بررسي تطبيقي نبرد «قرقسيا» و واقعه «آرماگدون»
اشاره:
طي سالهاي اخير، انتشار برخي مقالات و اخبار پيرامون واقعة «آرماگدون» ذهن بسياري از علاقمندان به پيشگوييهاي مربوط به آخرالزمان را متوجه اين واقعه كرده است و حتي، برخي را واداشته كه به دنبال كشف ردپاي اين پيشگويي مورد ادعاي مسيحيان صهيونيست در ميان اخبار، متون و روايات اسلامي برآيند و تلاش كنند كه به نحوي اين واقعه را با واقعة «قرقيسيا» كه در متون اسلامي و روايات منقول از سوي حضرات معصومين(ع) بدان اشاره شده است، منطبق سازند.
مقالة حاضر به بررسي اين دو واقعه و سنجش وجوه اشتراك و افتراق آنها ميپردازد.
1. موقعيت جغرافيايي قرقيسيا
قرقيسيا، شهركي است كه در شمال كشور سوريه، در استان «الجزيره» و در شش كيلومتري شهر «رقه» در محل التقاي دو رود فرات و خابور قرار دارد.1 اين شهر پيش از اسلام «كيركسيون» نام داشت و در سال 19 ق. به دست مسلمانان فتح و قرقيسيا ناميده شد.
خرابههايي از قرقيسيا نزديك «ديرالزور» از شهرهاي سوريه كنوني و نزديك به مرزهاي عراق باقيمانده كه فاصلة آن تا تركيه نيز نسبتاً نزديك است.2 قرقيسيا حدود 100 كيلومتر با عراق و 200 كيلومتر با تركيه فاصله دارد.3
2. پيشگويي روايات دربارة قرقيسيا
روايات متعددي دربارة اين منطقه و حادثة بزرگي كه در آن رخ خواهد داد، نقل شده است كه تنها به نقل يك مورد از آنها به ذيل اين عنوان اكتفا ميكنيم؛
حضرت امام محمدباقر(ع) از «مسير»، فاصله تا قرقيسا [قرقيسيا] را ميپرسند و او پاسخ ميدهد كه همين نزديكيها در ساحل فرات قرار دارد. آن حضرت(ع) صحبت خود را چنين ادامه ميدهند:
اما در اين ناحيه واقعهاي رخ خواهد داد كه مانند آن از زماني كه خداوند تبارك و تعالي، آسمانها و زمين را آفريد، اتفاقي نيفتاده و تا زماني كه آسمانها و زمين برپا هستند مانند آن اتفاق نخواهد افتاد. سفرهاي است كه درندگان زمين و پرندگان آسمان از آن سير ميشوند.4
3. نبرد بزرگ قرقيسيا
اصليترين حادثهاي كه در قرقيسيا رخ ميدهد، جنگ و آشوبي است كه «سفياني» شاخصترين طرف درگير آن است:
سفياني... در طول مسير عراق سپاهيان او وارد قرقيسيا ميشوند و جنگي سخت به راه مياندازند كه صد هزار نفر در آن كشته ميشوند.5
4. انگيزه رويارويي و درگيري
مطلبي كه به طور اتفاق در روايات ذكر شده، اين است كه علت وقوع جنگ قرقيسيا، گنجي است كه فرات آن را نمايان ميكند و اين گنج ممكن است همانطور كه در روايات تصريح شده از جنس طلا و نقره باشد و نيز احتمال دارد كه از جنس ديگري [مانند نفت يا غير آن] باشد.6
5. زمان جنگ
سفياني در ماه رجب سر به شورش برميدارد و نبرد قرقيسيا در زمره فعاليتهاي وي بر شمرده شده است، اما از آنجا كه سفياني ابتدا بر شام مسلط ميشود و آخرين متحدانش در اين منطقه ـ يعني قوم بني كلب - در ماه رمضان با او بيعت ميكنند،7 و نيز رواياتي كه حاكي از آغاز جنبشها، نمايان شدن جمعيتها و ابتداي جنگها در ماه شوال هستند، به احتمال بسيار قوي، معركه قرقيسيا در ماه شوال پيش از ظهور بر پا خواهد گرديد.8
6. طرفين درگير در قرقيسيا
با توجه به انگيزة جنگ در قرقيسيا كه صرفاً تصاحب ثروتي هنگفت ميباشد، فرض اين كه در اين ميدان بيش از دو طرف درگير خواهيم داشت، مطلب دور از ذهني نيست، كما اين كه در روايات نيز چنين مطلبي را ميتوان مشاهده كرد؛ به طور خلاصه ميتوان گفت كه حاضران در اين ميدان نبرد عبارتند از:
ـ تركها [كه احتمالاً منظور روسها باشد]: كه در جزيره (بينالنهرين) نيرو پياده كردهاند.
ـ روميان: يهوديان و دولتهاي غربي كه وارد فلسطين شدهاند.9
ـ سفياني كه در آن هنگام بر شام كاملاً مسلط شده است.10
ـ دو نفر به نام «عبدالله» كه در روايات ما توضيح خاصي درباره آنها اشاره نشده و احتمالاً هم پيمان غربيها باشند.
ـ «قيس» كه مركز فرماندهياش در مصر است.
ـ يكي از بازماندگان عباسيان.11
نكتة قابل توجه و حائز اهميت اين است كه روايات تأكيد دارند كه در اين جنگ و به خصوص در ميان كشتههاي آن شيعيان ديده نميشوند؛
آيا نميبينيد كه دشمنان شما در معاصي خداوند كشته ميشوند، بدون آنكه شما حضور داشته باشيد در حالي كه شما با آرامش و امنيت در گوشه خانههايتان نشستهايد، برخي از آنها، برخي ديگر را بر روي زمين ميكشند. سفياني عذاب مناسبي براي دشمنان شما و نشانهاي براي خودتان است.
