|
مهدى منتظر(ع) و پايان سير تاريخ ظهور-2 |
|
|
|
۱۲ شهريور ۱۳۸۳ |
|
صفحه 3 از 3 گفتوگوى مسلمانان درباره مهدى موعود(ع) در پرتو عقايد مشترك شيعى و سنى درباره برنامه الهى در آخرالزمان و اينكه رهبر موعود، مهدى، از ذريه پيامبر و فاطمه و از نسل امت اسلامى است و قرآن و سنت، شيوه وى مىباشد، سنى و شيعه، دو نوع گفتوگو مىتوانند داشته باشند: نخست: گفتوگوى شيعى - سنى با هدف ايجاد بنيان محكم وحدت اسلامى كه بر وحدت قبله و كتاب و خاتميت پيامبر و آينده مشرق با ظهور مهدى آل محمد(ص) استوار است. مسايل مورد اختلاف را با روح محبت و برادرى و بحث علمى مىتوان بررسى كرد. شايد از مهمترين مسايل رو در روى مسلمانان، نشانههاى الهى و ضوابطى است كه مهدى موعود(ع) را مشخص مىكند. به ويژه آنكه دو تجربه سياسى بزرگ، در اين باره هست؛ تجربه مهدى اسماعيلى در قرن سوم و چهارم هجرى و تجربه مهدى سودانى در قرن سيزدهم. دوم: گفتوگوى اسلامى - مسيحى.
گفتوگوى اسلامى - مسيحى در بسيارى از انديشههاى دينى، مسيحيان و مسلمانان مشتركند، چه درباره خداى متعال يا نبوت يا پايان سعادتمندانه زمين و نقش مسيح در اين باره. نشر انديشههاى مشترك كه بسيارى از مردم مسيحى و اسلامى از آن ناآگاهند، گسست بزرگى را كه ميان مسيحيان و مسلمانان هست، پر مىكند. نيز احساسات منفى و سياستهاى اشتباهى را كه به سبب وضع استثنايى، دولتهاى دو طرف در طول تاريخ انجام دادهاند، كم مىكند. اگر شكاف ميان پيروان اديان پر شده و انديشه دشمنى از بين رود و تقدير و احترام متقابل بجاى آن بنشيند، مىتوان مسايل مورد اختلاف را با روح محبت و احترام بحث كرد. اين مسأله سخت و محال نيست؛ زيرا ميان مسلمانان و مسيحيان، مطلبى وجود ندارد كه سبب اختلاف شود. برعكس آنچه در طول تاريخ بر روابط مسيحى - يهودى حاكم بوده است؛ زيرا يهوديان نمىپذيرند عيسى پسر مريم است، بلكه به وى و مادرش، صفات زشتى نسبت مىدهند و اعتراف مىكنند عيسى را كشتهاند! مسيحيان نيز اين مطلب را قبول دارند. اما به رغم اين وضع، تلاشهاى يهوديان صهيونيست، نتيجه مثبت داده و مسيحيان، همپيمان قدرتمند اسرائيل شدهاند و ميليونها مسيحى، اسرائيل را بيش از خود يهود، تأييد و حمايت مىكنند!
پىنوشتها: 1 . بيماريهايى در زمان مسيح، شيوع داشت، كه درمانش مشكل بود. وى با لمس بدن و با معجزه، امراض را درمان مىكرد. با ظهور دوباره مسيح، اين كار تكرار مىشود؛ زيرا كمى پيش از ظهورش، دنيا پر از رفتار ناهنجار اخلاقى خواهد شد، كه سبب آن مثلاً بهكارگيرى اشعه راديوم، در جنگهاست. شايد ما در آغاز اين مرحلهايم؛ به ويژه پس از آنكه اسلحههاى جديد در جنگ خليجفارس آزمايش شد، آگاهان منتظر حالتهاى ناهنجار اخلاقى به سبب آن تشعشعات هستند. 2 . ر.ك: آثار الكامله للامام المهدى السودانى، ج1، صص149-139؛ سعادةالمهتدى بسيرة الامام المهدى، اسماعيل عبدالقادر الكردفانى، تحقيق: د. محمد ابراهيم ابوسليم، ص1، ج نخست، بيروت، 1972. 3 . آثار الكامله، ج5، ص94، نامه 40. 4 . »دابة« به هر جنبنده بر روى زمين مىگويند، چنانكه در آيه 56 هود آمده است: هيچ جنبندهاى نيست مگر اينكه خدا بر آن تسلط دارد. »دابة« در سوره »نمل« به معناى انسان مردهاى است كه خدا زندهاش مىكند [و او با مردم سخن مىگويد] به قرينه اخرجنا منالارض و تكلمهم. 5 . ذكر آيه بدان سبب است كه پس از ظهور مهدى و مسيح، بسيارى از مردم، بر دين و مذهب پدرى خود كه بدان خو و الفت گرفتهاند، باقى خواهند ماند، چنانكه قرآن درباره مردم زمان پيامبران در آيه 104 سوره مائده گفته است: و هنگامى كه به آنها گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، مىگويند: آنچه از پدران خود يافتهايم، ما را بس است؛ آيا اگر پدران آنها چيزى نمىدانستند و هدايت نيافته بودند [باز از آنها پيروى مىكنند؟!]. 6 . اشاره به حشر اكبر و قيامت كبراست. 7 . صحيح بخارى، ج4، ص203، دارالفكر، بيروت. بخارى مىگويد: شاذان به نقل از عبدالعزيز بن ابى سلمه الماحشون از عبيداللَّه از نافع از ابن عمر مىگويد: در زمان پيامبر، كسى را همسنگ ابوبكر، سپس عمر و سپس عثمان نمىديديم و اصحاب پيامبر را رها كرده، در ميانشان، كسى را برترى نمىداديم. 8 . بصائرالدرجات، ص299. 9 . البعد الدينى فىالسياسة الاميريكية تجاه الصراع العربى الاسرائيلى، يوسف الحسن. رساله دكتراى وى است. 10 . مقاله »الصهيونية فى اميركا«، حسن حداد، مجلة شؤون فلسطينية، ش93-92، 1990/9/10. 11. مقالة »الخليج فى الطريق الى هرمجيدون«، محمدالسماك، السفير، 1990/9/10. 12. الصهيونية فى اميركا، ش93-92.
موعود شماره 45
|