|
اتحاد دلتا و بحران خاورميانه |
|
|
|
۱۵ مرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 3
- ترس قريب و نزديك، از احتمال شكلگيري قدرت دوم و رقيب آمريكا در خاورميانه از ميان مسلمانان
- ترس بعيد، از احتمال ظهور منجي موعود
ـ حسب اخبار آخرالزماني ـ مسلمانان از شرق اسلامي و عربي. ترس قريب و نزديك، محصول خلأ قدرت واسپس فروپاشي كمونيسم و شوروي است. اگر چه خلأ قدرت رقيب، سوداي ادارة جهان با محوريت ليبرال سرمايهدراي امريكا را در سر سوداوي اشرار يهود كه در حقيقت گرداننده و سياستگزار اصلياند انداخت اما، رشد تدريجي و پيش رونده «بنيادگرايي اسلامي» و قدرت يافتن انقلابيون مسلمان در ايران، احتمال شكلگيري «قدرت جايگزين» را متبادر اذهان ساخت. ضمن آنكه احتمال اتحاد و اتفاق اين جريان با ساير دول توانمند شرقي، مثل روسيه و چين، بر اين فرض دامن زد كه «قدرت دوم» در راه است. قدرتي كه «ثروت، بنيادگرايي و مدرنيته» را يكجا جمع نموده و باعث سرعت گرفتن سير انحطاط و پس رفت غرب ـ و به ويژه امريكا ـ از صحنة حيات سياسي و فرهنگي جهان مبتلا به سكولاريزم ميشود. همان كه ناگزير به فروپاشي تام و تمام غرب منحط در برابر شرق ميانجامد. در فرض نظريهپردازان اتحاد دلتا رويكرد بنيادگرايانه و مذهبي مسلمانان، با انتقاد همهجانبه از مدرنيته، ميتواند جايگزين پرقدرت ليبرال سرمايهداري شود. واقعهاي كه ساموئل هانتينگتون از آن با عنوان «جنگ تمدنها» ياد كرد. اين پيشبيني كه لرزشها و تركهاي پيشروندهاش بر ديوارهاي تاريخ و فرهنگ غربي هويداست، باعث بود تا «اتحاد دلتا» احساس كند از كمترين فرصت براي:
- جبران مافات
- احياگري بر مبناي سنت سكولاريزم و ليبراليسم
- جلوگيري از رشد و نضج بنيادگرايي اسلامي
- و بالاخره وارد كردن ضربه و باز دارندگي برخوردار است.
اما ترس و بيم بعيد و دورتر؛ بيم دوم ناشي از آگاهي سران پشت پردة «اتحاد دلتا» ـ حسب اخبار و پيشگوييها و... ـ از قريبالوقوع بودن حادثة شريف ظهور مقدس منجي موعود از ميان سرزمينهاي اسلامي و عربي است. همان كه نوسترآداموس در پيشگوييهاي خود بارها آن را متذكر شده است. جرياني كه به دليل ريشه داشتن در بنيادگرايي حقيقي و به مدد منجي آسماني، طومار تاريخ آكنده از خودبنيادي، كفر و شرك را در هم ميپيچد. شايان ذكر است كه بيش از دو دهه از ساخت نسخة اولية فيلم «مردي كه آينده را ميدانست» يا همان پيشگوييهاي نوسترآداموس ميگذرد. در اين فيلم به صراحت از ظهور مردي پرقدرت از شرق اسلامي در «عربستان» سخن به ميان آمده و دربارهاش تصويرسازي شده است. اين آگاهي، «اتحاد دلتا» را به ميدان اخذ «استراتژي بازدارندگي» قبل از وقوع ماجرا كشيد. ميدان عمل براي تحقق اين استراتژي از نظر مسيحيان صهيونيست خاورميانه است. ميداني كه تمامي جغرافياي خاكي پاكستان، ايران، عراق، سوريه، لبنان و حتي كشورهاي عربي و تركيه را در بر ميگيرد. راز چنگ انداختن «اتحاد دلتا» به موضوعاتي از قبيل؛ جنگ صليبي، ظهور مسيح موعود و بالاخره ضرورت راه انداختن «جنگ مجهول و مجعول آرماگدون، به اين موضوع برميگردد. وزير امور خارجه امريكا ـ خانم كاندوليزا رايس ـ بارها از اين استراتژي ـ بازدارندگي ـ ياد كرده است. بايد اذعان داشت هر دو بيم قريب و بعيد، اتحاد دلتا را نيازمند راه انداختن «جنگ جعلي ارماگدون» كرده است. از اين جنگ با عنوان «جنگ آخرالزمان» در ادبيات مسيحيان صهيونيست ياد ميشود. محل وقوع آن صحراي هارمجدون ـ آرماگدون ـ در جنوب حيفا و نزديك كرانه باختري رود اردن در فلسطين اشغالي است. جنگي فراگير و اتمي كه بنا به طرح ابداعكنندگانش، جمع كثيري از مسلمانان، اعراب، مسيحيان كاتوليك و حتي يهوديان كشته ميشوند و پس از آن براي يك هزار سال حكومت مسيح بر جهان محقق ميشود. وقوع اين جنگ مجعول كه هم اينك اتحاد دلتا در شيپور «آمادهباش و حملة» آن ميدمد:
- براي هميشه امكان ظهور قدرت دوم و رقيب ـ از ميان مسلمانان و شرق اسلامي ـ را از بين ميبرد.
