|
آرماگدون؛ تدارک جنگ بزرگ (2) |
|
|
|
۰۱ دي ۱۳۸۳ |
ريگان: برای يك هارمجدون واقعی مسلح شويم
رستگار شدگان "ربوده" خواهند شد
در گشت سال 1983، كه به سرپرستی فال ول تشكيل شده بود، من به كلايد كه ظاهرا بخشهای
زيادی از كتاب عهد عتيق و عهد جديد را از بر كرده بود، گفتم كه درباره چگونگی پايان
يافتن حالت جذبه و ربودگی، دچار معما شده ام. كتاب مقدس در اين باره چه می گويد؟
كلايد گفت كه اصطلاح فرو شدن به حالت جذبه و خلسه در كتاب مقدس يافت نمی شود؛ اما
به معنای از خود بيخود شدن و ربوده شدن، هست؛ و به صحنه ای كه در رساله اول پولس
رسول به تسالو نيكيان، باب چهارم، آيه های 16 و 17 آمده است، اشاره دارد: "زيرا خود
خداوند با صدا و به آواز رييس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و
مردگان در مسيح اول خواهند برخاست. آنگاه ما كه زنده و باقی باشيم با ايشان در
ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در ملكوت استقبال كنيم و اين چنين هميشه با
خداوند خواهيم بود."
از كلايد پرسيدم: پس مسيح خواهد آمد و رستگاران را در هنگام ربودگی و از خود بيخودی،
در خواهد يافت؟
- همين طور است.
و آيا او برای دومين بار ظهور خواهد كرد - يا با در نظر گرفتن ظهور او در 2000 سال
پيش - اين ظهور او برای سومين بار خواهد بود - تا با دجال، در نبرد هارمجدّون، جنگ
كند؟
كلايد گفت: "بله، همين طور است."
از آنجا كه كلايد در اين باره مطمئن به نظر می رسيد، گفتم آيا ممكن است كه نبوت
يعنی پيشگويی های انبيا هم داخل مقوله "تاريخ از پيش نوشته" باشد؟
كلايد توضيح داد: "شما بايد درك كنيد كه نبوت، تا همين آخرها، كتاب بسته ای بود.
زيرا خداوند به دانيال نبی تعليم داده بود، كه آن كتاب را، تا آخرالزمان، مهر كند.
و شما اين نكته را در كتاب دانيال نبی، باب 12، آيه 4 می بينيد."(1)
پرسيدم آيا كلايد باور می كند امروز هم انبيايی باشند كه مكاشفه های خود را مستقيما
از خداوند بگيرند؟
گفت: "نه لزوما، اما مردمانی داريم مانند هال ليندسی و جری فال ول، كه در كلام نبوت،
بينش خاصی پيدا كرده اند."
برای كلايد نقل كردم كه يكبار در زمان كودكی خودم، وقتی از مدرسه به خانم برگشتم و
مادرم را پيدا نكردم، ترسيدم كه مبادا ربوده شده باشد و من در اين جهان او را برای
هميشه از دست داده باشم.
كلايد گفت: "اين اتفاق در هر زمانی ممكن است روی بدهد. به باور من، اين رويداد بعدی
است و ميليونها نفر ربوده خواهند شد. به عنوان نمونه، وقتی در فلوريدا، با همسايه ای
كه هنوز به نجات بخش بودن عيسی مسيح اعتراف نكرده بود، گلف بازی می كردم، به او
شهادت دادم كه مسيح می تواند او را از لعنت ابدی نجات دهد. به او اخطار كردم كه ما
داريم به آخرالزمان نزديك می شويم. ما در سرود اول كليسا می خوانيم: "فرزندان! اين
ساعت آخر است و همانطور كه شنيديد، دجال دارد می آيد. به همين ترتيب دجال های
بسياری آمده اند، بنابراين ما می دانيم كه اين ساعت آخر است. و بعد، ما البته كلام
خود مسيح را، در مكاشفه يوحنا باب 22، آيه 20 داريم كه می گويد: "بلی، به زودی می آيم."(2)
پرسيدم كه كلايد دقيقا انتظار دارد كه ربودگی چگونه صورت بگيرد؟ يعنی مسيح در ميان
بازماندگان چگونه گزينش و انتخاب خواهد كرد؟
كلايد، در حالی كه گويی به صحنه ای در آينده خيره شده باشد، گفت: "من داشتم با
دوستم كه نجات پيدا نكرده بود رانندگی می كردم، يكهو ربودگی رخ داد. من به هوا بلند
شدم و از ماشين بيرون افتادم، گويی ماشين ديوانه وار از كنترل خارج شده بود و دوستم
در اين سانحه كشته شد. سپس كلايد جمله ای را گفت كه هميشه دوست دارد تكرار كند: "از
فكر اينكه با نجات دهنده خود روبرو گردم شاد می شوم".
