|
بازسازی معبد و آیین قربانی |
|
|
|
۲۸ شهريور ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2 استفان سايزر ترجمه : ف.شفيعي عقيده به بازسازى معبد يهودى در مركز ستيزههاى مرتبط با ادعاى حق حاكميت يهود بر اورشليم و بسط و توسعه مرزهاى اسراييل تا مناطق تحت تسلط فلسطينيان قرار داشته و كاملاً مبتنى بر اجراى دقيق گفتههاى كتاب پيدايش (15:18) مىباشد. اين موضوع مربوط به حق تسلط ماست. او كه معبد شريف را تحت كنترل دارد، اورشليم را نيز كنترل مىكند. و او كه اورشليم را تحت كنترل دارد بر سرزمين اسراييل هم ناظر است.1 با مقايسه ساده حلقههاى متحدالمركز، مىبينيم كه سرزمين اسراييل نمايش دهنده حلقه بيرونى است. اورشليم حلقه ميانى و معبد حلقه مركزى مىباشد. اين سه حلقه مشمول برنامه زمانبندى توسعه اسراييل مىباشند كه حلقه خارجى آن در سال 1948 مطالبه شد، حلقه ميانى در سال 1967 و هماكنون حلقه داخلى در معرض شديدترين تهديدات قرار دارد.
اهميت معبد براى يهوديان و مسيحيان صهيونيست طى 19 قرن پيش تا كنون يهوديان مذهبى روزى سه بار اين دعا را مىكنند كه »آيا اينگونه رخ مىدهد كه معبد با سرعت هر چه بيشتر در زمان ما ساخته شود«. رونالد پرايس ادعا مىكند تورات »ملت يهود را ملزم به بازسازى معبد مىكند تا در هر زمان كه امكان آن فراهم شد به وظيفه خود عمل كنند.«2 در سال 1989 مجله تايم از يافتههاى يك سنجش گزارش داد كه نشان مىداد 18 درصد اسراييليان فكر مىكنند بيست سال بعد زمان ساخت معبد است.3 نظرسنجى عمومى مشابه ديگرى نيز در سال 1996 با سؤال از حق حاكميت بر معبد سليمان و بازسازى آن در اسراييل صورت گرفت. اين نظرسنجى نشان داد، 58 درصد اسراييليان در آن زمان از سازمان وفادار معبد و از بازسازى آن حمايت مىكردهاند. ظاهراً اين وسيعترين نمايش حمايت از يك سازمان در اسراييل بر سر موضوع بوده است. بالاترين درصد حمايت كنندگان جوانان اسراييلى هستند. يك جستوجوى ساده اينترنتى كلمه Temple Mount، بيش از 360/000 صفحه نمايش مىدهد. با اضافه كردن كلمه Christian مىبينيد كه هنوز 55/000 صفحه اطلاعات وجود دارد.4 از ميان مسيحيان معاصرى كه درباره بازسازى معبد سليمان مطلب نوشتهاند مىتوان به توماس آيس5، راندال پرايس6، گرنت جفرى7، هال ليندسى8، تيم لاهاى9 و ديوهانت10 اشاره كرد. جمع فروش كتب چاپ شده آنها از 70 ميليون نسخه در بيش از 50 زبان تجاوز مىكند. بنابراين، عقايد و نظريات اين افراد تأثيرگذار بوده و نمىتوان آنها را مطالب حاشيهاى و مبهم دانست. اين مطالب از سوى بعضى از بزرگترين كالجهاى الهيات و مؤسسات مربوط به تبليغات مذهبى به علاوه نسبت وسيعى از مسيحيان انجيلى و بنيادگراى سراسر جهان نوشته شدهاند. گريسهالسل تخمين مىزند 10 درصد آمريكاييها از اين جنبش حمايت مىكنند. مسيحيان و يهوديان صهيونيست، بر اين انديشه كه قبةالصخره مسلمانان بايد نابود شود، معبد سوم يهود ساخته گردد، روحانيون تقديس شوند و عمل قربانى دوباره پايهريزى شود با هم متحد شدهاند. به عقيده آنان تمام اين اعمال رخ دادن پيشگوييهاى كتاب مقدس و آمدن مسيح موعود را تضمين مىكند.
