|
نظريه اختياري بودن ظهور |
|
|
|
۲۹ آذر ۱۳۸۳ |
(قسمت اول)
عليرضا نودهي
اشاره :
در مورد نقش انسانها در تحقق ظهور ديدگاههاي مختلفي مطرح شده است؛ گروهي
پديدة ظهور امام مهدي(ع) و تشكيل دولت حق را اساساً خارج از ارادة انسانها
دانسته و معتقدند مردم هيچ نقشي در زمينهسازي ظهور و يا تعجيل آن ندارند و
آنها حداكثر كاري كه ميتوانند انجام دهند اين است كه براي سلامتي حضرت
مهدي(ع) و تعجيل فرج ايشان دعا كنند. گروهي ديگر اين پديده را در ارتباط
مستقيم با خواست، اراده و عمل انسانها تفسير كرده و بر اين باورند كه مردم
نقش اساسي در تعجيل يا تأخير ظهور دارند و از اينرو بايد تلاش كرد كه با
زمينهسازي براي ظهور و رفع موانع آن در وقوع اين پديده تسريع كرد.
در مقالهاي كه در پي خواهد آمد نويسنده تلاش كرده كه مؤلفهها و مباني
نظريه دوم را تبيين و به گونهاي آن را به اثبات برساند. قطعاً جامعه ما
نيازمند روشنتر شدن نظريههاي يادشده است و بر اهل تحقيق است كه بيش از
پيش در اين زمينه تلاش كنند. موعود نيز باب گفتوگو در اين موضوع را مفتوح
نگهداشته و از همه صاحبنظران دعوت ميكند كه ديدگاههاي خود در اين زمينه
را براي مجله ارسال دارند.
آيا ما منتظر ظهوريم يا ظهور منتظر ماست؟ آيا ظهور وقت مشخصي دارد كه بايد در
انتظار آن زمان دست روي دست بگذاريم يا در انتظار ظهور بايد قيام كرد؟ آيا
ارادة شيعيان در تعجيل و تحقق ظهور نقش دارد؟ آيا ظهور با اسباب عادي تحقق
مييابد يا پديدهاياست آسماني كه زمينيان در آن نقشي ندارند؟ به راستي
چه شده است كه امام(ع) در بين ما نيست؟ چرا خداوند لطف خود را از ما دريغ
كرده است؟ اگر كساني باعث غيبت امام(ع) شده اند ما چه تقصيري داريم؟ آيا
ميشود از زمينهسازي ظهور صحبت كرد ولي از نسبت بين ظهور و اراده انسانها
سخني به ميان نياورد؟ اگر اراده و همت شيعيان در تحقق و تعجيل ظهور نقشي
ندارد آيا سخن از حكومت زمينهساز ظهور بي معنا نخواهد بود؟
در اين مقاله با طرح «نظرية اختياري بودن ظهور» سعي شده پاسخي براي
پرسشهاي بالا ارائه شود. نظرية اختياري بودن ظهور، گرچه به بيانات مختلفي
از زبان عالمان بيان شده است، ولي تا كنون به درستي تبيين و اثبات نشده
است.
مراد از نظرية اختياري بودن ظهور در اين مقاله، نظريهاياست كه سه مولفه
دارد:
ـ ظهور، انقلابي است مانند ديگر انقلابها؛
ـ علّت ظهور متغيّر است؛
ـ ظهور مشكل قابلي دارد نه فاعلي.
ابتدا به تبيين اين سه مولفه ميپردازيم و بعد دو دليل بر آن اقامه
ميكنيم. و در پايان با توجه به نظريه اختياري بودن ظهور، ضرورت حكومت و
حكومتهاي زمينه ساز را براي تعجيل و تحقق ظهور بيان ميكنيم.
