spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
اسراييل و تئوري فروپاشي و زوال چاپ پست الكترونيكي
۲۹ آبان ۱۳۸۵
«17 اوت سال 2006 درست در زماني كه جنگنده‌هاي اسراييلي، شهرها، روستاها و تمام زيرساخت‌ها و زيربناهاي لبنان را هدف قرار مي د‌ادند روزنامه‌ي معاريو مقاله‌اي از يونتان شيم، روزنامه‌نگار و نويسنده‌ي معروف اسراييلي تحت عنوان "آغاز فروپاشي اسراييل نزديك است" را به چاپ رساند. اين مقاله‌ي جنجال برانگيز ذهن بسياري از تحليل‌گران را به خود مشغول ساخت و اعتراض بسياري از سياستمداران و رجال ديني يهودي را برانگيخت.»

عبدالوهاب العصيري، تحليلگر پايگاه اينترنتي الجزيره با ارايه‌ي تحليلي تحت عنوان "‌اسراييل؛ تئوري زوال و فروپاشي" مي‌نويسد: «يونتان شيم، اين نويسنده و روزنامه‌نگار اسراييلي مقاله‌ي خود را اين چنين آغاز مي كند: "آغاز تاسيس تل آويو در سال 1909 بود اما پايان آن بي‌شك فراتر از سال 2009 ميلادي نخواهد بود و پس از آن اسراييل به خاكستري از خاطره در تاريخ منطقه تبديل خواهد شد." وي مي افزايد: "اولين سنگ بناي اسراييل بيش از پنجاه سال پيش گذاشته شد و امروز اسراييل پس از پنجاه سال زيستن در رسيدن به واقعيت وجود، به دنبال اثبات موجوديت خود است و ديري نخواهد گذشت كه اين امپراطوري عبري بايد نظاره گر فروپاشي‌اش خود باشد." سوال در اينجا است؛ چه عاملي باعث شده است كه نويسنده‌ي مطرحي چون شيم آن هم زماني كه اسراييل در جنگ بسر مي‌برد، چنين مقاله‌اي با چنين مضموني را منتشر كند؟ مطرح ساختن چنين نظريه‌اي آن هم در زماني كه اسراييل در اوج قدرت خود قرار گرفته است و حمايت‌هاي سياسي، نظامي و اقتصادي آمريكا از تل آويو از تمام خطوط قرمز تجاوز كرده است، جاي تحقيق وبررسي دارد. واقعيت آن است كه موضوع زوال اسراييل در ذهنيت بسياري از صهيونيست‌ها موجود است و حتي قبل از آنكه سنگ بناي تشكيل اسراييل از سوي غرب به مرحله ي اجرا گذاشته شود بسياري از صهيونيست‌ها براين واقعيت واقف بودند كه تحقق خواب صهيونيست‌ها روزي به يك كابوس تبديل خواهد شد. بسياري از تحليل‌گران اسراييلي بر اين اعتقادند كه تئوري زوال اسراييل پس از كسب پيروزي‌هاي چشم گير تل آويو در رويارويي با ارتش‌هاي عربي شدت يافت. اين تئوري و نظريه چنان در اعتقادات بسياري از صهيونيست‌ها ريشه دوانده است كه بسياري از نويسندگان مطرح اسراييلي در اين زمينه مطلب نوشته‌اند و نگراني موجود نسبت به تحقق اين تئوري را به جهان منتقل كرده‌اند.»

 

 


 

