ماه رجب بسيار ماه باشرافتي است! اين ماه هم ماه ولايت است و هم نبوت. هم ميلاد ولايت در آن واقع شده و هم نبوت در آن فعليت يافته است و علاوه بر آن ماجراهاي مهم ديگري هم در اين ماه اتفاق افتاده كه عبارتند از: آزادي نبياكرم(ص) و مسلمانها از تحريم اقتصادي چند سالهاي كه دچار آن شده بودند، ازدواج اميرالمؤمنين و حضرت زهرا(س) در پانزدهم اين ماه؛ خلاصه اينكه امور مهمي در اين ماه واقع شده و شرافت فوقالعادهاي به آن داده است.
شايد تعبير خوبي نباشد ولي واقعيت اين است كه خداوند در اين ماه خيلي ريختوپاش دارد و حيف است كه انسان از اين نعمتهاي عظماي الهي بهرهاي نبرد. چه دعاهاي بسيار پرفايده و آكنده از مضامين عالي براي اين ماه وارد شده كه هر كدام از اين اذكار به حقايقي اشاره دارند به خصوص سورة توحيد كه من نديدم در هيچ ماهي به اندازة اين ماه نسبت به آن سفارش شده باشد. خواندن اين سوره در اين ماه آثار فوقالعادهاي دارد و كاشف از اين است كه ارتباط ما بايد از ناحية توحيد و ولايت شروع شود. در اين ماه انسان خيلي راحت ميتواند براي «تخليه»2 موفق شود. زيارت رجبيه حضرت عليبن موسي الرضا(ع) كه چه مضامين عالياي دارد، باز مربوط به اين ماه است. مكرر عرض كردهام در نيمه شبي بلند شويد نماز شب و يا لااقل دو ركعت نماز حاجت بخوانيد و دستها را به سوي خدا بلند كنيد و هرچه دلتان ميخواهد از او طلب كنيد به جان امام زمان قسم خدا احدي را محروم و دست خالي برنميگرداند.
ماه رجب ماه تجارت و ماه بايگاني كردن پروندههاست و اميدواريم خداوند همه ما را از عنايات خاصهاش در اين ماه بهرهمند بگرداند. باز يكي از اعمال اين ماه كه آثار بسيار فوقالعادهاي دارد «اعتكاف» است. در آن ايام كه در نجف بوديم معمولاً بزرگان حاجات مهمشان را به وسيلة اعتكاف تأمين ميكردند.
بحث ما دربارة منافع وجودي حضرت بقيهالله(ع) در ايام غيبت بود. شايد براي برخي اين سؤال پيش بيايد كه الآن ايشان در پس پرده غيبت هستند و نه تشرفي به محضرشان ميشود و نه استخارهاي براي ما ميگيرند و نه در مشكلات خانوادگي مثلاً علمي و... كاري براي ما ميكنند خلاصه، اين همه حاجت پاگير داريم و حضرت براي ما هيچ كاري نميكنند پس نعوذ بالله حضرت كه بيش از 1167 سال از عمر شريفشان ميگذرد چه نفعي براي ما دارند؟ در جلسات قبل مفصلاً دربارة شباهتهاي ايشان با خورشيد ـ كه در چند روايت اين شباهت بيان شده است ـ صحبت كرديم.
روايتي است از حضرت بقيةالله(ع) كه از ائمه ديگر(ع) نيز مشابه آن روايت شده كه حضرت ميفرمايند: «نحن صنايع ربّنا و الخلق بعد صنايع لنا (يا صنايعنا)» تعبير لطيفي است كه چند تن از معصومين(ع) فرمودهاند: «ما دستپروردة حضرت حق هستيم و عالم وجود3 دستپروردة ما.» به عبارت ديگر يعني وجود ما منتسب به حضرت حق است و وجود جميع ماسوي الله منتسب به ما، و ما روح عالم وجوديم.
