چنانچه اشاره شد هاليوود در اين سالها به مضامين مسئلهدار و از جهت تجاري موفقيتآميز ميپرداخت. سينماي علمي ـ تخيلي يكي از گونههاي معروف آن زمان بود كه با صرف هزينه اندك ميتوانست محمل مناسبي براي تبيين مسئله انرژي هستهاي باشد. سوژهاي كه در عصر اتم مطرح بود جنبههاي منفي استفاده از انرژي اتمي يعني بمب اتم بود. هاليوود از همان آغاز قصد داشت به همه بگويد كه وارد اينگونه آزمايشات نشوند زيرا در نهايت موجب نابودي خود و كره زمين خواهند شد. به اين ترتيب تخريب و نابودي به واسطه انرژي اتمي و بمب اتم در رأس برنامههاي توليدي هاليوود قرار گرفت و از طريق درونمايههاي مناسب با فيلمهاي علمي ـ تخيلي به تماشاگران ارائه شد. كار به نحوي ارائه ميشد كه تماشاگر از طريق فيلم تهديد بزرگ و خطرناكي را از سوي دانش و دانشمندان احساس كند.
... گفتيم كه فرجام جهان از ديدگاه هاليوود اصولاً براساس دو موضوع مطرح گرديده است: يكي آنكه بشر به دليل پرداختن به انرژي هستهاي و در نهايت بمب اتمي، باعث نابودي حيات در كرة زمين خواهد شد و ديگر آنكه سينماي امريكا اين عقيده را در فيلمهايش دنبال ميكند كه يك برخورد نهايي بين نيروهاي شر و كافر ـ يعني اعراب و مسلمين ـ عليه مسيح موعود و كشور بزرگ اسرائيل به نابودي و تخريب آكثر شهرهاي جهان منجر خواهد شد. كه همان مسئلة «آرمگدون» مورد نظر بنيادگرايان انجيلي امريكا است.
به دنبال اين بحث نگاهي داشتيم به كشف بمب اتم، نقش دانشمندان يهودي كه در نهايت به دوران جنگ جهاني دوم رسيديم. در سال 1945 م. آزمايش انفجاري نخستين بمب اتمي در ايالات نيومكزيكو انجام شد و در ماه آگوست همان سال شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي توسط بمب اتمي بمباران شدند و جنگ جهاني دوم خاتمه يافت و امريكا در واقع قدرت خود را به شوروي سابق هم نشان داد. بعدها بحث بر سر خطر استفاده از دانش هستهاي در مجامع بينالمللي مطرح گرديد ولي ساير كشورها نيز به چنين آزمايشاتي دست زدند.
- سينماي هاليوود بين سالهاي 1930 تا 1949
كشور ايالات متحده در فاصله سالهاي 1930 و 1945 ابتدا يك ركود اقتصادي حاد و سپس در سالهاي جنگ جهاني دوم بهبود اقتصادي درخشاني را از سر گذراند كه به همان اندازه بزرگ بود. درسالهاي اوليه دهه 1930 درآمد اكثريت مردم به حدي بود كه تنها به هزينه ضروريترين مايحتاج زندگيشان ميرسيد. قيمتها در بورس سهام به پايينترين سطح خود رسيدند.
«فرانكلين روزولت» در انتخابات رياست جمهوري فاجعه بحران اقتصادي را به گردن رئيسجمهور قبلي يعني «هربرت هوور» انداخت و پيروز شد. دولت روزولت گامهايي براي رونق دادن به اقتصاد كشور برداشت «دولت بهبودي ملي» كه در سال 1933 تشكيل شد به فعاليتهاي شركتهاي بزرگ مانند تشكيل تراستها و اليگوپولي كه هر دو در اختيار يهوديان بودند به ديده اغماض نگريسته و در عين حال با اتحاديههاي كارگري هم با مداراي بيشتري رفتار كرد. هر دو سياست بر هاليوود تأثير جدي داشت. اين بهبود اقتصادي ناموزون بود و بحران ديگري را در سالهاي 38ـ1937 به وجود آورد. با دخالت دولت در امور اقتصادي ركود اقتصادي پايان يافت جنگ جهاني دوم در اروپا آغاز شد ولي امريكا تا حمله ژاپن به پرلهارپر در تاريخ 7 دسامبر 1941 بيطرف ماند. از نوامبر 1939 شركتهاي تسليحاتي اجازه يافتند كه محصولات خود را در خارج از كشور بفروشند. امريكا در سال 1941 وارد جنگ شد ولي در آن زمان 3 ميليون بيكار در كشور وجود داشت.