1. مؤلفههاي نظريه
1ـ1. ظهور انقلابي است مانند ديگر انقلابها: چرا امام زمان(ع) غايب هستند؟
چرا ظهور حضرت تا كنون به تأخير افتاده است؟ چرا ائمه اطهار(ع) چنين
انقلابي نكردند؟ چرا ائمه اطهار در تقيه زندگي ميكردند و بالاخره جام شهادت
نوشيدند؟ چرا امام عصر(ع) منتظر 313 1 نفر از ياران باوفاي خود هستند؟ چرا
ياران حضرت بايد از ارادههايي پولادين برخوردار باشند؟ 2 چرا انقلاب حضرت در
ميدان خون و عرق صورت ميگيرد؟ 3 چرا پيروزي حضرت(ع) در زير برق شمشير به
دست ميآيد؟ 4
اين سوالها همگي حكايت از اين دارند كه انقلاب جهاني حضرت مهدي(ع) از
طريق اسباب عادي و طبيعي صورت خواهد گرفت. شاخصة اصلي و عمود اين نظريه
نيز بر همين نكته استوار است. انقلاب جهاني حضرت مهدي (ع) انقلابي است
كه بر ارادههاي قوي و پولادين شيعه بنا خواهد شد. انقلابي است كه به
وسيله بازوهاي همت و شجاعت شيعيان صورت ميگيرد. انقلابي است كه پيروزي
آن زير برق شمشير شيعيان خواهد درخشيد. درخت اين انقلاب با خون شهيدان
زيادي آبياري خواهد شد ولي سرانجام شيعيان ميوه سرخ آن را خواهند چيد.
هر انقلابي كه بخواهد از طريق اسباب عادي و طبيعي اجرا شود، احتياج به
مقدمات و زمينههاي فرهنگي، سياسي، نظامي و ... دارد. نميتوان گفت در سطح
جهان انقلابي به پا خواهد شد بي آنكه افكار عمومي جهانيان آماده آن باشند.
امكان ندارد انقلاب جهاني صورت بگيرد ولي نيروهاي انساني آن قبلا تربيت
نشده باشند. عاقلانه نيست كه چنين انقلاب عظيمي بدون پشتوانههاي سياسي و
نظامي صورت بگيرد. حتما اين انقلاب بايد در سايه اتحاد و يكپارچگي بزرگي
انجام شود. بنابراين زمينهها و مقدمات اين انقلاب، نردبان اين انقلاب
است. بايد با اراده و همت شيعيان از اين نردبان بالا رويم تا بر بام ظهور
قرار گيريم. اين شيعيان هستند كه بايد با فعاليتهاي فرهنگي، سياسي، نظامي و
علمي محيط را مهياي آن انقلاب عظيم كنند. به همين دليل است كه شيعيان
دوران غيبت، بهترين شيعيان هستند و اعمالشان بيشترين اجر را دارد. 5 و به
همين دليل است كه انتظار بهترين عبادتهاست با چرا كه: ان افضل الاعمال
احمزها. 6 ترجمه: بهترين اعمال، سخت ترين آنهاست. بي ترديد، خداوند متعال
قدرت ايجاد چنين مقدمات و زمينه هايي را دارد ولي او خواسته است كه
انسانها را در ميدان وسيع و خطير اختيار و انتخاب وارد كند. لذا فرمود: «و افن
اللّه لايغيّر ما بقوم حتّي يغيّروا ما بأنفسهم. 7
خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نميدهد مگر آنكه آنچه را در خودشان است
تغيير دهند.
بنابراين زمينه هاي اين ظهور نيز همچون ديگر سنن الهي، از ميدان اختيار و
انتخاب عبور خواهد كرد.
رسول اكرم (ص) فرمودند:
ظهور مانند ساعت قيامت است كه بر آسمان و زمين گران است و ناگهاني ميآيد
8 .
ظهور حضرت مهدي(ع) از اين نظر كه حادثهاي بسيار عظيم و ناگهاني است
همچون روز قيامت است. انقلاب ايشان، زلزلهاي است كه كاخ متكبران جهان
را ويران و آنها را غافلگير ميكند. ولي ظهور تفاوتهايي نيز با ساعت قيامت
دارد. در پديدة ظهور امام زمان(ع) اين اراده و همّت شيعيان است كه
كوههاي ظلم و ستم را از جا ميكند و كاخهاي ستم را به لرزه ميافكند، ولي
در پديده روز رستاخيز ارادة انسانها هيچ نقشي ندارد.
