|
۱۲ شهريور ۱۳۸۳ |
اشاره:
اين صفحه اختصاص به طرح پرسشها، شبهات و مسائلى دارد كه براى شما عزيزان مطرح شده و
يا در محيط خانواده، مدرسه يا محل كار شما از آنها صحبت به ميان آمده است. چه در
موضوع مهدويت و چه در ساير زمينه هاى اعتقادى و اخلاقى.
پس، دست به كار شويد و از همين حالا پرسشهاى خود را با ما در ميان بگذاريد. ما هم
سعى مى كنيم، پاسخهاى مناسبى به آنها بدهيم.
آيا امام زمان(ع از وقت ظهور خود آگاه اند؟
برادر عزيزمان آقاى اسماعيل بوالحسنى از اراك پرسيده اند:
»بنده و همه ما مى دانيم كه خداوند، تبارك و تعالى، همه چيز را مى داند و به همه
امور واقف است. سؤال اين است كه: آيا امام زمان (عج) نسبت به دقت دقيق ظهور خود
آگاهى دارند يا خير؟ ثانياً تعيين زمان دقيق ظهور چه حكمى دارد؟
با سپاس از نكته سنجى اين برادر عزيز، در پاسخ پرسش ايشان نكاتى را يادآور مى شويم:
1. تعيين وقت براى ظهور و فلسفه انتظار
انتظار منجى از سويى عاملى براى پايدارى و شكيبايى در برابر سختيها و مشكلات عصر
غيبت و از سويى ديگر عاملى براى پويايى و تحرك شيعيان و آماده باش هميشگى آنان است.
براساس تعاليم ائمه معصومين(ع) منتظر بايد هر لحظه آماده ظهور باشد و زندگى خود را
چنان سامان دهد كه هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفت بتواند با سربلندى در
پيشگاه حجت خدا ظاهر شود.
به عبارت ديگر انتظار ظهور حجت در آينده اى نامشخص هم بيم دهنده و هم نويدبخش است.
بيم دهنده است؛ زيرا منتظر با خود مى گويد شايد همين سال، همين ماه و يا همين روز
ظهور رخ دهد پس بايد آماده حضور در پيشگاه حجت خدا و ارائه اعمال خود به آن حضرت
باشم. و اميدبخش است؛ چرا كه منتظر مى انديشد شايد در آينده اى نزديك ظهور رخ دهد و
سختيها و مشكلات او به پايان برسد و لذا بايد پايدارى و مقاومت ورزيد و تسليم
جريانهايى نشد كه در پى غارت سرمايه هاى ايمانى و اعتقادى اند.
با توجه به مطالب ياد شده، مى توان گفت كه تعيين زمان براى ظهور برخلاف مفهوم و
فلسفه انتظار است و چه بسا منتظر را به سستى و يا نااميدى بكشد؛ زيرا وقتى گفته شود
كه تا فلان زمان مشخص، هر چند آينده اى نه چندان دور، ظهور به وقوع نخواهد پيوست،
ما به طور طبيعى دچار سكون و ركود مى شويم و به اين بهانه كه هنوز تا ظهور فاصله
داريم؛ از به دست آوردن آمادگى لازم براى ظهور خوددارى مى كنيم.
از سويى ديگر اگر ظهور به هر دليل در زمانى كه به ما وعده داده شده رخ ندهد ما دچار
نااميدى و يأس مى شويم و چه بسا كه در اصل اعتقاد به ظهور منجى آخرالزمان نيز دچار
ترديد شويم. اين نكته اى است كه در روايات نيز مورد توجه قرار گرفته است.
از جمله در روايتى كه فضيل بن يسار از امام محمد باقر(ع) نقل كرده، آن حضرت در پاسخ
اين پرسش كه »آيا براى اين امر (برخاستن قائم(ع))، وقت (مشخص) وجود دارد، فرمود:
كسانى كه براى اين امر وقت تعيين مى كنند، دروغ مى گويند (آن حضرت سه مرتبه اين سخن
را تكرار كرد و آنگاه فرمود:) زمانى كه موسى(ع) قومش را براى رفتن به قرارى كه با
پروردگارش داشت ترك كرد، به آنها وعده داد كه تا سى روز ديگر برمى گردد، اما زمانى
كه خداوند ده روز ديگر بر آن سى روز افزود، قومش گفتند: موسى خلاف وعده كرد پس آن
كردند كه كردند...1
داستان ارتداد قوم يهود و گوساله پرست شدن آنها در پى تأخير ده روزه حضرت موسى در
تاريخ مشهور است و اين هشدارى است به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
آنچه در روايات امام باقر(ع) در مورد فلسفه تعيين نشدن وقت ظهور آمده بود، به بيانى
ديگر در روايتى كه از امام موسى كاظم(ع) نقل شده، آمده است. آن حضرت در اين زمينه
مى فرمايد:
اگر به ما گفته مى شد: اين امر [ظهور قائم] تا دويست سال و يا سيصد سال ديگر واقع
نمى شود؛ دلها سخت مى شد و بيشتر مردم از اسلام برمى گشتند. اما گفته اند: اين امر
چه با شتاب پيش مى آيد و چه نزديك است! تا دلهاى مردم الفت گيرد و فرج نزديك احساس
شود.
