spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
مسيح يهودى و فرجام جهان-5 چاپ پست الكترونيكي
۱۲ شهريور ۱۳۸۳
رفتن به
مسيح يهودى و فرجام جهان-5
صفحه 2
صفحه 3
مسيحيت سياسى و اصول‏گرا در آمريكا
رضا هلال
مترجم: قبس زعفرانى


اشاره :
در قسمت قبلى نويسنده به بررسى رابطه »مسيح يهودى آمريكايى و صهيونيسم« پرداخت و نشان داد كه چگونه جنبش صهيونيسم توانست در قاره نوپيداى آمريكا براى خود جايگاهى پيدا كند. در اين قسمت نويسنده به بررسى نقش سرمايه‏داران و سياستمداران آمريكايى در تأسيس دولت يهود (اسرائيل) مى‏پردازد.

ويليام بلاكستون
»ويليام بلاكستون« (1935-1841م.) ثروتمند، جهانگرد و بشارت دهنده افوانجيلى و يكى از مهم‏ترين شخصيتهاى مسيحى، صهيونيستى آمريكايى است كه اين جنبش را تأسيس كردند.
ويليام بلاكستون در خانواده‏اى مسيحى و پيرو كليساى مكتبى به دنيا آمد... از همان كودكى شيفته خواندن عهد قديم و پيگيرى پيشگوييهايى بود كه در اين كتاب درباره ظهور مسيح ذكر شده بود. او كه با ساخت و ساز و سرمايه‏گذارى در اين زمينه، ثروت هنگفتى به‏دست آورده بود، اعتقاد داشت، اين ثروت بى‏جهت به او داده نشده، به همين دليل مسئوليت فراهم ساختن زمينه‏هاى ظهور مسيح را برعهده گرفت.
با توجه به موارد ياد شده، رهبرى جنبشى را كه هدف آن بازگرداندن يهود به فلسطين قبل از ظهور مسيح بود، عهده‏دار شد. بلاكستون فعاليتهاى خود را با نوشتن كتاب يسوع مى‏آيد كه در سال 1878م. منتشر شد، آغاز كرد. كتاب ياد شده تأثير بسيار زيادى بر پروتستانيسم اوانجيلى آمريكا گذاشت. اين كتاب - كه بيش از يك ميليون نسخه از آن به فروش رسيده و به 4800 زبان از جمله زبان عبرى ترجمه شده است - تبديل به يكى از مهم‏ترين كتابهايى شد كه آرمان‏گرايى صهيونيستى را درچارچوب اعتقاد به عصر هزاره خوشبختى منعكس مى‏كرد و حتى مى‏توان گفت، بيش از هر كتاب ديگرى كه در زمينه بازگشت مسيح منتشر شده، به اين موضوع پرداخت. همانگونه كه اين كتاب، بيش از هر كتاب ديگرى كه طى ده سال پيش در زمينه ظهور مسيح به چاپ رسيده بود، توانست توجه رهبران و روحانيون مسيحى را به بازگشت مسيح جلب كند. از جمله اين افراد مى‏توان به »ملويل فولر« قاضى بزرگ و استاندار ايالتها و نماينده كنگره آمريكا اشاره كرد.در ميان اين افراد روحانيون پروتستان، كاتوليك، سرمايه‏داران و سياستمدارانى از قبيل »دى‏پونت«، »مورگان«، »جان راكفلر«، »ويليام راكفلر«، »راسل زيگ« و »چارلز اسكوبنر« نيز به چشم مى‏خوردند.1
بلاكستون در سال 1888 به همراه دخترش جهت زيارت سرزمين مقدس به فلسطين مسافرت كرد و حاصل زيارتش توليد وزايش شعارى بود كه بعدها صهيونيسم يهودى از آن استفاده‏هاى نادرست بسيارى كرد و در وجدان غرب رسوخ نمود. بنا به گفته او »اين پديده نادر و خلاف قاعده كه سرزمين فلسطين سرزمينى بدون ملت است به جاى اين‏كه به ملتى بدون سرزمين داده شود اين‏گونه به حال خود رها شده است« او و دخترش را شگفت‏زده نموده است.
