|
۰۱ مرداد ۱۳۸۲ |
اسماعيل شفيعي سروستاني
انقلاب اسلامي، نقطه عطف بزرگي در تاريخ حيات مردم اين سرزمين و تمامي ساكنان سرزمينهاي اسلامي بود. واقعهاي شريف كه زنگ تاريخ جديدي را به صدا درآورد. تاريخي به نام دين، بهنام خدا كه در ذات خود و با خود نقد بنيادين فرهنگ و تمدن استكباري را به همراه داشت. «موعود» ضمن بزرگداشت ياد و خاطره تمامي مردان و زناني كه طلايهدار اين نهضت بزرگ بودند و با ذكر نام بلند امام و رهبر اين انقلاب «حضرت امام خميني(ره)» كه اميدواري بزرگش پيوند اين نهضت با انقلاب جهاني امام عصر(ع)، بود اين شماره از مجله را به موضوع «پايان تاريخ» اختصاص داده است. عبارت «پايان تاريخ» به معني و مفهوم «پايان و سرنوشت حيات انسان» عمري به درازاي حيات بشر بر كرة خاك دارد. سؤالي كه ذاتي وجود آدمي است و گاه با نگراني و دلواپسي مطرح ميشود. اين سؤال همه آدميان است مشروط به آنكه لايههاي خاكستر غفلت و دم غنيمتداني و لذتطلبي آن را نپوشانده باشد. Eschatology به معني «پايانشناسي»، شاخهاي از الهيات است كه به موضوعات و مباحث مربوط به رويدادهاي نهايي تاريخ دنيا يا بشريت ميپردازد. خاستگاه و سرمنشأ اين امر (يعني فرجام تاريخ و حيات بشر) را به طور مشخص در ميان سه آئين اصلي يهوديت، مسيحيت و اسلام ميتوان جستجو كرد. موضوع «آخرالزمان» به معني پايان دوران جهان و آغاز قيامت كبري نيز در زمرة يكي از اين مباحث است كه همواره و در طي همة قرون و اعصار ذهن و زبان آدمي را در ميان همة اقوام، ملل و نحل به خود مشغول داشته است. جملة ملل در انتظار دوراني بودند كه در آن همة ناملايمات و تباهيها از عرصة حيات آدمي برچيده شده و زمينههاي بسط عدالت، آسودگي، آرامش و نعمت براي همه آفريدههاي خداوند فراهم ميشود. طي چند دهة اخير، رخدادها و وقايع گوناگوني زمينههاي گفتگوي فراگير دربارة «پايان تاريخ» را فراهم آورده است چنانكه امروزه اين انديشه در همة سطوح و در ميان عموم اقوام و ملل مطرح و جاري است. پايان هزاره دوم، بحرانهاي فراگير، به بنبست رسيدن فرهنگ و تمدن غربي و مأيوس شدن مردم جهان از دستيابي به عدالت از طريق ايدئولوژيهاي سياسي و بالاخره جاري شدن شرايط تاريخي ويژه و متفاوتي نسبت به چند قرن گذشته بر مقدورات و مقدرات انسان، زمينههاي گفتگوي رو به تزايد دربارة سرنوشت بشر و سرانجام او را فراهم نمود چنانكه اين موضوع دستمايه خلق بسياري از آثار فرهنگي و هنري شد و اذهان بسياري از فرهيختگان را بيش از پيش متوجه و متذكر «پايان تاريخ» به صورت عام و ظهور منجي و موعود منتظر به صورت خاص نمود. بيگمان حسب حوزههاي مختلف نظري و جريانهاي مختلف فرهنگي دريافتها و تفاسير گوناگوني از اين موضوع فراروي عموم مردم است. چنانكه رسانههاي عمومي گونههاي مختلف اين دريافتها را در هيأت فيلم، كتاب، مطبوعات و سرفصلهاي دروس آكادميك عرضه ميدارند. موضوع «پايان تاريخ» سؤالات مختلفي را متبادر به ذهن ميسازد: 1. آيا «پايان تاريخ» به معني پايان يافتن تاريخ تفكر و فرهنگ تمدن غربي است؟ و بشر الزاماً دير يا زود خود را جاري در جريان تاريخي جديد خواهد يافت؟ 2. آيا «پايان تاريخ» به معني پايان يافتن فرصت بشر براي سير و سفر در عرصة خاك و زيست اين جهاني است و بشر به زودي ناظر واقعه بزرگ «قيامت» خواهد بود؟ 3. آيا «پايان تاريخ» چنانكه ايدئولوگهاي نظام ليبرال سرمايهداري آن را تبليغ ميكنند به معني ظهور كاملترين و آخرين دستاورد فرهنگي و مدني در هيأت مدينه سرمايهداري امريكايي است و بشر ناگزير ميبايست دست از تلاش و كوشش برداشته و بدان تن دهد؟ 4. آيا «پايان تاريخ» به معني و مفهوم پايان عصر سياه عصيان و خودمداري است و به زودي منجي موعود همة اديان ظهور خواهد كرد. هر يك از پرسشها موضوع بحثهايي مفصل و جدي است كه از كنار آن به سادگي نميتوان گذشت. اهميت موضوع مورد بحث و نسبت آن با موضوع خاص «آخرالزمان» و «ظهور منجي» ما را بر آن داشت تا با درج سلسله مقالات و گفتوگوهايي كه جملگي حاصل تأمل و مطالعه جدي برخي از صاحبنظران حوزه دين و فرهنگاند مخاطبان خويش را به تأمل در اين باره فرا بخواند زيرا، مردم و به ويژه جوانان اين سرزمين بيش از همه مستعد پيگيري اين موضوعاند و حوادث گوناگون و جريانات سياسي و اجتماعي گستردهاي آنها را در حلقه خويش گرفتار آورده كه ناگزيرند با چشم باز و همراه با نوعي فرهيختگي به آنچه پيرامونشان ميگذرد بنگرند. درك درست اين امر همة ما و از جمله متوليان امور فرهنگي، سياسي و اجتماعي اين سرزمين را متذكر آن ميسازد كه با توجه به همة آنچه كه در عالم رخ ميدهد و با تأمل دربارة شرايط تاريخي ويژهاي كه بر حيات كل ساكنان كرة خاك سايه افكنده ميبايست دربارة اين سرزمين، ساكنان آن و مقصد و مطلوبي كه بايد براي رسيدن به آن از همه مقدورات خود استفاده كنند بينديشند و با گذر از صورتها متذكر حقيقت جاري در پهنة هستي شوند؛ شايد كه در وقت فرود پيك پي خجسته ايمان و رستگاري جملگي بيدار و مهيا باشيم. انشاءالله سردبير
ماهنامه موعود
سال ششم ـ شماره 36
|