جنگ باعث توسعه اقتصاد در ايالات متحده گرديد. قدرت خريد و سطح زندگي به ظاهر بالا رفت. كمبود كالا وجود داشت ولي بيشتر صنايع، فروش خود را غالباً به ميزان 50 درصد يا بيشتر افزايش دادند. با افزايش بينظير ميزان حضور مردم در سينماها، صنعت سينما هم از رونق زمان جنگ بهرهمند شد.
منتقدان سينمايي در دوران پس از پايان جنگ جهاني دوم در پي يافتن نشانههايي از بلوغ و كمال هنري و اجتماعي در هاليوود بودند. بعضي از آنها به اين نتيجه رسيدند كه طي سالهاي 1946 و 1947 توليد فيلمهاي ژورناليستي نيمه مستند و اجتماعي در هاليوود افزايش چشمگيري يافته بود. واردات غله از كشورهاي اروپايي به ويژه آثار نئورئاليسم ايتاليا تأثيري بسيار داشت.
استفاده از بازيگران آماتور كه كارشان را به اندازة حرفهايها خوب ارائه كردند و در لوكيشنهاي واقعي و نه در مكانهاي مصنوعي ساخته شده بودند در سينماي امريكا كه تا آن زمان تابع سيستم استوديويي بود، بسيار تأثير گذاشت. در غالب فيلمهاي داستاني از تمهيدات مستند، مانند فيلمبرداري در لوكيشن (مكان واقعي وقوع داستان) و ارجاعات به گنجينة غني موضوعات واقعي، استفاده ميشد.
هاليوود در همين دوران يعني بين سالهاي 1945 تا 1949 اقدام به توليد مجموعهاي از فيلمهاي مسئلهدار موفقيتآميز از حيث تجاري نمود كه با مسائل حساسي چون تبعيض نژادي و اجتماعي عليه سياهان و يهوديان سروكار داشتند. البته انتظار نبود كه اين گرايشها و سمتگيريها به حد كمال رسيده و در نهايت قادر به تأثيرگذاري بر فرهنگ سينمايي امريكايي باشند.
در سال 1945 نشانههاي فراواني كه از تغييرات سياسي حكايت ميكردند، مشاهده شده بود. دو سال پيش از اين تاريخ هنگامي كه اتحاديههاي هاليوود براي برگزاري كنگرة نويسندگان به منظور كمك به امور جنگي به دانشگاه كاليفرنيا ملحق شدند، تماسهاي آنها از جانب مطبوعات و از جانب يكي از كميتههاي كنگره به عنوان «يك توطئه كمونيستي» مورد حمله قرار گرفت و هنگامي كه چارلي چاپلين در يك سخنراني در نيويورك خواستار گشايش جبهة دوم در اروپا شد، از طريق هاليوود و در سراسر كشور مورد نكوهش قرار گرفت.
از سال 1944 تا آخر دهه 1940 بيش از نيمي ازكل محصولات هاليوود مستقيماً با جنگ ارتباط نداشت. با ادامه جنگ در توليد فيلمهاي جنايي كه به نمايش جنايت، سكس و نوشخواري ميپرداختند، نوعي افزايش پديد آمد. ساخت فيلمهاي مذهبي نيز رو به گسترش بود. در سال 1946 هر هفته در امريكا حدود نودميليون بليط سينما فروخته ميشد، به طوري كه هاليوود موفقترين سال خود را سپري كرد. در سال 1947 نيز «كميته فعاليتهاي غيرامريكايي» براي بررسي نفوذ كمونيستها در هاليوود تشكيل شد و فهرست سياهي از افراد مظنون تهيه گرديد. و بالاخره در سال 1948 تلويزيون به عنوان يك تهديد جدي براي صنعت سينما رو به گسترش نهاده بود.