در سال 1891، بلاكستون »درخواستى« براى »بنيامين هاريسون«، رئيس‏جمهور آمريكا نوشت و در آن از او خواست، جهت بازگرداندن يهوديان به فلسطين وارد عمل شود. او اين درخواست را به امضاى 413 تن از شخصيتهاى برجسته مسيحى آمريكا رساند. در ميان اين افراد، امضاى بزرگ خاندان راكفلر در آن زمان؛ يعنى »جان راكفلر« و بزرگ قضات دادگاه عالى و رئيس مجلس نمايندگان و بسيارى از نمايندگان مجلس سنا و مسئولان تحريريه تعدادى از روزنامه‏هاى بزرگ و مشهور آمريكا نيز ديده مى‏شد.
در درخواست بلاكستون آمده بود:
... با توجه به تقسيم زمين توسط خداوند ميان ملل، فلسطين »وطن قومى يهود« و سرزمين غير قابل تصرف باقى مى‏ماند. سرزمينى كه يهود از آن ددمنشانه بيرون رانده شدند. هنگامى كه آنها در آن كشت و زرع مى‏كردند، فلسطين سرزمين حاصلخيزى بود كه ميليونها نفر از بنى‏اسراييل در آن زندگى مى‏كردند و با عرق جبين خويش دره‏ها و دشتها و دامنه كوههايش را زير كشت مى‏بردند. آنها به همان اندازه كه ملتى بازرگان و تاجرانى بزرگ بودند، كشاورز و مولد نيز بودند و مركز دين و تمدن به شمار مى‏آمدند. بنابراين چرا كشورهاى قدرتمند كه بلغارستان را به بلغارها و صربستان را به صربها واگذار كردند، مسئوليت بازگرداندن فلسطين به يهوديان را برعهده نمى‏گيرند...؟!.2
افزايش بى‏رويه مهاجرت يهوديان روسى به ايالات متحده كه از سال 1881 آغاز شده بود، شرايطى بود كه بلاكستون جهت نوشتن و ارائه درخواستش از آن استفاده كرد.
به همين دليل، ملاحظه مى‏كنيم، بلاكستون در درخواست خويش به دو گرايش به‏وجود آمده نزد آمريكاييان اشاره مى‏كند؛ اولين گرايش، اعتقاد به لزوم ارسال يهود به فلسطين و دومين گرايش، ترس از ورود بى‏رويه يهوديان به آمريكا. اين عقيده آنجا در افكار و انديشه‏هاى آمريكاييان نفوذ نمود كه عقيده فراهم ساختن زمينه‏هاى برپايى اسراييل، در واقع فراهم ساختن زمينه اقتدار و عظمت آمريكا تلقى گرديد. آمريكايى كه خداوند آن را مبارك خواهد گرداند، البته به شرط آن‏كه از يهوديان حمايت كند.
در اين زمينه، بلاكستون در درخواست خود به رئيس‏جمهور هاريسون، به بخشى از عهد قديم كه در آن به شاه پارس »كوروش« كه ياد شده، استناد كرد؛ كسى كه اشعيا او را »مسيح خداى يهوه« ناميد و گفت كه يهوه »مسيح خويش«، كورش را مبارك گرداند؛ كسى كه دستش را گرفت و در مقابل او مللى را كه سرور و آقاى خويش بودند، خوار و پست گرداند و به زانو درآورد... تمام ملل را مقابلش نابود كرد و جنگهايش را با پيروزى همراه ساخت و نگذاشت دروازه‏ها به رويش بسته شود و ذخاير نهفته و تمام گنجهاى مخفى زير زمين را به او بخشيد.«3
بلاكستون قصد داشت، با استناد به عهد قديم، هاريسون را تبديل به مسيح، خداى جديد نمايد؛ بسان كوروش كه مى‏خواست خواست الهى را محقق كند و فلسطين را به يهوديان بازگرداند.
هاريسون به دريافت درخواست بلاكستون اعتراف كرد، اما با وجود اين‏كه وعده داده بود به آن »توجه كند«، نتيجه قابل توجهى از آن حاصل نشد. اما وزارت امور خارجه آمريكا، نامه‏اى اعتراض‏آميز براى دولت روسيه فرستاد و در آن عنوان كرد، ورود بى‏رويه يهوديان مستمند به آمريكا، »اقدام خودسرانه و نسنجيده‏اى« است كه دولت روسيه دست به آن مى‏زند و باعث مى‏شود »لطف و بخشش مردم - تبديل به بار سنگينى شود كه بر دوش آنها سنگينى مى‏كند«4. يادداشت وزارت امور خارجه آمريكا پيرامون وساطت اين كشور براى يهوديان روسيه، فقط به‏خاطر انگيزه‏اى مسيحى - صهيونيستى صورت نمى‏گرفت، بلكه انگيزه عدم تمايل دولت آمريكا در به دوش كشيدن بار يهوديانف بيرون رانده شده از روسيه نيز موردنظر بود.