بنابراين همه بايد تلاش خود را متوجه اصل قضيه انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم،
حفظ شادابى و سرزندگى انتظار در آنها و يادآورى وظايف منتظران كنند و از پرداختن به
موضوع زيان ظهور و تعيين وقت براى تان خوددارى نمايند2.
2. ظهور ناگهانى فرا مى رسد
در بسيارى از رواياتى كه از پيامبر گرامى اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، اين
نكته مورد تأكيد قرار گرفته كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهانى و غير منتظره
فرامى رسد. از جمله در روايتى كه امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوارش از پيامبر
اكرم(ص) نقل مى كند چنين آمده است:
به پيامبر(ص) عرض شد: اى رسول خدا آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مى كند؟ آن
حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. »تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد
آشكارش مى سازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر
شما نيايد«3و4.
امام باقر(ع)، نيز در تفسير اين آيه شريفه:
آيا چشم به راه چيزى جز آن ساعتند كه ناگاه و بى خبرشان بيايد؟5
مى فرمايد:
مراد از ساعت، ساعت [قيام] قائم(ع) است كه ناگهان برايشان بيايد6.
حضرت صاحب الامر(ع) نيز در يكى از توقيعات خود بر اين نكته تأكيد مى ورزند كه ظهور
ناگهانى و دور از انتظار فرا مى رسد:
فرمان ما به يكباره و ناگهانى فرا مى رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براى كسى سودى
ندارد و پشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نمى بخشد7.
اين دسته از روايات از يكسو هشدارى است به شيعيان كه در هر لحظه آماده ظهور حجت حق
باشند و از سويى ديگر تذكرى به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
3. نهى از تعيين وقت براى ظهور
چنانكه گفته شد؛ تعيين وقت براى ظهور جايز نيست و براساس روايات معصومين(ع) ما
وظيفه داريم كسانى را كه به تعيين وقت براى ظهور مى پردازند تكذيب كنيم. در اينجا
براى آشنايى شما عزيزان به برخى از اين روايات اشاره مى كنيم.
امام صادق(ع) در روايتى خطاب به محمدبن سلم مى فرمايد:
اى محمد! هر كس براى تو خبرى از ما درباره تعيين وقت [ظهور] نقل كرد در تكذيب او
درنگ نكن؛ زيرا ما [اهل بيت] براى هيچ كس وقت ظهور را تعيين نكرده ايم8.
در روايات ديگرى وقتى »مهزم« به امام صادق(ع) عرض مى كند:
فدايت شوم، در مورد اين امرى كه ما در انتظار آنيم، مرا آگاه كنيد كه چه زمانى واقع
مى شود؟
آن حضرت مى فرمايد:
اى مهزم! آنان كه [براى اين امر] تعيين وقت مى كنند دروغ مى گويند و آنها كه [در
اين امر] شتاب مى كنند نابود مى شوند و كسانى كه تسليم مى شوند نجات مى يابند9.
همچنين در توقيعى كه از ناحيه مقدسه صاحب الزمان(ع) در پاسخ به پرسشهاى »اسحاق بن
يعقوب« وارد شده چنين مى خوانيم:
اما آشكار شدن فرج، به اراده خداوند است و آنان كه [براى ظهور] وقت تعيين مى كنند
دروغ مى گويند10.
توجه به روايات ياد شده به خوبى اين نكته را بر ما روشن مى سازد كه ما نه تنها حق
نداريم به استناد برخى رويدادهاى اجتماعى و يا حوادث طبيعى به پيش بينى زمان ظهور و
تعيين وقت براى آن بپردازيم؛ بلكه بر ما لازم است كه ادعاى كسانى را كه مدعى دانستن
زمان ظهورند تكذيب كنيم و جلوى نشر اين گونه ادعاها را بگيريم.