- و آن دوستی كه با او گلف بازی می كرديد چه شد؟ پس از اينكه ربوده شديد و در حالی
كه در امنيت كامل منتظر نبرد آخرالزمان بوديد، آيا هنوز هم نگران او هستيد؟
گفت: "نه، نيازی نيست كه نگران باشم. رنج و عذاب دوستان و كسان مورد عشق و علاقه ای
كه در جهنم به سر می بردند، كاملا از خاطره رستگارشدگان بهشتی زدوده می شود."
كلايد، پيش تر به من گفته بود كه زنش دو سال پيش مرده است. از او پرسيدم: آيا زنش و
ديگر كسان خانواده اش رستگار شده اند؟
- نه، و اين مرا عذاب می دهد. نه زنم پيش از مرگ نجات پيدا كرده بود، نه پسرم و بچه هايش،
هيچ كدام از آنها رستگاری پيدا نكرده اند. آنان از اعتراف به مسيح خودداری كردند.
من به بهشت می روم؛ از گفتن اين حرف نفرت دارم، اما آنان را در آنجا نخواهم ديد. و
بخوبی می دانم برای كسانی كه در برابر خداوندگار ما سجده نكرده اند، چه عاقبتی
ذخيره شده است. ما اين را از كتاب زكريای نبی، باب چهاردهم آيه 12 می دانيم كه "گوشت
(بدكاران) در حالتی كه بر پای خود ايستاده اند، كاهيده خواهد گشت."(3)
كلايد، با صدای آرامی از انتقام و غضب الهی صحبت می كرد. مطمئن به نظر می رسيد كه
خداوند به بيشتر مردگان و زندگان كنونی- يعنی همه كسانی كه تجديد حيات نيافته اند -
مجازاتی را خواهد چشانيد كه هرگز آرامش هلاكت را در پی نخواهند داشت.
كلايد در زندگی هر روزه اش، آدمی است نرم سخن، باهوش، مهربان، در كار شغلی خودش هم
بسيار موفق بوده است. اما تعهد او نسبت به جهان ديگر است. جهان ربودگی و رستگاری.
به نظر او، جهان ربودگی، يك امر واقعی است، نه يك رويای مكاشفه ای. از نظر عاطفی،
او در دنيای مكاشفه ای خود، وجود خارجی دارد؛ زيرا كه برايش افسون كننده تر است و
انرژی لازم جهت تحمل سختی ها و فرداها را، برايش تامين می كند.
من از اين تعجب نمی توانم خودداری كنم كه كلايد چگونه فراموش می كند، درست همانطور
كه در انجيل، كسی ممكن است خداوند را، خدای انتقام و كينه ببيند، ميتواند به خدای
عشق و محبت هم برسد؟ مسيح در پيامهای خود ما را فرا می خواند كه سلاح را از خود دور
كنيم و تسليم بشويم و مانند كودكان كوچك باشيم و نه هفت بار، بلكه هفت مرتبه هفت
بار ببخشاييم.
ما همچنان قدم زنان، به بحث خود درباره يك موضوع گيج كننده ديگر، كه با اينكه تا
آنوقت به چندين وعظ در موضوع ربودگی گوش داده بودم، هرگز برايم روشن نشده بود،
ادامه داديم. مسيحيان تجديد حيات يافته، دقيقا تا چه مدت، با مسيح در آن ملكوت اعلا،
در بهشت خواهند ماند؟
كلايد گفت: "هر وقت مسيح به زمين بازگردد، ما هم باز خواهيم گشت. در زمان جنگ بزرگ
جهانی، هنگامی كه او بازگردد، همه بدكاران به هلاكت خواهد رسانيد؛ و درستكارانی كه
باقی خواهند ماند، يهوديان باقی مانده و نيكوكاران جز يهودی و جز مسيحی به درون
سلطنت هزار ساله مسيح فرا خوانده خواهند شد. يعنی زمانی كه مسيح به عنوان پادشاه
پادشاهان به مدت هزار سال در زمين حكمرانی خواهد كرد؛ در آن وقت، ما با او خواهيم
بود.
