد بزرگ ديني (چون نيمه شعبان) و بازگشت مجدد به آداب و سنن مذهبي ملاحظه كرد و چنانكه در برخي روايات آمده فراهم شدن بستر مناسب براي ظهور اصغر امام عصر، ارواحنالهالفداء، به صورت طبيعي مردم را به صورت عمومي و جمعي متوجه ايشان مينمايد به طوري كه نام امام نقل مجالس و زبانزد عموم خواهد شد. اين واقعة ميمون ميتواند توجه دو دسته را نيز به خود جلب كند: اول جماعت معتقدان به دين و موعود آخرالزمان و شيعيان مصلحي كه سعي در بسط فرهنگ مذهبي در ميان مردم و اصلاح امور ميكنند تا از اين طريق مسلمين را در طريق رشد از ابتلائات سوء و فتنهها در امان نگاه دارند. دوم جماعت خودكامه و بيدردي كه منفعت خود را در لاقيدي، بيبندوباري و عدم پايبندي مردم و بويژه جوانان به معتقدات ديني و مذهبي ميپندارند و از هر امكان و فرصتي براي مشغول داشتن مردم و استفاده از آنان در جهت اغراض خود بهره ميجويند.
گروه دوم از همه چيز و از جمله باورهاي صاف مردم استفادة ابزاري مينمايند و با سوار شدن بر موج احساس و عواطف آنان سر در پي حصول منافع خود دارند. در جشن ميلاد امسال خيابان و كوي و برزن شاهد همهگونه برخورد با اين روز عزيز و گرامي بود. از برگزاري همايشهاي بزرگ و پرخرج رسمي گرفته تا پايكوبي و رقص و ساز و آواز مطربي در گوشه گوشه اين خاك وسيع. از شمعهاي زيبا و لبخند صميمانه مردان و زناني كه عشق به امام چشمهاشان را چون جويباري جاري ميساخت تا صدها كيلومتر ريسة چراغهاي رنگين و كارناوالهاي تصنعي و فرمايشي جشن و شادماني در پاركها و خيابانها. جاي آنست كه خون موج زند در دل لعل زين تغابن كه خزف ميشكند بازارش بايد پرسيد مجوز ولخرجيهاي چند صدميليوني و ميلياردي را از كدام منابع و مصادر وارده از سوي ائمه دين، عليهمالسلام، اخذ نمودهايد كه در سرزميني كه فقر مطلق را در هر گوشهاش ميتوان ديد به نام امام عدل و پيشواي مستضعفان ميلياردها تومان پول را صرف لودگي مينمائيد؟ در كداميك از منابع خواندهايد و يا در كدامين زمان امام حي، عليهالسلام، در گوش شما خوانده است كه ميتوان در جشن ميلاد به تقليد از غربيان بساط موسيقي ساز و آوازي براه انداخت و زن و مرد و پير و جوان را انگشت به دهان به دنبال خود كشيد؟ بجرأت ميتوان گفت هيچ كس بهتر از اين نميتواند همة كاركرد را از باورهاي مذهبي و ايامالله بگيرد و با خنثيسازي آن فرصت و امكان كسب معرفت و درك حقايق را از عموم مردم سلب نمايد، چنانكه ما كرديم. اين سخن ناظر بر تمايل نگارنده به مبدل كردن مجلس سور به سوگ نيست. وااسفا كه همواره از يك سوي بام افتادهايم. عدم توانائيمان در مبدل كردن دريافتهاي مهدوي (آنهم در اين عصر و زمان) به طرح و برنامهاي كلان براي اداره جوامع و در امان نگهداشتن جوانان و حراست از كيان فرهنگ شيعه و باور ديني باعث بوده تا سرتاسر سال را در غفلت از امام حي و حاضر، عليهالسلام، بسر بريم و نيمه شعبان همه مقاصد و تمايلات خود را به نام جشن ميلاد در ميان نسلي كه خود مستعد هرنوع سنتشكني است بپراكنيم. بيآنكه امكان درك حتي يك فراز از معارف مهدوي را ـ كه الزاماً شرط اوليه و اصلي ورود به جمع منتظران است ـ به وجود آورده باشيم. اگر جماعتي سور و سات جشن ميلاد را در اين سال وسيله سنت شكني و نقض عهد در پيشگاه امام حي، عليهالسلام، ساختند جماعتي ديگر در هواي ايجاد طوفاني بزرگ و در خيال تهييج عمومي و رسيدن زودتر به واقعه شريف ظهور تماميت فقه و فقاهت و احكام و