|
آمريكا در ترازوي نقد جيمز بوفارد |
|
|
|
۲۸ مرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 3
- در 11 اكتبر 2004 دربارة «براند موفيلد» آمريكايي كه با خانمي مصري ازدواج كرده است در مجله آمريكايي محافظهكاران مقالهاي به رشتة تحرير درآورديد، ماهيت تلفيقاتي كه به سوي مسلمانان از سوي دستگاههاي امنيتي آمريكا توجيه مي شود، چيست؟
به نظر من بسياري از قوانين مصوب توسط دولت اجازه مي دهد به محض ظنين شدن به شخصي، وي مورد بازجويي قرار گيرد مثلاً پس از حوادث يازده سپتامبر ملاحظه مي كنيم، بسياري از جمعيتها و گروههاي خيرية اسلامي در معرض تحت و بازجويي قرار گرفتند و يا به خاطر دلايل واهي از فعاليت منع شدهاند و موارد بسياري وجود داشت كه دولت عنوان كرد، فلان شخص از تروريسم حمايت كند، در حالي كه بعداً ملاحظه شد وي مثلاً با دولت از اين جهت اختلاف نظر دارد كه ماليات زيادي بر وي بسته شده و مخالفت مالياتي بوده است. از ديگر موارد نقض قوانين اين است كه هنگام سخنرانيهاي بوش، دولت افرادي از آژانس امنيت ملي را ميان مردم مي فرستد تا هرگونه مخالفت را سركوب نمايند يا ميان بوش و مردم يك حايل قرار مي دهد تا مردم نتواند به راحتي به او دسترسي داشته باشند، يا مقابل آزادي بيان را مي گيرند، از جمله موارد نقض ديگر مي توان به قانون آزادي اطلاعات اشاره كرد كه به موجب آن آمريكاييها مي توانند آزادانه اطلاعات لازم درمورد فعاليتهاي دولت را به دست آورند. بوش اين قانون را زير پا گذاشت و قوانين سري بسياري وضع كرد كه هيچ آمريكايي از آن مطلع نيست.
- چگونه مي توانيد نقض قوانين را دريابيد؟
برخي از آمريكاييها از اين موضوعات اطلاع ندارند و هم برخي از وكلا كه به اين مسائل توجه دارند و با اينكه بسياري از آمريكاييها با آن مخالفت كردند، اما بسياري ديگر اعتقاد دارند، كه بوش برخلاف قانون عمل ميكند و قوانين را نقض مي نمايد غير از آن سازمان عفو بينالملل يا برخي از مراكز تحقيقاتي، نيز تفحصات و تحقيقاتي در اين زمينه و در زمينه نقض حقوق شهروندان انجام مي دهد، اما اكثر قريببه اتفاق مردم آمريكا با اين نقض قوانين مخالف هستند.
- بر اساس گزارش سالانه «سازمان آمريكايي ريمون ريت ورلد» كه بر موانع حقوق بشر تأكيد كرد، شكنجه و آزار و اذيت و توهين به زندانيان بخش اساسي و مهم استراتژي بوش در جنگ وي عليه تروريسم بوده است، چه توضيحاتي در اين زمينه داريد؟
دولت بوش نسبت به برخي پژوهشها و تحقيقات به عمل آمده دربارة برخي از آزار و اذيتها در عراق و در معرض ضرب وشتم قرار گرفتن مردم تا سرحد مرگ در افغانستان كه آخرين مورد آن 135 نفر تلفات داشته است، آن اعتراف نموده و عنوان كرده كه آنها در تحقيق و بازجويي جان خود را از دست دادهاند و به نظر من اين تعداد بيشتر از اينها مي باشند. تعدادي از افسران و سربازان آمريكايي يا در تجاوزات صورت گرفته مشاركت داشته يا در آنها سخن گفتهاند و تعدادي از وكلاي نظامي سعي كردند، اين خشونتها را متوقف نمايند، اين مسئله شايد مهمترين مسئلهاي باشد كه ديدها را نسبت به دولت بوش تغيير داد، چون مطالبي وجود دارد كه نشان مي دهد خود بوش دستور چنين اعمالي را داده است و حتي گفته شده كه در زمان جنگ، بوش بالاتر از قانون است و اين به شكل عميقي ميتواند تيشه به ريشه آمريكا بزند، به ويژه اهداف بنيانگذاران آمريكا. بنابراين برخي از وكلاي دولت حق دارند، بگويند بوش ديكتاتوري تمام عيار است بي آنكه مردم آمريكا از اين موضوع اطلاع داشته باشند.
- ارزيابي شما از طرح بوش جهت توسعه و گسترش دمكراسي در جهان چيست؟
اين بسيار جاي تأسف دارد كه برخي از آمريكاييها به اين طرح بوش به شكل جدي نگاه مي كنند و به آن توجه دارند يا از آن حمايت مي كنند، چون وقتي از اين طرح، بيرون از آمريكا سخن گفته ميشود، به آن مي خندند. اما بوش در برخي ايالتها هنگام سخنراني وقتي ما از اين طرح صحبت مي كند با كف زدن مردم ناآگاه آمريكا مواجه مي شود، در حالي كه در بخشهاي ديگر جهان به اين طرح مي خندند و آن را مسخره مي كنند. بسيار خوب است كه ما چنين طرحي داشته باشيم، اما نمي توان دمكراسي را با راهاندازي جنگها و بمباران و پرتاب موشك برقرار ساخت. برخي از مردم مي گويند با دخالت در عراق و برخي از كشورهاي خاورميانه آزادي را به اين كشورها ارزاني مي كنيم، اما اين موضوع باعث نفرت از آمريكاييها مي شود و بوش هزينه بساري به اين طرح اختصاص داد. اگر نگاهي به اجراي اين طرح بيندازيم ميبينيم، ايالات متحده چگونه سعي مي كند در نتايج انتخابات ساير كشورها دخالت كند، مانند انتخابات عراق (علاوي).
