|
۳۰ تير ۱۳۸۲ |
|
صفحه 2 از 2
پس ظاهراً حضور نظامي آمريكا در خليج فارس چندان ربطي به صدام و عراق و كويت ندارد؟ بله، حضور دائمي خودش را با «يامهدي» كنترل ميكند. به نكته خيلي مهمي اشاره كرديد، اين سبب شد من نكته خيلي مهمتري را عرض كنم. كساني كه اين مصاحبه را ميخوانند اصلاً اينجور برداشت نكنند كه يك فضاي مذهبي خاص دارد تمامي ابعاد سياسي جهان را براساس ديدگاههاي مذهبياش تفسير ميكند. واقعاً اين نيست. من حاضرم با افرادي كه در اين قلمرو ميگويند نظريات خاصي را داريم تحميل ميكنيم به بحث بنشينم. چرا من به نيويورك تايمز و فيلمهاي هاليوود و «يامهدي» استناد كردم؟ ميخواهم بگويم براساس مجموعه تحقيقات داريم اين نظريات را ذكر ميكنيم. صرفاً از يك ديدگاه مذهبي يا سياسي خاص نيست. براي اين نكته جالب شما من اشاره ميكنم به جريان قيام 1979 مكه، من متأسفانه اسم شخصي را كه با اسم مهدي در مسجدالحرام قيام كرد در ذهنم نيست. اصلاً موصاد به ياري فهد آمد، سه روز اصلاً مكه و مدينه در دست اينها بود و اينها ذكر كردند كه ما با اسم امام زمان داريم قيام ميكنيم. شما اين مسأله را داشته باشيد. انقلاب اسلامي ايران پيروز شد و دقيقاً مدت كوتاهي پس از پيروزي انقلاب اسلامي چنين اتفاقي در مكه و مدينه ميافتد. ميدانيد كه مكه و مدينه مركز جهان اسلام هستند. (در پرانتز هم اين نكته مهم را عرض كنم كه هيچ فكر كردهايد چرا تخريب مجسمه بودا با حج مسلمين همگام و همزمان شد؟ خيلي مهم است. همچنان كه رسانههاي ما روي جشن كريسمس در جهان توجه دارند يك اتفاق مهم جهاني دارد ميافتد. يك ميليون مسلمان دارند جمع ميشوند مكه، طبيعي است كه رسانهها زوم ميكنند، خبر ارائه ميدهند، فيلم تهيه ميكنند. جالب است بدانيد روزنامههاي ايران هفته پيش در ايّام عيد قربان تصويري را از مسجدالحرام در صفحه اول خودشان چاپ كردند و خيلي هم زيبا بود و از رويتر بود. همزمان با انعكاس اين عظمت اسلامي در مكه و مدينه تلويزيون CNN فيلم پخش ميكند كه دارند با آر.پي.جي مجسمة بودا را ميزنند. اينها همزمانياش واقعاً مسألهدار است و دارد آن را خنثي ميكند). در فيلم نوسترآداموس هم عظمت مسلمين را در مكه و مدينه نشان ميدهد. اينها سمبل وحدت عظمت و قدرت و هويت ما هستند و غرب ميداند كه هر اتفاقي ميافتد از آنجاست، اين يك مسأله. قيامي كه در مكه رفخ ميداد و متأثر از انقلاب اسلامي ايران بود. براي غرب خيلي مهم بود، براي غرب ميتوانست اين موضوع اينجور باشد كه مكه ميتواند مركز خيلي مسائل باشد. ضمن اينكه ميدانيم امام زمان، عليهالسلام، قيامشان را از آنجا شروع ميكند. آنچه كه شما فرموديد كاملاً درست است. او ميخواهد اولاً نيروي نظامياش يك سد بين ايران و عربستان باشد. سياست خارجي غرب در خليج فارس اين است كه نگذارد بين اين دو قدرت ائتلاف استراتژيك صورت بگيرد؛ از يك طرف هم نميخواهد تنازع باشد چون خيليها طرف ايران را ميگيرند و او مشروعيتش را ازدست ميدهد و تنازع بهنفع ماست. چون افكار عمومي دنياي اسلام با ماست و اگر اين افكار عمومي مواجه بشوند كه دشمن ايران عربستان است، خادمالحرمين مشروعيت خود را در دنياي اسلام ازدست ميدهد لذا شما نقشه را اينطور ببينيد كه اين نيروها حائل بين مكه و مدينه هستند، با ايران، ايراني كه پيام انقلابي دارد و آنجايي كه مشروعيت مذهبي دارد البته حرمين، نه حاكمانش و طبيعي است كه در چنين فضايي ميآيند در اينجا نيرو پياده ميكنند. نكتة ديگري هم هست، امام در سال 1359 سخنراني داشتند، در آن سخنراني كه پيرامون نيمه شعبان بود، فرمودند: «در تمام بشر كسي نبوده الا مهدي موعود، سلاماللهعليه، كه خداي تبارك و تعالي ذخيره كرده است براي بشر. هريك از انبياء كه آمدهاند براي اجراي عدالت آمدهاند و مقصدشان اين بود كه در همه جهان عدالت را اجرا كنند. لكن موفق نشدند بعد از انبيا و اولياي بزرگ از پدران حضرت موعود كسي نبوده است كه عدالت را اجرا بكند و اين يك موجودي است كه ذخيره شده است براي همچنين مطلبي». اين سخنراني وقتي پخش شد اولين جايي كه در كشورهاي عربي انعكاس داشت «الرأي العام» بود در كويت. پس از آن 40 مقاله يا فتوا صادر شد مبني بر تكفير حضرت امام به سه دليل كه مثلاً ايشان معتقد شده پيامبران عاجزند، توانايي امام زمان، عليهالسلام، فوق قدرت است. و تكميل شريعت، پس شريعت ناقص است و ايشان ميآيند و شريعت را تكميل ميكنند. غرب از اينجا هم پي برد كه مسأله مهدويت چيز بسيار خوبي است براي آنها كه بتوانند مسأله ايجاد كنند. مجموع اين برنامهها بهگونهاي نشان ميدهد غرب واقعاً دارد روي اين مسأله كار ميكند و حداقل يكي از اهداف استراتژيك حضور در خليج فارس ـ كه من يقين دارم ـ اين است.
