خبرگزاري شبستان: فريضه حج آنگاه كه با معرفت و هوشيارانه به جاى آورده شود به مسلمان حج گزار و به امت بزرگ اسلامى فيض مىبخشد، حاجى را به صفا و پاكى و معنويت سوق مي دهد و امت را به اِتّحاد و عِزّت و اِقتدار نزديك مي كند.
نسيم بيدارى اسلامى در همه جاى جهان اسلام وزيده و پانهادن اسلام به عرصه عمل به مطالبه اى جدى بدل شده است. نظريه «اسلام سياسي» جايگاهى والا در ذهن نخبگان يافته و در مد نگاه آنان، افقى روشن و اميدبخش گشوده است.
- حج، نِماد امت اسلامى و نوع رفتار
حج، نِماد امت اسلامى و آموزنده نوع رفتارى است كه اين امت بزرگ براى تأمين سعادت خود بايد در پيش گيرد. مىتوان حج را در حركت هدفمند و آگاهانه و متنوّع همگان در جهتى واحد خلاصه كرد. تار و پود اين حركت، ياد خدا و همدلى بندگان خدا است و هدف آن ايجاد پايگاه مستحكم معنوى براى زندگى سعادتمندانه انسان: جعل اللَّه الكعبة البيت الحرام قياماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلائد.
- دعوت به عدالت و آزادگى و رستگارى
امروز نداى پيامبر رحمت، رساتر از هميشه به گوش مي رسد و دعوت اسلام كه دعوت به عدالت و آزادگى و رستگارى است با طَنين بيشترى شنيده مي شود. پارههاى شب سياه استكبار و ظلم و خودكامگى از سويى و جهل و خرافه و فريب ازسوى ديگر، بشر را بيش از گذشته، نيازمندِ نور رستگارى و تشنه عدل و صلح و برادرى كرده است. امروز نداى ملكوتى: تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الاّ نعبد الاّاللَّه.. كه ردِّ خداوندان زور و زر و صف آرايى در برابر ستم و ستمگر است، گوش و دل اسيران و ستمديدگان را بيش از هميشه مي نوازد و مژده: انّاللَّه على نصرهم لقدير به آنان دلگرمى و اميد مىبخشد.
- شكوفايى و سربلندى و كاميابى
پيام توحيد و وحدت؛ توحيدِ خدا و وحدتِ امت. توحيد، نفى خداوندگارى طواغيت و مستكبران و زر و زور سالاران است و وحدت، مظهر عزت و اقتدار مسلمانان. حج، فراتر از هر نوشته و گفتارى، اين پيام ماندگار را هر ساله در قالب اجتماع عظيم خود بازپردازى مىكند و به سراسر جهان اسلام مىفرستد. هر مسلمانى در هر بخشى از عالم اسلام در موسم حج، يك بار ديگر بايد اين حقيقت را بشناسد كه شكوفايى و سربلندى و كاميابى همه جانبه كشورهاى اسلامى تنها در سايه اين دو به دست خواهد آمد: توحيد با همه ابعاد فردى و اجتماعى و سياسى آن و وحدت با مفهوم درست و قابل تحقق آن در دنياى امروز.
- كعبه، مركز معنوى جهان اسلام
روزى كه منادى بزرگ توحيد ابراهيم و فرزندش اسماعيل (8) پايههاى كعبه را در ميان درهّها و كوه هاى دور افتاده و خشك بنا مي نهادند، دوربينترين چشم هاى بشرى نيز نمي توانست آينده آن را همچون كانون گرم ايمان و اميد و قبله دل ها و جسم ها درگمان آورد. امروز كعبه، مركز معنوى جهان اسلام و بزرگترين مجمع هرساله امّت اسلامى است. سرچشمه جوشان عشق و اميد و درياى خروشان عظمت و اعتماد و محل التقاء رودهاى بزرگ قوميتها و ملتها است. اخلاص بنيانگذاران و قبول خداى سميع و عليم، آن بذر را به چنين درخت پربار و شاخه گسترى بدل كرده است.
