|
روز بيست و يكم ماه رمضان، روز قتل خاتم پيامبران است |
|
|
|
۲۹ آذر ۱۳۸۳ |
آيتالله العظمي وحيد خراساني
اشاره :
آيتالله العظمي وحيد خراساني، روز يكشنبه، نوزدهم مهرماه برابر با 24
شعبانالمعظم، در آخرين جلسه درس خارج اصول پيش از ماه مبارك رمضان، طي
بياناتي به تبيين اهميت اين ماه مبارك پرداختند. آنچه در پي خواهد
بخشهايي از اين بيانات است:
ايشان خاطر نشان ساختند:
مهم اين است كه قدرتي در آدمي پيدا شود كه بتواند پوستها را بكند و مغز
حقايق را بيرون بياورد و اين مقام، اكسير احمر است و حقيقت فقه، اين است،
«ليتفقّهوا في الدين» 1 . گاهي تعبير ميشود به درايت روايت؛ گاهي تعبير
ميشود به فقه آيه و حديث؛ گاهي تعبير ميشود به ادراك معارف كلمات اهل
بيت(ع) و غرض نهايي از علمآموزي، وصول به اين حد است.
معظم له با اشاره به تعبيرات عجيب رسول اكرم(ص) در مورد ماه رمضان
المبارك تصريح نمودند:
تعبيرات پيغمبر(ص) درباره ماه رمضان بهتانگيز است. من به يك كلمه اشاره
ميكنم، «أنفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عبادة»، 2 اين روايت را همه
خواندهايم، اما چه نكتهاي در اين كلمات نهفته است؟ نَفَس، امري غير
اختياري است؛ خواب هم امري غير اختياري است، وقت خواب، همة قوا معطل و
مختل ميشود، حال چه قدرتي است در اين ماه كه امر غيراختياري را مبدل
ميكند به اختياري؟ آنهم به گونهاي كه عقل را به حيرت واداشته است.
ايشان بالاترين درجه معرفتالله را «تسبيح» دانسته و افزودند:
در سورة «أعلي» آمده است: «سبّح اسم ربّك الاعلي الذي خلق فسوّي». در
ركوع و سجود، آنچه كه مقرر شده، تسبيح است. حالا بايد ديد خود تسبيح چه
حقيقتي است؟ افسوس كه ما به اين حقايق، آنچنان كه بايد توجه نكردهايم و
نفهميدهايم چه جواهري در اين كلمات نهفته است.
در تسبيحات أربعه ميخوانيم: «سبحانالله و الحمدلله، ولا إله إلاّ الله و
اللهاكبر». با اين كه اهم تمام كلمات، كلمة توحيد است و طهارت و اسلام به
توحيد است، چگونه است كه در اينجا اول، سخن از تسبيح است و «سبحانالله» ،
اول آمده است. سفوَري در قرآن به نام «مسبّحات» هست. همه اين سورهها
شروعشان با تسبيح است: «سبّح لله ما فيالسموات و ما في الارض...» 3 و يا
«يسبّح لله ما فيالسموات...» 4 .
آيتالله العظمي وحيد به گونههاي مختلف تسبيح در سورههاي مسبّحات قرآن
اشاره كرده و افزودند:
يك قسم به صيغه ماضي آمده است؛ مثل سورة حديد: «سبّح لله ما
فيالسموات...» ؛ گونه ديگر به صورت مضارع آمده است؛ مثل سورة جمعه:
«يسبّح لله ما فيالسموات...» ؛ و يك قسم به صورت امر وارد شده است: «سبّح
اسم ربّك الاعلي...» 5 ؛ و در هر سه صورت، اين ماده (سبح) آمده است، كه
در هر كدام از اينها ابوابي از حكمت نهفته است.
معظم له خاطر نشان ساختند:
ماه رمضان خاصيت اكسيري دارد. اكسير يعني چه؟ اكسير، عملي است كه آن عمل
به هر چه كه برخورد كند، آن شيء مبدل به كيميا ميشود. حال بايد ديد خود
اين اكسير چيست كه جوهر را به صورت ذاتي و با يك برخورد، عوض ميكند.
