|
۲۳ مهر ۱۳۸۳ |
ترجمه متن دومين نامه مبارك كه در روز پنجشنبه، 23 ماه ذيحجه سال 412 هجرى به دست شيخ مفيد رسيده است. بنام خداوند بخشاينده بخشايشگر! درود خدا بر تو اى يارى رسان حق! و آنكه با گفتار راستين و شايسته، مردم را به سوى حق فرامىخوانى! ما در نامه خويش به تو، خداى جهان آفرين را كه خدايى جز او نيست و خداى ما و خداى نياكان ما است، سپاس مىگذاريم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد (ص) آخرين پيام آور خدا و خاندان پاك و مطهرش، درودى جاودانه مىطلبيم. و بعد! دوست راه يافته به حقيقت! خداوند، بدان وسيلهاى كه به سبب دوستان ويژهخود، به تو ارزانى داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نيرنگ دشمنانش حراست فرمايد. ما ناظر نيايش تو با خدا بوديم و از خداى جهان آفرين برآورده شدن آن را خواستيم. ما اينك در قرارگاه خويش، در مكانى ناشناخته، بر فراز قلهاى سر به آسمان كشيده، اقامت گزيدهايم كه به تازگى به خاطر عناصرى بيداد پيشه و بىايمان، بناگزير از منطقهاى پر دار و درخت بدين جا آمدهايم و به زودى از اينجا نيز به دشتى گسترده كه چندان از آبادى دور نيست، فرود خواهيم آمد و از وضعيت و شرايط آينده خويش، تو را آگاه خواهيم ساخت تا بدان وسيله در جريان باشى كه به خاطر كارهاى سازنده و شايستهات نزد ما مقرب هستى و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبير اين كارهاى شايسته توفيق ارزانى داشته است. از اين رو تو - كه خداى جهان آفرين با چشم عنايتش كه هرگز آن را خواب نمىگيرد. وجودت را حفظ كند - بايد در برابر فتنهاى كه جان آنانى كه آن را در دل هايشان كشتهاند به نابودى خواهد افكند، بايستى! و باطل گرايان بد انديش را بترسانى1 چراكه از سرگبى آنان، ايمان آوردگان، شادمان و جنايتكاران، اندوه زده خواهند شد. و نشانه حركت و جنبش ما از اين خانه نشينى و كنارهگيرى، رخداد مهمى است كه در سرزمين وحى و راسلت، مكه معظمه از سوى پليدان نفاق پيشه و نكوهيده، رخ خواهد داد، از جانب عنصرى سفاك كه ريختن خونهاى محترم را حلال شمرده و به نيرنگ خويش، آهنگ جانف ايمان آوردگان خواهد كرد، اما به هدف ستم بار و تجاوزكارانه خويش دست نخواهد يافت، چراكه ما پشت سر توحيد گرايان شايسته كردار، بوسيله نيايش و راز و نيازى كه از فرمانرواى آسمان و زمين پوشيده نمىماند، آنان را حفاظت و نگهدارى خواهيم كرد. بنابراين، قلبهاى دوستان ما به دعاى ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمينان يابد و آسوده خاطر باشند كه خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگيريهاى هراس انگيزى، آنان را به دلهره مىافكند، اما از گزند آن عنصر تبهكار در امان خواهند بود و سرانجام، كار با دست توانا و ساخت تدبير نيكوى خدا - تا هنگامى كه پيروان ما از گناهان دورى گزينند - شايسته و نيكو خواهد بود. هان اى دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بيدادگران در سنگر جهاد و بيكارى! خداوند همانسان كه دوستان شايسته كردارف پيشين ما را تأييد فرمود، تو را نيز تأيى نمايد! ما به تو اطمينان مىدهيم كه هركس از برادران دينىات، پرواى پروردگارش را پيشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود كننده و گرفتاريهاى تيره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن كس كه در دادن نعمتهايى كه خداوند به او ارزانى داشته، به كسانى كه دستور رسيدگى به آنان را داده است، بخل ورزد، چنين كسى در اين جهان و سراى ديگر، بازنده و زيانكار خواهد بود. دوست واقعى! اگر پيروان ما - كه خداى آنان را در فرمانبردارى خويش توفيق ارزانى بدارد - به راستى در راه وفاى به عهد و پيمانى كه بردوش دارند، هم دل و يك صدا بودند، هرگز خجستگى ديدار ما از آنان به تأخير نمىافتاد و سعادت ديدار ما، ديدارى براساس آگاهى عميق و خالصانه نسبت به ما، زودتر روزى آنان مىگشت. از اين رو (بايد بدانند كه) جز برخى رفتار ناشايسته آنان كه ناخوشايند ما است و آن عملكرد را زيبنده اينان نمىدانيم، عامل ديگرى ما را از آنان دور نمىدارد. خداوند ما را در يارى، بسنده و نيك، كارساز است و درود او بر سرور و بشارت دهنده و بيم دهنده ما محمد (ص) و خاندان پاكش باد! »اين نامه در آغاز شوال به سال 412 هجرى، نگارش يافت«. رونويسى از دستخط شريف كه درود خدا بر نگارنده آن باد!: »اين نامه ما بسوى توست، اى دوستى كه حقيقت والايى به تو الهام شده - كه به املاى ما و خط يكى از افراد مورد اعتمادمان نوشته شده است - پس، آن را از همگان پوشيده بدار و آن را پيچيده و به كسى نشان مده و نسخهاى از آن بردار و آن گروه از دوستانى را كه به درستى و امانتداريشان اعتماد دارى، بر دريافت آن آگاه ساز كه خداوند به خواست خويش، آنان را به بركت ما، مشمول (بركات) خويش سازد! سپاس از آن خداى يكتاست و درود بر سرورمان محمد (ص) پيام آور خدا و خاندان پاك و پاكيزهاش باد!«1
پىنوشتها: 1 . احتجاج طبرسى، ج 2، ص 603-596، امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور، ص 359-355 و 385-381. براى آگاهى از شرح و توضيح بيشتر در مورد اين دو نامه ر.ك: تاريخ غيبت كبرى، محمد صدر، ترجمه دكتر افتخارزاده، صص 207-165، و امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور، صص 400-360.
موعود شماره چهل و هفتم
|