"در پايان هزار سال، زمين كنونی و آسمانی كنونی ويران می شوند و زمين و آسمان تازه ای
خلق خواهد شد؛ و در آن زمين تازه، شهر آسمانی اورشليم تازه ای ساخته خواهد شد، كه
همه نجات يافتگان همه دورآن ها در آن خواهند زيست. آن وقت ابديت آغاز می شود و پس
از آن دنباله حوادث ديگر وجود نخواهد داشت. به اين ترتيب، ربودگی كليسا، در اين
رشته رويدادها، نخستين رويداد خواهد بود. و اين رويداد، در هر لحظه ممكن است اتفاق
بيفتد."
به كلايد گفتم، من نگران جاهای دوردست كره زمين هستم که مردمشان، حتی اسمی هم از
عيسی مسيح نشنيده اند. به همين علت، آيا آنها سزاوار فروافتادن در جهنم ابدی هستند؟
كلايد گفت: "حالا، ما ديگر راديوی موج كوتاه داريم و در همه گوشه های دنيا می توانيم
پيامهای مسيح را بگيريم. به اين ترتيب مردمان بسيار زيادی، فرصتهای فراوانی دارند
كه از گناهان خودشان توبه كنند و عيسی مسيح را به عنوان نجات دهنده خودشان بپذيرند."
بعد، كلايد و من درباره تفاوت مسيح در دو دين يهودی و مسيحی به بحث پرداختيم.
و كلايد داستان "يك يهودی و يك مسيحی را نقل كرد كه نشسته بودند و در اين باره بحث
می كردند و منتظر بودند. و هر دو در اين نكته توافق داشتند كه مساله عمده در ذهنشان
عبارت از اين است: آيا مسيح پيش از اين، در جهان بوده است؟"
سپس گفت: "من می گويم كه ما دارای سرنوشت مشتركی هستيم: يهوديان امروز در انتظار
آمدن مسيح هستند؛ ما مسيحيان در انتظار بازگشت مسيح هستيم. به اين ترتيب، وقتی مسيح
واقعا ظهور كند، عنوان مسيحی كه در انتظارش بوديم، باز خواهيم شناخت."
اما من باور ندارم كه هيچ روحانی يهودی، يا يهودی دينداری چنين حرفی بزند، يا چنين
احساسی داشته باشد. كسانی كه به دين يهود ايمان دارند، از اين عقيده كلايد كه همه
يهوديان را در نظام اعتقادی خودش، به صورت يك گروه دارای اسم بی مسمّا به حساب می آورد؛
و در طرح خود از بهشت و دوزخ و نجات خودش، آنها را در نهايت موجوداتی بی اهميت و
هيچ كاره، در نظر می گيرد، متغير و خشمناك می شوند.
كلايد از پيچيدگي های زندگی، تصور ساده لوحانه ای دارد؛ مانند جنگ اتمی، آلوده شدن
محيط زيست ما، انفجار جمعيت، گسترده شدن قحطی و گرسنگی، كسری موازنه پرداختهای
جهانی، ماليات های بيشتر و امنيت كمتر و از اين گونه.
برای كلايد، فال ول، ليندسی و ميليونها مردم مانند آنها، مساله تنها يك جواب دارد:
"با مسيح، به راه راست برو و روح خداوند در قلب تو تجلی خواهد كرد"؛ و بعد، پيش از
آن كه تهديد ويران شدن جهان صورت بگيرد، تو به عنوان يك نفر رستگار شده، از زمين به
ملكوت اعلا برده می شوی. به نظر كلايد، نيازی نيست كه انسان برای از ميان بردن
آلودگی محيط زيست شهرهای خودمان و يا قحطی و گرسنگی همه گير در هندوستان و آفريقا
كاری بكند. ما نبايد نگران گسترش يافتن سلاحهای اتمی در دنيا باشيم. نيازی نيست كه
سعی كنيم از جنگ ميان عرب ها و اسراييل جلوگيری كنيم؛ بلكه به جای همه اينها، بايد
دعا كنيم كه اين جنگ دربگيرد و همه دنيا را در كام خود بكشد، زيرا كه اين، بخشی از
طرح های آسمانی است.