فلسفه اين حكم نيز روشن است؛ شما تصور كنيد اگر هر از چندى زمانى براى ظهور تعيين
شود و ظهور به وقوع نپيوندد چه پيش خواهد آمد. آيا مردم رفته رفته نااميد نمى شوند
و اعتقاد خود را نسبت به اصل انديشه مهدويت و ظهور منجى از دست نمى دهند؟!
4. زمان ظهور، رازى از رازهاى خدا
براساس آنچه تاكنون بيان شد اين احتمال كه زمان ظهور را تنها خداوند، تبارك و
تعالى، مى داند تقويت مى شود و مى توانيم بگوييم: حضرت مهدى (ع) نيز منتظر روزى
هستند كه با اذن خداوند حركت نجات بخش خود را آغاز كنند. اما از برخى ديگر از
روايات چنين برمى آيد كه خداوند، زمان فرا رسيدن امر فرج را چون بسيارى ديگر از
رازهاى آفرينش براى پيامبر خود حضرت محمد(ص) آشكار ساخته و آن حضرت نيز آن را براى
وصىّ خود امير مؤمنان(ع) و ايشان نيز آن را براى فرزندشان امام حسن مجتبى(ص) و...
همينطور هر امام براى امام پس از خود آشكار ساخته است. ولى آنها اجازه آشكار ساختن
آن را براى ديگران ندارند.
در قسمتى از وصاياى امام صادق(ع) به ابوجعفر محمدبن نعمان، معروف به »مؤمن الطاق«
با اشاره به زمان فرا رسيدن امر فرج چنين آمده است:
اى فرزند نعمان! عالم (امام) نمى تواند از همه آنچه كه مى داند، تو را آگاه سازد؛
زيرا آن [زمان] راز خداست كه خداوند آن را به جبرئيل(ع)؛ جبرئيل(ع) آن را به
محمد(ص)؛ محمد(ص) آن را به على(ع)؛ على(ع) آن را به حسن(ع)؛ حسن(ع) آن را به
حسين(ع)؛ حسين(ع) آن را به على(ع)؛ على(ع) آن را به محمد(ع)؛ و محمد(ع) آن را به
ديگرى [امام ششم] عرضه داشته است. پس شتاب مكنيد...11.
همچنين در روايت ديگرى كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده آن حضرت در پاسخ يكى از
ياران خود كه مى پرسد: »كاش به ما مى فرموديد اين امر (ظهور امام مهدى(ع)) چه زمانى
خواهد بود تا به آن خبر شادمان شويم« مطالبى را بيان مى كنند كه از آنها استفاده
مى شود كه ايشان وقت ظهور را مى دانند اما بنابر مصالحى از بيان آن خوددارى
مى كنند.12
بنابراين در مورد اين مطلب كه آيا امام زمان(ع) از زمان ظهور خود آگاه است يا خير
اظهارنظر قطعى و صريحى نمى توان كرد و هر دو احتمال از روايات قابل استفاده است.
سخن آخر اين كه براساس روايات قطعى و ترديدناپذير، وظيفه ما انتظار فرج، نزديك ديدن
ظهور و كسب آمادگى كامل براى فرا رسيدن اين روز فرخنده است. بنابراين بايد بسيار
مواظب بود و اجازه نداد كه اصل موضوع »انتظار فرج« به عنوان ارزشمندترين سرمايه
اعتقادى شيعه با طرح مباحث فرعى و حاشيه اى چون زمان ظهور، نحوه زندگى حضرت در زمان
غيبت و... مورد بى توجهى يا كم توجهى قرار گيرد و از وظايف اصلى منتظران در زمان
غيبت، غفلت شود.
امام مهدى(ع) از ما چه انتظارى دارند؟
خواننده خوب موعود، برادر عزيز آقاى رحمت اللَّه حصارى از كرمان پرسيده اند:
در بسيارى از مقاله ها و كتابهايى كه در زمينه وظايف منتظران نوشته شده اند، صحبت
از اين شده كه ما بايد در زندگى خود آن گونه سخن بگوييم و رفتار كنيم كه امام
مهدى(ع) مى پسندند و يا زندگى خود را آن گونه سامان دهيم كه آن حضرت مى خواهند. حال
پرسش اين است كه: از كجا مى توان فهميد كه امام زمان(ع) از ما چه مى خواهند و چه
كارى را مى پسندند؟
در پاسخ اين سؤال خوب است كه دو نكته را يادآور شويم:
1. امام زمان(ع) ادامه دهنده راه پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) است:
از آنجا كه به اعتقاد ما همه امامان معصوم(ع) مفسران كتاب خدا و بيان كنندگان سنت
رسول خدا(ص) هستند، رضايت و خشنودى امام زمان(ع) در چيزى جز آنچه كه در كتاب خدا
آمده يا در كلمات رسول خدا(ص) و ديگر امامان معصوم(ع) به آن اشاره شده نيست. به
بيان ديگر اگر كسى به همه تكاليف و وظايفى كه در قرآن و روايات معصومين(ع) به آنها
امر شده عمل كند و از همه محرمات و گناهانى كه در اين دو منبع الهى از آنها نهى
شده، دورى جويد خواهد توانست كه رضايت امام عصر(ع) را چنان كه بايد و شايد به دست
آورد.
