|
گزارش حميد رضا بابايي، خبرنگار فارس از سفر هيات رسانهاي به پاكستان تابلوهاي رنگارنگ تبليغاتي حاوي تصاوير بزرگ زنان بي حجاب، پخش زنده برنامههاي مد از تلويزيون ، كنسرتهاي تلويزيوني و پوششهاي نيمه برهنه بانوان در شهرها، همگي از عواملي بودند كه من تازه وارد به جمهوري اسلامي پاكستان را نسبت به مساله حجاب اسلامي در اين كشور ، متحير كرد.
شايد براي بسياري از كساني كه هنوز پاكستان را نديده و با جامعه آن تنها از طريق اخبار و رسانهها آشنا هستند، عنوان «جمهوري اسلامي پاكستان» يادآور جامعه اي نظير ايران از نظر پوشش اسلامي زنان و اجباري بودن اين اصل خدشه ناپذير اسلامي باشد اما در سفر اخير هيات رسانهاي ايران به پاكستان در اين زمينه به مواردي برخوردم كه هم عامل تعجب و از طرفي برايم جالب بود. در پرواز دبي به كراچي ، كه يك مسير هواپيمايي امارات از تهران به پاكستان است، بسياري از زنان پاكستاني را در فرودگاه دبي ميديدم كه به هيچ وجه حجاب اسلامي نداشتند. با خود ميگفتم حتما اينها هم مثل برخي زنان ايراني هستند كه بلافاصله پس از نشستن در هواپيما براي سفر خارجي، روسري و مقنعه و همه پوششهاي مرسوم بانوان در ايران را به كناري مي گذارند تا حضور دوباره در كشور. اين وضع در بين زنان پاكستاني كه با ما در پرواز دبي - كراچي همسفر بودند، مشهود بود. از كابين خلبان كه اعلام شد ما تا چند دقيقه ديگر در فرودگاه كراچي به زمين خواهيم نشست ، لطفا كمربندها را ببنديد و .... با خود گفتم حتما زنان پاكستاني ابتدا سراغ شالهاي كشميري خود ميروند تا با حجاب اسلامي وارد كشورشان، جمهوري اسلامي پاكستان، شوند اما باز هم اين طور نشد. اين وضع تا لحظات خروج از هواپيما با تعجب من ادامه داشت تا اينكه درهاي هواپيما باز شد و تمام مسافران زن با همان شكل و شمايل وارد فرودگاه كراچي شدند: آستين هاي حلقهاي، موهاي بلند رها و بعضا مش شده، برخي هم با لباس سنتي البته بدون روسري و البته برخي هم با پوشش كامل اسلامي. با ورود به شهر و ديدن تابلوهاي بزرگ تبليغاتي كه اين بار تصاويري مشابه همان زنان را بر خود داشتند، و همچنين مشاهده پخش برنامه مد از تلويزيونهاي مدار بسته در مناطق مختلف فرودگاه و شهر، ديگر اطمينان يافتم آنچه را كه در هواپيما ديدم، بخشي جزئي از اوضاع حجاب اسلامي در جامعه زنان پاكستان است. براي من، با ذهنيتي كه به آن اشاره شد، طرح اين مساله در ديدار با شخصيتهاي پاكستاني و حتي مقامهاي رسمي اين كشور بسيار حائز اهميت و پاسخ آنها جالب بود: اين برداشت ما از اسلام است. واينجا اين پرسش برايم مطرح شد كه مگر مي توان به راحتي و بدون داشتن آگاهي هاي لازم از اسلام برداشت شخصي كنيم و ان را ملاك عمل قرار دهيم. بخصوص اينكه موضوع حجاب از نصوص قرآن كريم است. يكي از اين موارد، ديدار از مقر تلويزيون خصوصي GEO پاكستان بود چون مديريت اين تلويزيون بسيار تاثير گذار پاكستاني برعهده خانم « فريحه رازك هارون» ، نماينده مجلس ايالتي سند از حزب مردم به رهبري خانم بي نظير بوتو نخست وزير پيشين پاكستان، بود. حضور بدون پوشش اسلامي وي در جلسه با هيات مطبوعاتي ايران، اين سوال را در ذهن برانگيخت كه البته از او نيز پرسيده شد: « چرا شما به عنوان يك مسلمان ، حجاب اسلامي را رعايت نمي كنيد؟» او هم پاسخ داد: اين به برداشتهاي مختلف از اسلام برمي گردد. من يك مسلمانم اما نميتوانم با حجاب كنار بيايم و ترجيح مي دهم وارد اين بحث ها نشوم! فراموش نكنيم كه مقر اين تلويزيون خصوصي در كراچي ، بزرگ ترين شهر پاكستان و مركز اقتصادي اين كشور قرار دارد كه فقر به ويژه در بخش قديمي آن بسيار چشمگير است. در اين بخش از شهر نيز به راحتي ميتوان شاهد حضور زناني بود كه بدون حجاب اسلامي و همچنين با پوششي نيمه برهنه ، در خيابانها ، روي موتور سيكلتها، تاكسيهاي سه چرخه، اتوبوسها و به خصوص اتومبيلهاي شخصي ، كه تقريبا همگي نو و ساخت كارخانههاي ژاپني تويوتا، سوزوكي و مزدا هستند، حضور دارند.
دختران يك خانواده با پوشش هاي مختلف
دوگانگي در نوع پوشش بانوان پاكستاني ، همان طور كه در كل جامعه مشهود است، در يك خانواده نيز وجود دارد. در ميان تابلوهاي بزرگ تبليغاتي در شهرهاي مختلف اين كشور، در كنار تابلوهاي بزرگ با مضامين اسلامي، كه حتي آيات قرآن نيز بر روي آنها نقش بسته است، تصاويري از بانوان بدون پوشش اسلامي، تنها با فاصله چند سانت از تابلوي قبلي، خودنمايي ميكند. اين دوگانگي ظاهرا در خانواده ها نيز كه سلول هاي تشكيل دهنده جامعه هستند وجود دارد چون خود شاهد چنين مواردي بودم. در شهر اسلام آباد ، كه شايد مجموعا 2 ساعت فرصت گردش در آن داشتيم، خانواده هايي را مي ديدم كه فرزندان دخترشان پوشش هاي مختلف داشتند: يكي شال كشميري به سر، ديگري با موهاي بيگودي پيچيده؛ يكي پيراهن زنانه با آستين بلند و كش در انتها، ديگري با آستين كوتاه و حتي تاپ؛ يكي با شلوار هم رنگ با پيراهن با پاچههاي تا انتها ، ديگري شلوار جين تنگ كوتاه؛ يكي با جوراب و كفشهاي مرسوم زنانه و ديگري با انگشتي..... مير شيخ الرحمان سردبير روزنامه جانگ وابسته به تلويزيون جيو كه در نشست گروه ما با مدير جيو حضور داشت، نيز در پاسخ به پرسشي در اين زمينه گفت: من دو دختر دارم ، كه يكي با حجاب اسلامي است و ديگري اصلا حجاب را رعايت نميكند. ما به هيچ يك نگفتهايم با حجاب باشد يا نباشد. يك نكته جالب ديگر، آن كه ، قمرالزمان ميگفت به رغم اين كه زنان پاكستاني، پوششي اين گونه دارند، بسيار هم از اين كه با اين شكل و شمايل از آنها عكس بگيريم، حساسند و اين نكتهاي بود كه شخصا آن را تجربه كردم. يك شب كه در اسلام آباد بوديم براي هوا خوري راهي تپههاي زيباي مارگالا، مشرف به پايتخت شديم. منظره زيباي اين منطقه به ويژه در شب، هر دارنده دوربين به خصوص تازه واردها را به گرفتن عكس تحريك مي كند، يعني همان كاري كه همكارم ، در هيات كرد. فلاش دوربين كه در شب چند بار روشن شد، توجه عده اي از خانم ها را كه به تصورشان ،در چارچوب لنز دوربين قرار داشتند، به خود جلب كرد. ناگهان شاهد بوديم كه يك خانم جوان با آستين حلقهاي ، شلوار جين تنگ ، پيراهني كه از پايين چند بار تا خورده ، و ... با خشم سراغ همكارمان آمد و به انگليسي گفت : « تو از ما عكس گرفتي؟» در آن لحظه بود كه ديجيتالي بودن دوربين به دادمان رسيد چون در آن به راحتي ميتوان تصاوير گرفته شده را مرور كرد و آن دختر خانم « متعصب » هم بعد از ديدن تصاوير گرفته شده مطمئن شد، شكار عكاس نبوده است. و خدا