من سخن فال ول را كه استدلال می كرد چرا جنگ آخرالزمان هسته ای او را نگران نمی كند،
شنيده ام.
او گفت: "می دونين چرا من از اين بابت هيچ نگران نيستم؟ برای اين كه اين جنگ، اينجا
پيش نمی آد."(4) البته منظورش اين بود كه در خاك آمريکا پيش نمی آيد!
ريگان: برای يك هارمجدون واقعی مسلح شويم
آيا رونالد ريگان با همان نظام اعتقادی كلايد، جری فال ول، جيمی سواگارت و ديگر
هواخواهان مشيت الهی بزرگ شده است؟ آندرولانگ از واشنگتن دی سی، كه بررسی ژرفانگری
درباره ريگان و خداشناسی هارمجدون كرده است، به اين پرسش پاسخ مثبت ميدهد. اگر
ريگان در دوران رياست جمهوری خودش هواخواه مشيت الهی نبوده باشد، پيش از آن بوده
است.
لانگ، مدير تحقيقات انستيتو كريستيك، كه يك مركز پژوهشی خالی از تعصب مسيحيان،
يهوديان و مسلمانان است، می گويند: "مطالبی كه ريگان سال 1970 ابراز كرد و برای
نخستين بار در سال 1985 افشا شد، ثابت می كند كه او، هواخواه مشيت الهی، يعنی معتقد
به ايدئولوژی هارمجدون بوده است." اين انستيتو در سال 1984، يك كنفرانس مطبوعاتی در
موضوع ريگان و هارمجدون، ترتيب داد كه عنوانهای درشت مطبوعات مهم سراسر آمريکا را
به خود اختصاص داد.
لانگ، در آن كنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: او و ديگران در انستيتو كريستيك می خواستند
درباره ريگان و موضوع خداشناسی هارمجدون به تحقيق پردازند، زيرا اين امكان كه يك
رييس جمهور شخصا اعتقاد داشته باشد كه خداوند از پيش، يك جنگ هسته ای را مقرر
فرموده است، يك رشته پرسشهای دلهره آوری را مطرح می سازد: در چنين صورتی، يك رييس
جمهور هواخواه مشيت الهی، آيا براستی، به عملی بودن گفتگوها درباره تسليحات، اعتقاد
خواهد داشت؟ در يك بحران هسته ای، آيا او از روی سنجيدگی و عاقلانه عمل خواهد كرد؟
يا اينكه در عمل يا بی صبری دگمه (آغاز جنگ هسته ای) را فشار خواهد داد؛ و در نتيجه
شايد در ذهن خودش خيال می كند، كه دارد به تحقق اراده خداوند كه در كتاب مقدس نقشه های
را برای آخرالزمان مقرر فرموده است، كمك می كند؟
لانگ كه در بررسی خود درباره ريگان و هارمجدون از كمك و همكاری لاری جونز، نويسنده
و پژوهشگر نيويوركی و فارغ التحصيل دانشگاه كلمبيا برخوردار بود، توضيح داد كه: "يك
هواخواه مشيت الهی؛ معتقد به خداشناسی هارمجدون، آدم بنيادگرايی است كه كتاب مقدس
را همانند يك سالنامه مطالعه و آينده را پيشگويی می كند. هواخواهان مشيت الهی مانند
جری فال ول، هال ليندسی، پت رابرتسون و ديگر رهبران دست راستی مسيحی، اعتقاد دارند
كه كتاب مقدس، دومين ظهور نزديك عيسی مسيح را، پس از يك جنگ هسته ای سراسری، بروز
فلاكت های طبيعی، سقوط و فروپاشی اقتصادی و اغتشاش ها و بهم ريختگی های اجتماعی،
پيشگويی كرده است.
