|
۰۴ شهريور ۱۳۸۵ |
اسماعيل شفيعي سروستاني
شايد بهتر بود كه قلم در نيام و زبان در كام ميكشيديم و از كنار و حاشية ماجراي پرسر و صداي ورزش ـ به ويژه فوتبال ـ كه اين روزها گوش عالم و آدم را كر كرده ميگذشتيم و دستِكم تهمت ضدفوتبالي را كه عين اتهام «ضد سامري» در ايالات متحده امريكا است و جرمي نابخشودني و گناهي كبيره به حساب ميآيد به جان خود نميخريديم. اما چه بايست كرد؟ ماجراي نويسنده و قلم، ماجراي تعهد اهل علم در محضر خداي باريتعالي است. نبايد فراموش كرد كه در گسترة فرهنگ مهدوي، ميدان گفتوگو و نقد و اصلاح و انذار و تبشير گسترده است؛ به گستردگي ميدان چرخش ذوالفقار علي(ع) در ميدان جهاد و يا رحمت واسعة حضرت رحمةللعالمين، مهدي صاحبالزمان(ع) كه به سان رحمت جدّ بزرگوارش حضرت نبي اكرم(ص) عام و شامل است. بگذريم...! «فتوتنامهها» از گذشتههاي دور به سان رسم جوانمردان اهل فتوت از خيل پهلوانان و جوانمردان پيرو علي و اولاد علي(ع) از جايگاه خاصي برخوردار بودند. «عبدالرزاق كاشاني» در فتوتنامة خود، در بررسي مراحل گذشته بر آداب اهل فتوت، مبدأ و مبدع اين جريان را حضرت شيخ الانبياء، ابراهيم خليلالله(ع)، قطب آن را حضرت اميرالمؤمنين(ع) و خاتم آن را حضرت صاحبالزمان(ع) دانسته است. چنانكه شمسالدين آملي مينويسد: حضرت ابراهيم(ع) نخستين مظهر فتوت است. امام علي(ع)، قطب آن و حضرت حجت(ع) خاتم آن. اين است فلسفة اخلاق و معنويت جوانمردان و از اين روست كه همه خود را ياران علي(ع) ميدانند. يعني هرچه هستند همه را مديون علي(ع) ميدانند. شايد به جهت پيوستگي آيين فتوت و جوانمردي با رسم پهلواني و آيين ولايتمداري بود كه پهلوانان سربدار خراسان، با نام مبارك حضرت صاحبالزمان(ع) مدت پنجاه سال حكومت شيعيان را برقرار ساخته و تمام قد دربرابر استيلاي مغول ايستادند. پهلوان «عبدالرازق بيهقي» در سال 738ه. در رأس سربداران خراسان به حكومت رسيد. عهد وي و يارانش را حافظ ابروصاحب زبدةالتواريخ چنين توصيف ميكند: آنها اتفاق كردند كه اختيار خود را از كف ندهند و به بركندن ريشه ظلم و ستم برخيزند. آنها گفتند: اگر خداوند ما را توفيق دهد رفع ظلم و دفع ظالمان كنيم والّا سر خود بر دار اختيار داريم و تحمل جور و ستم نداريم. بدين ترتيب لقب سربداري پيدا شد و از اين به بعد كار عبدالرزاق بالا گرفت و به كارهاي بزرگ دست يازيد. قيام فتيان و جوانمردان در عصر صفوي در كنار پهلوانان و عياران، به سرعت مذهب تشيع را حياتي تازه بخشيد و موجب شد تا ايرانيان در برابر امپراتوري بلامعارض عثماني قد راست كنند؛ چنانكه شاه اسماعيل با سپاهي اندك در برابر چهارصدهزار جنگاور ايستادگي كرد، عليرغم آنكه لشكر عثماني صاحب توپ و تفنگ و شمخال بود. نتيجة اتحاد آيين جوانمردي و تنومندي جسم و جان در عهد اين سردار صفوي، يكپارچگي ايران، دفع دشمنان و بسط مذهب تشيع در همة سطوح فرهنگي و مدني بود چنانكه عليرغم همة تبليغات مسموم، تنها پس از چهارصد سال، در عصر انقلاب اسلامي ايران امكان تجديد كامل حيات فرهنگي مردان اهل ولايت در ايران فراهم آمد. غرض از اين نوشتار تورق حوادث و نقاط عطف تاريخي نيست. به همان سان كه بسياري از مناسبات و معاملات مردم اين سرزمين واسپس 27 سال مورد نقد و بررسي جدي واقع نشده و خاكستر غفلت امكان تجديد حيات شجرة خبيثه كفر و شرك و الحاد را در پارهاي مناسبات فراهم آورده، به هيچ روي موضوع مهم و اساسي «تربيت بدني» مورد بازپرسي، بازبيني و نقد واقع نشده. گوييا، به تمامي، همة بنيادهاي نظري، وجوه فرهنگي و صورتهاي عملي ورزش مدرن يا همان SPORT» » را پذيرا گشتهايم. همة همت خود را مصروف نشر و پخش و استحكامش ميسازيم و بيآنكه بر زبان آوريم در تمامي صورتها قاعدة بازي ساخته و پرداخته شده از سوي غرب را پذيرا گشتهايم تا آنجا كه بيمحابا همة داشتهها و اعتبار ملي و مذهبي را در سبد بياعتبار آن ميريزيم، چك سفيد امضا صادر ميكنيم و از آن وجهي تمام براي تمامي قابليت و حيثيت ملي و مذهبي ميسازيم. و پس از تحمل ضربات و شكستها، سر در پي كشف عامل شكست ميگذاريم و يكي را دراز كرده و خود را از بند ملامت ميرهانيم. چگونه است كه در ابتداييترين صورت، ارتباط ميان سيرت و صورت اعمال فردي و جمعي را در عصر پرفتنه و بلاي آلوده به شرك و نفاق غربي در نمييابيم؟ در حوزة فرهنگ و تمدن اسلامي، تربيتبدني نيز بسان ديگر مناسبات و معاملات، متأثر از حوزة اخلاق اسلامي بود چنانكه بروز و ظهور اين اخلاق و سيرت را در تماميت معماري، شهرسازي، پوشش، نگارگري و غيره جلوهگر ميبينيم. سنت پهلواني نيز تنها وجهي از اين امر مهم را جلوهگر ميسازد. همين پيوستگي در حوزة فرهنگ و تمدن غربي و همة مناسبات آن كه جملة ساكنان شرق و غرب عالم بدان مبتلايند وجود دارد. چنانكه هر يك از صورتهاي تمدني غرب، وجهي از سيرت و باطن فكري و فرهنگي آن را مينمايانند و بدان متعهدند. در رسالة فتوتية از «نفايس الفنون» در شرف و فضيلت فتوت و غايت و منفعت آن آمده است: «بدان كه شرف هر علمي شرف موضوع و علو غايت و عموم منفعت اوست و موضوع فتوت چون نفس انساني است، وقتي كه بر صفاي فطرت خويش مانده باشد. هر آينه اين علم شريف بود و فايدة او بقا و سعادت ابدي و نجات و كرامت سروري قرب جلّ و علا و نيكنامي هر دو سرا، چه فتوت به حقيقت اتصاف است به صفات حميده و تخلق به اخلاق پسنديده...» از كجا آموختهايم كه نفس تيز تك جمعي را با ابزار مال و دنياداري ،تيز و براق كردن و به ميدان فرستادن، نتيجهاي عالي و متعالي چون «عزت جمعي مسلمين» و «اخلاق حسنه جوانان» و «رغبت آنان به دين و معنويت» را در پي خواهد داشت؟ طي ربع قرن اخير همة آنچه- واسپس چند قرن فلاكت و نكبت- حاصل آمده، حاصل عمل مردان مرد از قبيلة ايمان و رستگاري بود و همة امنيت و استقلال و هيبت 27 ساله نيز مرهون همت والاي مردان ايمان و عمل از قبيلة فتيان و جوانمردان بود كه به دور از هر رنگ و زرق، ياد همه مردان اهل فتوت و مروت و ولايت را زنده كردند. اين همه باعث و باني عزت، شكوه و امنيت و توفيق بوده، به اذن الله. بيگمان تداوم آن نيز در گرو همان عامل مذكور است كه ذكر آن رفت. هيهات كه بهاي كافر نعمتي و نسيان، جز تجربة تلخ انفعال و شكست نخواهد بود. چنانكه، يوسف صديق با يك ترك اولي و اميد بستن به وساطت شرابدار عزيز مصر به مدت 7 سال در چاه و بند و زنجير بماند تا بداند آنچه را كه بايد. اين همه را حسب تكليف خويش نوشتيم تا متذكر اين نكته شويم كه تا دسترسي به جامعة ورزشي آكنده از رنگ و بوي فتوت و ولايت، و ظهور و بروز اين آيين در سيره و روش و معاملة فردي و جمعی راهي دراز در پيش است و مجاهدهاي بزرگ ميطلبد. ما را راهي جز بازگشت به همة سنتهاي ممدوح مردان وارسته اهل ايمان و رستگاري نيست. سنتي كه همة توفيق، همة عزت و سربلندي را از مجرا و منشأ عزت ميطلبيد و بس. در اينباره توجه به موارد زير الزامي است: 1. بازپرسي جدي از مباني نظري، سابقة تاريخي، نقاط عطف مهم رفته و صورتهاي مختلف موضوع «ورزش مدرن» (SPORT) از طريق سير مطالعات تاريخي و فرهنگي (در ايران و جهان)، 2. انجام مطالعة جدي دربارة «امر تربيتبدني» در گذشته (حوزة فرهنگ و تمدن ايران و اسلام)، كشف مباني نظري، بنيادهاي فرهنگي، صورتهاي عملی و نقاط عطف مهم تاريخي رفته، 3. مطالعه و بررسي مجموعه عوامل مؤثر در به انزوا رفتن سنت پهلواني و تربيت بدني گذشته و ورود ورزش مدرن از عصر مشروطيت تا به امروز، 4. بررسي مجموعه عوامل مؤثر در غفلت از اين امر مهم طي 27 سال اخير، 5. ... در جاي خود دربارة سایر موارد گفتوگو خواهد شد. نكته آخر اينكه «ولله العزّّه و لرسوله و للمؤمنين».
سردبیر |