به ركن ركين نظريه اختياري بودن ظهور، اشاراتي كردهاند. شهيد صدر
ميفرمايد:
انقلاب او (امام زمان (عج)) از نظر اجرا همانند همة انقلابها به زمينه هاي
عيني و خارجي بستگي دارد... براي وجود چنين تحول بزرگي تنها وجود رهبر صالح
كافي نيست وگرنه در همان زمان پيامبر (ص) اين شرط وجود داشت. 9
و نيز ميفرمايند:
با اين كه خداي بزرگ، توانايي دارد همة مشكلات و همة سختيها را براي پيام
رسانيهاي آسماني، هموار و به وسيله اعجاز، فضاي مناسب ايجاد كند، اين روش
را انتخاب نكرده است؛ زيرا امتحان و ابتلا ورنجي كه ماية تكامل انسان
ميشود، در صورتي تحقق مييابد كه تحولات طبيعي و مطابق با شرايط خارجي
باشد. 10
شيخ طوسي در كتاب الغيبه - كه از منابع معتبر شيعه است - ميفرمايد:
هم ما و هم خداوند قدرت باز كردن دست امام زمان (عج) در تصرف امور و
تقويت سلطنت وي را داريم. پس اگر فرضا خداوند به وي بسط يد نداد ميدانيم
كه تقويت و بسط يد او بر ما واجب است... اگر بسط يد از كارهاي خداوند
ميبود، ناچار ميبايست خلق را مقهور و مجبور بر تمكين سازد و پبين امام(ع) و
كيد دشمنانش حائل شود كه او را آزار نكنند. و يا او را به وسيله فرشتگان
تقويت و مدد فرمايد و چه بسا كه اين كارها منجر به سقوط غرض تكليف و حصول
اضطرار شود پس بر ما واجب است كه در هر حال دست امام را در امور باز
گذاريم. 11
خلاصه اين كه، بر اساس نظريه اختياري بودن ظهور، اختيار، اراده و همت
شيعيان بايد زمينههاو مقدمات ظهور را محقق كند تا حضرت مهدي(ع) بتواند
همراه با شيعيان خويش، انقلاب جهاني به پا كند. اين نظريه ميگويد: تا
وقتي شيعيان اقدام به ايجاد زمينه و مقدمات ظهور نكنند، ظهور نيز در انتظار
اقدام آنها خواهد نشست. گرچه به ما وعده حتمي داده شده است كه روزي
شيعيان، به اين توفيق خواهند رسيد و زمينههاي اين حكومت جهاني را مهيا
خواهند كرد و عطر حكومت عدل مهدي(ع) جهان را فرا خواهد گرفت. بنابراين اگر
چشمان ما به آسمان دوخته شده تا فرشتگان و جنيان چنين انقلابي انجام
دهند، جز سراب حكومت عدل جهاني را نخواهيم ديد.
2ـ1. وقت ظهور متغيّر است: يكي از اصول و پايه هاي نظريه اختياري بودن
ظهور، متغيّر بودن وقت ظهور است. گفتيم كه ظهور مانند روز قيامت است ولي
تفاوتهايي نيز با آن دارد كه به برخي اشاره كرديم. يكي ديگر از تفاوتها
اين است كه ساعت قيامت كاملاً مشخص است و هيچ رويداد و پديدهاي آن را
تغيير نميدهد. ساعت قيامت از روز ازل معين شده است و با آمدن آن ساعت،
قيامت برپا خواهد شد. اما وقت ظهور ثابت نيست. وقت ظهور متأثر از پديده هاي
محيط اطراف است. اينكه به ما سفارش شده است، براي تعجيل ظهور، دعا كنيم،
خود حكايت از متغير بودن وقت ظهور دارد. اگر وقت ظهور ثابت بود و تغييري در
آن امكان نداشت، دعا براي تعجيل آن بي معنا بود همچنان كه دعا براي
تعجيل ساعت قيامت بي معنا است.