اينان اعتقاد دارند كه اين رويدادها، بايد پيش از دومين ظهور عيسی مسيح، اتفاق
بيفتند و معتقد هستند كه طرح همه اين ها در كتاب مقدس ريخته شده است. مسيحيان تجديد
حيات يافته، پيش از آخرين دوران هفت ساله تاريخ، در وضع جسمانی خود، از صفحه زمين
به ملكوت آسمان برده خواهند شد و با مسيح در آسمان محشور خواهند بود. آنان از آن
بالا، و در امنيت كامل، ناظر و شاهد جنگ های هسته ای و بحران های اقتصادی و آزمايش
های سخت خداوندی خواهند بود. در پايان اين دوران آزمايش سخت خداوندی، اين مسيحيان
تجديد حيات يافته، به همراه فرمانده عالی خود عيسی مسيح، بازخواهند گشت، تا در نبرد
هارمجدون شركت كنند، دشمنان خدا را نابود كنند و سپس هزار سال بر زمين حكومت كنند."
آيا ريگان به اين مطلب اعتقاد دارد؟
سه منبع اين قضيه را روشن می كنند: نخست دوران كودكی او و نفوذ عميق مادرش نل ريگان،
كه سخت به كتاب مقدس معتقد بود. باب سلوسر مدير اجرايی شبكه سخن پراكنی مسيحی، در
كتاب زندگی نامه ريگان به نام "شناخت درونی ريگان" (وردبوكس، 1984) می گويد كه اين
مادر "به تحقق يافتن اراده خداوندی، شايد تا حد از پيش معلوم بودن سرنوشت، معتقد
بود."
سلوسر، در يك سخنرانی راديويی زير عنوان "رونالد ريگان و نبوت هارمجدون" كه توسط
خبرنگار راديوی دبليو.بی.ای.آی. به نام جوكواومو كارگردانی شده بود و در پاييز
1984، از ايستگاه های راديويی عمومی پخش شد، چنين توضيح داد:
"نل، مادر رونالد ريگان، بر او در همه زمينه ها، به ويژه در پرورش روحی ريگان جوان،
نفوذ عميقی داشت". "اين مادر، كه يكی از پيروان مسيح شمرده می شد، با اخلاص و
اعتقاد كامل در مراسم مذهبی شركت می كرد. وی زن بسيار پرهيزگار و كتاب مقدس خوانی
بود. در نتيجه، طبيعی كه به درستی، يك زندگی مسيحی ناميده می شود، قرار داشت."
سلوسر در برنامه كواومو گفت: "ريگان، به علت پرهيزگاری بيش از حد، بارها دچار زحمت
شد. " سلوسر گفت:"ريگان، اين پرهيزگاری خودش را، به صورتی مردانه، از نوع گاری كوپر
و به صورت وسترن درآورد." او، به جای گفتن جمله: "خداوند بر من آشكار ساخت"، می گفت:
"نخستين مشاورم، بر من آشكار ساخت". البته كسانی كه ريگان را می شناختند، می دانستند
كه منظورش از نخستين مشاور، خداوند است، سلوسر چنين نتيجه گيری كرد: "به اين ترتيب،
شما می دانيد كه او در طی همه سال های زندگی خود، همچنان زير تاثير آموزش و تلقينی
قرار دارد، كه در آغاز زندگی خود، از مادرش فرا گرفته بود."
ريگان، به نفوذ بسيار زياد تلقين و آموزش ابتدای زندگيش اقرار دارد. ريگان به
ويليام رز، نويسنده مقاله مجله "زندگی مسيحی" در ماه مه 1968 چنين گفت: "می دانيد،
من با انجيل بزرگ شده ام. من در جلسات درس روزهای يكشنبه مدت های دراز، درس انجيل
می دادم." ريگان در درس های يكشنبه های اولين كليسای مسيحی شهر ديكسون، در ايالت
ايلی نويز، وقتی شاگرد دبيرستان بود، درس انجيل می داد.
ريگان، در مصاحبه ای كه در سال 1980، با جيم باكر كشيش انجيلی پروتستان داشت، باز
درباره اين آموزش و تلقين دوران كودكی و نوجوانی خود، چنين گفت: "من خوشبخت بودم،
زيرا مادری داشتم كه ايمان بزرگی را در روحم كاشت. اين ايمان، بسيار بزرگ تر از آن
چيزی بود كه در موقعی كه مادرم اين كار را می كرد، حتی تصورش را می توانستم بكنم."
ريگان، علاوه بر مادر معتقد به انجيلش، زير تاثير دوستان نزديكش هم قرار داشت كه
بسياری از آنان، هواخواهان پر و پا قرص مشيت الهی بودند و اعتقاد داشتند خداوند امت
برگزيده خود را، هم مورد لطف خاص خود قرار می دهد و هم مجازات می كند.
