|
البيان: جنگ جهاني سوم، جنگ نجات يهود از گسترش قدرت اسلام |
|
|
|
۰۷ آذر ۱۳۸۵ |
|
"جهان در آستانهي جنگ جهاني سوم است، اين اولين باري نيست كه چنين سخني از يك مقام مسوول آمريكايي گفته ميشود. پيش از آنكه ژنرال جان ابي زيد، فرمانده ارشد نيروهاي آمريكايي در خاورميانه چنين سخني را بگويد، ما اين سخن را از زبان بسياري از مسوولين آمريكايي چون نيوت گينگريچ، رييس سابق مجلس نمايندگان آمريكا و بسياري ديگر از نويسندگان، تحليل گران و سياست مداران و مسوولين حكومتي از جمله جورج بوش شنيدهايم."
به گزارش موعود به نقل از ايسنا، روزنامهي البيان با ارايهي تحليلي تحت عنوان "جنگ جهاني سوم، جنگ نجات يهوديت از گسترش قدرت اسلام گرايان" مينويسد: «ادبيات سياسي و حتي ادبيات پليسي آمريكا به گونهاي عمل ميكند كه هميشه در حال هشدار نسبت به وقوع جنگ جهاني سوم است. مثلا فيلم پليسي "گردباد سرخ" با كارگرداني تام كلانسي يا ديگر فيلمهاي هاليوود چون جيمز باند و حتي پايگاه اينترنتي مسيحيان انجيلي يا موعظهي كشيشهاي كليسههاي آمريكايي همه و همه به شكلهاي متفاوت بر موضوع جنگ جهاني سوم متمركز هستند. اين موضوع در واقع انعكاسي از ذهنيت مردم آمريكا نسبت به جنگ را نشان ميدهد. در حقيقت جنگ به مثابهي يك عطش فكري است كه هم چنان بر مغزهاي آمريكاييها حاكم است.»
در ادامهي اين تحليل آمده است: «اين عطش سيراب ناپذير از بدو تاسيس آمريكا كه خود نيز بر اساس جنگ و ستيز، استبداد و استعمار و قتل عام ساكنين اصلي اين قاره بوده است تا به امروز در فرهنگ ايالت متحدهي آمريكا حاكم است. تاريخ جنگهاي آمريكا تا پيش از تاسيس اسراييل هميشه در جهت سيراب كردن اين عطش سيري ناپذير بيهويت بوده است اما پس از تشكيل اسراييل عطش جنگ در آمريكا معناي ديگري پيدا كرد. به تفسير بسياري از روانشناسان سياسي، اسراييل بسان كودكي زاييده از يك هيولاي مستبد است كه توانست به بسياري از تمايلات خشونتآميز اين هيولا يعني آمريكا هويت بخشد. ستيز آمريكا با جهان براي حمايت از اسراييل تحت عنوان دفاع از هويت يهوديان جهان معروف شد و اين ستيز رنگ جديدي به خود گرفت، رنگي كه آمريكا توانست بسياري از حقايق را در پس آن پنهان كند.»
روزنامهي البيان در ادامهي تحليل خود مي آورد: «تا به امروز اين سياست آمريكا كه به اعتراف و اعتقاد بسياري از تحليل گران جزيي جدا ناپذير از هويت آمريكا است، ادامه دارد اما دامنهي اين سياست با توجه به بسياري از واقعيتهاي جاري در عرصهي جامعهي جهاني رنگ و لعاب ديگري به خود گرفته است و خود را در پس شعارهاي ساختگي جديد تري چون مبارزه با تروريسم جهاني يا مبارزه با گسترش سلاحهاي هستهيي پنهان ساخته است. بسياري عامل اصلي جنگ جهاني دوم را مبارزه با گسترش يهوديت ميدانستند و عامل جنگ جهاني آتي را مبارزه با گسترش اسلام گرايي مي دانند. آدولف هيتلر ساعتي پيش از آنكه اقدام به خودكشي كند طي نامهاي كه از خود بر جاي گذاشت واقعيت نظريهي اول را به اثبات رساند.هيتلر در نامهي خود عامل اصلي جنگ جهاني دوم را اين چنين بيان كرده است: "هدف اصلي من از شعلهور كردن اين جنگ نجات بشريت از شر يهود بود."»
