با پيروزي احزاب معارض بحرين در انتخابات اين كشور بار ديگر نظريهي تئوري پردازان در زمينهي احتمال تسلط احزاب اسلامگرا خصوصا احزاب شيعي در كشورهاي با اكثريت شيعه بر نظامهاي حاكم بر كشورهاي عربي خاورميانه تقويت شد و به اين ترتيب ما بايد شاهد تحولات جديد سياسي يا اصلاحات ريشهيي در نظامهاي سياسي عربي باشيم.
پيروزي اسلامگرايان اصلاح طلب در مصر موجي از درگيريها و اتهامات دولت به احزاب معارض و در راس آن حزب اخوانالمسلمين را به دنبال داشت اما اين مطلب نه تنها منجر به سختتر شدن عزم و ارادهي احزاب اسلامي براي انجام اصلاحات سياسي در ساختارهاي نظامشان شد بلكه موقعيت اين احزاب نيز در ميان مردم تثبيت شد و گروههاي داوطلب بيشتري به جريان اصلاحات سياسي در نظامهاي عربي منطقه پيوستند. پس از مصر انتخابات فلسطين اين واقعيت را بيشتر براي جهان تبيين كرد.
به گزارش موعود به نقل از ايسنا، روند بيداري اسلامي در خاورميانه و خصوصا قدرت گرفتن شيعيان در راستاي منافع بلند مدت آمريكا نيست. كاخ سفيد درچارچوب سياست تثبيت هژموني منطقهيي خود به دنبال سركوب هستههاي مقاومت و جريانهاي اصيل بيداري اسلامي بود، اما نتايج انتخابات در عراق، مصر، فلسطين، لبنان و حتي ايران و اكنون در بحرين شكست اين ايده را اعلام كرد.
بيداري اسلامي، باعث ايجاد بحران مشروعيت سياسي در پايگاه هاي قدرت آمريكا در منطقه ميشود. حاكمان وابسته به غرب امروز خود را با موج بازيابي هويت اسلامي مواجه ميبينند و با تمامي تلاش ناقص خود براي كنترل آنها ناچار به عقب نشيني و تغيير در شيوه حكومتداري خود هستند كه خود از آن به عنوان اصلاحات ياد ميكنند.
واقعيت اين است كه شرايط خاورميانه با بيست سال پيش متفاوت است و از اين رو راهكارهاي سنتي و مرسوم براي حل مسايل اين منطقه كارآيي خود را از دست دادهاند. اگر چه 90 درصد از جمعيت مسلمانان جهان اسلام، اهل سنت و تنها 10 درصد از آنان از شيعيان هستند، ولي بايد توجه داشت كه تركيب جمعيتي شيعيان در خاورميانه به همين ميزان نيست. لذا، در منطقه با توجه به اينكه سه كشور ايران، بحرين و عراق كه داراي اكثريت شيعه هستند و همچنين اقليت قابل توجه شيعيان در ديگر كشورها به خصوص در عربستان كه در مناطق نفت خيز آن كشور حضور دارند، بايد جايگاه و نقش خاص و مهمتري براي شيعيان قائل بود.
بنا بر آمار، بيش از يك ميليارد و 453 ميليون نفر مسلمان در كشورهاي مسلمان سكونت دارند كه از اين ميان، بيش از 206 ميليون تن آنان، شيعه هستند.
پنج كشوري كه بيشترين تعداد جمعيت شيعه را در خود جاي دادهاند، به ترتيب ايران، پاكستان، هند، عراق و تركيه هستند و همچنين ايران، آذربايجان، بحرين و عراق به ترتيب، با 90، 80، 70 و 65 درصد داراي اكثريت قاطع شيعه هستند.
هماكنون در دو كشور ايران و عراق، قدرت در دست شيعيان است و در بحرين و لبنان نيز كه تاكنون شيعيان از قدرت به دور نگه داشته شده بودند، با تحولات دموكراتيك كه در جريان است، شيعيان در حال قدرت گرفتن هستند و خصوصا در لبنان به قدرت قابل توجهي دست يافتهاند.
در مجموع حدود 50 درصد شيعيان در هلالي از لبنان تا پاكستان پراكنده هستند كه بسياري از آنان طي سالها به وسيله قدرتها به حاشيه رانده شدهاند و هماكنون ادعاي داشتن حقوق و نفوذ سياسي بيشتري دارند. رويدادهاي اخير عراق باعث تحرك شيعيان عربستان سعودي (حدود 10 درصد كل جمعيت آن كشور) نيز شده است به طوري كه حضور در انتخابات داخلي سال 2005 در مناطق شيعهنشين، دو برابر ديگر مناطق بود.
