|
۱۲ شهريور ۱۳۸۳ |
اسماعیل شفیعی سروستانی
شايد اگر سيل ابتلائات، حوادث و بحرانهاى فراگيرى كه عموم ساكنان زمين و به ويژه شرق اسلامى را در خود گرفته، و هجوم تندباد ترديد در وقت مواجهه با سيلى از حوادث كوچك و بزرگ نبود؛ هيچگاه قادر به درك راز اينهمه »روايت و خبر درباره آخرالزمان« كه از طريق معصومين(ع) رسيده نمى شود. چيزى حدود 6000 روايت و خبر. درباره هيچ يك از احكام و آداب و اعمال اينهمه خبر و روايت نقل نشده است. عجيب آنكه بدون مراجعه و استعانت از اين اخبار امكان درك حوادث و كشف حقايق پشت پرده رخدادها ممكن نيست.
نكته قابل تأمل اينكه اشاره شده در آخرين دوره و شايد آخرين سالهاى عصر غيبت و دورى از امام عصر(ع)، »رسانه ها« بزرگ ترين ابزار و سلاح كفر و الحاد غربى براى مقابله و مبارزه با حقيقتى است كه ظهور خواهد كرد. از اين رو شايد يكى از بزرگ ترين معجزات حضرت ولى عصر(ع) رويارويى با »رسانه ها« و باطل كردن شعبده آن است.
اين رسانه ها هر حقى را باطل و هر باطلى را حق جلوه مى دهند و رخصت هرگونه تأمل و بازشناسى را از انسان سلب مى كنند. سرعت تندباد حوادث، تعدد وقايع، گستردگى پيش آمدها در نقاط مختلف و فراوانى اشخاص مؤثر و ماجراآفرين، چهار عامل مهم و قابل توجه اند كه از سويى اجازه ارائه تحليل كامل اوضاع را از هر تحليلگر هوشمندى سلب مى كنند و از ديگر سو تشخيص ارتباط اينهمه را با واقعه و ماجرايى مهم و اساسى (ظهور مقدس) غير ممكن مى سازند. شايد تنها كسانى كه خداوند قلبشان را مستعد و مطيع امر مولا و مهياى حضور در خيل منتظران ساخته از اين همه وقايع جان سالم به در برند.
مهم ترين عملكرد رسانه ها در چنين وضعى »شبهه افكنى« است. به گونه اى كه كشف شبهه و اخذ موضع مناسب در برابر حوادث بسيار سخت به نظر مى رسد.
آنچه در »اخبار آخرالزمان« جلب توجه مى كند اشاره به مجموعه اى از حوادث، اشخاص و سرزمينهاست. و هر يك از ائمه دين(ع) به اقتضاى شرايط و موقعيتها به ماجرايى يا فردى اشاره كرده اند كه در شهرى و يا منطقه اى ويژه ماجراآفرين مى شود. تعداد اشارات و نشانه هاى اين اخبار خود پرده از ارتباط اين اجزاء منتشر با كلى واحد برمى دارد. ضمن آنكه با ارائه نشانه ها تا حد زيادى پرده هاى ترديد و شك را مى درند تا خبرگيرنده امكان كشف مصداق را بيابد.
بى گمان بر آن بزرگان پوشيده نبوده كه سرعت حوادث و تعدد و گستردگى آنها جمع كثيرى از مسلمين و به ويژه شيعيان را در تشخيص امر دچار شبهه كرده و جان و مال آنها را به مخاطره خواهد افكند. اينهمه حكايت از آن دارد كه اين اخبار به بهترين صورتى وظيفه كنترل، مديريت، تشويق و يا حتى بازدارندگى عكس العملهاى شيعيان را در هنگام قرار گرفتن در معرض وقايع برعهده دارند، زيرا سكوت نابه جا، عكس العمل نادرست، موضع گيرى كاهلانه يا عجولانه موجب بروز حوادث ناگوارى مى شود كه جبران آن غير ممكن است.
شايد به همين سبب است كه بزرگان دين همواره شيعيان را از تعيين وقت معلوم براى ظهور برحذر داشته اند اما بر هوشيارى، بيدارى و مترصدبودن تأكيد كرده اند. سيلاب وقايع به گونه اى است كه ذكر شده در سالهاى آخرين و در هنگامه ظهور جمع كثيرى از علما نيز دچار ترديد شده از يارى و همراهى امام(ع) نيز خوددارى مى كنند.
در ايالات متحده آمريكا از حدود سى سال قبل مراكزى جهت بررسى حوادث و مصداق شناسى براى اخبار آخرالزمان (مبتنى بر اخبار تورات و انجيل) تأسيس شده و همواره سر در پى كشف لحظات حساس داشته اند.
طى سى سال اخير سرعت سير حوادث و وقايع ديوانه كننده بوده و هر چه زمان گذشته بر سرعت، فراوانى و پراكندگى حوادث در نقاط مختلف جهان (به ويژه منطقه خاورميانه) افزوده شده است.