اين اصل، نتيجة اصل قبلي است. در اصل قبلي گفتيم كه انقلاب حضرت
مهدي(ع) از مجراي اسباب طبيعي عبور خواهد كرد و نياز به مقدمات و
زمينههايي دارد كه بايد از طريق اسباب عادي مهيا شود. از همينجا ميتوان
گفت: هر پديدهاي كه در راستاي تحقق زمينه هاي ظهور باشد، وقت ظهور را
نزديك ميكند و هر پديدهاي كه بر خلاف جهت زمينه هاي ظهور باشد، ظهور را
به تأخير اندازد. اگر زمينه هاي ظهور نردباني است براي رسيدن به بام ظهور،
پس با بالا رفتن از هر پله آن، ساعتي به ظهور نزديك ميشويم.
اگر در بحث از زمينههاي ظهور از مهيا شدن افكار عمومي براي پذيرفتن حكومت
عدل جهاني، سخن ميگوييم، پس هر عمل فرهنگي و تبليغي ميتواند در تعجيل يا
تأخير وقت ظهور مؤثر باشد، لذا نقش رسانه هاي عمومي در تعيين يا تعجيل وقت
ظهور، بسيار برجسته خواهد بود.
اگر براي انقلاب حضرت مهدي(ع) نياز به زمينه و محيطي داريم كه در آن به
فعاليتهاي علمي، سياسي، نظامي و ... بپردازيم، در اين صورت تشكيل حكومت
ديني و مخصوص شيعي، گام بلندي به سوي ظهور خواهد بود.
اگر ظهور، احتياج به افرادي دارد كه داراي ايماني قوي و ارادهاي آهنين
باشند، پس تربيت چنين نيروهايي در تعجيل ظهور موثر است. دراين صورت، اعمال
و رفتار و ما نيز در تعيين وقت ظهور ايفاي نقش ميكند و از طرف ديگر، انسان
ميتواند با نيت نزديك كردن ظهور، اعمال خود را وزين كند.
احاديث متعددي دلالت بر عدم تعيين وقت ظهور دارد. كه از آن جمله ميتوان
به اين روايت امام صادق(ع) اشاره كرد:
انا أهل بيت لانوقّت. 12
ما براي اين امر (ظهور) زمان خاصي را معين نميكنيم.
بعضي از اهل تحقيق علّت عدم تعيين وقت از جانب ائمه اطهار(ع) را،
جلوگيري از هر گونه سوء استفاده ميدانند، يعني ظهور، وقت خاص و معيني
داشته است ولي ائمه اطهار(ع) آن را بيان نفرمودهاند. 13 ولي اين احتمال
هم وجود دارد كه علت عدم تعيين وقت براي ظهور اين باشد كه اساساً ميتوان
گفت، ظهور وقت خاص و معيني ندارد تا اين كه بيان شود. به عبارت ديگر، وقت
ظهور بستگي به عوامل و زمينههاي ظهور دارد. تعجيل و تأخير در تحقق مقدمات
ظهور باعث تعجيل و تأخير در وقت ظهور است. اين اختيار و همّت شيعيان است
كه بايد براي ظهور وقت تعيين كند و با مهيا كردن خود و مردم با پذيرفتن
رهبري بيبديل، انقلابي بي نظير كند.
البته براي جمع بين روايات باب علم امام(ع) - كه از آنها استفاده ميشود
امامان (ع) نسبت به وقت ظهور آگاهي دارند - و اين نظريه كه ادلة عقلي و
نقلي بر آن اقامه خواهد شد - شايد بتوان گفت كه ظهور زمان معيني دارد ولي
آن زمان با تغيير برخي از عوامل، تغيير ميكند و آن عوامل نيز با اختيار و
قدرت شيعيان رقم ميخورد. اگر ائمة اطهار(ع) خبر از آن زمان ميدادند چه
بسا گمان ميشد كه عامل ظهور همان زمان خاص است. در اين صورت شيعيان به
جاي انتظاري پويا در خانههاي خود مينشستند و حتي از دعا براي تعجيل فرج
هم دريغ ميكردند.