در ميان فرايض دينى، حج، بزرگترين فريضه اي است كه در آن هر دو جنبه فردى و اجتماعى به شكلى نمايان گنجانيده شده است. در جنبه فردى، هدف، تزكيه و رسيدن به صفا و نورانيت و پيراستگى از زخارف بىارزش مادى و فراغت با خويشتن معنوى و انس با خداى متعال و ذكر و تضرع و توسل به حضرت حق است تا آدمى به عبوديت - كه صراط مستقيم الهى به سوى كمال است - راه يابد و در آن گام بردارد... در جنبه اجتماعى، حج در ميان همه فرايض اسلامى بىهمتا است؛ زيرا مظهرى از قدرت و عزت و اتحاد امت اسلامى است. هيچ فريضه ديگرى بدينسان به آحاد مسلمان، درباره مسايل امت اسلامى و جهان اسلام، درس و عبرت نمىآموزد و آنان را در روحيه و واقعيت به قدرت و عزت و وحدت نزديك نمىكند. تعطيل اين بخش از حج، بستن سرچشمه اي از خيرات به روى مسلمين است كه از هيچ رهگذر ديگرى نمىتوانند به آن دست يابند.
حج، آن شط هميشه جارى و آن عطيه بىزوال الهى است كه مسلمانان تا ابد مىتوانند غبار رنج و مرارت و آلودگى و بيمارى خود را در آن بسترند و به كمك اين ذخيره ابدى هر دو نوع آسيب پذير را در همه زمان ها از خود دور سازند.
- آزمايش شگفت آور و پر از رمز و راز
حكمت بديع اسلام، اين آزمايش شگفت آور و پر از رمز و راز را چنان ترتيب داده است كه همين يك واجب بتواند در همهى قرون و اعصار و با هراندازه گسترشى كه دامنه اسلام در شرق و غرب گيتى به دست آورده است، يكپارچگى و اتصال اجزاي اين پيكر عظيم را تامين كند... همه در يكجا و هميشه در يك فصل،... چه آن هنگام كه سفر كعبه مشتاقان بيت از برخى نقاط عالم يكسال به طول مىانجاميد و چه امروز كه دشمنان امت اسلامى براى پوشش تبليغات زهرآگين خود به سراسر كره زمين به بيش از يك ساعت نيازندارند، هميشه اجزاي اين پيكر عظيم و پراكنده به اين مركز وحدت و قدرت كه براى آنان كانون صفا و برادرى و معنويت و توحيد و معرفت واطلاع است نياز داشتهاند.. و اسلام اگر از حج خالى مىبود ركنى اصلى و جزيى جوهرى را فاقد بود.
نفى همه قدرت هايى كه به نحوى جسم و جان آدمى را در قبضه اقتدار خويش گرفتهاند و اثبات حاكميت مطلق الهى بر همه وجود و به عبارت روشن و آشنا: حاكميت نظام اسلامى و مقررات اسلامى بر زندگى فردى و اجتماعىِ مسلمين.
- عرصه عظيم زندگى امّت اسلامى
زندگى در آيينه حجّ يك سير دايمى بلكه يك صيرورت دايمى به سوى خدا است و حجّ، آن درس هميشه زنده عملى و سازنده است كه اگر به هوش باشيم راه و رسم زندگى ما را در صحنه اي عملى و روشن ترسيم مىكند. ميعادى همگانى، هر سال تشكيل مىشود تا مسلمان، در آن محيط وحدت و تفاهم و در پرتو ذكر الهى، راه و جهت زندگى را بياموزد، آنگاه به سرزمين خود و به ميان كسان خود برگردد و در سالهاى بعد گروه هاى ديگر و گروه هاى ديگر بيايند و بروند بياموزند و بيندوزند، بگويند و عمل كنند، بشنوند و تدبّر كنند و در نهايت همه امتّ به آنچه خدا خواسته و دين آموخته برسند. نظر افكندن به عرصه عظيم زندگى امّت اسلامى، فراتر از ابعاد ملتها و نژادها و قوم و قبيلهها، و نظر افكندن به اعماق وجود خود و فراگرفتن راه و جهت و شيوه زندگى، چنانكه شايسته اوست و همه در پرتويي از ذكر خدا. اين است آن سرچشمه معرفتى كه هر ساله در حجّ، فيّاض و بىزوال بر انبوه خلايق گرد آمده در حرم امن خدا سيلان مىيابد و كسانى را كه ظرف ذهن و دل خود را بگشايند از اين زلال معرفت، سيراب مىسازد.