ميزان پذيرش جهاني نسبت به بحث مهدويت چگونه است؟ آفرين. اين سؤال است. وقتي من در هند ميبينم «گوتمه» را طلب ميكنند، زرتشتيها كه معتقدند دنيا دارد تمام ميشود، زمان ظهور «سوشيانت» دارد ميآيد، در يهود و مسيحيت هم اين مسأله بسيار بالاست. پس انگيزهها و پتانسيل و پذيرش جهاني وجود دارد. لازم هم نيست كه ما بگوئيم شما بياييد جاي مسيح امام زمان ما را بشناسيد، بلكه امام زمان،عليهالسلام، را جوري مطرح كنيد كه مسيح زيرمجموعهاش بشود و بتواند به تمام نيازها پاسخ بدهد. اتفاقاً اگر بتوانيد در اينترنت سايت بزنيد و با جهان وارد مذاكره بشويد، ببينيد چقدر برايتان مطلب ميآيد. مجلة نيوزويك (News week) ، 23 آگوست 1999، گزارش ويژه دارد و يك جمله بسيار مهم What must be done? (چه بايد كرد؟) انسان به بحران رسيده و انساني كه به بحران برسد ناخودآگاه چشمش به آسمان است و آينده. رسالت شناساندن امام زمان، امام حسين و امام علي، عليهالسلام، به جهان كم از شناسايي آنها توسط خود ما نيست. منتهي نوع بيان بسيار مهم است.
رسانههاي ما در برابر اين مسأله چهكار ميتوانند بكنند؟ اولاً اين كاري كه شما كرديد و انشاءالله خود امام زمان، عليهالسلام، هم اجرش را بدهند، اميدوارم مسؤولان ما هم اهميت اين قضيه را احساس كرده باشند، بايد سيستمي در رسانههاي ما داشته باشد از كانال خود شما هم باشد. يك چيزي را مقابل خودتان نبايد بگويم و پشت سرتان گفتهام، دورادور كارتان را دارم تعقيب ميكنم، در كار شما صداقت و خلوص خاصي است، يعني دنبال نام و نان نيستيد، اين را آدم منصف متوجه ميشود. اگر بوديد دنبال خيلي كارها ميشد رفت. بستر كار هم همين است. سرمايه ما شيعيان اين است، بايد كمك بشود. شما با همين فضا فعلاً قضيه را پيش ببريد، بعد يك نماينده از صدا و سيما، يك نماينده از سازمان تبليغات اسلامي و وزارت ارشاد و حوزه هنري و ديگر جاهايي كه درگير اين مسألهاند بيايند و براي آنها جا بيندازيم، چرا غرب ماتريكس، آرماگدون و روز استقلال را ميسازد، صد تا فيلم ميتوانم معرفي كنم كه اينها دارند روي آينده كار ميكنند. اگر دارند كار ميكنند يعني مهم است. وقتي دارند «يا مهدي» را ميسازند يعني برايش مهم است. دقيقاً ما معادل آنكار، كار ارزشي و اثباتي بكنيم. اين نياز به يك تيم تخصصي دارد. ولي مهمتر از تيم، جا افتادن ضرورت كار است. يعني اين كار ضرورتش هنوز براي آقايان تعريف شده نيست و پي نبردهاند. حالا نميدانم كوتاهي ما بوده، آقايان وقت ندارند و به روزمرگي افتادهاند.
پينوشتها: 2. سوره بقره (2)، آيه 17: «مَثَلشان، مَثَل آن كسي است كه آتشي افروخت، چون پيرامونش را روشن ساخت، خدا روشنايي از آنان بازگرفت و نابينا در تاريكي رهايشان كرد.» 3. همان، آيه 19: «يا چون باراني سخت در ظلمت همراه با رعد و برق از آسمان فرود آيد، تا مباد كه از بانگ صاعقه بميرند، انگشتان خويش در گوشها كنند. و خدا بر كافران احاطه دارد مصاحبه ماهنامه موعود سال پنجم-شماره 26
|