ما روايات ديگري را هم داريم كه مشابه اين تعبير را دارند. روايت معتبري كه در اصول كافي از پيامبر اكرم(ص) و امام رضا(ع) و ديگر معصومين(ع) سؤال شد كه آيا ممكن است زمين در مقطعي بدون امام باشد. فرمودند: «لو لا الحجة لساخت الأرض بأهلها؛ يعني ابداً ممكن نيست و اگر زماني چنين اتفاقي بيفتد زمين اهلش را به درون خود فرو ميبرد.» و عالم وجود متلاشي ميشود.
معناي تعبير فوق اين است كه در جميع عوالم و منظومهها ـ و نه فقط اين منظومه شمسي، بلكه در هر كدام از اين ميليونها كهكشان، ميلياردها ثوابت و سيارات قرار دارد و در هر كدام از اينها ميليونها مخلوق ـ همه موجودات مرهون عنايات امام زمان(ع) هستند. حقيقتاً چه نفعي از اين بالاتر ميتوان تصور كرد.
امام صادق(ع) در روايتي فرمودند: «منزه است حضرت حق كه كل عالم وجود را براي امام مسخر كرده و كليدهاي حركت را به دست او داده است.» مسلماً اين حركت شامل هر دو حركت وضعي و انتقالي اين ثوابت و سيارات ميشود.
مگر در دعاي ندبه نميخوانيم «اين السبب المتصل بين الارض و السماء» امام واسطة فيض است و چون افاضة فيض از مبدأ فياض به عالم وجود قطع نميشود به طور طبيعي ما در هر لحظه به وجود امام زمان نيازمنديم. بزرگان اين مثال را زدهاند كه هر خط مجموعهاي از بينهايت نقطه است و گويا كه صدها و هزاران صفر كنار هم گذاشتهاند و استمرار اين خط منوط به آن است كه اين افاضه هر لحظه ادامه پيدا كند و به محض آنكه قطع شود اين خط هم قطع ميشود.
مثال ديگري كه بزرگان براي فهم اين موضوع زدهاند مسئله ترانسها (ترانسفورماتورها)يي است كه در ورودي شهرها نصب ميكنند. اگر برقي كه در مبدأ توليد برق وجود دارد به برقهاي شهري متصل شود همه آنها را ميسوزاند و به عكس هم اگر براي لحظهاي اين برق قطع شود فاجعه به بار ميآيد.
البته اين ويژگي مختص حضرت بقيهالله(ع) نيست و چهارده معصوم(ع) همگي اين ويژگي را داشتهاند. اين افاضة از مبدأ فياض به طور دائمي براي همه موجودات بوده است چه انسان باشند چه غيرانسان. علاوه بر آن امام زمان(ع) اشراف ولايت قيومي بر عالم وجود دارد و لحظهاي از من و شما و هيچ يك از موجودات غافل نيست ومعناي ولايت كليهاي كه گاهي از آن صحبت به ميان ميآيد همين است. به واسطه اين احاطة قيومي به عالم وجود، جميع كائنات مجذوب او هستند و گوش به فرمان و منتظر دستورات او. حضرت اباعبدالله(ع) قسم جلاله ميخوردند كه: «والله ما خلق الله شيئاً إلّا أمره بإطاعته لنا؛ به خدا سوگند كه خداوند هيچ چيزي را نيافريد مگر اينكه او را به اطاعت ما امر كرد.»
يعني جميع موجودات مطيع فرمان ولي هستند.
حضرت سلمان، رشيد حجري، كميل بن زياد نخعي، ميثم تمار، حبيب بن مظاهر نخعي و امامزادهها هم ولايت داشتهاند البته در حد و اندازهاي به مراتب پايينتر و كمتر از آن ذوات مقدسه. بعضي از علماي ما هم مثل مرحوم ملاحسينقلي همداني، سيد علي آقاي قاضي، آخوند خراساني، آقا سيد احمد كربلايي چنين ويژگيهايي داشتهاند، كتابها را مطالعه كنيد ببينيد دربارة اين بزرگان چه مطالبي نوشتهاند.4 باز اينكه در دعاي ندبه ميخوانيم: «أين باب الله الذي منه يوتي.» اشاره به همين موضوع است.