- صورتبندي و نقشه سياسي خاورميانه را ديگرگون ميسازد.
- استقرار حكومت جهاني اشرار يهود ـ مندرج و مستتر در اتحاد دلتا ـ را موجب ميشود.
نيل به اين مقاصد تا محقق شدن آرماگدون نيازمند حركت اتحاد دلتا در پوشش «جنگ مقدس و ضرورت زمينهسازي براي ظهور» است و البته جز اين، دامهاي ديگري نيز براي گشودن جبهه وسيع جنگ ميان «شرق اسلامي و اتحاد دلتا» گسترده شده است و از جمله حمله گسترده به لبنان. نبايد از ياد برد كه گفتوگوي مستمر مبلغان انجيلي صاحب نفوذ از ظهور دوم مسيح و زمينهسازي ظهور آن حضرت و تأسيس پايگاه حكومتياش در بيتالمقدس با خود چند امكان را دارد:
1. برانگيختن جمعيت كثير مسيحيان پروتستان ساكن در انگلستان و امريكا براي حمايت از استراتژي و اقدامات اتحاد دلتا عليه شرق اسلامي. شايان ذكر است كه جمعيت حداكثري اين دو كشور از نظر مذهبي متمايل به كليساي پروتستان و انجيلي هستند.
2. بدلسازي از موضوع «آخرالزمان، منجي موعود و دجال». و ايجاد مصنوعي شرايط وقوع آن براي مشروع جلوه دادن طرحها و برنامهها.
3. محتوم جلوه دادن همة اعمال و حركات خشن و سركوبگرايانة اتحاد دلتا عليه مسلمين و جملة مخالفان صهيونيسم در غرب و ساير نقاط جهان. (به اتكاء پيشگوييها و اخبار مجعول).
4. مشروع جلوه دادن حضور نيروهاي دلتا در خاورميانه و حمايت همهجانبه از صهيونيستها و حضور دائمي و مسلحانه در منطقه براي استفاده از فرصتها، كنترل شرايط و پيشبرد اهداف مطابق استراتژي سابقالذكر.
نبايد از ياد برد كه گشودن جبهة جنگ گسترده ـ به بهانههاي مختلف و از جمله آرماگدون ـ جزء خواستههاي جدي اتحاد دلتاست. چنانكه طي سه دهة اخير، از زمان رياست رونالد ريگان تا جورج بوش بر كاخ سفيد،گردانندگان ماجرا دربارة آن گفتوگو كردهاند و حتي وقوع آن را جزء آرزوهاي خود به شمار آوردهاند. اين جنگ تحميلي احتمالي به عبارتي ظهور «استراتژي ويژة اشرار يهود» است كه اتحاد دلتا وظيفة محقق ساختن آن را عهدهدار شده است. اتحاد دلتا بر آن است تا پيش از ظهور آمادگي تام و قدرت گرفتن مسلمين در دروازة تاريخ جديد، و قبل از فروپاشي كامل اركان سياسي و اقتصادي غرب، در جنگي هولناك همة امكان مادي و فرهنگي شرق اسلامي را منهدم كند و نه تنها براي هميشه امكان ظهور تمام قد «قدرت دوم» در جهان (بيم قريب) را از بين ببرد بلكه، با حضور كامل و تسلط تمام در خاورميانه، مانع از ظهور و توفيق منجي موعودي شود كه براي هميشه ماجراي استكبارورزي را ختم مينمايد. به عبارت ديگر برآنند تا تاريخ آينده را مطابق هواجس خود بسازند.
|