
مركز نشر معارف اسلامي در جهان با تعداد اعضايي كمتر از انگشتان يك دست از طريق مكاتبه با 120 كشور جهان در ارتباط است و بدون وابستگي به هيچ نهاد و شخصيتي صرفاً با استفاده ازكمكهاي مردمي كه برايشان ارسال ميشود، كتابهاي متنوع و متعدد اسلامي را به 48 زبان زنده دنيا براي متقاضيان ارسال ميكنند. مخاطبان اين مرکز اكثراً در قاره آفريقا و آمريكا هستند.
«... از شدت فقر تنها يك قرآن بين بستگان من وجود دارد كه خواندن آن را به نوبت انجام ميدهيم. لذا با شنيدن آوازه مؤسسه شما مبني بر ارسال كتب اسلامي و قرآن، به صورت رايگان، به وجد آمده با فروش كفشهاي خود! پول تمبر نامه را تهيه كرده و برايتان درخواست نامهاي را فرستادم...»
* * *
«من براي كمك هزينه تحصيلي به شهر «لاگوس» رفتم تا شغلي پيدا كنم و بتوانم هزينه خود و تحصيلاتم را تأمين كنم؛ در يكي از روزهاي تعطيلات به يك كتابفروشي برخورد كردم كه در كنار مسجد مركزي شهر لاگوس كتابهاي اسلامي عرضه ميكرد؛ در اين ميان كتابي از مركز اسلامي شما «مركز نشر معارف اسلامي در جهان» توجهم را به خود جلب كرد. كتابهاي ديگري نيز از انتشارات مركز شما آنجا بود كه هم اينك اسمشان را به خاطر نميآورم.
نخست ترديد كردم كه اين كتاب را بخرم يا خير؟ چون آن را به قيمت دو واحد پول نيجريه «نيره» قيمتگذاري كرده بودند؛ در حالي كه من آن روز فقط پانزده واحد پول نيجريه در اختيار داشتم؛ يا بايد خوراك مايحتاج روزمره خود را تأمين ميكردم و يا ميبايست اين كتاب را ميخريدم. در اين لحظات حساس و ترديدآلود ميكردم، گويي به من الهام شد كه اين كتاب را تهيه كن كه برايت مفيد خواهد بود، من هم به اين نداي غيبي پاسخ مثبت دادم. كتاب را با همه نيازي كه به پول داشتم خريدم و با خود به منزل بردم و به مطالعه آن مشغول شدم.
مطالب كتاب به قدري مرا مجذوب و تحت تأثير قرار داد كه لحظهاي آن را به كنار نگذاشتم و مرتب مطالعه ميكردم. فرداي آن روز مقداري پول از دوستم قرض گرفتم و با عجله به سمت كتابفروشي رفتم تا بقيه كتب انتشاراتي مركز اسلامي شما را خريداري كنم اما با كمال تأسف وقتي به محل فروش كتابها مراجعه كردم، گفتند: تمام شده است! بسيار ناراحت و غمگين شدم؛ اما از سوي ديگر بسيار خوشحال و سرزنده بودم از اينكه همين يك كتاب وسيله هدايت من گرديد و مرا به راه راست و حقيقت سوق داد؛ من در بيست و نه ژوئن 1990 مسلمان شدم و ميتوانم بگويم كه اين كتاب اسلامي سبب تحول عظيمي در من گرديد. به طوري كه با ايمان راسخي كه به خداي تعالي يافتم خود را در برابر سختيها و مشكلات ثابتقدم و مستحكم ميبينم. آن گونه كه با اين روحيه قوي و ايمان استوار ميتوانم در برابر هر گونه ناملايمات بايستم.
من هنوز در شگفتم كه در آن روز با وجود مشكلات مادي و ضروري بودن تهيه مايحتاج روزمره، اين چه نداي غيبي بود كه مرا واداشت تا كتاب ياد شده را بخرم و از آن بهرهمند شوم...»
فلورنسو (نيجريه)
آنچه در بالا خوانديد گزيدهاي از دو نامهاي بود كه به «مركز نشر معارف اسلامي در جهان» ارسال شده بود. محتواي تكاندهنده اين دو نامه و دهها نامه ديگر كه در كتاب نگرشي بر عملكرد سي ساله مركز نشر معارف اسلامي در جهان و صحبتهايي كه در اين سو و آن سو ميشنيديم ما را بر آن داشت تا به دنبال تهيه گزارشي از فعاليتهاي اين مركز باشيم.
تلفني وقتي را براي گفتوگو هماهنگ كرديم و آدرس مركز را از همكاران مجموعه گرفتيم. در كوچه پس كوچههاي قم و پشت حرم حضرت معصومه(س) و آن سوي پل آهنچي پرسپرسان به سر قرار رسيديم.
با توجه به عنوان «مركز نشر معارف اسلامي در جهان» و اين كه شنيده بوديم مجموعه با بيش از 120 كشور جهان در ارتباط است گمان ميكرديم با ساختماني عظيم و مجلل ـ آنگونه كه رسم مؤسساتي است كه ادعاي تبليغ جهاني دارند ـ مواجه شويم ولي در نهايت ناباوري منزلي ساده و معمولي در يكي از كوچههاي قديمي شهر قم كه اگر تابلوي كوچك مركز نبود احدي متوجه تفاوت اين منزل با ديگر منازل داخل كوچه نميشد.
* * *