
هدف اين مقاله، يافتن پاسخي براي اين پرسش مبنايي است كه از ديد امام خميني(ره)، عمدهترين جريان خطرآفرين براي اسلام و مسلمين و بلكه جهان بشريت ـ به ويژه در دوران كنوني ـ كدام است؟ نويسنده محترم در پي آن است تا شيوههاي برخورد حضرت امام(ره) را با اين خطر سهمگين مورد بررسي قرار دهد.
آنان كه به طريق معمول، دربارة انديشه و زندگاني امام خميني(ره) داد سخن ميدهند يا قلمفرسايي ميكنند، بعضي آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوي و حكومت سفاك شاهنشاهي دانسته، سراسر زندگاني و مبارزات آن بزرگمرد را در اين محور خلاصه ميكنند. جرياني كه امام خميني(ره) در برابر آن قيام كرد و تا آخرين لحظة حيات پربركتش از مبارزه با آن لحظهاي غفلت نورزيد، نه فقط اسلام و امت مسلمان ايران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهاني را به مخاطره افكنده است.
امام خميني(ره) از آغاز علني شدن قيام خويش در سال 1341 شمسي، طيّ نطقي مبسوط، در اينباره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر يهود است،1... آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بنياميه» نيست.
هدف اين مقاله، يافتن پاسخي براي اين پرسش مبنايي است كه از ديد امام خميني(ره)، عمدهترين جريان خطرآفرين براي اسلام و مسلمين و بلكه جهان بشريت ـ به ويژه در دوران كنوني ـ كدام است؟ نويسنده محترم در پي آن است تا شيوههاي برخورد حضرت امام(ره) را با اين خطر سهمگين مورد بررسي قرار دهد.
آنان كه به طريق معمول، دربارة انديشه و زندگاني امام خميني(ره) داد سخن ميدهند يا قلمفرسايي ميكنند، بعضي آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوي و حكومت سفاك شاهنشاهي دانسته، سراسر زندگاني و مبارزات آن بزرگمرد را در اين محور خلاصه ميكنند. جرياني كه امام خميني(ره) در برابر آن قيام كرد و تا آخرين لحظة حيات پربركتش از مبارزه با آن لحظهاي غفلت نورزيد، نه فقط اسلام و امت مسلمان ايران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهاني را به مخاطره افكنده است.
امام خميني(ره) از آغاز علني شدن قيام خويش در سال 1341 شمسي، طيّ نطقي مبسوط، در اينباره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر يهود است،1... آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بنياميه» نيست.2
البته سلطة وحشتناك و همه جانبة يهود و دستپروردگان آنها بر مراكز و محافل حساس ايران [آن روز]، از يك سو؛ و اشغال قبلة اول مسلمانان و معراجگاه پيامبر خاتم از سوي ديگر، تهاجمي سهمگين بود كه غيرتمندان جهان نسبت به آن احساس خطر ميكردهاند اما دامنة خطر به همين جا محدود نميشود. سيطرة اين جماعت بر اهرمهاي قدرت سياسي، اقتصادي، فرهنگي، و... در جهان، خصوصاًً مغربزمين، و تعقيب استراتژي اشغال سرزمينهاي پهناور و زرخيز اسلامي براي تحقق يافتن شعار «از نيل تا فرات»، توطئهاي بزرگتر است كه سايه شوم آن بر سر جهان اسلام سنگيني ميكند.با آگاهي دقيق و حكيمانه از اين واقعيتها بود كه امام خميني(ره) نوك پيكان مبارزة خويش را به سمت يهود و اسرائيل نشانه گرفت. و هم از اين رو بود كه او همة مشكلات جهان اسلام، از جمله ايران زير سلطة پهلوي را از اين زاويه تحليل ميكرد:
اين جانب، حسب وظيفة شرعيه، به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر ميكنم؛ قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضة صهيونيستهاست3 خطر اسرائيل و عمال آن را به مردم تذكر دهيد. در نوحههاي سينهزني، مصيبتهاي وارده بر اسلام و مراكز فقه و ديانت و انصار شريعت [را] يادآور شويد.4
حضرت امام(ره) پرچم مبارزه با برنامهها، اهداف، و عملكرد جنايتبار صهيونيسم جهاني را كه در چند محور ذيل قابل تلخيص است، در دستان مبارك خويش گرفته بود:
الف) مسئلة قدس، ب) سلطه بر ايران شاهنشاهي و ايجاد روابط مستحكم و گسترده با رژيم پهلوي، ج) پيگيري استراتژي ايجاد «اسرائيل بزرگ» و اشغال ممالك اسلامي منطقه، با هدف تحقق بخشيدن به شعار ديرينة «از نيل تا فرات»، د) سيطرة همهجانبه بر نظام حاكم جهاني.