وقتي آن فاسق سر به شورش برداشت، شما (شيعيان) اگر يك يا دو ماه پس از شورش او از خود حركتي نشان ندهيد، به مشكلي بر نخواهيد خورد تا اين كه بسياري از خلق، منهاي شما كشته شوند.12
7. پيروز ميدان قرقيسيا
با در نظر گرفتن اين كه سفياني پس از اين جنگ آنقدر قوي و توانمند است كه در ابتدا به طور همزمان به ايران و عراق به خصوص شهرهاي شيعه نشين حمله ميكند و اندكي بعد در چهار منطقه شام، عراق، ايران و حجاز سپاهيانش حضور جدي و فعال دارند، ميتوان وي را پيروز ميدان قرقيسيا بدانيم.13
8. تعداد كشتهها و سرانجام آنها
روايات تعداد مختلفي را براي كشتگان اين نبرد ذكر ميكنند:
ـ صد هزار نفر: [سفياني] سپاهيانش را به قرقيسيا ميرساند و در آنجا هم به جنگ كردن ميپردازد. در اين جنگ صد هزار نفر از جباران و ستمكاران كشته ميشوند. پس از آن سفياني سپاهي را به كوفه گسيل ميدارد.14
ـ چهار صد هزار نفر: شهري در طرف شرق ساخته ميشود كه در آن حوادثي روي ميدهد كه هرگز مردم آن زمان نظيرش را نديده باشند. ... و يك حادثه ديگر در شام روي ميدهد كه مجموعاً چهار صد هزار كشته بر جاي ميگذارد... .15
ـ از هر نه نفر، هفت نفر: قطعاً نهر فرات از كوهي از طلا پرده برميدارد كه مردم براي رسيدن به آن به جان يكديگر ميافتند و از هر نه تن، هفت تن كشته ميشود.16
ـ نود درصد يا (نه دهم) مردم: فرات از كوهي از طلا پرده برميدارد... و از هر صد نفر، نود نفر در اين نبرد كشته ميشود17 و قيامت برپا نميشود مگر اين كه ... نه دهم آنها كشته ميشود.18
ـ نود و نه درصد مردم: قيامت برپا نميشود تا اين كه ... از هر صد نفر، نود و نه نفر كشته ميشود. هر يك از آن مردمان ميگويد، شايد من همان باشم كه نجات مييابد.19
ولي آنچه مسلم است اين كشتهها به هر تعداد كه باشند، دفن نشده و خوراك حيوانات ميگردند:
همانا خداوند در قرقيسيا سفرة پر از طعامي دارد كه سروش آسماني از آن خبر ميدهد و ندا ميكند كه اي پرندگان آسمان و اي درندگان زمين براي سير شدن از گوشت تن سمتگران بشتابيد.20
حجتالاسلام علي كوراني در كتاب خويش با عنوان عصر ظهور، چنين مينويسد:
چنانكه روايت اشاره ميكند، عرصه نبرد، بيابان خشك و بيآب و گياه است و آنها اجساد كشتگان خود را دفن نميكنند و يا قادر به دفن آنها نيستند.21
9. نحوة جنگيدن در قرقيسيا
همانگونه كه در روايات متعدد و مختلفي كه درباره قرقيسيا ذكر شد، ديديم، هيچ اشارهاي وجود ندارد كه اين جنگ صورت خاصي داشته و يا در آن از ابزار خاصي براي كشتن افراد استفاده بشود.
10. زمينهسازي براي قرقيسيا
همان طور كه ديديم آنچه در روايات اسلامي آمده اين است كه در ابتداي شورش سفياني، شيعيان بايد هيچ حركتي از خود نشان ندهند و از تمام حوادث آن صحنه و فعاليتهاي او خود را بر كنار بدارند.
11. ميزان احتمال وقوع نبرد قرقيسيا
بنابر روايات متعدد پنج حادثة حتمي پيش از ظهور حضرت مهدي(ع) اتفاق ميافتند:
شورش سفياني، قيام يماني، نداي آسماني در بيست و سوم ماه رمضان، شهادت نفس زكيه و فرو رفتن سپاه سفياني در (سرزمين) بيداء در بياباني ميان مكه و مدينه.22
بقيه حوادث نيز در عين آن كه احتمال وقوعشان بسيار زياد است، از احتمال بروز «بداء» در مورد آنها نيز نميتوان چشمپوشي كرد23يعني احتمال واقع نشدن آنها بايد به طور جدي مورد نظر قرار گيرد؛ جريان قرقيسيا نيز از اين قاعده مستثني نيست.
نكتهاي كه ذكر آن در اين جا خالي از لطف نميباشد، اين است كه بيان فرو رفتن سپاه سفياني (خسف) در سرزمين بيداء در ميان علائم حتمي ظهور و در حالي كه خود سفياني هم يكي از افرادي كه نابود ميشوند شمرده شده، بيانگر عدم قطعيت ديگر اخباري است كه پس از وقوع آن حادثه به نحوي با سفياني مرتبط ميشود. البته فراموش نكنيم كه با استناد به حتمي بودن شورش سفياني و جايگاه ويژه نبرد قرقيسيا در مين روايات، ميتوان ادعا كرد كه احتمال وقوع اين وقايع از بقيه حوادث مطرح شده در روايات بيشتر است.
12.آثار پيشيني قرقيسيا
همانطور كه ديديم قبول كردن يا قبول نكردن و عدم اعتقاد به وقوع جنگ قرقيسيا اثرخاصي را ايجاد نمينمايد.