ميداند اگر دوربينمان از همين دستگاههاي فيلم خور بود، چه اتفاقي ميافتاد؛ لابد بايد ميرفتيم و تمام فيلمها را ظاهر ميكرديم تا آن خانم رضايت ميداد. معلوم مي شد هنوز دربين اين گروه از مردم پاكستان هم حساسيت هايي وجود دارد، چيزي كه ممكن است با گسترش فرهنگ غربي و بتدريج جاي خود را به اباحه گري و بي قيدي بدهد. البته آقاي زمان معتقد بود اين هم رياكاري است چون كسي كه با اين پوشش مي گردد، نبايد نگران باشد كه عكسش گرفته شود. ولي من آن را قبول نداشتم. ما مدرن هستيم؛ ولي ديگه نه اينقدرراستش، من شخصا با ديدن اين وضع ، همواره به ياد يكي ديگر از كشورهاي همسايه ايران بودم كه طبق ديدهها، شنيدهها، و خوانده ها، براي اروپايي شدن، گوي سبقت را از اروپا ، در برهنگي ربوده است. يك مقام بلند پايه رسمي پاكستان در ديدار اعضاي هيات ايراني به اين نكته اشاره كرد و گفت : «نبايد، بسته فكر كنيم؛ اكنون دوران آن است كه افكاري مدرن و باز داشته باشيم.» يك روز هم كه با اعضاي هيات و آقاي قمرالزمان در چند مغازه نوار و فيلم فروشي در اسلام آباد بوديم، متوجه شدم فيلمها طبقه بندي شده و عناوين نخستين فيلم از بالا در هر رديف ، خود گوياي مضامين تمام آنها در آن رديف بود: تايتانيك (عشقي)، گلادياتور (حماسي)، ترتيل محمد صديق منشاوي(ديني) ، آهنگ هاي محلي و ....... (مستهجن) بهت زده شدم. به خود گفتم يعني در پاكستان اين گونه فيلمها رسما آزاد است؟ اين سوالي بود كه از زمان پرسيدم و پاسخي جالب گرفتم: »درست است كه پاكستان يك كشور مدرن است، اما نه ديگه تا اين حد. تا پيش از رياست جمهوري ژنرال ضياءالحق، فروش و پخش اين گونه فيلم ها و همچنين فعاليت مغازه هاي فروش مشروبات الكلي در پاكستان ، آزاد و رايج بود اما از دوران او به بعد، ممنوع شد.» تلويزيون فشن پاكستانيشنيده بوديم در تهران زماني، « فشن شو »ي بانوان برپا شده و البته حضور آقايان در آن ممنوع است اما فكرش را هم نميكردم در جمهوري اسلامي پاكستان، يك شبكه تلويزيوني به نام فشن پاكستاني (مد پاكستاني) وجود داشته باشد و 24 ساعته برنامه پخش كند. در اين برنامهها بانوان پاكستاني از زمان حضور در آرايشگاه ، لحظه به لحظه از هنگام آرايش تا پس از پوشيدن لباسهايي كه بايد عرضه شود، نمايش داده ميشوند و صد البته كه ناگفته پيدا است، در اين برنامهها چه نوع لباسهايي به عنوان مد عرضه ميشوند. حتي در بسياري از روزنامههاي اينترنتي پاكستاني، لينكهايي براي ورود به عالم فشن شو وجود دارد. همين لحظه به سراغ روزنامه جانگ برويد تا از اين بابت مطمئن شويد. عامه مردم چه ميگويند؟به دليل فشرده بودن برنامه سفر به پاكستان، فرصت چنداني دست نداد تا در ميان مردم باشيم و با آنها درباره مسايل مختلف از جمله حجاب اسلامي گفت و گو كنيم و نظرشان را درباره پوشش موجود بانوان در كشورشان جويا شويم اما در چند مورد معدود، در گفت و گو با عامه مردم به نتايجي رسيدم كه قضاوت درباره آن را به خوانندگان واگذار مي كنم. در شهر كراچي با يك فروشنده البسه گفت و گو مي كردم. وي ميگفت پاكستاني ها از اين كه فرهنگ غرب در كشورشان رسوخ كرده چندان راضي نيستند.«شما خوب هستيد، ايرانيها خوبند، ايراني برادر، ايراني ها شير كه با آمريكا درافتاده اند.»