به عبارتى خاورميانه و از جمله ايران اسلامى چهارصد سال حادثه و ماجرا را طى 25 سال پشت سر گذاشته است. اين فشردگى حجم گسترده اى از فرسودگى، پيرى، بحران و در كنار آن پختگى و فهم را نصيب آنان ساخته است. اما، غفلت از »پيامدهاى ويژه آخرين سالهاى قبل از ظهور« و »اخبار ظهور« آنان را در »موضع گيرى و عكس العمل« در وقت مواجهه با بحرانها و اخذ تصميم در برابر رخدادهاى بزرگ سياسى، اقتصادى، اجتماعى و... دچار مشكل مى نمايد. چنان كه به جرأت مى توان گفت لنگ لنگان پيك تيزپايى را دنبال مى كنند كه مجال تأمل را از آنان سلب كرده است. همين كاهلى و عدم توجه موجب بوده تا مراكز علمى و حتى حوزه هاى علمى اسلامى همواره به دور از اينهمه وقايع از عهده وظيفه »بررسى اخبار و مصداق شناسى« نيز درنيايند. گوئيا چنين پنداشته ايم كه ما را فرصتى 400 ساله براى اخذ تصميم و برنامه ريزى براى زندگى در شرايط معمولى و در امان از هرگونه خوف و خطر اعطا كرده اند كه چنين حركت مى كنيم.
اگر چه 400 سال فرصت را براى اخذ تصميم درباره غرب، فرهنگ و تمدنش از دست داده ايم اما حتى از پنج سال فرصت براى اخذ تصميم درباره حوادث و بحرانهاى تند و تيز اين سالها و همه آنچه كه حتى اخبار آخرالزمانى نيز درباره آنها به صراحت اشاره كرده اند برخوردار نيستيم. از اين روست كه بدون هيچگونه مسامحه و سهل گيرى لازم است:
1. يكى از مراكز موجود در حوزه علميه قم تحت نظر ولىّ امر مسملين وظيفه بررسى سريع اخبار و روايات مرتبط با موضوع آخرالزمان و ظهور را - كه از سوى حضرات معصومين(ع) رسيده - عهده دار شود تا امكان بازشناسى اخبار، تعيين درجه صحت روايات و دسته بندى آنها حسب موضوعات، حوادث، ايام، اشخاص و سرزمينها فراهم شود.
2. به موازات اين امر لازم است در همين مركز جمعى از محققان ضمن بررسى اخبار و پيشگوئيهاى ساير ملل و نحل، وظيفه مصداق شناسى را حسب حوادث جارى، ايام جارى، اشخاص جارى و سرزمينهاى فعلى عهده دار شوند.
3. به دور از هرگونه سياست بازى و باندبازى و به نحو احسن امكان انتشار معارف مهدوى (منطبق با آيات، اخبار و روايات اسلامى) ميان طبقات مختلف اجتماعى فراهم شود. چه تنها طريق در امان ماندن از حوادث سوء و اخذ تصميم صحيح در ميان مناسبات فردى و جمعى اطلاع از اين اخبار و حوادث است.
4. يك گروه جدى مطالعاتى و رسانه اى به دور از هرگونه غوغاسالارى، رديابى حوادث در ميان سرزمين بزرگ اسلامى (شرق اسلامى، خاورميانه) و شناسايى دقيق اشخاص، حوادث و عواملى را كه به نوعى مرتبط با اين اخبار و حوادثند عهده دار شوند تا نظام اسلامى منطبق با اين اطلاعات و كشف نسبتها مناسبات سياسى، اقتصادى، نظامى و فرهنگى خود را تنظيم نمايد.
5. بى شك منابع اسلامى (قرآن و روايات) درسف بودن و زيستن در شرايط مختلف را به ما آموخته اند؛ مگر نه اينكه حضرت يوسف(ع) وقتى از قريب الوقوع بودن سالهاى قحطى مطلع شد »استراتژى ويژه اى را براى كشف و ذخيره سازى« اتخاذ كرد و خود نيز عهده دار اقدام شد؟
دور ماندن مديران دستگاههاى اداره كننده نظام اسلامى از اين موضوع باعث بوده تا در كمتر برنامه اى شاهد »استراتژى متناسب« با اين عصر باشيم؟ »نظام اسلامى شيعى« راهى ندارد جز آنكه با آگاهى تمام درباره اين مباحث اقدام به اخذ استراتژى كند جالب توجه است كه برخى روايات ائمه معصومين(ع) »استراتژى كشت و ذخيره« را در سال آخر قبل از ظهور به شيعيان و خانواده هاى آنان توصيه كرده اند.
توصيه هايى از اين دست زياد است و بررسى و كشف اين موارد در گرو انجام مطالعات جدى »استراتژيك« مبتنى بر اين اخبار.
»موعود« خود را مكلف به »ارائه اطلاعات و انجام مطالعات« حسب توانايى و مقدورات خويش مى شناسد و امكان مستقل و محدود خود را كه به اندازه يكى از واحدهاى كوچك تبليغاتى مستقر در يكى از دانشكده هاى اين شهر نيست در خدمت اين امر مهم وارد ساخته است تا شايد تكليف خويش را به جا آورده باشد. از همينجا از كليه مسؤولان مى خواهيم كه ما را در تدارك امكانات و استقرار گروههاى پژوهشى و انتشار آثار يارى دهند، چرا كه بخش مهمى از تكاليف آنان را مؤسسه اى عهده دار است كه از داشتن يك دستگاه ساده زيراكس نيز بى بهره است. من آنچه شرط بلاغ است با تو مى گويم تو خواه از سخنم پند گير، خواه ملال سردبير
ماهنامه موعود شماره 45
|