|
معرفت امام زمان (ع) از ديدگاه شيخ صدوق |
|
|
|
۰۴ شهريور ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 3 2. اعتقاد به واجب الاطاعه بودن امامان شيخ صدوق(ره) پس از اشاره به اسامي دوازده امام به بيان خصايص اين امامان و آنچه مسلمانان بايد در مورد آنها معتقد باشند، پرداخته، مينويسد: واجب است كه معتقد باشد آنها «اوليالأمر» هستند؛ همانها كه خداوند امر به اطاعت آنها كرده است. كلام مرحوم صدوق اشاره به اين آيه از قرآن كريم دارد كه ميفرمايد: يا أيّها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أوليالأمر منكم.19 اي كساني كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را [نيز] اطاعت كنيد. امينالاسلام طبرسي (468 ـ 548 ق) در ذيل اين آيه، در بيان مراد از «اولي الأمر» مينويسد: در [تفسير عبارت] «أولي الأمر» دو نظر در ميان مفسران وجود دارد؛ نظر اول اين است آنها حاكمان (امرا) هستند. اين نظر ابوهريره، ابن عباس ـ در يكي از دو روايتش ـ ميمون بن مهران و... است. نظر دوم اين است كه آنها عالمان هستند، اين نظر از جابربن عبدالله، ابن عباس ـ در روايت ديگرش ـ مجاهد، حسن و... نقل شده است... اما اصحاب ما. [اماميه] از امام باقر و صادق(ع) نقل كردهاند كه: اولي الامر، امامان از آل محمد(ص) هستند كه خداوند اطاعتشان را به اطلاق واجب كرده است، همچنانكه اطاعت خود و اطاعت پيامبرش را واجب كرده است. جايز نيست خداوند اطاعت از كسي را به طور مطلق واجب كند مگر اينكه عصمتش ثابت شده و دانسته شده باشد كه باطن او مثل ظاهرش است و او از هر گونه اشتباه و عمل ناپسندي به دور است. و اين چيزي است كه نه در حاكمان وجود دارد و نه در عالمان...20. چنانكه در كلام مرحوم طبرسي نيز آمده بود، در روایات «اولي الأمر» به صراحت به امامان معصوم(ع) تفسير شده است. اين روايات را در بسياري از مجامع روايي ميتوان ديد. از جمله در كتاب الكافي، كه در «باب فرض طاعة الأئمة» از «كتاب الحجة» هفده روايت در اين زمينه نقل ميكند.21 در يكي از روايات مرحوم كليني به سند خود از حسينبن ابيالعلاء چنين نقل ميكند: نظر خودمان را در مورد وجوب اطاعت اوصيا به ابيعبدالله [امام صادق](ع) عرضه داشتم، آن حضرت فرمود: نعم هم الذين قال الله تعالي: «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم» و هم الذين قال الله عزّوجلّ: «إنّما وليّكم الله و رسوله و الذين آمنوا».22و23 آري، آنها كساني هستند كه خداوند تعالي درباره آنها فرمود: «خدا را اطاعت كنيد و پيامبر اولياي امر خود را [نيز] اطاعت كنيد» و همانها هستند كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ درباره ايشان فرمود:«خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز]اطاعت کنید». ايشان همچنين در روايت ديگري از «ابي الصباح الكناني» نقل ميكند كه امام صادق(ع) فرمود: نحن قوم فرض الله عزّوجلّ طاعتنا و انتم تأتمّون بمن لايعذر الناس بجهالته.24 ما قومي هستيم كه خداوند ـ عزوجل ـ اطاعتشان را واجب كرده است و شما از كسي پيروي ميكنيد كه مردم عذري در برابر ناداني او ندارد. ادامه دارد