در ادامه‌ي اين تحليل آمده است: «در سال 1954 موشه دايان، وزير دفاع و وزير امور خارجه‌ي اسبق اسراييل سخن معروفي را ايراد كرد كه در تاريخ اسراييل به ثبت رسيده است. وي كه در مراسم تدفين يكي از دوستان خود كه در عمليات يك فلسطيني كشته شده بود، شركت داشت، گفت: "بايد پس از اين قوي و سنگ دل باشيم تا شمشيرمان از دستمان گرفته نشود و زندگي‌مان به پايان نرسد"، محتواي اين سخن چيزي جز نگراني صهيونيست‌ها براي حفظ قلمروي اسراييل را نشان نمي‌دهد. صهيونيست‌ها و تئوريسين‌هاي اصلي تشكيل حكومت اسراييل به خوبي مي‌دانستند كه تمام مردان و زناني كه با زور سلاح از خانه‌هايشان اخراج شدند در فردايي نه چندان دور به افراد شهادت طلبي تبديل خواهند شد كه ممكن است يك شخص اسراييلي يا سازمان اسراييلي را هدف قرار دهند. اين افراد هرگز از مطالبه‌ي حقوق خود از اسراييل نخواهد ايستاد و در برابر جور و ستم سكوت نخواهند كرد. نگراني و ترس از فروپاشي اسراييل حتي در ادبيات اسراييل نيز خود را نشان داده است به طوري كه حييم جوري، شاعر مطرح اسراييلي در اين زمينه چنين مي‌گويد: "هر اسراييلي به همراه چاقويي متولد مي‌شود و در نهايت با همين چاقو كشته خواهد شد." اين شاعر اسراييلي مي‌نويسد: "خاك اسراييل هرگز از صلح و ثبات و خوشي سيراب نخواهد شد زيرا اين خاك هميشه تابوت‌ مردگان را در قلب خود نگه د‌اشته است." وي مي افزاييد: "هر اسراييلي آغاز سال نوي خود را با ترس از مرگ آغاز مي‌كند." در اثر ادبي ديگري از يك رمان‌نويس اسراييلي به نام ابراهام يهوشوا نيز اين ترس و نگراني نسبت به فروپاشي و زوال اسراييل محسوس است. وي در رمان "‌در رويارويي با جنگل" به تفسير حالت‌هاي رواني شهروندان اسراييلي در سرزمين‌هاي اشغالي مي‌پردازد . محتواي اصلي اين داستان حالت روحي و رواني حاكم بر يك دانشجوي اسراييلي را نشان مي‌دهد كه صهيونيست‌ها پس از پاكسازي نژادي 1948 وي را به عنوان نگهبان يك جنگل تعيين مي كنند. در اين جنگل صندوق ملي يهوديان دفن شده است و محل دفن اين صندوق در نزديكي يك روستاي عربي قرار گرفته است كه در حمله‌ي پاكسازي نژادي صهيونيست‌ها كاملا ويران شده و تمامي ساكنين آن قتل عام شده‌اند. در اين ماجرا دانشجوي اسراييلي با يك پيرمرد عرب و دختراش آشنا مي‌شود كه وظيفه‌ي سابق اين پيرمرد قبل از حمله‌ي صهيونيست‌ها به روستا، نگهباني از جنگل بود. در اين آشنايي دانشجوي اسراييلي دچار احساسات متناقضي چون احساس ترس از انتقام پيرمرد عرب و تمايل به ادامه‌ي دوستي با وي مي‌شود. سرانجام در اين داستان دانشجوي اسراييلي فريفته‌ي پيرمرد عرب مي‌شود و زمام امور رابه وي وا مي‌گذارد به طوري كه ناخواسته به اين پيرمرد در به آتش كشيده شدن تمام جنگل به همراه صندوق ملي يهوديان كمك مي‌كند. در پايان اين داستان زماني كه جنگل به آتش كشيده مي‌شود دانشجوي اسراييلي از تمام احساسات ترس ونگراني خود رها مي‌شود يعني پس از فروپاشي اسراييل اين جوان اسراييلي به ثبات روحي دست مي‌يابد و به نگراني‌هاي خود پايان مي‌دهد.»