اين همان كبريت احمر است كه در روايات به آن اشاره شده است و از
شاگردان امام ششم(ع)، يك نفر آن را ميدانست و او «جابر بن حيّان» بود كه
صاحب اكسير شده و امام(ع) اكسير را به او آموخته بود. خاصيت اكسير اين است
كه اگر به آهن برخورد كند؛ آهني را كه سالها بايد در معادن فعل و انفعالات
در آن صورت بگيرد تا تغيير كند، در يك لحظه، تبديل به طلاي احمر مينمايد؛
لذا خاصيت ماه رمضان، اين گونه است كه نَفَسهاي ما را تبديل به تسبيح
ميكند؛ يعني ما تسبيح نگفتهايم ولي نفس ما تبديل به تسبيح ميشود.
ايشان در بخش ديگر سخنان خود پيرامون اقسام تسبيح، يادآور شدند:
تسبيح بر دو قسم است، يك وقت خود انسان تسبيح ميگويد و گاهي خدا تسبيح
ميكند. به اين نكته خوب توجه كنيد، انسان كه تسبيح بگويد ميشود كار
بشري، اما وقتي در ماه رمضان همين بشر تسبيح ميگويد ـ به دليل خاصيت
عجيب اين ماه ـ عقل در درك عظمت اين تسبيح، حيران ميشود.
حضرت آيتالله وحيد در بيان ابعاد ديگري از تسبيح و ذكر خداوندي در اين ماه،
خطاب به روحانيان اظهار داشتند:
اگر كسي توفيق پيدا كند همين نفسي را كه تسبيح است به اختيار خود در ذكر
خدا صرف كند، آن وقت حساب كنيد كه آن ذكر چه اثراتي پيدا ميكند؟ هيچ
چيزي را نميتوان با آن قياس كرد، اين بسيار مهم است و مهمتر آن است كه
در ماه رمضان همين نفسي را كه تسبيح است، در ارشاد يك جاهل، تنبيه يك
غافل و هدايت يك گمراه صرف نماييد، در اين صورت است كه ديگر قلم تمام
نويسندگان، از نوشتن اجر اين عمل عاجز خواهد بود.
معظم له تأكيد كردند:
كساني كه به شهر يا روستايي براي تبليغ دين ميروند، بايد بفهمند كه كجا
ميروند و چه ميكنند و چگونه بايد آماده براي اين كار بشوند. هيچ مقامي
بالاتر از اين نيست كه كسي، گمراهي را به راه راست هدايت و بيگانهاي را
با خدا آشنا كند و هيچ عملي عندالله اشرف از اين نيست كه كسي را كه از
طريق امامت امير المؤمنين(ع) منحرف شده است، به اين طريق، كه سبيل الله
اعظم است، وارد كند؛ پس اگر برويد در آن آبادي و روستا و اين نفس را در اين
صرف كنيد، كه تارك الصلاتي را به سمت نماز بياوريد و غافل از خدايي را به
خدا متوجه كنيد، فقط خدا ميداند كه چه ارزش و مقامي دارد.
آيتالله العظمي وحيد خراساني با اشاره به آيه «و أنذرهم يوم الحسرة إذ
قضي الامر» 6 ، خاطر نشان ساختند:
مرحوم طبرسي عبارتي در تفسير اين آيه دارد كه بسيار بهتانگيز است. طبرسي
در تفسير آيه آورده است كه آنروز، هر محسن و مسيئي، در حسرت است. تعجب
اينجاست كه هم خوبان و هم بدان در حسرتاند، آن كه بد است، در حسرت است
كه چرا خوب نشدم و خوبان در هر مقامي كه هستند در حسرتاند كه ميتوانستيم
يك درجه بالاتر برويم، چرا نرفتيم؟ ميتوانستيم يك نفر ديگر را هدايت كنيم،
چرا نكرديم؟
معظم له در ادامه خطاب به مبلغان، با ذكر اين نكته كه شما در ماه مبارك
رمضان وظيفة خاصي برعهده داريد، افزودند:
بعضي از امور است كه در مورد آنها غفلت شده است، وقتي كه غفلت هست،
ميتوان عذر آورد اما اگر غفلت سر آمد، ديگر عذر، مقبول نيست. آيا ميدانيد
ماه رمضان، چرا اينگونه شده است؟ اثر اين ماه از كجا پيدا شده است؟ ريشه
اين اثر اينجاست كه: «شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن» 7 .