پينوشتها: 1. زندگينامه شيخ صدوق(ره) با استفاده از مقدمه مترجم كتاب كمالالدين و تمامالنعمه (جناب آقاي منصور پهلوان) تنظيم شده است. 2. صدوق، محمدبن عليبن الحسين، الهداية [في الأصول و الفروع]، ص30. 3. ابوداود الطياسي، مسند، ص278، ح767. 4. ر.ك: بخاري، اسماعيل بن ابراهيم، صحيح البخاري، ج4، ص264. 5. ابن حنبل، احمد، مسند احمد، ج5، ص86ـ88. 6. همان، ج1، ص398 و 406. 7. در مورد تعداد نقباي بنياسرائيل در آية 12 سورة مائده چنين آمده است: «و لقد أخذ الله ميثاق بنيإسرائيل و بعثنا منهم اثنيعشر نقيباً؛ در حقيقت، خدا از فرزندان اسرائيل پيمان گرفت. و از آنان دوازده سركرده برانگيختيم». 8. مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، ج2، ص19، كتاب الاماره. 9. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: هاشم العميدي، سيد ثامر، مهدي منتظر در انديشه اسلامي، ترجمه محمد باقر محبوبالقلوب،ص121ـ125. 10. الخزاز القمي، ابوالقاسم عليبن محمد، كفايةالاثر في النص علي الأئمة الإثنيعشر، ص86، 49ـ51. 11. همان، ص44. 12. ر.ك: كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، ج1، ص525ـ535. 13. همان، ص534، ح17. 14. منظور از «محدّث» و «مفهّم» بودن امامان معصوم(ع) اين است كه آنها علوم و معارف مختلف را از طريق الهام رباني دريافت ميكنند؛ يعني همانطور كه پيامبر(ص) از طريق وحي الهي به همة امور واقف ميشدند، آنها هم از طريق الهام بر همة آنچه بدان نياز دارند آگاه ميشوند. البته با اين تفاوت كه پيامبر(ص) فرشتة وحي را ميديد ولي ائمه(ع) فرشتة وحي را نميبينند و تنها الهامات او را دريافت ميكنند. در كتاب الكافي در بابي با عنوان «أن الأئمة(ع) محدّثون مفهّمون» پنج روايت در اين زمينه نقل شده است كه در يكي از آنها به نقل از امام صادق(ع) نقل شده است ميخوانيم: «ذكر المحدّث عند أبي عبدالله(ع) فقال: إنّه سمع الصوت ولا يري الشخص. فقلت له: جعلت فداك، كيف يعلم أنّه كلام الملك؟ قال: إنّه يعطي السكينة و الوقار حتّي يعلم أنّه كلام الملك؛ نزد ابي عبدالله [امام صادق](ع) از «محدث» بودن [امام] سخن به ميان آمد، حضرت فرمود: او سخنان را ميشنود ولي شخص را نميبيند. پرسيدم: فدايت شوم، پس چگونه ميفهمد كه آن كلام فرشته است؟ فرمود: با آرامش و سكينهاي كه به او عطا ميشود ميفهمد كه آن كلام فرشته است» (كليني، محمدبن يعقوب، همان، ص271، ح4.) 15. ر.ك: البدري، سامي، شبهات و ردود، ج1، ص63ـ64. 16. در مورد تعداد اسباط در آيه 160 سورة اعراف چنين ميخوانيم: «و قطعناهم اثنيعشرة أسباطاً أمماً؛ و آنان را به دوزاده عشيره، كه هر يك امتي بودند تقسيم كرديم.» 17. اشاره به آيه 60 سوره بقره: «و إذ استسقي موسي لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتاعشرة عيناً...؛ و هنگامي كه موسي براي قوم خود در پي آب برآمد؛ گفتيم: «با عصايت بر آن تخته سنگ بزن» پس دوازده چشمه از آن جوشيدن گرفت... 18. ابن شهرآشوب، رشيد الدين محمد، مناقب آل أبيطالب، ج1، ص301. 19. سوره نساء (4)، آيه 59. 20. طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسر القرآن، ج2، ص64. 21. ر.ك: كليني، محمدبن يعقوب، همان، ص185ـ190. 22. سورة مائده (5)، آية 55. 23. كليني، محمدبن يعقوب، همان، ج1، ص187، ح7. 24. همان، ص186، ح3.
ماهنامه موعود شماره 65
|