رساله را به سخره گرفتند و باب سنت شكني را از سويي ديگر گشودند و با بيان مطالبي كه هيچ مبناي روشن و مستدل و مستند و منطقي نداشت انبوهي از شبهات را در ميان نسلي پراكندند كه به اتكاء علم جديد غربي و عقل بوالفضول منكر هرنوع نگرش غيرمادي است و در درياي شك و ارتياب همه امور را به مدد عقل كمي و تجربي ميسنجد. پيش از اين متذكر شده بوديم كه طرح اين موضوع مهم در سطحي پست و آكنده از افسانه و خواب و خرافه، گوشهنشيني و انزوا همان اندازه خطرناك است كه مبدل ساختنش به بهانهاي براي عيش و نوش و طرب و غفلت. همچنين متذكر اين موضوع بودهايم كه ضرورتاً ميبايست با اتكاء به تحقيق و پژوهش و به مدد همه ادوات و امكانات سالم، مشروع و پاك، فرهنگ مهدوي را در ميان سطوح مختلف اجتماعي و حيات مادي و معنوي مردم گسترد تا ضمن مصونيت بخشيدن به آنها براي در امان ماندن از ابتلائات سوء و هجوم فرهنگي قوم معاند و مستكبر غربي، امكان اصلاح زيرساخت مناسبات گوناگون مردم فراهم آيد. يكي از مهمترين مباحث در اين عصر شناخت كفر و شرك و نفاق جاري و ساري در گسترة عصر حاضر است. امري كه بدون شناسايي و بازپرسي از آن امكان خروج از بستر شائبهها فراهم نميشود و بعكس هرنوع انديشه ناب و زلالي را نيز آلوده و ملوث ميسازد. فرهنگ انتظار نقطه مقابل فرهنگ استكباري مضل و فاسد و مفسد رايج در قرن 20 و 21 است و بي نفي اين فرهنگ نميتوان به اثبات آن فرهنگ ولايي حقيقي نشست. شايد از همين رو بوده كه جمع كثيري از مبلغان و مبشران انديشه مهدوي طي دو سه دهة اخير عموماً از طريق نظام تعليمي و تربيتي ويژه، مقوم فرهنگ و تمدني بودهاند كه در ذات خود با اساس تفكر مهدوي در تعارض است چنانكه امام، عليهالسلام، در واقعه شريف ظهور ناگزير به مقابلة جدي با اساس فرهنگ و تمدن غربي و سردمداران يهودي زدة آنها ميشود. ورود به عرصة اين فرهنگ به همان سان كه عزمي بزرگ ميطلبد نيازمند هوشمندي و فرزانگي است تا سره از ناسره تشخيص داده شود. نكته جالب توجه اينست كه در ميانة اين غوغا متوليان امور فرهنگي كشور آرام و ساكت از كنار همة جريانهاي فرهنگي ميگذرند، راه خود گرفته و ميروند بيآنكه بحقيقت دانسته شود ره به كدام ديار ميپويند؟ بسياري شواهد حكايت از وجود نوعي درماندگي فكري و ايستايي و واپسگرايي (با چاشني سياست زدگي روز) در سطوح تصميمگير نهادها و سازمانهاي مسؤول ميكند و البته با گوشهايي بسته كه امكان شنيدن هر صدايي و نوايي جز زمزمهها و نواهاي خويش را از آنان سلب كرده است. در برابر مهمترين و اساسيترين نيازهاي حقيقي در اين عصر و زمان به همان اندازه ساكت و ماتاند كه در برابر هجمة فرهنگي سازمان يافته غربي طي يك دهة اخير. اي كاش كمي از افتادگي و خضوعي را كه در هنگام برخورد با علوم غربي و علماء علمالاجتماع و علمالابدان فرنگي مآب از خود نشان ميدهند در هنگام شنيدن سخنان ائمه دين و مردان و زنان دردمند اهل دين و در عين حال خودآگاه و فداكار از خود نشان ميدادند، شايد خداوند دربهاي رحمت خود را بر آنان ميگشود و قفلها را از قلبهاشان باز ميكرد. در پايان متذكر اين نكته ميشويم كه حسب اخبار رسيده از ائمه معصومين، عليهمالسلام، ظهور آن امام غائب چونان شهاب ثاقب است و بناگاه فرا ميرسد، در حالي كه دوستان نيز از باور اين امر در حيرت ميمانند، آيا اگر جمعه روزي ناگهان از آسمان ندايي آمدنش را اعلام كرد آماده پاسخگويي هستيم؟... سردبير
موعود شماره بيست و سوم |