حضرت امام در تمام دوران مبارزات خويش، مسلمانان را تشويق ميكرد كه براي آزادي قدس و فلسطين و محو رژيم نامشروع صهيونيستي بكوشند. در ديدگاه ايشان، همواره مسئلة فلسطين در رأس مسائل و مشكلات مسلمين و بزرگترين مصيبتجهان اسلام است:
از مصيبتهاي بزرگ مسلمين، قضية اسرائيل تجاوزكار است5
ما ميگوييم، اسرائيل بايد از صفحة روزگار محو شود و بيتالمقدس مال مسلمين و قبلة مسلمين است6
غصب فلسطين و كشتار و اخراج و آواره ساختن ميليونها زن و مرد و كودك بيدفاع و بيپناه فلسطيني، همراه با جنايات وحشتناك و مكرر در آن سرزمين و ويران ساختن صدها شهر و روستا و مكان مقدس مسلمانان و قتلعام مستمر كودكان و جوانان به پا خاستة آن سامان، مسئلهاي نيست كه بررسي آن در يك كتاب يا مقاله بگنجد. از اين گذشته، نبايد فراموش كرد كه توطئه اشغال فلسطين و ايجاد «اسرائيل» در قلب جهان اسلام، سرفصل توسعهطلبي گستردهاي است كه متأسفانه هنوز ملتهاي مسلمان از عمق و گسترة آن، آگاهي كافي نيافتهاند. امروز، حتي جنايات صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي و درد جانكاه ميليونها آوارة فلسطيني در كشورهاي مختلف، هنوز براي مسلمانان به خوبي تشريح نشده است. نيز عمق فاجعة اشغال فلسطين و ابعاد توطئة اشغالگران و حاميان جهاني آنها، براي مردم كشورهاي اسلامي تفسير نگشته است.
حضرت امام خميني(ره)، با تمام وجود، اين حقايق را درك كرد و يكتنه به مبارزه با اشغالگران برخاست. او همواره مسلمانان، به خصوص رهبران و انديشمندان امت، را به مبارزه براي نابودي دشمن مشترك اسلام، يعني رژيم غاصب صهيونيستي، و آزادي سرزمين فلسطين دعوت مينمود:
بيش از بيست سال است فرياد كردهايم كه اجتماع كنيد و اين غده سرطاني را از بين مسلمين بيرون كنيد. بيتالمقدس را از او بگيريد؛ كشورهاي اسلامي را از اين غدة سرطاني آزاد كنيد.7
حضرت امام نه تنها مصيبت اشغال را در رأس مصيبتهاي جهان اسلام ميدانست، بلكه معتقد بود كه اين مسئله در گسترهاي فراتر از محدودة زمان يا مكان خاص جاي دارد: «مسئلة قدس يك مسئلة شخصي و يك مسئلة مخصوص به يك كشور و يا يك مسئلة مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست بلكه حادثهاي است براي موحدين جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آينده؛ از روزي كه مسجدالاقصي پيريزي شد تا آنگاه كه اين سياره در نظام هستي در گردش است. و چه دردناك است براي مسلمانان جهان در عصر حاضر كه با داشتن آن همه امكانات مادي و معنوي، مرأي و منظر آنان، به پيشگاه خداوند متعال و رسولان عاليقدرش اين چنين جسارت واقع شود؛ آن هم از يك مشت اوباش جنايتكار! و چه ننگ است براي دولتهاي اسلامي كه با در دست داشتن شريان حياتي ابرقدرتهاي جهان، بنشينند و تماشاگر باشند كه آمريكا، ابرجنايتكار تاريخ، يك عنصر فاسد بيارزش را در مقابل آنان علم كند و با عدهاي ناچيز، عبادتگاه مقدس و قبلة اول آنان را غصب نموده و با كمال وقاحت در مقابل آنان قدرتنمايي كند! و چه شرمآور است سكوت در مقابل اين فاجعة بزرگ تاريخ...!»8