العصيري مي‌نويسد: «ژنرال اندريه بوفر، يكي از فرماندهان فرانسوي كه نيروهاي فرانسه را در جنگ 1956 عليه مصر هدايت كرده بود خاطره‌ي عجيبي را نقل مي‌كند كه بي‌ارتباط با اثبات تئوري فروپاشي اسراييل و نگراني‌هاي موجود نسبت به زوال آن در نزد صهيونيست‌ها نيست. وي خاطره‌ي خود را اين چنين آغاز مي‌كند: در نيمه‌ي ژوئن سال 1967 يعني درست چند روز پس از پايان جنگ به همراه اسحاق رابين پروازي را بر فراز منطقه‌ي سينا انجام داديم. منظر نيروهاي اسراييلي كه در اين جنگ پيروز شده بودند و در حال بازگشت به اسراييل بودند كاملا از آن بالا قابل مشاهده بود، در همين حين بود كه به رابين گفتم جا دارد كه اين پيروزي نظامي بزرگ را به شما تبريك بگويم اما پاسخ رابين مرا شگفت زده كرد. وي خطاب به من گفت: "در آخر چه چيزي از اين پيروزي باقي خواهد ماند؟" در آن زمان بود كه من دريافتم كه پايان اسراييل حتمي و قطعي خواهد بود. واقعيت آن است كه هيچ اسراييلي تمايلي به بررسي موضوع فروپاشي اسراييل و پايان كار آن ندارد اما اين تئوري هميشه در بحران‌هاي سياسي اسراييل خود را نشان داده است و هميشه در اوج بحران هاي دولت صهيونيستي مطرح مي‌شود. مثلا همزمان با آغاز انتفاضه‌ي سال 1987، ماريل سخنگوي شهرك‌نشين‌هاي اسراييلي به دولت اسراييل هشدار داد كه هرگونه عقب‌نشيني از شهرك‌هاي اسراييلي حتي اگر به صورت يك جانبه انجام گيرد به معناي آن خواهد بود كه به ديگر مناطق اسراييل نيز تعميم داده خواهد شد و حتي شامل مناطق 1948 يعني مناطق خط سبز اسراييل نيز خواهد شد. وي در گفت و گو با روزنامه‌ي اورشليم پست در تاريخ 30 ژوئن 1988 اظهار داشت: "عقب‌نشيني اسراييل از شهرك‌هاي اسراييلي به مثابه‌ي ضربه‌ي روحي بزرگ به يهوديان است و اين برابر با پايان دولت اسراييل خواهد بود." موضوع فروپاشي اسراييل بارها و بارها در روزنامه‌هاي مختلف اسراييلي به بحث و گفت و گو گذاشته شده است. مثلا يديعوت آحارانوت بارها مقاله‌هايي با عناوين مختلف براي بررسي اين موضوع به چاپ رسانده است. در يكي از اين مقاله‌ها يديعوت آحارونت، مي‌نويسد: "برخي از رهبران اسراييلي حساب و كتاب‌هاي دقيقي براي فرا رسيدن روز سياه در تل‌آويو انجام داده‌اند و براي خود ثروت و مال و منال در خارج از اسراييل مهيا ساخته‌اند. اين روز سياه كه هيچ اسراييلي دوست ندارد به آن فكر كند روز پايان كار اسراييل است."»