بعضي بر اين گمانند كه علايم ظهور، سبب ظهور يا عامل تعجيل آن است؛ لذا
اين علامتها را چشم براهند؛ گويي اين علامتها هستند كه ميخواهند انقلاب
جهاني كنند. اما حقيقت اين است كه علايم فقط نشانة ظهور هستند نه اين كه
عامل ظهور يا سبب تعجيل در وقت ظهور باشند. شيعيان در محيط رعب و وحشت
بودند و در زير ظلم و ستم حكومتهاي طاغوت زندگي ميكردند؛ براي رهايي از
چنين محيطي، از هر قيام و انقلابي عليه حكومتهاي موجود، استقبال مينمودند و
چنين ميپنداشتند كه قيامشان، همان انقلاب موعود است، ولي پس از مدتي، با
تلفات بسيار، نااميد و سرشكسته ميشدند. ائمه اطهار(ع) كه چنين محيطي را
ميديدند و علم به آن داشتند - شيعيان را در شناخت و تشخيص موضوع - كه
همان شناخت مهيا بودن اسباب و زمينه هاست - كمك ميكردند. ايشان براي
جلوگيري از اشتباه شيعيان درتشخيص موضوع يا علم غيب، از علائمي كه در
هنگام مهيا بودن اسباب ظهور در عالم رخ خواهد داد، خبر ميدادند. لذا شيعياني
كه شناخت كمي از محيط و اسباب ظهور داشتند، با توجه به اين علائم، بطلان
آن انقلابها را تشخيص ميدادند و خون خود را حفظ ميكردند. بنابراين علامتهاي
ظهور، همانطور كه از اسمش پيداست، فقط نشانه و علامتي براي اشاره به ظهور
هستند - كه در اصطلاح علمي به آن «عنوان مشير» ميگويند - نه اين كه علّت
و سبب براي ظهور يا براي تعجيل وقت آن باشد. علائم ظهور مانند علامتهاي
راهنمايي و رانندگي در جادهها هستند. اين علائم نه باعث كج شدن جاده
ميشوندو نه ما را به مقصدمان نزديك ميكنند، بلكه فقط به ما ميگويند كه
به مقصد مورد نظر نزديك شدهايم. لذا اين ما هستيم كه بايد با پيمودن جاده
ها، از اين علائم عبور كنيم نه اين كه بنشينيم تا اين علائم ما را عبور
دهند.
بنابراين وقت ظهور تابع تحقق اسباب و مقدمات ظهور است و هنگامي كه ارادة
شيعيان آن زمينهها را مهيا كند، وقت ظهور نزديك خواهد شد و آن علائم طبيعي
نيز در طبيعت اتفاق ميافتد و خبر از نزديك شدن وقت ظهور خواهند داد.
البته بعضي از علائم مانند نااميد شدن مردم از دولتها و به ستوه آمدن از
ظلم و ستم آنها، ميتواند علاوه بر نشانة ظهور، نقش سبب و زمينه ظهور را نيز
بازي ميكند؛ چرا كه چنين محيطي زمينة مناسبي براي ايجاد انقلاب جهاني
است كه بايد با فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي ملتها را بيدار كنيم و مژده
حكومت عدل الهي را بدهيم، مثلا در جهان امروزي، مردم از دولتها مأيوس
شدهاند ولي يا نسبت به فعاليتهاي سياسي بي تفاوت هستند يا به كوچك كردن
دولتها ميانديشند، در اين شرايط ما ميتوانيم با تبليغ تئوري حكومت عدل
جهاني، مردم را مهياي ظهور كنيم و در اين صورت ظهور تعجيل خواهد يافت.
