|
الوتر الموتور والمنتقم الموعود-1 |
|
|
|
۲۳ مهر ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2
علىاكبر مهدىپور نقد و بررسى چند حديث مشهور
امسال در حالى به استقبال يكهزار و يكصد و هفتادمين سالروز ميلاد مسعود »موعود كعبه« مىرويم كه آستان ملك پاسبان »مولود كعبه« مورد تهاجم شديد استكبار جهانى و ايادى داخلى آن قرار دارد و كهنسالترين آكادمى علمى شيعيان سختترين روزهاى خود را در حيات علمى هزارساله پشت سر مىگذارد. بسيار طبيعى است كه شيعيان شيفته و منتظران دلباخته منجى جهانى و مصلح آسمانى، در كوران حوادث خونبار و بحران جنايات مرگبار، بيش از هر مقطع ديگرى به ياد انتقام الهى، در انديشه منتقم جهانى و در انتظار بيرون آمدن آن دست انتقام خدايى از پشت پرده غيبت طولانى باشند. باز هم بسيار طبيعى است كه در اين مقاطع حساس، يك سلسله ترديدها و شبهات حساب شده، از سوى تئورىپردازان و كارشناسان مغرض مسائل منطقهاى و دشمنان قسم خورده اسلام كه توسط دوستان ناآگاه نيز بزرگنمايى شده، اذهان جمعى را به خود مشغول سازد. پيش از اين، در برخى از فصلنامههاى فرهنگ مهدويت، مطالبى تحت عنوان »بررسى چند حديث شبههناك پيرامون آفتاب عالمتاب« به دوستداران فرهنگ مهدويت تقديم شده و شمارى از احاديث مشهور ولى بىپايه مورد بحث و انتقاد قرار گرفته، در اين نوشتار نيز به ابعاد ديگرى از اين مسأله مىپردازيم و يادآور مىشويم كه حق مطلب در چند صفحه ادا نمىشود و بحث كامل، تأليف كتاب مستقلى را طلب مىكند. س دست انتقام الهى در آستين غيبت يكى از اسامى گرامى آن ويرانگر كاخهاى ظلم و استبداد و بازستاننده حقوق از دست رفته تودههاى مظلوم جهان، حضرت بقيةاللَّه ارواحنا فداه، »منتقم« است. واژه منتقم در احاديث فراوانى به »دست انتقام الهى« اطلاق شده، كه به برخى از آنها در اينجا اشاره مىكنيم: 1. خداوند منان در شب معراج چهره درخشان امام زمان(ع) را چون خورشيدى فروزان به پيامبر عظيمالشأن اسلام ارايه داده فرمود: يا محمد و عزّتى و جلالى، إنّه الحجّة الواجبة لأوليائى والمنتقم من أعدائى.1 اى محمد به عزت و جلالم سوگند كه او حجت واجب بر دوستان من، و منتقم از دشمنان من است. 2. نيز در شب معراج در همينباره فرمود: و هذا القائم الّذى يحلّل حلالى و يحرّم حرامى و به أنتقم من أعدائى.2 اين ايستاده همان است كه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام مىكند، من به وسيله او از دشمنانم انتقام مىگيرم. 3. روز عاشورا پس از هنگامه شهادت، فرشتگان به ضجّه درآمدند و عرضه داشتند: بار خدايا با حسين، برگزيده تو و فرزند پيامبرت چگونه رفتار كردند؟! خداوند شبح حضرت قائم(ع) را براى آنان نمودار ساخت و فرمود: بهذا أنتقم له من ظالميه.3 با همين - ايستاده - انتقام حسين(ع) را از ستمگرانش مىگيرم. 4. حضرت موسى بن جعفر(ع) در تعقيبات نماز عصر عرضه مىداشت: و أن تعجّل فرج المنتقم لك من أعداءك.4 و در فرج منتقم خود از دشمنانت تعجيل بفرما. نوفلى - راوى حديث - به امام كاظم(ع) عرض كرد: اين دعا در حق چه كسى است؟ فرمود: ذلك المهدىّ من آل محمّد(ص).5 اين دعا در حق حضرت مهدى از آل محمد(ع) مىباشد. آنگاه به تفصيل از سيرت، صورت و نشانههاى ظهورش سخن گفت.6 5. احمد بن اسحاق قمى7 به امام عسكرى(ع) در سامرا عرض كرد: امام بعد از شما كيست؟ امام(ع) برخاسته به اندرون رفت، فرزند دلبندش را كه حدوداً سه ساله بود و چهرهاش چون ماه چهارده شبه مىدرخشيد وارد مجلس كرد و خطاب به احمدبن اسحاق فرمود: اگر نبود كه تو در نزد خدا و حجج الهى عزيز و گرامى هستى، من فرزندم را به تو نشان نمىدادم. احمد بن اسحاق از نشان امامت پرسيد، يك مرتبه آن نور ديده لبهاى نازكتر از گلاش را حركت داد و به عربى فصيح فرمود: أنا بقيّةاللَّه فى أرضه، والمنتقم من أعدائه، فلا تطلب أثراً بعد عين.8 من تنها بازمانده الهى هستم، من دست انتقام الهى از دشمنان اويم، پس از مشاهده ديگر از نشانه مپرس. در احاديث ياد شده، واژه »منتقم« به آن حضرت اطلاق شده است. يكى ديگر از القاب گرامى حجت خدا »الثّائر« از ريشه »ثأر« مىباشد. »ثأر« در لغت به معانى زير آمده: 1. خون مطالبه شده9 مقابل »طلّ« به معناى خون هدر رفته؛10 2. طلب خون؛11 3. خون.12 بر اين اساس »ثائر« به معناى خونخواه و طالب خون است.13 ولى خونخواهى كه تا انتقام خونش را نگيرد آرام نشود.14 »ثائر« يكى از القاب حضرت بقيةاللَّه، ارواحنا فداه، است، كه خداوند منان در شب معراج حضرت مهدى(ع) را با اين لقب به حبيبش معرفى نمود: 6. حضرت احديت جلّت عظمته، در شب معراج پس از بيان خلعت نورانى چهارده نور پاك، خطاب به خواجه لولاك فرمود: يا محمد! آيا دوست دارى آنان را مشاهده كنى؟ حضرت ختمى مرتبت عرضه داشت: آرى، پروردگارا. خطاب شد به طرف راست عرش بنگر. چون نگريست، نور حضرت زهرا و ائمه هدى(ع) را در حال قيام و مشغول عبادت مشاهده نمود و حضرت مهدى در ميان آنان چون ستارهاى فروزان مىدرخشيد. يا محمد! هؤلاء الحجج، و هذا الثّائر من عترتك.15 اى محمد! اينها حجتهاى من هستند و اين »خونخواه« عترت تو مىباشد. در اين حديث شريف خداوند ولىّ خودش را به عنوان »ثائر« يعنى منتقم و خونخواه عترت پيامبر معرفى نموده است. در بسيارى از زيارات مأثور از پيشوايان معصوم از امام حسين(ع) »ثاراللَّه« تعبير شده، از جمله در فرازى از زيارت عاشورا16 مىخوانيم: السلام عليك يا ثاراللَّه وابن ثاره.17 اگر معناى »ثار«: طلب خون يا خون طلب شده باشد، معناى اين فراز از زيارت عاشورإ؛ چنين مىشود: سلام بر شما اى خون طلب شده الهى و پسر خون طلب شده الهى. يعنى: خونخواه امام حسين و پدرش اميرالمؤمنين(ع) حضرت احديت است. و اگر »ثار« به معناى خون باشد، معناى فراز ياد شده چنين مىشود: سلام بر شما اى خون خدا و پسر خون خدا. در اين صورت اضافه »ثار« به سوى لفظ جلاله از باب اضافه تشريفيه مىشود، همانند اضافه بسيارى از واژهها به لفظ جلاله، يعنى همانگونه كه به كعبه: »بيتاللَّه«18، به حضرت عيسى: »روح اللَّه«، به حجرالاسود »يميناللَّه«19، به امير مؤمنان: »حبلاللَّه«، و »عيناللَّه«، »جنباللَّه« و »لساناللَّه« مىگوييم20 به امام حسين(ع) نيز »ثاراللَّه« مىگوييم. 7. در فرازى از زيارت عاشورا مىخوانيم: فأسأل اللَّه الذى أكرم مقامك، أن يكرمنى بك و أن يرزقنى طلب ثارك مع إمام منصور من آل محمد(ص).21 از خداوندى كه جايگاه ترا گرامى داشت، مسألت مىكنم كه به جهت تو مرا نيز گرامى بدارد و روزى كند كه خون ترا در محضر امام نصرت يافته از آل محمد(ع) مطالبه نمايم. 8. و در فراز ديگرى از آن مىخوانيم: و أن يرزقنى طلب ثاركم مع إمام مهدى ظاهر ناطق بالحق منكم.22 مرا روزى كند كه در خدمت حضرت مهدى به حق ناطق، كه از شما خاندان ظهور خواهد كرد، خون شما را مطالبه نمايم. 9. در يك حديث طولانى امام صادق(ع) فضايل، مناقب و ويژگيهاى اصحاب خاص حضرت مهدى(ع) را مىشمارد، از جمله مىفرمايد: شعارهم يا لثارات الحسين.23 شعار آنها »اى منتقمان خون امام حسين« است. 10. امام رضا(ع) در مورد 4000 فرشتهاى كه از روز عاشوار در كنار قبر امام حسين(ع) منتظر ظهور منتقم آل محمد(ع) هستند، مىفرمايد: شعار آنها: يا لثارات الحسين! است.24 يعنى: اى خونخواهان حسين(ع).25 يكى ديگر از اسامى حضرت بقيةاللَّه، ارواحنا فداه، »الموتور« است، چنانكه حضرت رسول اكرم(ص) فرمود: و هو الطّريد الشّريد الموتور بأبيه وجده.26 »مؤتور« از ماده »وتر« به معانى زير آمده است: 1. خون؛27 2. فرد؛27 3. نقص؛29 4. صاحب خون و طلب كننده آن؛30 5. كسى كه خونى از او ريخته شده و خونش گرفته نشده؛31 6. جنايتى كه بر كسى وارد شده.32 به اولياى دم از اين جهت »مؤتور« گويند كه خون عزيزش ريخته شده، نقصى بر جمع او وارد شده، تنها گشته، خون عزيزش گرفته نشده، او طالب و منتقم خون عزيز خود مىباشد. پس معناى فراز بالا چنين مىشود: او رانده شده از وطن است كه خون پدر و نياكانش بر زمين مانده. از اينجاست كه در دهها زيارت مأثور از پيشوايان معصوم به امام حسين(ع) نيز »الوتر الموتور« تعبير شده33 يعنى خون بر زمين مانده. امام حسين(ع) »مؤتور« است (خون بر زمين مانده) و فرزند رشيدش حضرت بقيةاللَّه ارواحنا فداه نيز »الموتور بابيه وجده« يعنى صاحب خون و خونخواه پدر و نياكان بزرگوارش.
|