ريگان، در مقاله ای در مجله زندگی مسيحی، در سال 1968 نوشت، كه در دوران كوتاهی كه
در همان سال در بيمارستان بستری بودم، كشيش پروتستان شهر بل اير و بازيكن مشهور
سابق فوتبال دان موماو و كشيش انجيلی بيلی گراهام به عيادتم آمدند، و سپس اين
داستان را نقل كرد:
"ما درباره اين مطلب گفتگو می كرديم كه چه مقدار از پيشگويي ها درباره دومين ظهور
مسيح، در اين زمان بخصوص، تحقق پيدا كرده اند. گراهام به من گفت رهبران جهان كه
انجيل را مطالعه می كنند، يا آن را مطالعه كرده اند، چگونه به همين نتيجه رسيده اند
كه ظاهرا هرگز در تاريخ، در طی يك دوران زمانی چنين كوتاهی، اين همه پيشگويی ها،
راست درنيامده اند. پس از اين گفتگو، من از دان خواستم كه نوشتارهای بيشتری درباره
اين پيشگويي ها برايم بفرستد، تا خودم بتوانم آنها را با متن كتاب مقدس مقايسه بكنم."
ريگان به عنوان فرماندار يكی از بزرگ ترين ايالت های آمريکا از جهت وسعت و جمعيت،
كارهای اجرايی بسيار زيادی داشت؛ با اين همه، وقت بسيار فرماندار را به اين كار
اختصاص داد كه پيشگويي های انبيا و آخرالزمان را مطالعه كند. از قرار، تحقيق خود او
در انجيل، او را دست كم تا حدودی، به اين نتيجه رسانيد، تا اين نظر مذهبی را بپذيرد
كه خداوند از پيش مقرر كرده است كه ميليونها نفر از مردمانی كه امروز در قيد حيات
هستند، در نبرد آخرالزمان كه هارمجدون ناميده می شود، كشته شوند.
در 20 سپتامبر 1970، در هنگام كارزار تبليغاتی برای دومين دوره فرمانداری ريگان،
خواننده هاليوود، پت بون و همسرش شرلی و نيز دو نفر از كشيشان انجيلی بانفوذ و مردم
پسند، يعنی جرج اوتيس و هاوالد بردسن، در خانه ريگان، در شهر ساكرامنتو، از او ديدن
كردند. در اين ديدار، گفتگوی درازی درباره پيشگويي های انبياء و علايم و نشانه های
زمان، پيش آمد. از جمله آنچه كه بردسن با عنوان "ظهور روح القدس" توصيف كرده است.
اوتيس، اين ملاقات را در كتاب خودش به نام "حادثه بزرگ"، "ديداری با يك شاه" نام
گذاری كرده است؛ و سلوسر همين ديدار را در كتاب خودش به نام "شناخت درونی ريگان"
نقل كرده است.
هم سلوسر و هم اوتيس چنين نقل كرده اند: "در پايان اين گفتگو، همه حاضران همراه با
فرماندار ريگان، دست به دعا برداشتيم". اوتيس زير تاثير اين حالت روحی قرار گرفته
بود، و ظاهرا ريگان هم همين وضع را داشت. اوتيس ارتقای رتبه ريگان را به رياست
جمهوری پيشگويی كرد و دستان ريگان از پيشگويی اوتيس، به لرزه درآمد.
در 29 ژوئن 1971، فرماندار ريگان از بيلی گراهام تقاضا كرد يك سخنرانی روحانی برای
دولت ايالتی و هر دو مجلس قانون گزاری ايالت كاليفرنيا، ايراد كند. گراهام در
سخنرانی خود اظهار داشت كه تنها راه جلوگيری از كمونيسم، "اجرا شدن طرح كتاب مقدس
است. كتاب مقدس می گويد كه انسان خود را از زحمت و مرارتی به زحمت و مرارت ديگر، و
از قضاوتی به قضاوت ديگر می اندازد؛ و روزی فرا می رسد كه خداوند در تاريخ انسان
مداخله می كند و مسيح باز می گردد."
به دنبال آن سخنرانی، ريگان ضيافت ناهاری به افتخار گراهام برپا كرد. حاضران در اين
ضيافت عبارت بودند از اعضاء كابينه ريگان و كاركنان آن، و همچنين رييس جنگجويان جنگ
صليبی گراهام در شهر ساكرامنتو و راوی اين داستان والت هانسون.