ارتباط انگيزه مسيحى - صهيونيستى در آمريكا (بازگشت يهود به فلسطين تا در انتظار مسيح موعود باشند) با انگيزه ترس از مهاجرت يهوديان به آمريكا، باعث شد، تا مسيحيت صهيونيستى افراطگراتر و تندروتر از صهيونيسم هرتزلى شود. بلكه صهيونيسم يهودى در لاهوت پروتستانتيسم و عقيده مردمى مسيحيت صهيونيستى، سندى »اخلاقى« و »اعتقادى« يافت كه توانست، صهيونيسم يهودى را به »جنبشى قومى« تبديل كند. جنبشى كه هدف آن بازگرداندن »ملت« يهود به »سرزمينش« فلسطين يا جايگزين شدن دولتى يهودى به جاى دولتى فلسطينى بود.
به همين دليل هنگامى كه »هرتزل« ايده‏ها و افكارش را جهت تأسيس دولتى يهودى به دولت بريتانيا ارائه كرد، پيشنهاد بريتانيا مبنى بر تأسيس وطنى يهودى در عريش، در مرزهاى مصر، را پذيرفت. سپس بريتانيا ايده برپايى اين دولت را در قبرس و پس از آن در اوگاندا داد. هرتزل به تمام پيشنهادهاى ياد شده پاسخ مثبت داد، چون او هيچ وقت اصرار نداشت، اين وطن قومى در فلسطين تأسيس شود، بلكه او فقط بر لزوم تأسيس دولتى يهودى در هر جاى كره خاكى تأكيد مى‏كرد و مى‏خواست، كشورهاى قدرتمند، به‏ويژه بريتانيا، به جنبش تازه متولد شده، امكان تأسيس دولتى يهودى را بدهد.
اما مسيحيان صهيونيست و در رأس آنها، ويليام بلاكستون، موضع شديداً مخالفى اتخاذ كرده و موضع هرتزل و اولين كنگره صهيونيسم را كه در سال 1897م. در »بازل« منعقد شد، به باد انتقاد گرفتند، تا آنجا كه بلاكستون نسخه‏اى از عهد قديم را براى هرتزل (بنيانگذار جنبش يهودى صهيونيسم) ارسال كرد و صفحاتى را كه در آن پيامبران عنوان كرده بودند، فلسطين به‏طور قطع »وطن برگزيده ملت برگزيده است« مشخص كرد.5
»رجينا شريف« اشاره مى‏كند كه: ايده وطن قومى يهود در فلسطين شش سال قبل از انعقاد اولين كنگره صهيونيسم در بازل در فرهنگ آمريكايى‏ها نفوذ كرده بود و روايت »دانيال ديروندا« كه »جورج اليوت« آن را به رشته تحرير درآورد، با استقبال خوبى در آمريكا مواجه شد، به‏گونه‏اى كه مطبوعات سعى كردند بر بعد سياسى آن تمركز نمايند. از جهت ديگر انتشار افكار و انديشه‏هاى »لورنس اوليونت« در آمريكا به وسيله »كلوك. كوتدر« تأكيد كردند، فقط اين يهوديان هستند كه مى‏توانند نيازهاى فلسطين را برآورده سازند و ارتباط ميان يهود و فلسطين به امرى ناخودآگاه تبديل شد و انديشه روبه رشد برانگيخته شدن قومى يهود در نتيجه انتشار آن در تمام مطبوعات و ادبيات مذهبى و غير مذهبى وقت تقويت شد.6
اين فضاى فرهنگى و سياسى عمومى حاكم بر آمريكا طى اواخر قرن نوزدهم تا زمان صدور »وعده بالفور« در سال 1917 بود. البته اين مسئله وجود مخالفت در ميان فرقه‏هاى يهودى و مسيحى جامعه آمريكا با اهداف صهيونيسم سياسى را رد نمى‏كند.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.