شما عمري درس خواندهايد و عوام نيستيد، آنچه اين ماه را از همه ماهها ممتاز
كرده، دو مطلب است: اول اين كه يك قرآن در اين ماه نازل شده است، و
يك قرآن در اين ماه بالا رفته است. نزول آن قرآن و عروج اين قرآن، ماه
رمضان را اكسير احمري كرده كه خاصيتش تغيير و دگرگوني نفسهاست. روز بيست و
يكم رمضان وقتي از تشييع جنازه حضرت امير(ع) برگشتند، امام حسن بن
علي(ع) منبر رفتند و فرمودند: «كسي از ميان ما رفت، كه اولين نتوانستند بر
او سبقت بگيرند و از آخرين هم كسي نميتواند او را درك كند» 8 . اولين، يعني
آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي(ع)؛ يعني گوي سبقت را از همه ربوده
است. اما مراد از آخرين چيست؟ مراد، اوليايي هستند كه تا قيامت از اين معدن
انسانيت پيدا شده و ميشوند. حضرت فرمود: كسي رفت كه در آخرين هم، احدي،
او را درك نميكند. حالا بايد فكر كرد كه اين وجود مقدس چه كسي است؟
ايشان در تبيين عظمت مقام و منزلت امير مؤمنان(ع) اظهار داشتند:
چون قضيه مهم است بهتر است كه حديثي بگوييم از كسي كه: «الازهر» مصر،
خواه يا ناخواه مجبور است در مقابل سخن او سر تعظيم فرود آورد. «احمد بن
حنبل»، امام حنابله است. «شافعي»، كه امام شافعيه است، در شأن امام
حنابله، اينگونه گفته است كه «من از بغداد بيرون آمدم و در آنجا كسي را
افضل، اعلم و افقه از احمد بن حنبل نيافتم!» حالا حديثي كه ميخوانم
حديثي است كه چنين فردي ضبط كرده است. و لذا اگر منحرفان از ولايت،
ذرهاي فهم و انصاف داشته باشند بايد عظمت مطلب را بفهمند. حديث اين است
كه رسول خدا(ص) فرمود: «يا علي! اگر نه آن باشد كه مسلمانان درباره تو
همان را بگويند كه مسيحيان درباره عيسي گفتهاند، من در مقام تو چيزي
ميگفتم كه وقتي راه بروي خاك زير قدم تو را به تبرك بردارند.»
خوب توجه كنيد، يك وقت، علامه مجلسي اين سخن را نقل ميكند، ممكن است
بگويند اغراق شده و يا حرفهاي ديگر، اما اينجا احمد بن حنبل اين سخن را نقل
ميكند. معناي حديث اين است كه: يا علي! اگر پرده از مقام تو برداشته شود
همچنان كه مسيحيان بعد از نزول انجيل مبتلا به تثليث شدند و عيسي را تافته
بافته از خدا پنداشتند، اگر من مناقب تو را بيان كنم، مسلمانان هم به همان
روز گرفتار ميشوند و دچار همان بليه خواهند شد.
اين روايت نشان دهنده آن است كه آنچه از فضايل مولا گفته شده در مقابل
آنچه كه كتمان شده ناچيز است. اين حكايت از ناگفتههاي پيامبر دارد، اما
آنچه كه پيغمبر فرموده، اين است كه البته اين را هم از احمد بن حنبل
نقل ميكنم كه حجتي باشد براي مخالفان. به جهت عظمت مطلب اين نكته را
هم اضافه ميكنم كه احمد بن حنبل همان است كه «ذهبي» درباره او ميگويد:
«شيخالاءسلام و سيد المسلمين في عصره!»؛ يعني اعتبارش نزد عامه بسيار
بالاست، از پيامبر اكرم(ص) نقل ميكند كه: «هر كس اراده دارد آدم را ببيند
در علمش، نوح را در عزمش، ابراهيم را در حلمش، موسي بن عمران را در فطنتش
و عيسي بن مريم را در زهدش، فلينظر إلي علي بن ابيطالب.»
حضرت آيتالله وحيد خراساني با ذكر اين مطلب كه اگر گفتهها اين است، پس
ناگفتهها چه ميتواند باشد؟ افزودند:
به اتفاق تمام مسلمين، سادات عالم، وجود انبياي اولوالعزم هستند كه هر يك
شاخصهاي دارند، شاخصة نوح، «عزم» است، شاخصة ابراهيم، «حلم» است، شاخصة
موسي، «فطنت» و شاخصة عيسي، «زهد» اوست، در واقع عصاره عالم، اين چهار نفر
هستند و طبق حديث، عصارة اين چهار نفر، عليبن ابيطالب است.