خلاصه اين اختيار و همّت شيعيان است كه ميتواند وقت ظهور را نزديك كند يا
تعيين بخشد. اين اختيار و ارادة شيعيان است كه با فعاليتهاي فرهنگي، علمي،
سياسي، نظامي و ... ميتواند ساعتها، بلكه ماهها و سالها وقت ظهور را جلو
بياندازد.
اختياري بودن ظهور ميگويد: تزكيه نفس و هر عمل صالحي باعث تعجيل در ظهور
است. البته واضح است كه فعاليتهاي فرهنگي بيش از فعاليتهاي ديگر، در
نزديك كردن وقت ظهور مؤثر است؛ چرا كه حكومت الهي، بر دلهاي مردم حكومت
ميكند 14 و ستونهايش بر اراده و همت نيروهاي انساني اقامه ميگردد.
3ـ1. ظهور مشكل قابلي دارد نه فاعلي: حكايت ظهور گويي حكايت ديدار سي مرغ
با سيمرغ است - كه عطار نيشابوري در منطق الطير به آن اشاره ميكند - چرا
كه سيمرغ همواره حضور داشت و اين اراده و همت سي مرغ بود كه غايب بود و
ميبايست حضور پيدا ميكرد:
بشنويد اي دوستان اين داستان خود حقيقت، نقد حال ماست آن
مجمعي 15 كردند مرغان جهان هر چه بودند آشكار و از نهان
جمله گفتند اين زمان و روزگار نيست خالي هيچ شهر از شهريار
از چه رو اقليم ما را شاه نيست؟ بيش ازين بي شاه بودن راه نيست؟
امّا همة مرغان در پاسخ اين پرسش حيران مانده بودند تا اين كه:
هدهد آشفته دل پر انتظار در ميان جمع آمد بي قرار
حلهاي بود از طريقت در برش افسري بود از حقيقت بر سرش
و به مرغان چنين گفت:
هست ما را پادشاهي بي خلاف در پس كوهي كه هست آن كوه قاف
نام او سيمرغ سلطان طيور او به ما نزديك و ما زو دور دور
و بعد در توصيف آن پادشاه كوشيد
دائماً او پادشاه مطلق است در كمال عز خود مستغرق است
وصف او جز كار جان پاك نيست عقل را سرمايه ادراك نيست
لاجرم هم عقل و هم جان خيره ماند در صفاتش با دو چشم تيره ماند
ولي در ادامه گفت:
بس كه خشكي بس كه دريا در ره است تا نپنداري كه راهي كوته است
شير مردي بايد اين ره را شگرف زانكه ره دور است و دريا ژرف ژرف
مرد ميبايد تمام اين راه را جان فشاند بايد اين درگاه را
تمام مرغان به جوش و خروش آمدند و همگي عزم راه كردند «ليك چون راهي
دراز و دور بود» بسياري از مرغان در راه از پاي افتادند و فقط سي مرغ به
قلة قاف رسيدند امّا:
چون نگه كردند اين سي مرغ زود بي شك اين سي مرغ آن سيمرغ بود
خويش را ديدند سيمرغ تمام بود خود سيمرغ، سي مرغ تمام
محو او گشتند آخر بي دوام سايه در خورشيد گم شد والسلام
ظهور حضرت مهدي(ع) تحقق نمييابد مگر 313 16 نفر با اراده اي پولادين و
ايماني قوي ظهور كنند تا امام(ع) با آنها حكومت عدل جهاني را برپا و جهان
را رهبري كند. فرق حكومت علوي، با حكومت مهدوي، در ظهور اين 313 نفر است و
گرنه حكومت علوي و حكومت مهدوي در قانون و رهبر هر دو يكسان هستند.
ما راهي به حضور دوست نداريم جز عبور از بيابانهاي پر خس و خاشاك تزكيه تا
بتوانيم ارادههايي پولادين و ايمانهايي قوي داشته باشيم. پادشاه ما بر
قلة كوه، منتظر رسيدن ماست. اين نفس آلوده ماست كه مانع حضور دوست است.
