|
صفحه 2 از 3
1. شيخ صدوق در كتاب كمال الدين به سند خود از عبدالعظيم حسني آورده كه گفت :« به سرورم حضرت محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (عليهم الصلاه والسلام ) وارد شدم و مي خواستم كه درباره ي قائم (عج ) از آن حضرت سوال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او پس خود آن حضرت آغاز به سخن كرد و به من فرمود : اي ابوالقاسم ! به درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش انتظارش كشيده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومين از فرزندان من است » . (9 ) 2. ابوبصير از امام صادق (عليه السلام ) نقل مي كند كه روزي آن حضرت فرمود : « آيا شما را خبر ندهم از چيزي كه خداوند هيچ عملي را از بندگان بدون آن نمي پذيرد عرض كردم : بله بفرمائيد. حضرت فرمود : گواهي دادن بر اين كه معبودي جز الله نيست و اينكه محمد(صلي الله عليه وآله ) بنده و فرستاده اوست و اقرار كردن به هرآنچه خداوند به او فرمان داده است و دوستي از براي ما و بيزاري از دشمنان ما و تسليم شدن (پيروي از ما) و كوشش و اطمينان داشتن و منتظر قائم بودن سپس فرمود : مارا دولتي در پيش است كه هروقت خدا بخواهد آن را پيش خواهد آورد و ... » . (10 )
در ذيل روايتي كه امر به مرزباني در زمان غيبت مي كند چنين مي فرمايد :
« يجب علي الشعيه ان يربطوا انفسهم علي طاعه امام الحق و انتظار فرجه و يتهيوا لنصرته » . (11 )
بر شيعه واجب است كه گوش به فرمان امام برحق باشند و در انتظار فرجش بسر برند و براي ياري او آماده باشند.
مساله انتظار چه مباني (12 ) و ريشه هايي دارد
عوامل و امور متعددي بشريت را به داشتن حالت انتظار و ضرورت اميد به آينده اي درخشان به دست با كفايت طلايه داري الهي ترغيب مي كند كه در اين نوشتار به آنها اشاره مي كنيم :
بشريت امروزه , به هر محوري كه در زندگي پيش روي دارد نظر مي افكند خود را در حصار ناكامي و سرخوردگي مي بيند , و براي نجات از اين گرفتاري هر روز به سويي سر مي كشد و به فكر چاره اي مي افتد. چون اين راه چاره ها و تدابير به منبع فيض الهي متصل نيستند نه تنها عطش روحي او را برطرف نمي سازند بلكه بر بيماري هاي روحي و جسمي اش افزوده مي شود و بيشتر به بي كفايتي گردانندگان دنياي كنوني پي مي برند. بن بست هايي كه بشريت را مضطر مي كند تا به ظهور يك منجي و مصلح جهاني دل ببندد بدين قرار است :
الف ) بن بست علم و صنعت بشر با انقلاب صنعتي در اين خيال بود كه بر همه ي مشكلات و معضلات فائق خواهد آمد و رفاه و آسايش خود را فراهم خواهد ساخت , اما واقعيت اينوسيد سلاح هاي كشتار جمعي و مخرب نمي شود و سردمداران قلدر جهان سرمست از اين تجهيزات ويرانگر با محور قرار دادن منافع خويش هراز چند گاهي آهنگ نقطه اي از جهان را مي كنند و در اين بين آنچه شكست مي خورد انسانيت است . (13 ) در چنين وضع اسف باري , آدمي نااميد شده از قدرت علم و صنعت , بايد به چه كسي پناه ببرد آيا اين قدرت هاي بي بنياد و قلعه هاي بي حصار پناهگاه آدمي و نويد نجاتي خواهند بود و آيا به سازمانهاي بين المللي كه به منظور حمايت از حقوق بشر و حفاظت از محيط زيست تاسيس شده اند و هم اكنون آلت دست قدرتهاي استعماري بزرگ شده اند مي توان اميد بست اگر منصفانه قضاوت شود بايد اعتراف نمود كه جز به دست با كفايت يك مصلح و منجي الهي اين بن بست حل نخواهد شد.
