spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
گلبانگ چاپ پست الكترونيكي
۰۴ شهريور ۱۳۸۵


خانة چشم

بيا چو مهر درخشان شبي به خانة چشم
ببين كه نيست به جز ديدنت بهانة چشم
به چشم من قدمي نه، كه شسته‌ام به سرشك
بيا چو ساية مژگان به آستانة چشم
جمال تو، به نگاهم، چو باغ رؤيايي است
مرو به سير گل و لاله، جز نشانة چشم
نگاه كن كه چه موجي به چشم من جاري است
عيان نما قد خود را به دانه دانة چشم
بيا كه با تو سمند جهاد، خواهم راند
به شرق و غرب بتازم به شادمانة چشم
به ظلّ رايت تو، آفتاب همره ماست
ميان مردمك ديده‌ام فسانة چشم
كشم به ديدة خود، جلوه‌هاي ناز تو را
فروغ مهر بتابد به جاودانة چشم
حباب چشم «پريشان» شكسته خواهد شد
شبي كه بنده‌نوازي كني به خانة چشم

محمد حجتي (پريشان)



محبوب داور

حضرت زهرا(س) يگانه گوهر است
شافع و خاتون روز محشر است
وصف او هرگز نيايد بر زبان
چون مقامش از تصور برتر است
فخر دارد بر خديجه(س) از مقام
اين سند فرمودة پيغمبر(ص) است
مادر گيتي نزاده مثل او
زين سبب محبوب حيّ داور است
آنكه او از عزت و جاه و جلال
مام سبطين و علي(ع) را همسر است
زندگي در ساية لطف بتول(س)
از بهشت و حور و غلمان خوش تر است
زن مگو! زن‌هاي عالم بنده‌اش
او محمد(ص) را يگانه دختر است

سيد ابوالفضل ناصرچيان اراكي



تا بهار تو...

صبر گرچه رفته از كف و طاقتي نمانده است
اين همه دل به خون نشسته جاي مانده است
فرق آسمان شكافت، حرمت زمين شكست
خنجري كه عشق را به خاك و خون كشانده است
بي‌گمان هنوز بيكران آبي‌ات نديده است
موج آتشي كه سنگ را فرو نشانده است!
اي صبور آل نور، جمعه‌هاي بي‌ظهور
رفته، صبح استجابت ندبه‌هاي خوانده است
ديده‌ها دخيل بسته‌اند بر ضريح انتظار
يك دو پلك بيشتر تا بهار نمانده است

معصومه نجفي مطيعي


در عطش انتظار

اي كه منم قطره، تو درياي من!
ساحل سرسبز تو مأواي من
من نگزيدم ز جهان جز تو را
ديدن روي تو تمناي من
جان و تنم، زمزمة نام توست
پس بشنو نام خود از ناي من
واي اگر سر بدهم ناله‌اي!
كون و مكان، واله غوغاي من
چون سخن از نام تو آرم به لب
چشم جهان مست تماشاي من
پر بزن اي مرغ خوش‌الحان عشق!
تا چمن آن گل رعناي من
مرده شود زنده به فتواي تو
چون به تصرف شدي اولاي من
طرح جهان صورتي از روي توست
جمله نهان‌اند و تو پيداي من
در غم هجران تو ـ اي گلعذار! ـ
ناله بر آيد ز سويداي من
گر كه تويي روح من و راز جان
چيست در اين قالب و اعضاي من
چون كه تويي محور ارض و سما،
از خود و از خلق، تمناي من
گر نشناسند مقامات تو،
به كه بميرند، به فتواي من
اوج نظرگاه تو كاخ خيال
به‌به! ازين مأمن و مأواي من
اي كه تو «پروانه»اي و سوختي
داغ تو شد سرّ سويداي من

پروانه طهماسبي



شكوه

عشق‌ها افسانه گويا بوده‌اند
يا محبت‌ها، چو رؤيا بوده‌اند
مردم از مردم فراري گشته‌اند
شهرها از شور، عاري گشته‌اند
كو حماسه كو دلير روزگار
كو جوانان دلير ماندگار
شيرها در صحنه‌هاي كارزار
قدرت و شور و جلال و افتخار
كو همه مردانگي آزادگي
جملگي سبقت گرفته در بدي
گم شده در شهوت و خودكامگي
بردگان سيم و زر در زندگي
مي‌شود حاصل ز عمر، افسردگي
در درون سينه‌ها آشفتگي
آدمي عزّ و كرامش در زر است
چون نمي‌داند ز قدسي برتر است
شكوه‌ها دارم ز اهل اين زمان
گفته‌ها دارم به دادار جهان
كاي خداي مهربان! آخر رسان
صاحب ارض و سما، صاحب زمان

مهسا مقدم




غزل انتظار

نگاه كرده‌ام از روزن شكيبايي
تمام عمر به راهت چه وقت مي‌آيي
به جاده‌ها چه غريبانه چشم دوخته‌ام
ز پشت پنجره‌هاي غريب تنهايي
تمام پنجره‌ها بي تو مات مانده، بيا
بيا كه با تو شود كوچه‌ها تماشايي
كجاست كشتي چشمت كه لنگر اندازد
كنار ساحل اين چشم‌هاي دريايي
بگو كه سمت نگاهت كدام آفاق است
تو اي كه سمت نگاه تمام دل‌هايي
نيامدي و ز اندوه غربتت خون شد
دل تمامي آلاله‌هاي صحرايي
به لحظه لحظة اين روزهاي يلدايي
دلم گواهي آن مي‌دهد كه مي‌آيي

           حميد واحدي (اروميه)


ماهنامه موعود شماره 65
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.