اين اراده واختيار و همت شيعيان است كه بايد محيط را براي حضور خورشيد،
معطر كند. اين ماييم كه بايد ظهور كنيم، اين ماييم كه بايد، انسانيت و
استعداد و علم خود را شكوفا كنيم وگرنه خداوند متعال «فيّاض علي الطلاق»
است و هيچ گاه نعمت خود را از بندگان صالحش دريغ نميكند و امام نيز
بيصبرانه منتظر ظهور دولت كريمه در سايه شيعيان و دوستان خويش
پينوشتها :
1 . امام صادق (ع) مي فرمايد: «اگر تعداد كساني كه توصيف شده اند به 313
نفر برسد آنچه مي خواهيد (حكومت عدل الهي) تحقق مي يافت.» الغيبه نعماني،
ص 203، چاپ مكتبه الصدوق، تهران.
2 . امير المؤمنين(ع) فرمودند: «مردي از قم مردم را به حق دعوت ميكند،
قومي همچون پولاد به دورش حلقه ميزنند كه طوفانها آنها را نميتواند بلرزاند
و از جنگ خستته نميشوند و نميترسند بر خدا توكل ميكنند و عاقبت از آن
پرهيزگاران است». بحارالانوار، ج60، ص 216.
3 . امام صادق(ع) فرمودند: «... نهضت صاحب الامر تمام نميشود، مگر اينكه در
ميدان جنگ عرق بريزيم و خونها ريخته شود» همان، ج54، ص 358.
4 . «... امام(ع) ظهور نميكند مگر با شمشير». بحارالانوار، ج 51، ص 48.
5 . رسول اكرم (ص) فرمودند: «قومي بعد از شما خواهند آمد كه اجر يكي از آنها
با اجر پنجاه نفر از شما برابري ميكند، اصحاب گفتند:اي رسول خدا! ما در جنگ
بدر و احد و حنين با تو بودهايم و قرآن در ميان ما نازل شده است؟ رسول
اكرم (ص) فرمودند: شما بر آنچه آنها تحمل ميكنند، قادر نيستيد و صبر آنها را
نداريد». بحارالانوار، ج 52، ص 130.
6 . همان، ج 79، ص 928.
7 . سوره رعد(13)، آيه 11.
8 . كفايه الاثر، ص 168. باب ما عن الحسن بن علي عن الرسول.
9 . رهبري بر فراز قرن، شهيد محمد باقر صدر، (ترجمه بحث حول المهدي)مترجم
مصطفي شفيعي، ص 108.
10. همان.
11. كتاب الغيبه، شيخ طوسي، ص 11، چاپ مؤسسة المعارف الاءسلاميه.
12. بحارالانوار، ج 52، ص 118.
13. ر.ك: دادگستر جهان، ابراهيم اميني، ص 218، چاپ 14.
14. امام كاظم(ع) خطاب به هارون فرمودند: «أنا إمام القلوب و أنت إمام
الجسوم» من بر دلها و قلوب مردم حكومت ميكنم و تو بر تنها و بدنها،
الصواعق المحرقه، ابن حجر هيتمي، قاهره، مكتبه القاهره، ص 204.
15. ر.ك: منطق الطير، عطار نيشابوري.
16. ر.ك: كتاب الغيبه، نعماني، ص 203.
17. كمال الدين، شيخ صدوق، ج 2، ص 677، چاپ دارالكتب الاءسلاميه، قم.
18. كتاب الغيبه، شيخ طوسي، ص 193.
19. «... پس گروهي پاك و ثابت و مهذب گردند مانند شمشيري كه آهنگر آنرا
صيقل داده است». بحارالانوار، ج 51، ص 116.
20. «بهترين جهاد امت من انتظار فرج است». تحف العقول من آل رسول، ص 37،
حسن بن شعبة الحراني، چاپ مدرسه جامعه مدرسين.
21. «به راستي انتظار فرج، خود فرج است...». بحارالانوار، ج 52، ص128.
موعود شماره چهل و هشتم |