اساس انجيلى بازسازى معبد انديشه اهميت بازسازى معبد بر اين فرضيه مبتنى است كه پيشگوييهاى صريح كتاب عهد عتيق در مورد معبد هنوز تكميل نشدهاند و براساس برخى مأخذ كتاب عهد جديد، در صورتيكه با عقايد آيندهگرايى تفسير شوند وجود معبد يهودى درست پيش از بازگشت مسيح است.
معبد براى قربانى كردن بازسازى معبد بدون برپايى همزمان آيين قربانى دوران موسى(ع) بىمعناست. به عنوان مثال والورد براساس تعبير خود از سخنان دانيال نبى چنين ادعا مىكند: با قضاوت براساس كتب مقدس، عمل قربانى دقيقاً همان كارى است كه يهوديان انجام خواهند داد. جلوگيرى از انجام اين عمل غير ممكن است. انجام ندادن عملى كه در سال 70 ميلادى سنت بوده نه تفسيرى مستدل از متن كتب مقدس دارد و نه علت بازگشت عيسى(ع) است.11
زمان بازسازى بازسازى معبد در سال 1967 با گرفتن شهر قديمى اورشليم آغاز شد. هال ليندسى با اطمينان مىگويد: »همين حالا كه در حال مطالعه هستيد تداركات ساخت معبد سوم در حال فراهم شدن است.«
محل معابد گذشته يكى از مسائل حل نشده افراد علاقهمند به بازسازى معبد، تعيين محل آن است. سه تئورى در اين باره از سوى تاريخدانان و باستانشناسان ارائه شده. تئورى C توسط فادر بلارمينو بگاتى13، محقق وابسته به فرقه فرانسيس مقدس ارائه گرديد كه براساس يافتههاى باستانشناسى اوليه است. او استدلال مىكند معبد در گوشه جنوبى منطقه، نزديك محلى كه در حال حاضر مسجدالاقصى در آن مستقر است واقع بوده. آنها، براساس مرورى بر عملياتهاى انجام شده با اشعه فرو سرخ (مادون قرمز) بر روى معبد، ادعا مىكنند ممكن است ساختار زيرزمينى، وجود طاقها را در اين منطقه در جنوب قبةالصخره نمايان سازد. اگر روميان معبد خود را روى معبد ويران شده يهوديان ساخته باشند كه معمولاً سنتشان اينگونه بود، اين مكان، محل واقعى معبد مىباشد. تئورى پذيرفته شده ديگر (A) توسط آشركافمن14، فيزيكدانى در دانشگاه عبرانى ارائه شده. كاوشهاى وى براساس حسابهاى رساله ميشنا15 بخشى از تلمود (مجموعه قوانين شرعى و عرفى يهود) و محاسبات زواياى مسير ديد ميان كوه زيتون، محلى كه گوساله سرخ ظاهراً قربانى شده بود و حياط شرقى معبد، جايى كه محراب بزرگ قرار داشت، مىباشد. كافمن براساس اين محاسبات معتقد است معبد درشمال غربى منطقه، حدود 330 فوت دور از قبةالصخره واقع بوده. عمومىترين تئورى (B) كه از حمايت باستانشناسان سنتى و عوام برخوردار است اين مىباشد كه معبد در محل قبةالصخره واقع بوده و براساس شواهد فيزيكى باقىمانده، معابد اول و دوم هر دو زير قبةالصخره قرار داشتهاند. تئورى كافمن به طور فزاينده از سوى مسيحيان صهيونيست مورد توجه واقع شده.
چگونگى ساخت معبد چيم ريچمن سخنگوى مؤسسه معبد مىگويد برنامهها و نقشههاى معبد سوم چندين سال است وجود دارند. ساختمانهاى ديگر مربوط به معبد در حال برنامهريزى و ساخت هستند. براى مثال خاخام اشلومو گرون16 بر ساخت نسخه عينى ساختمان حياط بزرگ شادرين جديد17، در مجاور معبد شريف نظارت كرده است.
|