- آيا ملت آمريكا، مقاومت ملت عراق را تروريسم مي داند؟
مي دانيد، آمريكاييها كه به اوضاع و احوال توجه دارند، مقاومت ملت عراق را تروريسم تلقي نمي كنند. اين بيشك خصوصيتي است كه دولت بوش به هر كه بخواهد مقابل ايشان قد علم كند، ميدهد. اين در حالي است كه توصيفات بوش ديگر اثر خود را برمردم از دست داده است. مثلاً در روزنامه واشنگتن پست مقالهاي به چاپ رسيد كه در آن عنوان شد دولت بوش چگونه مسئولان بلندپايه وزارت كشاورزي را تشويق مي كرد، در تمام سخنرانيهاي خويش بگويند، در عراق همهچيز بر وفق مراد و در جريان است، بسياري از مسئولان از بيان اين مطالب طفره رفتند و تمايلي به گفتن اين مطالب نداشتند، اين نشانه ايجاد تغيير و تحول در نگرشها و ديدهاست. به نظر من كساني كه به اوضاع و احوال توجه دارند، نمي پذيرند كه هر مقاومتي را تروريسم بنامند، اما با كمال تأسف بسياري از آنها به جريان حوادث و پيگيري اوضاع و احوال توجه ندارند.
- شما بيان كرديد كه كنگره مي تواند رئيسجمهور را مورد بازخواست قرار دهد، آيا درصورت پيروزي دمكراتها آنها مي توانند بوش را مورد بازخواست قرار دهند؟
بيشك چنين است. آنها مي توانند تحقيقاتي در مواردي چند از بوش به عمل آورند كه پروندههاي سنگين و بزرگي را در دادگاه باز كند، اما چه بسا بوش همچنان در مسند قدرت هم باقي بماند و اصلاً مورد بازخواست كنگره قرار نگيرد، چون آنچه بوش از آزار و اذيت و شكنجه انجام مي دهد، يا توجيهات دروغين و غيره دربارة آغاز جنگ را اكثر جمهوري خواهان از آن اطلاع دارند، با اين حال سدّ راه وي قرار مي گيرند.
- مجله نومحافظهكاران كه ارگان آنهاست، در شماره 22 سال جاري خويش از كتابي سخن مي گويد، تحت عنوان ضعف در امپراتوري كه از ضعفي سخن ميگويد كه در امپراتوري آمريكا يا ايالات متحده شروع به رخ نمودن كرده است، حتي مقدمه مجله از اين موضوع صحبت مي كند و نقل قولي از يكي از ژنرال هاي ارتش آمريكا آورده كه مي گويد: «ارتش آمريكا در عراق شكست خواهد خورد»، آيا به نظر شما به وسيله دولت بوش، آمريكا پاي در راه نهايت و فرجام امپراتوري خويش گذاشته است؟
نمي دانم، اما شخصاً اگر به من اختيار داده شود كه ميان اين آزادي و امپراتوري يكي را انتخاب كنم، بيشك آزادي را ترجيح خواهم داد. اين همان چيزي است كه بنيانگذاران اوليه آمريكا نيز به آن چشم داشتند. آنها آزادي را براي حمله به كشورهاي ديگر وضع نكردند. بوش مي گويد، تنها راه تضمين آزادي حاكميت و استيلاي آمريكاييها در عراق و به راه انداختن جنگ در سراسر جهان است و جنگ عراق نادرست بودن اين سخن را ثابت كرد.
- آيا فكر مي كنيد مللي كه در معرض آزار و اذيت و ستم آمريكا قرار گرفتند، چه از طريق راه انداختن جنگ يا حمايت از ديكتاتورهاي اين كشورها، روزي همين برخورد را با آمريكا داشته باشند.
اين چيزي نيست كه بتوانم دربارة آن نظر بدهم، نميدانم در اذهان آن مردمان و ملل چه مي گذرد، اما موضوعي كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه فقط چند سال پس از جنگ جهاني دوم با اينكه آمريكا به آلمان و ژاپن حمله كرده بود، روابطي با اين دو كشور برقرار كرد و يا چند سال پس از جنگ ويتنام نيز با اين كشور روابطي برقرار كرد و كمتر كسي تصوير چنين چيزي را داشت. نمي دانم، موضوعي گنگ و مبهم است كه نمي توان به راحتي به آن جواب داد اما آنچه كه مي توان دربارة آن سخن گفت اين است كه بوش با مشكلات بزرگ و بسياري مواجه است و نمي دانم چگونه مي خواهد اوضاع و احوال را سامان دهد. در حال حاضر بوش ضربة بزرگي خورده است چون محبوبيت بسيار خود را از دست داده و از دست دادن اين محبوبيت به معناي از دست دادن دوستان است و اين براي وي ضربة بزرگي است.
- از آقاي جان بوفارد نويسنده و انديشمند سياسي آمريكايي تشكر مي كنم.
ماهنامه موعود شماره 65
|