spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
يك تصوير، دو آينه چاپ پست الكترونيكي
۱۲ شهريور ۱۳۸۳


سهيلا صلاحى اصفهانى



گاه تاريخ آنقدر تيره و پيچ در پيچ است كه هر چه تلاش كنى جز سرگردانى هيچ نمى يابى و گاه آنقدر شفاف مى شود كه تو شگفت زده مى مانى از اين همه زلالى، و مى بينى كه چگونه بازتاب ناب ترين حوادث روزگار، تصويرى يگانه است كه در آن زمان و مكان درنورديده شده و خوبان همه يك وجه گشته اند و البته آن وجه ناظرترين و نگران ترين است بر منظر خدا؛ همچون زهراى محمد(ص) و مهدى زهرا(ع)؛ تو گويى دوئيت از ميان ايشان برخاسته و اين دو بى هيچ چون و چرايى يكديگرند در حق طلبى.
در نخستين محكمه اى كه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) برپا مى گردد، دادخواه فاطمه است و در واپسين محكمه نيز مهدى است كه به دادخواهى قيام مى كند و هر دو حركتشان را از مسجد آغاز مى كنند. مسجد خانه خداست، محل تقديس و كانون توحيد، مسجد مركز مذهب است، جايگاه تشريع است و مناسب ترين پايگاه براى پس گرفتن همه آنچه كه حقشان بوده است.
زهرا(س) براى دادخواهى به مسجد مى رود و شكايت خود را در جمع مسلمانان مطرح مى كند، مهدى(ع) نيز چنين مى كند. او نيز به مسجد مى رود و به سنت مادرش با مردم سخن مى گويد:
مهدى از گردنه [كوه] طوى با سيصد و سيزده مرد به عدد رزمندگان بدر فرود مى آيد تا آنكه وارد مسجدالحرام مى شود و در مقام ابراهيم چهار ركعت نماز مى گذارد و به حجرالاسود تكيه مى زند و پس از حمد و ثناى خدا و ياد و نام پيامبر(ص) و درود بر او لب به سخن مى گشايد.1
فاطمه (س) در معرفى خويش از پيامبر ياد مى كند و نسبت خود را ذكر مى نمايد تا مسير حق خواهى براى هميشه روشن بماند:
بدانيد منم فاطمه دختر محمد(ص). آنچه اول مى گويم آخر هم همان را مى گويم و آنچه مى گويم غلط نمى گويم و آنچه اقدام مى كنم زياده روى نمى كنم.2
مهدى(ع) نيز به نسبت خود افتخار مى كند. او از اهل بيت است و چه تعريفى از خود گوياتر از آن كه به پيامبراكرم(ص) اشارت شود. امام(ع) در معرفى خود مى گويد:
اى مردم! من... فرزند پيامبر خدا(ص) هستم. شما را دعوت مى كنم به آنچه پيامبر خدا دعوت فرمود.3
رفتار فاطمه(ع) ياد پيامبر را زنده مى كند و آنگاه كه از سياست بازان سياه دل، به ستوه مى آيد حجابى به سر مى بندد و در ميان گروهى از بانوان، خويشان و خدمتكاران به راه مى افتد، آن روز دامنه هاى چادرش به پايش مى پيچد اما آنقدر استوار قدم برمى دارد كه رفتارش از رفتار رسول خدا هيچ كم ندارد.
مهدى فاطمه نيز با يادگارهاى پيامبر مى آيد:
مهدى(ع) هنگام نماز عشاء ظهور مى كند در حالى كه پرچم رسول اللَّه و پيراهن و شمشير او را با خود دارد و داراى نشانه ها و نور و بيان است.4
و البته اين دادخواهيها به سبب بدعتها و تحريفهاى وارد در شريعت است كه نه زهرا تاب آن را مى آورد و نه مهدى(ع).
فاطمه جماعت را به آيين رسول اللَّه(ص) فرا مى خواند و راه رستگارى را در پيروى از قرآن معرفى مى كند و چنين مى گويد:
آخر اين قرآن است كه فروزان تر از خورشيد مى درخشد پس چيست كه از حكمت و مصلحت كتاب اللَّه سر مى پيچيد و به هوسها و شهرتها سر فرود مى آوريد؟ بدانيد كه جز اسلام دين ديگرى در پيشگاه خداوند مقبول نيست.5
مهدى(ع) نيز آن گونه كه از روايات برمى آيد مبلغ كتاب خدا و سنت پيامبر است:
من شما را به خدا و رسول و عمل به كتاب خدا و ترك باطل و احياء سنت او دعوت مى كنم.
اى مردم! هر كه درباره كتاب خدا با من به بحث و مناقشه بپردازد من آگاه ترين مردم به كتاب خدا هستم.6
فاطمه مى دانست كه انحراف از سنت پيامبر اكرم(ص) راهى به جز رسيدن به تيرگى و تباهى ندارد و آن كسى كه به طعم محنت تن دهد به روزگارى مى رسد كه جهان را از جور و ستم پر مى بيند و مى گفت:
به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شده. بايد انتظار كشيد تا كى مرض فساد پيكر جامعه اسلامى را از پاى درآورد.
بشارت باد شما را بر شمشيرهاى كشيده و حمله ها و تهاجمات پى در پى و به هم ريخته شدن امور مسلمانان.
پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا خواهد انجاميد.7
و جهانف لبريز از ظلم و جور و آشوب را تنهإ؛ مهدى(ع) است كه به عدالت فرا مى خواند. او نيز با شمشير قيام مى كند و از شمشير او براى ستمكاران خون و مرگ مى بارد و براى ضعيف شدگان لطف و رحمت. شمشير مهدى، شمشير خداست كه براى انتقام برخاسته است.
فاطمه براى اعلام نارضايتى از حكومت غاصب، همراهى با خليفه را رد مى كند و مهدى نيز در حالى به پا خواهد خاست كه پيمان هيچ گردنكشى بر گردن او نيست.
و اين گونه است كه مهدى خود تجلى اى ديگر از فاطمه مى شود. او همان را مى گويد كه فاطمه گفت و همان حقى را مى طلبد كه فاطمه طلبيد و آنگاه كه اهل مكه را به يارى فرا مى خواند اشاره اى به سرآغاز ظلم و ستم دارد و رحلت پيامبر اكرم(ص) را مبدأ آن مى شمرد او مى گويد:
از آن زمان كه پيامبر ما به ملكوت اعلا پيوست تا امروز در حق ما ظلم شده بر ما ستمها رفت و حقوق مسلم ما پايمال گرديد اينك، از شما يارى مى خواهيم و شما ما را يارى نماييد.8
سرانجام فرياد فاطمه به استحكام بنيادهاى شيعه انجاميد كه هسته مركزى حق طلبى را در همه ادوار تاريخ مى ساخت و فرياد مهدى(ع) به ايجاد دولتى كريمه به نام دولت مستضعفان صالح مى انجامد كه امير مؤمنان على(ع) آن را چنين توصيف كرده است:
بدى از بين مى رود و نيكى برقرار مى ماند و زنا از بين مى رود و ربا محو مى شود. مردم به عبادات و شرع و ديندارى و نماز جماعت روى مى كنند و عمرها طولانى مى گردد و امانتها ادا مى شود و درختان پربار مى شوند و بركتها چند برابر مى گردد و بدان نابود مى شوند و نيكان برقرار مى مانند.9

پى نوشتها :
1 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص307.
2 . محمدتقى سجادى، فاطمه زهرا، ص295.
3 . بحارالانوار، ج52، ص306.
4 . على كورانى، عصر ظهور، ص316.
5 . جواد فاضل، معصوم سوم، ص118.
6 . عصر ظهور، ص319.
7 . فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، ص113.
8 . عصر ظهور، ص312.
9 . مصطفى دلشاد تهرانى، دولت مهدى سيرت مهدى، ص22.
 



موعود شماره 45

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.