|
۰۱ مرداد ۱۳۸۲ |
محسن غرويان
1. مدعاي نظرية تنازل معرفت ديني بر خلاف آنچه مشهور است، نظريه تنازل معرفت ديني، اين ايده را مطرح ميكند كه معرفت ديني از عصر نزول دين اسلام تا عصر ظهور مهدي موعود(عج) در سير و حركت كلان خود، رو به افول و نزول است و سير تكاملي ندارد. البته حركتهاي موقتي و قسري تكاملي ممكن است اتفاق افتاده باشد و يا اتفاق بيفتد، اما سير نهايي كاروان معرفت ديني، تنازلي است، نه تكاملي! اين نظريه ميگويد: تا گوهر دين شناخته نشود، نميتوان در مورد معرفت دين و تكامل يا تنازلي بودن آن سخن گفت و گوهر دين چيزي جز «عبوديت» نيست: «و ما خلقت الجّن والاءنس إلاّ ليعبدون» 1 (اي: ليعرفون). و نيز در قرآن آمده است: «ولقد بعثنا في كل امة رسولاً أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت ». 2 براساس اين نظريه، معرفت ديني در حقيقت معرفتي حضوري و شهودي است، نه معرفتي حصولي و مفهومي و ذهني. بنابراين انباشت مفاهيم و تصورات و تصديقات ذهني، نشانگر تكامل معرفت ديني نميتواند باشد. اين نظريه ميگويد افزايش كمي با تكامل كيفي، فرق اساسي دارد. تكامل از مقوله كيف است و افزايش از مقوله كم. انباشت مفاهيم ذهني با جهل مركب سازگار نيست. نظريه تنازل معرفت ديني ميگويد تكامل و يا تنازل معرفت ديني، البته امري قهري نيست، بلكه به اختيار و ارادة آدمي بستگي دارد. طبق اين نظريه، علوم عصري و برون ديني، ضرورتاً موجب تكامل معرفت ديني نميشوند، بلكه چه بسا همين علوم و دانشها، معرفت ديني عالمان دين را تنزل دهند. اگر محور دانشهاي بشري و علوم برون ديني، انسان محوري (امانيسم Humanism ) باشد ـ كه هست ـ همين علوم هر چه بيشتر شوند، بيشتر آدمي را از گوهر دين دور ميكنند و تنازل معرفت ديني، جز اين نيست. در نظريه تنازل، جايگاه معرفت ديني در جان آدمي است، نه در ذهن او. از اين رو در باب تكامل و يا تنازل معرفت ديني نبايد از منظر كمي نگريست، بلكه بايد نگاه كيفي داشت. در حقيقت نزاع نظريه تنازل با تئوري تكامل معرفت ديني، نزاع كم و كيف است. نظرية تنازل، نگاهي كيفي دارد و نظريه تكامل، نگاهي كمي. و حق اين است كه افزايش كمي، حقيقتاً تكامل نيست، بلكه توسعه و فربهي است. 2. غرض از ظهور مصلح و منجي كل در نظرية تنازل نظريه «تنازل» مدعي است كه اگر روند كلي معرفت ديني رو به تكامل باشد، ديگر نيازي به مصلح و منجي كل در آخرالزمان باقي نميماند! طبق اين نظريه، جريان كلي معرفت ديني در آخرالزمان به نهايت درجه نزول و سقوط خود ميرسد كه احتياج به منجي و مصلح پيدا ميشود. البته در عصر ظهور، عطش دينخواهي بسيار بالاست ولي خود معرفت ديني بسيار نازل است و نبايد بين معرفت ديني و عطش دينخواهي خلط شود! نظريه «تنازل معرفت ديني» بر خلاف مشهور، مدعي است كه بحث مصلح و منجي موعود را بايد به حوزة معرفت ديني هم بياوريم و آن را منحصر به حوزة عدالت اجتماعي ندانيم. اين نظريه ميگويد اگر قبل از زمان ظهور مصلح كل، ظلم و ستم فراگير ميشود، معلول علت و سببي معرفتي است و لااقل معرفت ديني، جزيي از علت. آن هم جزيي رئيسي است و طبق قاعدهاي كه ميگويد «نتيجه تابع اخس مقدمات است» نزول و تنزل نتيجه، كاشف از نزول و تنزل مقدمات و اسباب و علل است. بنابراين اگر در آخرالزمان عمل ديني، ضعف دارد، حاكي از اين است كه علم ديني هم ضعف و كاستي دارد، ولو اينكه علم و معرفت ديني، تمامالعلة براي عمل ديني نباشد، بلكه جزءالعلة باشد. نظرية «تنازل معرفت ديني» ميگويد قائل شدن به تكامل معرفت ديني از عصر نزول تا عصر ظهور با توجه به انقطاع وحي ارسالي، ملاك استغنا و بينيازي از وحي و منجي و مصلح كل است؛ اما قائل شدن به تنازل معرفت ديني، ملاك نيازمندي به وحي و اصلاح كلي است و با تئوري خاتميت نبوت خاصه پيامبر اكرم(ص) سازگارتر و مناسبتر است.
3. شواهد و قرائن نظرية «تنازل معرفت ديني» 1-3. قرائن عقلاني بر صحت تنازل معرفت ديني از صدر اسلام تا عصر ظهور ميتوان قرائن و شواهد عقلايي زير را ارائه داد: الف ـ فاصلة زماني از عصر نزول آيات و صدور روايات و عدم دسترسي مستقيم به معصومين(ع)؛ ب ـ دخالت بيشتر تفسيرهاي به رأي در گذشت ايام و ازمنه؛ ج ـ گسترش روحيه انانيت و غرور علمي با پيدايش و گسترش دانشهاي بشري؛ د ـ جريان قاعده عام افول و نزول اديان و فرهنگها در طول تاريخ؛ ه ـ اماره بودن ضعف عمل ديني بر ضعف علم ديني؛
2-3. شواهد و قرائن نقلي علاوه بر شواهد و قرائن عقلايي، قرائن و ادله نقلي متعددي بر درستي نظريه «تنازل معرفت ديني» وجود دارد كه ذيلاً به برخي از آنها اشاره ميكنيم: الف ـ در دعاي عهد آمده است: «واجعله اللّهم... مجددّاً لما عطّل من أحكام كتابك» . از اين تعبير استنباط ميشود كه جريان معرفت ديني به سمت تعطيل احكام كتاب خدا «قرآن» پيش ميرود و آن حضرت پيش از ظهور، احكام را تجديد ميكنند. ب ـ در دعاي ندبه ميخوانيم: 1 ـ «أين المنتظر لاءقامة الامت والعوج». با توجه به معناي «أمت و عوج» معلوم
ماهنامه موعود
سال ششم ـ شماره 36 |