البيان مي نويسد: «امروز با گذشت نيم قرن از جنگ جهاني دوم آمريكا خود را براي جنگ جهاني سوم آماده ميكند، جنگي كه از آغاز تاسيس اسراييل در منطقه تا به امروز وقوع آن از نظر بسياري امكان پذير است. عامل اصلي جنگ جهاني دوم نجات بشريت از يهود بود اما عامل اصلي جنگ جهاني سومي كه آمريكا خود را براي رهبري آن آماده ميكند نجات يهود از گسترش اسلام گرايي در جهان نام گذاري شده است. انجمنهاي يهودي حاكم بر نبض قدرت آمريكا به خوبي ميدانند كه با گسترش اسلام و قدرت گرفتن كشورهاي اسلامي و عربي هيچ آيندهاي در منطقه نخواهند داشت و خواب شوم يهوديت يعني انقراض و فروپاشي اسراييل محقق خواهد شد. بنابراين با توجه به اين واقعيت يهوديان خود را در جنگي براي مرگ يا زندگي مييابند و از تمامي وسايل ممكن جهت پيروزي در اين جنگ استفاده ميكنند.»
در ادامهي اين تحليل آمده است: «اظهارات ابي زيد مبني بر اينكه جهان با خطر جنگ جهاني سوم مواجه است دقيقا تعبيري از اين نگرانيها و واقعيتهاي يهوديت در جهان است. ابي زيد به خوبي ازهدف اين جنگ يعني تلاش آمريكا جهت حفظ اسراييل در منطقه و تامين امنيت آن مطلع است. وي ميداند كه جنگ آمريكا براي متوقف كردن فعاليت هستهيي ايران تنها و تنها براي حفظ و احتكار سلاح هستهيي اسراييل در منطقه است سلاحي كه اسراييل تنها با تمسك به آن ميتواند توازن قواي خود را حفظ كند. جنگ با تروريسم آمريكا نيز تنها و تنها با هدف حفظ امنيت اسراييل و تثبيت موقعيت اين دولت در منطقه انجام گرفته است. زماني كه بوش صريحا در اظهاراتي اعلام ميدارد جنگ با فاشيسم اسلامي ما را در برابر جنگ جهاني جديدي قرار ميدهد منظورش از اين جنگ همان جنگ جهاني سوم است.»
البيان در پايان اين تحليل مي نويسد: «آمريكا ميداند اين احتمال وجود دارد كه احزاب راديكال اسلام گرا بر نظامهاي حكومتي منطقه حاكم شوند و اگر روزي اين نظامها توانستند به قدرت هستهيي دست يابند آن زمان است كه ديگر اسراييل در منطقه آيندهاي نخواهد داشت و احتمال انقراض امپراطوري اسراييل حتمي است. با توجه به روندي كه آمريكا طي ميكند و با توجه به سياستهايي كه اسراييل در منطقه با حمايت واشنگتن دنبال ميكند بيشك اين جنگ احتمالي رخ خواهد داد و صف آرايي جهان را به دنبال خواهد داشت. با توجه به مسيري كه كشورهاي جهان طي ميكنند مطمئنا پيروزي جنگ جهاني سوم نصيب آمريكا نخواهد بود و اسراييل بازندهي اصلي اين جنگ است زيرا در منطقهاي كه احزاب كوچك و شبه نظاميان آن خود را با مجهزترين سلاحها تجهيز كردهاند و مردم آن تشنهي شكست و نابودي اسراييل هستند هرگز نميتوان انتظار داشت كه شكست نصيب آن نشود.» |