|
بايسته هاى تبليغ فرهنگ مهدوى-3 |
|
|
|
۲۳ تير ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 ابراهيم شفيعىسروستانى
اشاره : در قسمتهاى پيشين اين سلسله مقالات مهمترين نكاتى را كه مبلغان و مروجان فرهنگ مهدوى در فعاليتهاى تبليغى و ترويجى خود بايد مورد توجه قرار دهند، به دو دسته بايستههاى عملى و نظرى تقسيم و از »گسترش و تعميق ارتباط معنوى با امام عصر(ع)« به عنوان مهمترين بايسته عملى و از »شناخت همهجانبه فرهنگ مهدوى« به عنوان نخستين بايسته نظرى ياد كرديم. در اين قسمت از مقاله به بررسى برخى ديگر از بايستههاى نظرى مىپردازيم. 2. توجه به جايگاه و شأن رفيع امام عصر(ع) امام مهدى(ع) عصاره خلقت، خاتم اوصيا و وارث همه انبيا و اولياى پيشين است، چنانكه در يكى از زيارات حضرت صاحبالامر(ع) خطاب به ايشان عرض مىكنيم: السلام على وارث الأنبياء و خاتم الأوصياء... المنتهى إليه مواريث الأنبياء و لديه موجود آثار الأصفياء.1 سلام بر وارث پيامبران و خاتم اوصيا... آنكه ميراث تمام پيامبران بدو رسيده و آثار همه برگزيدگان در نزد او موجود است. آن حضرت چنان مقامى در نزد پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) دارند كه خطاب به ايشان از تعبير »پدر و مادرم به فداى او« استفاده كردهاند، از جمله در روايات زير كه از پيامبر اكرم(ص) و امام على(ع) نقل شده، آمده است: بأبى و أمّى سميّى و شبيهى و شبيه موسى بن عمران، عليه جيوب (جلابيب) النور يتوقّد من شعاع القدس.2 پدر و مادرم به فداى او كه همنام من، شبيه من و شبيه موسى بن عمران است، بر او جامههايى از نور است كه از پرتو قدس روشنايى مىگيرد. بأبى ابن خيرة الإماء... .3 پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان... . امام راحل نيز در بيان جايگاه و شأن بىمانند امام مهدى(ع) در عالم هستى مىفرمايد: من نمىتوانم اسم رهبر روى ايشان بگذارم، بزرگتر از اين است. نمىتوانم بگويم كه شخص اول است، براى اينكه دومى در كار نيست. ايشان را نمىتوانيم با هيچ تعبيرى تعبير كنيم، الّا همين كه مهدى موعود(ع) است.4 با توجه به همين مقام و مرتبت رفيع امام عصر(ع) است كه در روايات، به كلمات و عبارتهاى خاصى براى عرض سلام و ارادت به پيشگاه آن حضرت سفارش شده است. از جمله در روايتى كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده، مىخوانيم: من أدرك منكم قائمنا فليقل حين يراه »السلام عليكم يا أهل بيت النبوة و معدن العلم و موضع الرسالة«.5 هر كس از شما كه قائم ما(ع) را دريابد، پس بايد به هنگام ديدار با او بگويد: »سلام بر شما اى خاندان نبوت و معدن علم و جايگاه رسالت«. در روايت ديگرى كيفيت سلام دادن مردم به آن حضرت در زمان ظهور چنين بيان شده است. لايسلّم عليه مسلّم إلّا قال: »السلام عليك يا بقية اللَّه فى أرضه«.6 هيچ سلام دهندهاى بر آن حضرت سلام نمىدهد، مگر اينكه مىگويد: »سلام بر تو اى باقىمانده خدا در زمين«. مطالعه سيره و اقوال علما و بزرگان نيز نشان مىدهد كه آنها نهايت ادب و احترام را نسبت به حضرت صاحبالامر(ع) رعايت و از هر سخن و عملى كه در آن اندك شائبه بىتوجهى به جايگاه و شأن آن حضرت وجود داشت، پرهيز مىكردند. در اينباره حكايت زير كه از مرجع عاليقدر حضرت آيةاللَّهالعظمى صافى گلپايگانى در زمينه ادب و احترام حضرت آيةاللَّهالعظمى بروجردى نسبت به امام عصر(ع) نقل شده، بسيار خواندنى است: يك روز در منزلشان مجلسى بود، در آن مجلس شخصى با صداى بلند گفت: براى سلامتى امام زمان و آيةاللَّه بروجردى، صلوات! در همان حال، ايشان كه در حياط قدم مىزد. با شتاب و ناراحتى به طرف در بيرونى آمد و با عصا محكم به در زد، بهطورى كه آقايانى كه در بيرون بودند، ترسيدند كه نكند اتفاقى افتاده باشد. چندين نفر به طرف در اندرونى رفتند كه ببينند چه خبر است؟ آيةاللَّه بروجردى گفتند: »اين كه بود كه اسم مرا در كنار نام مبارك امام زمان(ع) آورد؟ اين مرد را بيرون كنيد و به خانه راهش ندهيد.7 براساس آنچه گفته شد، بر همه مبلغان فرهنگ مهدوى، اعم از نويسندگان، سخنرانان، شاعران، مديحهسرايان و... لازم است كه در نوشتهها، گفتهها، سرودها و به تعبير عامتر در كليه فعاليتهاى تبليغى و ترويجى خود، نكات زير را مورد توجه جدى قرار دهند. 2-1. خوددارى از بهكار بردن كلمات و تعابيرى كه شايسته جايگاه و شأن رفيع امام عصر(ع) نيست؛ 2-2. رعايت نهايت ادب و احترام به هنگام بر زبان راندن نام آن حضرت و ياد كردن از ايشان؛ 2-3. ذكر سلام و صلوات پس از نام بردن از آن حضرت و برخاستن به هنگام بيان نام خاص ايشان. 3. پرهيز از طرح مطالب سست، واهى و بىاساس مرورى اجمالى بر صدها كتاب روايى، كلامى، تاريخى و... كه محققان و دانشمندان شيعه و اهل سنت از سالها پيش از تولد و غيبت امام دوازدهم تا كنون در اين باره نگاشتهاند8 و نگاهى گذرا به حدود ششهزار روايتى كه از پيامبر اكرم(ص) و ائمه اهل بيت(ع) در زمينه موضوعات مختلف مرتبط با امام عصر(ع) وارد شده،9 نشان مىدهد كه اعتقاد به امام مهدى(ع) به عنوان آخرين حجت الهى و منجى آخرالزمان، در معارف اسلامى از چنان مبانى و پايههاى عقلى و نقلى استوار و خللناپذيرى برخوردار است كه راه هرگونه انكار و ترديد را بر مخالفان اين انديشه مىبندد و مدافعان اين انديشه را نيز از دست يازيدن به مطالب سست، واهى، خيالى و خواب و رؤياهاى بىاساس براى اثبات حقانيت اين انديشه بىنياز مىسازد. حضرت آيتاللَّهالعظمى فاضل لنكرانى در پيامى به »دومين جشنواره برترينهاى فرهنگ مهدويت« در اين زمينه مىفرمايد: در اينجا تذكر اين نكته را لازم مىبينم كه در اين وادى اهل فكر و تحقيق بايد معارف را به صورت ناب و خالص و به دور از هرگونه حشو و زوايد در اختيار مردم قرار دهند. بايد از بيان امور سست و واهى و چه بسا كذب كه اساس اعتقاد مردم را متزلزل مىكند اجتناب نمايند. در تثبيت حقيقت امامت هيچ نيازى به بيان رؤياهاى كاذبه و حوادث غير صحيح نيست. بايد در منابر از جذبههاى واقعى ولايت و آثار و كرامتهاى مسلّم الثبوت و حقيقى آن استفاده نمايند و به بيان ديگر بايد به دنبال تحكيم عقايد باشيم و نه فقط برانگيختن احساسات، كه آن امرى است غير پايدار و گذرا.10 تكيه بر مطالب سست و بىبنيادى چون خواب و رؤيا براى ترويج و تبليغ فرهنگ مهدوى، نه تنها مردم را همواره در سطحى نازل از ايمان و آگاهى قرار مىدهد، بلكه اعتقاد و باور آنها را نيز بسيار شكننده و آسيبپذير مىسازد؛ زيرا مردمى كه تنها با بيان يك خواب و رؤيا جذب موضوع مهدويت مىشوند، با وقوع اندك خدشهاى در اين نقلها دچار تزلزل و سردرگمى مىگردند. با عنايت به مطالب ياد شده بر همگان لازم است كه در تبليغ و ترويج فرهنگ مهدويت و انتظار، به نحو شايستهاى به نكات زير توجه كنند: 3-1. تلاش در جهت دفاع عقلانى از انديشه مهدويت و انتظار و تبيين هر چه بهتر و دقيقتر مبانى اين انديشه؛ 3-2. دقت و مراقبت كامل در نقل مطالب و مباحث مهدوى، به ويژه حكايتهاى مربوط به تشرفات، و توجه به منابع و مستندات مطالب و مباحث نقل شده؛ 3-3. پرهيز از مطرح ساختن خواب و رؤياهايى كه پايه و اساس محكم و متقنى ندارند، هر چند بسيار جذاب و اثرگذار باشند.
|