ب ) بن بست سياسي بشر براي اصلاح حاكميت سياسي و نجات از گرفتاري حكومت هاي ملوك الطوايفي به حكومت هاي پادشاهي و سلطنتي روي آورد ولي در عمل ديد كه اين نوع حكومت ها به ديكتاتورهاي خون آشامي تبديل شده اند كه حق آزادي و حيات را از انسان ها سلب مي كنند و براي رهايي از اين مشكل به چاره انديشي افتاد تا اينكه بعد از رنسانس ره آورد انديشه بشري حكومت هاي مبتني بر دموكراسي بود كه در تجربه ثابت گشت مردم از اين نوع مترقي حكومت نيز سرخورده و دل سرد شده اند. شاهد بر اين مدعا اولا : عدم استقبال مردم از شركت در انتخابات است به گونه اي كه در بعضي كشورهاي اروپايي براي تنبيه افرادي كه در انتخابات شركت نكنند جريمه نقدي در نظر گرفته مي شود و. ثانيا : اعترافات نظريه پردازان جهان دموكراتيك حكايت گر به آخر خط رسيدن حكومت هاي مبتني بر دموكراسي است به عنوان نمونه « آلوين تافلر » مشاور سياستمداران آمريكا كه براي اصلاح جامعه ي جهاني نظريه « موج سوم » (14 )را ارائه كرده چنين اعتراف مي نمايد : « فهرست مشكلاتي كه جامعه ي ما(غرب ) با آن مواجه است تمامي ندارد. با ديدن فروپاشي پياپي نهادهاي تمدن صنعتي در حال نزاع به درون غرقاب بي كفايتي و فساد , بوي انحطاط اخلاقي آن نيز مشام را مي آزارد. در نتيجه موج ناخشنودي و فشار براي تغييرات فضا را انباشته است . در پاسخ به اين فشارها هزاران طرح ارائه مي شود كه همگي ادعا دارند اساسي و بنيادي يا حتي انقلابي اند , اما بارها و بارها مقررات و قوانين طرح ها و دستورالعمل هاي جديد ـ همگي به منظور حل مشكلات ما تهيه شده اند , كمانه مي كنند و بر وخامت مشكلات ما مي افزايند و اين احساس عجز و ياس را دامن مي زند كه هيچ فايده اي ندارد و موثر نيست . اين احساس براي هر نظام دموكراسي خطرناك است و نياز شديد به وجود مرد سوار بر اسب سفيد را هرچه بيشتر دامن مي زند » . (15 ) آري ! هرچه از عمر دنيا مي گذرد اين كلام نوراني جان تازه اي مي گيرد : « او (مهدي ) زمين را پر از عدل و داد مي كند همانگونه كه از ستم و بيداد سرريز شده بود و خداوند شرق و غرب جهان را براي وي , خواهد گشود ... » . (16 ) « درايام دولت او دنيا و اهلش در خوشي باشند » . (17 )
دومين مطلبي كه ظهور منجي و انتظار آنرا ثابت مي كند اين است كه انسان با هستي ارتباطي عميق و پيچيده دارد حتي كوچكترين حركت هايش بزرگترين رابطه را با عالم برقرار مي كند . (18 ) چنين دنياي پر از رابطه اي انسان رابه جستجوي ضابطه اي مي كشاند و در اين مسير آشكار مي شود كه نه علم و نه غريزه كفايت لازم را ندارند و فاقد كارايي هستند. و از طرفي ديگر , حركت آدمي با آن بلندپروازي هاي بي حسابش بدون عكس العمل نمي ماند و هستي نظام مند به وسيله انعكاس رفتارها انسان را تنبيه مي كند چه بسا در لحظاتي كوتاه مدت , ضربه اي را تجربه نكنيم ولي انحراف از نظام هستي در نهايت و درازمدت صدمه اش را خواهد زد آنهم صدمه اي نه در محدوده زندگي دنيا بلكه با نگاهي ديني بر انسان استمرار دارد. حتي بعد از مرگ نيز اين ضرر و زيان دامنگير انسان خواهد بود. اكنون با اين استمرار وجود انسان پيوند و ارتباطش با تمام جهان ناچار بايد انتظار طلايه داري الهي را كشيد كه بيايد تا مسير اين حركت را رهبري كند. حاصل آنكه انسان از طرفي ناچار است با جهان و نظام آن ارتباط داشته باشد و از طرف ديگر دراين ارتباط گسترده , يا بايد بي حساب حركت كند و عاقبت دچار صدمات آن شود يا اينكه پناهگاهي ديگر پيدا نمايد. پناهگاهي كه در سياهي جهل آدمي سپيده دمي را نويد دهد و شب تاريك انسان را نوراني كند و برنامه اي روشن را ارائه دهد. اين پناهگاه مهدي (عج ) است و ضابطه حركت در دوران غيبت در خط او بودن است (انتظار) و در زمان حضور در طاعت وي درآمدن .
- عنايات و كرامات حضرت ولي عصر(عج )
امام زمان (عج ) با توجهات و كراماتش در حق انسان ها , موجب تقويت ريشه هاي انتظار در عصر حاكميت غفلت مي گردد. آن رحمت واسعه حق , با هدايت اشخاص , حل مشكلات علمي علما , پيام دادن , ملاقات , نصيحت و موعظه , شفاي مريض ها , راه يابي گمشدگان تعليم ادعيه , دستگيري درماندگان , رفع گرفتاري ها و بلاها(19 ) ... اين نكته را تذكر مي دهد كه غم مخوريد يار مهر خواهد آمد. مهدي فاطمه (س ) با اين عنايات و كرامات خود مدام كام تشنه عاشقان را آبياري مي كند شايد در انتظار محبوب عارفان به خود آيند و با تلاش و ايجاد آمادگي و كوشش فراوان لياقت بهره مندي از حضرتش و حكومت جهاني اش را بيابند.
|