معظم له با ذكر عبارت «السلام عليك يا أوّل مظلوم» از زيارت امير
مؤمنان(ع)، به نقل از كتاب مصباح المتهجّد يادآور شدند:
مظلوميتي بالاتر از مظلوميت مولا تصور نميشود. خود احمد بن حنبل از پيغمبر
نقل ميكند كه عصارة تمام انبيا و مرسلين علي بن ابيطالب است. بعد همين
فرد، حضرت را به عنوان خليفه چهارم ميپندارد! كساني كه كارشان تضييع حق
علي بن ابيطالب است(ع) اگر ميتوانند به اينجا بيايند تا زير همين سقف
براي دنيا معلوم شود كه شخص دوم عالم، اميرالمؤمنين(ع) است. بالاترين
خيانت در تاريخ بشريت اين است كه بين شخص دوم و شخص اول عالم وجود، به
وسيلة ديگران فاصله بيندازيم. حال با اين مطالبي كه بيان شد، الازهر مصر و
علماي عامه يا بايد بگويند حرف احمد بن حنبل اشتباه است يا بايد از اشتباهي
كه كردهاند برگردند.
ايشان در بخش ديگري از بيانات خود با ذكر حديث «عليّ منّي و أنا من عليّ» ،
از رسول اكرم(ص) به نقل از «صحيح بخاري» و يادآوري جايگاه اين كتاب نزد
اهل سنت، اظهار داشتند:
صحيح بخاري بالاترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن مجيد است، در قرآن، «و
أنفسنا و أنفسكم» 9 آمده و در صحيح بخاري، «عليّ منّي و أنا من عليّ» .
آيتالله العظمي وحيد خراساني در ادامه، با ذكر حديث ديگري از پيامبر كه
فرمودند: «يا علي هر كس تو را بكشد مرا كشته است»، خاطر نشان كردند:
با اين آيات و رواياتي كه بيان شد، روز بيست و يكم اين ماه، روز قتل
خانم پيغمبران است. وظيفة همة شيعيان اين است كه در آن روز براي
پيامبر(ص) مجلس عزا بگيرند. اين روز، روز عزاي رسولالله است. اما دليل اين
سخن چيست؟ خود پيامبر دليل آوردهاند، فرمودهاند: «يا علي! چون روح تو از
روح من است. طينت تو از طينت من است، بدن تو از من است، جان تو هم از
من است و روز مرگ تو هم روز مرگ من است».
معظم له در پايان سخنان خود به روحانيان و مبلغان اظهار داشتند:
فرد فرد شما بايد امسال همه كوششتان اين باشد كه روز بيست و يكم ماه رمضان
را به جهت احترام به خاتمالانبيا و علي مرتضي(ع) مجالس عزاداري برپا
كرده و هيئات و مواكب در خيابانها به راه بيفتند تا شايد گوشهاي از حق
ضايع شده اهل بيت(ع) احقاق بشود.
ايشان در خاتمه با اشاره مجدد به آية «و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضي الامر»
، يادآور شدند:
نه علمهايمان مشكل گشاست نه عملهايمان در ظلمت و وحشت قبر، حلال مشكلات
ماست. هنگام جان دادن و شب اول قبر، فقط علي داريم و بس.
پينوشتها:
* برگرفته از: افق حوزه (هفتهنامه خبري حوزههاي علميه)، دوشنبه 27 مهر
1383.
1 . سوره توبه(9) آيه 122.
2 . محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج93، ص356.
3 . سوره حديد(57) آيه 1.
4 . سوره جمعه(62) آيه 1.
5 . سوره اعلي(87) آيه 1.
6 . سوره مريم(19) آيه 39.
7 . سوره بقره(2) آيه 185.
8 . «قبض في هذه الليلة رجل لم يسبتعه الاوّلون بعلم و لايدركه
الا´خرون...» (محمدباقر مجلسي، همان، ج25، ص214، ح5).
9 . سوره آلعمران(3) آيه 61.
موعود شماره چهل و هشتم |