2. امام زمان(ع) به عوامل خرسندى و ناخرسندى خود اشاره كرده اند:
در احاديث، زيارتها و دعاهايى كه در طول دوران غيبت صغرا و پس از آن به صورت توقيع
و يا به صورتهاى ديگر از امام مهدى(ع) براى ما به يادگار مانده است به صراحت تمام
آنچه كه موجب خرسندى يا ناخرسندى آن حضرت مى گردد بيان شده و چگونه عمل كردن، چگونه
سخن گفتن و چگونه انديشيدن به ما آموخته شده است. از اين رو با مراجعه به مجموعه
ارزشمند يادگارهاى آن حضرت و تأمل و تدبر در آنها مى توان به راحتى هدايت را از
گمراهى و صراط مستقيم را از كژراهه ها باز شناخت13.
براى روشن تر شدن موضوع، خوب است كه نگاهى داشته باشيم به يكى از اين يادگارهاى
گرانقدر امام عصر(ع)؛ يعنى دعاى معروفى كه با جمله »أللّهمّ ارزقنا توفيق
الطاعة...« شروع مى شود و در اوايل مفاتيح الجنان نيز آمده است.
در اين دعاى كوتاه و مختصر، امام مهدى(ع) همه آنچه را كه شايسته است ما خود را
بدانها آراسته يا از آنها پيراسته سازيم در قالب درخواست از خدا بيان كرده و به
صورت غير مستقيم به ما فهمانده اند كه به عنوان حجت خدا، چه انتظارى از ما دارند و
چگونه شيعه اى را براى خود مى پسندند.
با هم قسمتهايى ازاين دعا را مى خوانيم:
بار خدايا! توفيق فرمانبردارى، دورى از گناهان، درستى و پاكى نيت و شناخت حرامها
را، روزى ما فرماى. و ما را به راهنمايى و پايدارى گرامى دار و زبان ما را در
درست گويى و گفتار حكيمانه استوار ساز و دل ما را از دانش و معرفت سرشار كن و درون
ما را از حرام و مال شبهه ناك پاكيزه گردان و دست ما را از ستمگرى و دزدى بازدار و
چشم ما را از فجور و خيانت بپوشان و گوش ما را از شنيدن سخن بيهوده و غيبت بربند
و... .
در ادامه اين دعا، امام عصر(ع) صفات و ويژگيهايى را كه شايسته عالمان، دانش پژوهان،
پيران، جوانان، زنان، توانگران، تنگدستان، جنگ جويان، حكمرانان و... است
برمى شمارند و از خداوند مى خواهند كه به هر يك از اين گروهها و اقشار اجتماعى صفات
و ويژگيهايى را كه شايسته آنهاست عطا فرمايد.
بياييد يك بار اين دعا را با ديد كسى كه مى خواهد بداند امامش از او چه انتظارى
دارد مرور كنيد تا ببيند آيا مى توانيد با استفاده از اين دعا بفهميد كه امام
عصر(ع) به طور خاص از شما چه توقع و انتظارى دارند؟!
پى نوشتها:
1. محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج1، ص369-368.
2. همان، ص369، ح 6.
3. سوره اعراف (7) آيه 187.
4. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص373.
5. سوره زخرف (43) آيه 66.
6. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 24، ص164، ح4.
7. همان، ج 53، ص176.
8. شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص262.
9. محمد بن يعقوب كلينى، همان، ص368، ح2.
10. شيخ صدوق، همان، ج2، ص483، ح4.
11. محمدباقر مجلسى، همان، ج75، ص289، ح2.
12. ر.ك: محمدبن يعقوب كلينى، همان، ج8، ص362، ح552.
13. براى مطالعه سخنان امام عصر(ع) ر.ك: محمد خادمى شيرازى، مجموعه سخنان، توقيعات
و ادعيه حضرت بقيةاللَّه؛ جواد قيومى اصفهانى، صحيفة المهدى(ع)؛ سيد مرتضى مجتهدى،
صحيفه مهديه؛ الشيخ محمد الغروى، المختار من كلمات الإمام المهدى، 3ج.
موعود شماره 45
|