واقعيت مهم و در خور توجه اين است كه شعار "يك مرد، يك رأي" كه حضور و موفقيت شيعيان را در عراق تضمين كرد، در ديگر مناطق نيز طنينانداز شد. بر اساس همين شعار شيعيان لبنان (حدود 45 درصد جمعيت كل اين كشور) اين فرمول را اجرا كردند و شيعيان بحرين (75 درصد جمعيت اين كشور) نيز در رأيگيري مجلس اين كشور حضور گستردهاي را از خود به نمايش گذاشتند.
بر همين اساس جمعيت وفاق ملي اسلامي به رياست شيخ علي سلمان بزرگترين حزب شيعه بحرين كه با 17 نامزد در انتخابات پارلماني و 24 نامزد درانتخابات شهرداريها در عرصهي رسمي سياسي اين كشور حضور پيدا كرد توانست با انتخاب مردم 16نامزد خود را به پارلمان جديد اين كشور بفرستد.
جالب است كه نسبت مشاركت در انتخابات پارلماني بحرين در انتخابات فعلي 72 درصد اعلام شد. اين درحالي است كه اين نسبت در انتخابات گذشته كه در سال2002برگزار شد، تنها 52درصد بود.
شايان ذكر است شيعيان در انتخابات سال 2002 بحرين با تحريم آن از شركت در عرصه سياسي خودداري كردند اما در اين دوره بنا بر توصيه علما و رهبران شيعي بحرين در انتخابات شركت كردند.
حتي آيت الله سيستاني قبل از برگزاري انتخابات با صدور پيامي به شيعيان بحرين خواستار حضور فعال آنها در انتخابات شده بود و اين امر را جهت احقاق حقوق از دست رفته شيعيان بهترين گزينه معرفي كرده بودند.
در حال حاضر قدرت در بحرين در اختيار خانواده پادشاه حمدبن عيسي آل خليفه و عموي وي خليفهبن سلمان آل خليفه ، نخستوزير بحرين، است.
البته بايد به اين واقعيت توجه داشت كه حتي با راهيابي قاطع شيعيان به مجلس بحرين نيز دامنه اختيارات آنها بسيار محدود خواهد بود. مجمع ملي كه چهل عضو دارد و اعضاي آن را پادشاه حمد تعيين ميكند بايد تمامي قوانين به تصويب رسيده را تاييد كند.
مخالفان دولت بر اين باورند كه ساختار سياسي بحرين به گونهاي تنظيم شده است كه مصلحت اهل تسنن را در هر شرايطي حفظ ميكند.
هر چند انگيزه و اهداف جنبشهاي شيعي بحرين به مرور زمان متفاوت بوده است اما استبداد داخلي همواره عاملي مهم در ايجاد ناآراميها و قيامهاي مردمي بوده است. مردم بحرين براي کسب حقوق و آزاديهاي سياسي خود از يک طرف و از طرف ديگر براي حفظ و استمرار ارزشهاي اسلامي تلاشهاي زيادي را انجام دادهاند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين جنبشها داعيه اسلامي خود را قويتر کردند و براي سرگوني حکومت آل خليفه و برقراري يک حکومت اسلامي به شيوههاي متفاوت و حتي خشونت بار متوسل شدند. طي سالهاي اخير تحت تاثير تحولات بينالمللي و منطقهيي اين جنبشها شيوههاي مسالمتآميز و دموکراتيک را پيشه خود ساختهاند و تا حد زيادي تعديل يافتهاند.
گرايش اين جنبشها به سوي شيوهها و روشهاي مسالمتآميز باعث شد تا روند ناآراميهاي داخلي بحرين جرياني ديگر به خود بگيرد و به خصوص با مرگ امير عيسي و به حکومت رسيدن فرزند وي شيخ حمد و نرمشهاي وي در مقابل مخالفين (از جمله آزادي بسياري از زندانيان و رهبران مخالفين) و دعوت از مردم براي مشارکت در امور کشور خويش و تاکيد بر اين امر که کشور بحرين متعلق به تمامي مردم بحرين است و برخي عوامل داخلي و خارجي ديگر منجر به آرامشدن اوضاع در اين کشور شده است .
شيعيان بحريني، 80 درصد جمعيت اين كشور را تشکيل ميدهند، با اين حال اداره امور کشور و همه پستهاي مهم و حساس دولتي در اختيار اقليت سني حاکم است. دولت بحرين كه با اتكا به اقليت 20 درصدي اهل سنت اين كشور، حقوق اكثريت را تضييع و آنان را از هرگونه حقي محروم كرده است، براي تشديد فشار عليه شيعيان، بارها دولت ايران را به دخالت در اين كشور متهم كرده و روحانيون و عناصر فعال شيعي را با اين اتهام بياساس، تحت فشار و پيگرد قرار ميدهد.