حج، نعمتى الهى است كه بر نسل هاى مسلمان ارزانى شده است. قدردانى و شكرگزارى آن را زياد مىكند و ناسپاسى و قدرناشناسى آن را از مسلمين مىگيرد كه اين همان عذاب شديد الهى است كه: «و لئن كفرتم ان عذابى لشديد». گرفته شدنِ حج به اين نيست كه از مسلمانان كسى به حج نرود بل به اين است كه مسلمانان از منافع بىشمار آن محروم بمانند و زياد شدن آن به اين نيست كه هر سال گروه هاى بيشترى حج كنند بل به اين است كه از منافع آن بهرهمند شوند كه: «ليشهدوا منافع لهم». خوب است به درستى بينديشيم، آيا جهان اسلام توانسته است از منافع حج برخوردار شود؟ و اين منافع چيست؟ حج درست مىتواند تحولى درونى در يكايك مسلمين پديد آورد و روح توحيد و ارتباط با خدا و اعتماد به او و رد همه بت هاى درون و برون وجود آدمى كه همان هواها و هوس هاى پستكننده و قدرت هاى اسيركننده آدمىاند و نيز احساس قدرت و اعتماد به نفس و رستگارى و فداكارى در آنان پديد آورد و چنين تحولى است كه از هر انسانى، موجودى شكست ناشناس و تهديد و تطميعناپذير مىسازد.
حج و اجتماع عظيم بر گرد خانهى توحيد، بايد آن مظاهر شرك را نفى كند و مسلمانان را از آن برحذر دارد. حج با اين مفهوم روشن و جلى است كه برترين جايگاه برائت از مشركين شناخته شده و خداى متعال از زبان خود و نبىّ مكرمش(ص)، اعلام برائت از مشركين را به روز حج اكبر موكول ساخته است؛ «و اذان مناللَّه و رسوله الىالنّاس يوم الحجّالاكبر انّاللَّه برئ منالمشركين و رسوله فان تبتم فهو خيرلكم و ان تولّيتم فاعلموا انّكم غير معجزىاللَّه و بشّرالّذين كفروا بعذاب اليم» فرياد برائت كه امروز مسلمان در حج سر مىدهد، فرياد برائت از استكبار و ايادى آن است كه معالاسف در كشورهاى اسلامى قدرتمندانه اعمال نفوذ مىكنند و با تحميل فرهنگ و سياست و نظام زندگى شركآلود بر جوامع اسلامى، پايههاى توحيد عملى را در زندگى مسلمانان منهدم ساخته و آنان را دچار عبادت غيرخدا كردهاند و توحيد آنان فقط لقلقهى زبان و نام توحيد است و از معناى توحيد در زندگى آنان اثرى باقى نماندهاست.
حج، كانون معارف اسلام و بيان كننده سياست كلى اسلام براى اداره زندگى انسان است. حج، مظهر توحيد و نفى و رمى شيطان و تكرار شعار ابراهيم(عليهالسّلام) است كه گفت: «انّى برىء من المشركين»؛ صحنه اتحاد عظيم امت اسلامى برگرد محور توحيد وبرائت از مشركين و نفى و طرد همه بتهاست. و بت، هر آن چيزى است كه به جاى خدا قرار گيرد و ولايت الهى را به ولايت خود تبديل كند ونيرو و اراده افراد بشر را در اختيار بگيرد؛ حال چه سنگ و چوب و چه قدرت هاى شيطانىِ سلطهگر و جبار و چه عصبيت هاى جاهلى و ناحق كه: «فماذا بعدالحقّ الّاالضّلال»
حج مىتواند روح توحيد را در دلها زنده كند، تكهپارههاى امت بزرگ اسلامى را به هم وصل كند، عظمت مسلمين را به آنان برگرداند و آنان را از حقارت و احساس ذلتى كه بر ايشان تحميل كردهاند، نجات دهد. حج مىتواند دردهاى مسلمين را به علاج نزديك كند و بزرگترين درد آنان را - كه سلطه فرهنگى و اقتصادى و سياسى كفر و استكبار است - درمان كند. حج مىتواند دلبستگي هاى اسارتآفرين را از دلها بشويد و در مقابل، ارتباط با خدا و با بندگان خدا را در فرد و جمع مسلمانان تقويت كند.
منبع: پايگاه اطلاع رساني رهبري