در ادامه‌ي اين تحليل آمده است: «ياعيل بازميلاد، يكي از نويسندگان مطرح اسراييلي مقاله‌ي بسيار معروفي را در اين زمينه در روزنامه‌ي معاريو به چاپ رسانده است در اين مقاله بازميلاد اين چنين آغاز مي‌كند: "هميشه اين خواب و خيال مرا رنج مي‌دهد، بارها سعي كرده‌ام كه اين فكر را از سر بيرون برم اما هر بار با اتفاق جديدي روبرو مي‌شوم كه مرا به اين قناعت نفسي مي‌رساند كه چاره‌اي جز اين نداريم كه با اين كابوس وحشتناك زندگي كنيم. بايد باور كنيم اسراييل پايان خوبي را نخواهد داشت و مرگ سختي در انتظارش نشسته است." موضوع زوال دولت اسراييل تنها مورد بحث رسانه‌هاي داخلي اسراييل نيست بلكه برخي از روزنامه‌ها و مجله‌هاي مطرح جهان چون نيوزويك در اين باره نيز مطلب نوشته‌اند. مجله‌ي نيوزويك با به تصوير كشيدن ستاره‌ي اسراييل و گذاشتن علامت سوالي در وسط اين ستاره مي‌نويسد:‌"آينده‌ي اسراييل چگونه است؟ آيا اسراييل حق بقا دارد و آيا مي تواند بقاي خودرا تضمين كند؟ دولت يهودي اسراييل به چه بهايي مي تـواند حق بقاي خود را تضمين كند؟" اما ابراهام بورج، يكي ديگر از نويسندگان اسراييلي در روزنامه‌ي يديعوت آحارونت مي‌نويسد: " طرح صهيونيست‌ها براي تشكيل امپراطوري مستقل اسراييل به پايان راه رسيده است و فرزندان ما اين فرصت واقعي را دارندكه به عنوان آخرين نسل از نسل صهيونيست‌ها قرار گيرند." زماني كه دادگاه لاهه حكم نهايي خود را درباره‌ي ديوار حائل و عدم مشروعيت آن صادر كرد بسياري از روزنامه‌هاي داخلي اسراييل با تيترهاي متنوع موضوع پايان طرح صهيونيست‌ها براي تشكيل كشور اسراييل را به بررسي گذاشتند. حال پس از آنكه مروري به اظهارات مستند مقامات مسئول و نويسندگان مطرح اسراييلي در زمينه‌ي طرح زوال و فروپاشي اسراييل داشتيم بهتر است به اصل موضوع اين تحليل بازگرديم: چرا اسراييلي‌ها معتقدندكه پايان اسراييل به زودي فرا خواهد رسيد: دلايل اين امر بسيار متعدد است. مثلا صهيونيست ها از همان آغاز مي‌دانستند كه سرزمين‌هاي مقدس متعلق به مردم عربي بود كه صدها سال پيش ساكن اين مناطق بوده‌اند و اين سرزمين‌ها متعلق به اين مردمان است. اين تجربه در تاريخ به ثبت رسيده است كه طرح‌هاي استعماري كه در آن ساكنين اصلي مناطق كاملا از بين رفته باشند اميدي به موفقيت اين طرحها وجود دارد اما طرح‌هاي استعماري كه با وجود و حضور ساكنين اصلي آن مناطق به مرحله‌ي اجرا گذاشته شود حكم شكستشان از همان آغاز مشخص است.طرحهاي اول شامل كشورهاي چون آمريكا و استراليا مي شود اما طرح صهيونيست‌ها براي تشكيل كشور اسراييل در گروه دوم تعريف مي شود. يوري افينري، يكي از اعضاي سابق كنست و نويسنده‌ي مطرح اسراييلي از جمله كساني بود كه از همان آغاز با طرح صهيونيست‌ها و نحوه‌ي تشكيل كشور مستقل اسراييل براساس نقشه‌هاي آنها مخالف بود. وي براي مقابله با طرح‌هاي صهيونيست‌ها مجله‌ي هاعولام هزه يعني ( اين جهان ) را تشكيل داد و سياست‌هاي صهيونيستيها را مورد انتقاد قرار ‌داد. وي با انتشار كتابي بنام "اسراييل بدون صهيونيسم" مي‌نويسد: "وجود اسراييل براساس طرح صهيونيست‌ها معدوم به فنا است زيرا اين اسراييل تشكيل شده حاضر نخواهد بود كه اعتراف كند سرزمين ميعاد متعلق به اعرابي است كه صدها سال در آن ساكن بوده‌اند. صهيونيست‌ها مي‌خواهند براساس طرحي به تشكيل اسراييل اقدام كنند كه اين طرح در سابق توسط فرانك‌ها در جنگ صليبي چهارم و در تاريخ 601 هجري به اجرا گذاشته شد. پايان اين طرح چيزي جز شكست و فروپاشي امپراطوري فرانك‌ها در سرزمين‌هاي مقدس نبود." فرانك‌ها در جنگ صليبي چهارم مسير خود را از حمله به مصر به سوي فلسطين تغيير دادند وبا اشغال درآوردن بخشي از اين مناطق حكومت خود را تحت نام مملكت فرانك‌ها آغاز كردند. افنيري در ادامه‌ي اين كتاب خود مي‌آورد: "فرانك‌ها توانايي انجام هر چيزي را داشتند جز توانايي زندگي كردن در آرامش و صلح و امروز اسراييل مي‌خواهد اين تجربه‌ي شكست خورده‌ي فرانك‌ها را با انجام برخي تغييرات جزئي به مرحله‌ي اجرا گذارد.امپراطوري فرانك‌ها در سرزمين‌هاي مقدس بيش از دو نسل طول نكشيد. پس از آن اين امپراطوري مسيحي صليبي كه مسير صعودي را در كسب پيروزي و قدرت اقتصادي و نظامي طي مي كرد در شيب نزول و افول قرار گرفت. اختلافات طوايف مسيحي فرانكي كه حامل فرهنگ غرب بودند با طوايف مسيحي شرقي كه حامل فرهنگ شرق بودند بالا گرفت و همين اختلافات امپراطوري فرانك‌ها را تضعيف كرد و قدرت و رهبري اين امپراطوري پس از نسل اول به نسل دوم سپرده شد با اين تفاوت كه اين نسل نسل بسيار ضعيف و ناتواني بود و سرنوشت شكست، فروپاشي و بالاخره انقراض براي امپراطوري فرانك‌ها در سرزمين‌هاي مقدس را رقم زد. حال اسراييل در حال انجام اين تجربه‌ي شكست خورده است و نبايد انتظار‌ي جز شكست براي طرح‌هاي صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اشغالي داشته باشيم." شلومو رايع يكي ديگر از نويسندگان اسراييلي درباره‌ي طرح صهيونيست‌ها براي تشكيل اسراييل اين چنين مي‌نويسد:"‌اسراييل از پيروزي به پيروزي ديگر مي‌رود و اين مسير را آنقدر ادامه خواهد داد تا بالاخره به پايان راه برسد." امروز و به خصوص پس از جنگ ششم اسراييل با لبنان و ايستادگي مردم اين كشور و در هم كوبيده شدن اسطوره ي ارتش اسراييل در مقابل نيروهاي مقاومت اسلامي لبنان، شمارش معكوس زوال و فروپاشي اسراييل آغاز شده است.»

خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) 

 


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.