همين هانسون برای خبرنگار راديو دبليو.بی.ای.آی. نيويورك، يعنی جوكواومو، نقل كرد
كه در طی ناهار، گراهام و ريگان سرگرم گفتگو درباره دومين ظهور خداوند ما، عيسی
مسيح شدند. و ريگان از گراهان پرسيد: "خوب، آيا شما معتقد هستيد كه عيسی مسيح بزودی
می آيد؟ در اين صورت علامت ها و نشانه ها يی كه بر آمدن او دلالت می كنند، كدامند؟"
گراهام پاسخ داد: "اين علامت ها و نشانه ها ... نشانگر آنند كه عيسی مسيح، درست در
آستانه در است. مسيح در هر زمانی ممكن است ظهور كند."
و سخن پراكنی كواومو، بنا به گزارش هانسون، چنين بود: "فرماندار ريگان، سخت زير
تاثير اين نكته قرار گرفت، و با آن موافق بود."
بنا بر اظهار نظر هرب الينگ وود، منشی قضايی فرماندار، در همان برنامه راديويی
كواومو زير عنوان "رونالد ريگان و پيشگويي های هارمجدون" در سال 1971، ريگان كتاب
های پرخواننده بسياری را در موضوع هارمجدون، مطالعه كرد. از جمله اين كتاب ها، كتاب
ليندسی به نام "زمين، ستاره بزرگ مرحوم" بود، كه در آن سال، مكرر در مكرر مورد بحث
قرار گرفت. الينگ وود، كه خود يكی از معتقدان پر و پا قرص پرستش اسراييل و از جمله
نبرد آخرالزمان است، گفت كه او و فرماندار ريگان، اغلب با هم می نشينند و درباره
پيشگويي های كتاب مقدس به بحث و گفتگو می پردازند. الينگ وود، كه خود مراسم دعای
روزانه كاركنان اداره فرمانداری، در دوران فرمانداری ريگان را، اداره می كرد؛ كه
منحصرا برای ريگان دعا می كردند، گفت: ريگان هميشه متن كتاب مقدس را نقل و يا به
شيوه های مختلفی به آن اشاره می كرد.
ريگان اغلب درباره پيشگويی های انبيا صحبت می كرد. شواهد سال 1971 دلالت دارند بر
اين كه، دست كم در اين سال، ريگان از هواخواهان مشيت الهی يا معتقد به پرستش
اسراييل و ايدئولوژی هارمجدون بوده است. جيمس ميلز، رييس موقت پيشين مجلس سنای
ايالت كاليفرنيا، برای مجله "سان ديه گومگزين"، اين رويداد را گزارش كرده است:
"نخستين سال دوره دوم فرمانداری ريگان و همچنين نخستين سال انتخاب ميلز، به عنوان
رييس مجلس سنای ايالتی بود. اين دو نفر در ضيافتی كه به افتخار ميلز و با شركت
فعالان انتخاباتی هر دو، در ساكرامنتو تشكيل شده بود، در كنار يكديگر نشسته بودند.
ريگان، با مهارت اعجاب انگيز و شادی و خنده رويی مسري اش، داشت لطيفه پی نوشت:
1- متن آيه 4 باب 12 كتاب دانيال نبی: "اما تو ای دانيال كلام را مخفی دار و كتاب
را تا آخرالزمان مهر كن."
2- متن آيه 20 باب 22 مكاشفه يوحنا:"او كه بر اين امور شاهد است می گويد بلی
می آيم. آمين، بيان ای خداوند عيسی*".
3- متن آيه 12 باب 14 كتاب زكريای نبی:"و اين بلاای خواهد بود كه خداوند بر همه
قومهاای كه با اورشليم جنگ كننده، وارد خواهد آورد* گوشت ايشان در حالتی كه بر پای
خود ايستاده اند كاهيد خواهيد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد و زبان
ايشان در دهانشان كاهيد خواهد گشت.
4- گوينده در اينجا عاميانه سخن گفته است.
5- تعميدی يا Baptist نام يكی از فرقه های مذهب پروتستان است.م.
Ghost of Hagar -6
7- اين جمله كوتاه در زبان انگليسی دارای سجع می باشد: Better dead than red
|