«احمد مير» كه خود را پيمانكار ساختماني معرفي كرد و در پروازي از اسلام آباد به كراچي با ما همسفر بود، تا فهميد ايراني هستم، گفت :« من خودم از تبار ايراني هستم چون اجدادم چندين سال گذشته از ايران به پاكستان (البته هند كه بعداد پاكستان از آن مستقل شد) آمدند. ما اكنون در ايران خويشاوندي نداريم اما تمام ايراني ها را برادر خود مي دانيم. بسياري از پاكستاني ها از مشرف (رئيس جمهوري پاكستان) بيزارند. وي عامل آمريكا است و مي خواهد فرهنگ غربي را در جامعه پياده كند.....» به خوبي مي دانم كه اين گفت و گوي مختصر هرگز بيانگر عمق واقعيات موجود نيست اما چه مي شود كرد، ما با اينها صحبت كرديم، آنها هم اين گونه پاسخ دادند. بانوان برقع پوش در مناطق مرزي در آخرين روز اقامتمان در پاكستان، با خودروي ون، راهي ايالت سرحد در مرز پاكستان و افغانستان شديم. پيش از عزيمت، منابع ايراني در سفارت مان در اسلام آباد گفته بودند كه در اين سفر ملاحظه خواهيد كرد كه پوشش سنتي زنان پاكستاني چگونه است. من كه ذهنياتم را در اين خصوص، موهاي صاف رنگ و مش شده و بيگودي پيچيده پر كرده بود، به خود گفتم لابد اين بار نوبت بانواني است كه لباس هاي گلي منگلي به تن كردهاند تا طبق قوانين نانوشته، مناطق مرزي پاكستان هم سنتهاي خود را ، از جمله در نوع پوشش ، حفظ كرده باشد اما از حجاب خبري نيست. اما هر چقدر از اسلام آباد به سمت شمال غرب پاكستان در ايالت سرحد نزديك مي شديم، تفاوتها بيشتر آشكار مي شد تا جايي كه در پيشاور، مركز سرحد تقريبا هيچ بانوي پاكستاني را بدون برقع نديدم.(پوشش كامل چادر كه تمام اعضاي بدن در آن جا ميگيرد و براي ديد بانوان نيز يك توري در آن تعبيه شده است) آنجا بود كه ياد موضوع « honour killing » افتادم. گفته ميشود اگر مردان پاكستاني احساس كنند نظر سوئي نسبت به خانم هاي نزديكشان وجود داشته باشد، آنقدر تعصب به خرج ميدهند كه حتي مرتكب قتل مي شوند. با نوع پوشش بانوان در مناطق مرزي پاكستان شايد honour killing در ايالت سرحد رسم باشد اما فكر نمي كنم در اسلام آباد چنين چيزي وجود داشته باشد. از دوستانمان شنيده ام كه اوضاع حجاب اسلامي در ايالت بلوچستان پاكستان ، هم مرز ايران، نيز به همين گونه است. يعني در اين مناطق از بانوان تاپ به تن كرده و .... هيچ خبري نيست. |