|
عدالت، همچنان مظلوم...! |
|
|
|
۲۷ مرداد ۱۳۸۲ |
اسماعيل شفيعي سروستاني
منم بندة اهل بيت نبي ستايندة خاك پاك وصي بر اين زادم و هم برين بگذرم چنان دان كه خاك پي حيدرم سال 79 هم كه به نام امام علي، عليهالسلام، نامگذاري شده بود آخرين روزهاي خودش را ميگذراند. فقط خدا ميداند كه با اين ايام چه ميكنيم. شايد همة اينها فرصتهايي است كه حجت را بر همة ما تمام ميكند و جايي براي عذر و بهانه براي هيچ كس نميگذارد. چنانكه در هيچ دورهاي از حيات اين ديار به اندازة امروز قدرت و امكانات و همراهي مردمي و يكپارچگي ملي و بخت رام در اختيار شيعيان اهل بيت، عليهمالسلام، نبوده است. از اولين روزهاي اعلام اين سال به نام آن امام عزيز چنانكه مرسوم همة سازمانها و ادارات رسمي كشور است سيل پوسترها، تراكتها، اعلاميهها در كنار صدها و هزارها مقاله و كتابچه و تابلوهاي تزئيني و صدها نمونة ديگر از اين دست از زمين و آسمان اين ديار باريدن گرفت. شاعران و نويسندگان به خلق آثار ادبي و آهنگسازان به ابداع نغمهها پرداختند و رسانهها با رقابتي سخت سر در پي چاپ و عرضة مجموعهاي از مقالهها و سخنرانيها و...نهادند و در كنار اينهمه، مردم شنوندهاي مات و حيران شدند و به رسم و شيوة سنتي خود در هر صبح و شام يا علي گويان دست بر زانو زدند و از جا برخاستند. يا علي گويان كمرها را سفت بستند و در هواي معاش و رفع حوائج راهي كوچه و خيابان و شهر شدند. در اين ميان هيچكس نپرسيد بحقيقت در لابلاي اينهمه تبليغ و نشر براي سال امام علي، عليهالسلام، چه كرديم؟ علي، عليهالسلام، هيچ نيازي به ما ندارد، مستغني از همة تعريفها و تمجيدهاست. او، در خانة خدا زاده شد. سر در طريق آيين نبي رحمت، صلّياللهعليهوآله، نهاد، همة شريعت نبي را پاس داشت تا آنگاه كه با هزاران زخم آشكار و نهان در محراب عبادت كشتة «عدالت» خويش شد. شايد اگر از آن بزرگوار سؤال ميشد كه در اين سال و يا همة سالهايي كه در تحت حمايت و ولايت امام عدل، حضرت صاحبالامر، صلواتاللهعليه، به سر برده و ميبريم چه ميبايستمان كرد تا بحقيقت نام خود را در فهرست «پاسداران حريم ولايت و امامت» ثبت كنيم جوابي شگفت ميشنيديم. شايد اگر پيش و بيش از هر تصميم و عمل همة همّ خود را مصروف آن ميساختيم تا در ميان همة آراء و سنتها و سيرة آن امام همام عبارتي، كلامي و فرماني را بيابيم كه عام و شامل و جامع باشد و همة مناسبات فردي و جمعي را در همة ساحات مادي و فرهنگي در برگيرد مواجه با «عدالت» ميشديم. چه او خود امام عدل بود. چنانكه اين سيرة عدالتخواهي او تا آخرين حلقه از زنجيرة ولايت و امامت يعني امام عدل، حضرت بقيةاللهالاعظم، عليهالسلام، ادامه مييابد. بواقع ظلم، همة مسلمين را پس از پيامبر از آبشخور عدالت دور ساخت. بسط آن همة مناسبات را فاسد نمود و استمرار تيرگي ظلم موجب بروز فتنههاي آخرالزمان و غيبت طولاني امام مهدي، عليهالسلام، شد. تا به آن روز كه ديگر بار «ذوالفقار علي» از نيام زمان بدر آيد و عدالت را ديگر بار احياء نمايد. حال بايد پرسيد وظيفة ما در سال علي مرتضي، عليهالسلام، چه بود؟ تنها سردادن شعار عدالت و مدح عدالتخواهي يا تصميم راسخ و عملي براي حذف ظلم و بيعدالتي در ميان همة مناسباتي كه موجب دوري از سيره و سنت ائمة هدي، عليهمالسلام، شده است؟ كداميك از سازمانهاي رسمي و غير رسمي ما براي شروع و اجراي اين سيره بخشنامهاي صادر نمود؟ كدامين حقوق ضايع شدة فردي و جمعي مردم اين سرزمين را شناسايي و در قالب لايحه و قانون و بخشنامه تدوين كرديم؟ كدامين مجري و مدير و مسؤول را كه در پي خيرهسري و تماميت خواهي و نابجا بر مسند امر و امضا تكيه زده به نام امام عدل عزل كرده و خانهنشين ساختيم؟ كدامين دستورالعمل براي شناسايي مردان و زناني كه در عين داشتن توانايي، خلاقيت و استحقاق، گوشة عزلت گزيده و يا بعمد خانهنشين شدهاند صادر شد؟ و كدامين فهرست براي گزينش صالحان در اختيار زمامداران قرار گرفت؟ كدامين طرح و پروژه را براي تحكيم خانة عدل طراحي و كدامين را به جرم عدول از عدالت تعطيل كرديم؟ كدامين بخشنامه براي استيفاء حقوق مادي و معنوي مردم از ميان اموال غاصبان اموال عمومي صادر شد؟ چه تعداد محكمه براي بازخواست از حيف و ميل كنندگان حقوق عمومي مسلمين تشكيل شد؟ در نظام آموزشي رسمي و جاري كه عهدهدار تربيت ميليونها كودك و نوجوان است چگونه نگريستيم؟ آيا تمهيدي براي بسط فرهنگ و ادب ولايي در لابلاي متون رسمي و آموزشي فراهم آمد؟ آيا سرفصلهاي نابجايي كه فرهنگ اهل ظلم و شرك غربي را كه موجب بسط از خود بيگانگي، دوئيت، تعاريف بيمبنا و انحرافي، نگرشهاي ملحدانه به عالم و آدم و امثال اينها ميشوند شناسايي و حذف شدند؟ آيا تمهيداتي براي تمرين عدالتخواهي و عدالت گستري در ميان نوجوانان و جوانان مهيا شد؟ مگر جز اين بود كه همة كارگزاران و نمايندگان امام ملزم به رعايت حق و عدالت بودند تا آنجا كه آنان را به عتاب از نشستن بر خوان اغنيا بر حذر ميداشت، با چشمان باز همة اعمال و حركات و دستوراتشان را زير نظر ميگرفت تا مباد كه حقوق مظلومي، بيوهزني و درماندهاي ضايع شود حتي اگر پيرزني يهودي و غير مسلمان باشد؟ جاي آن نيست كه پرسيده شود چگونه سيرة امام علي، عليهالسلام، در صحن مجلس نمايندگانف مردمف تشنة دلجويي و عدالت اين ديار جاري شد؟ كدامين طرح و لايحه براي كاستن از امكانات ويژة نمايندگان تصويب گرديد و كدامين قانون براي حراست از بيوهزنان و ماندگان در بند فقر و سختي به تصويب رسيد؟ علي، عليهالسلام، كشته عدالت بود. همه چيز را در سر جاي خويش مينهاد و از ظلم تبري ميجست. آيا شهرسازان و گردانندگان امور شهري و مدني مصاديق ظلم را در لابلاي نظام شهرسازي، معماري و ساير موارد مرتبط با اين امر شناسايي كردند؟ و يا آنكه به جاي اين وظيفة مهم چونان ساير سازمانها از طريق روابط عموميها سردر ادارات را مزين ساختند و شيريني و نقل توزيع كردند؟ علي، عليهالسلام، در ميان خاطر و صفحة قلب مردم اين ديار معني ويژهاي دارد. معني خاصي كه با هيچ تجمل خواهي و فزونطلبي سازگار نيست. اي كاش بسياري از مسؤولان و مديران رسمي و غير رسمي در اين سال عهد ميبستند كه چونان علي سهمي بيش از آنچه كه عموم مردم دريافت ميكنند دريافت نكنند و به ديگري نيز نپردازند. اي كاش عهد ميبستند چونان همة مردم با لباس ساده، اتومبيلي ساده و سفرهاي ساده زيست كنند. اي كاش چونان مردي كه به فرمان امام مهدي، عليهالسلام، محل نشستن خود را دهليز خانه قرار داد تا همگان بدو دسترسي داشته باشند در را ميگشودند تا فرياد و نداي مظلومان را بشنوند. سال امام علي وقتي آغاز ميشود كه دريافت شود علي در كلمة «عدالت» خلاصه ميشد. سردبير
موعود شماره بيست و چهارم |